اصول موفقیت ۱۹تا۲۷

اصول موفقیت

19. اطمینان

• بزرگترین صفت انسانی است و سنگ بنای شخصیت انسانی است. بیش از هر جای دیگری از تولد تا ۱۴ ماه یا ۱۸ ماه اول زنگی شکل و فرم میگیره.

• شما در کودکی به یکی از این ۲ نتیجه یا نگاه میرسید که:

o جهان گلستانی است که برخی از خارها گل دارند.

o جهان خارستانی است که برخی از خارها گل دارند.

میدونیم آدمی که جهان را گلستان میبینه برخی اوقات در ارزیابیهاش اشتباه میکنه و زمین میخوره و در ۹۰ سال عمرش ۹ سال رو زمین بخاطر آسیبها افتاده. ولی ۸۱ سال داره زندگی میکنه.

در حالیکه انسان شکاک با نگاه خارستان به جهان تمام ۹۰ سال را رو زمین خوابیده و بجای اینکه زمین بخوره زمین گیر شده. بسیار طبیعی است که آدمی که اطمینان میکنه برخی اوقات آسیب میبینه ولی آدمی که اطمینان نمیکنه همیشه به خودش آسیب میزنه.

• من اگر به خودم اطمینان دارم، به شما هم دارم، و اگر به شما اطمینان دارم، به خودم هم اطمینان دارم، و اینکه من به خودم اطمینان دارم و به دیگران اطمینان ندارم، درست نیست. لذا آدمهایی که به دیگران اطمینان ندارند را میبینید که در زندگیشون هیچ کاری رو نه به درستی شروع کردند نه به درستی ادامه دادند و نه به درستی تموم کردند چون به خودشونم اون اطمینان رو نداشتند.

• اگر در دنیای ذهنتون و خیالتون فکر میکنید که شاید بشه یا نشه اشکالی نداره اما وقتی که به عمل یا رفتار میرسه باید باور کنید که حتما خواهد شد.

 

20. ایمان یا باور

• اولا موضوعات علمی و واقعی و حتی فلسفی موضوعات باور و عقیده و نظر و سلیقه شخصی نیستند. من نمیتونم بگم به نظر من دو دو تا میشه ۴ تا. یا نمیتونم بگم من به دارو یا دکتر باور ندارم…. لذا اول باید فهیمد که موضوع ایمان یا باور بیشتر مربوط به موضوعات مذهبی است.

• از طرف دیگه میدونیم ایمان از لغت امنیت میاد. در واقع آبی است که بر روی آتش اضطراب در وجود ما ریخته میشه. در واقع همین کار رو مواد مخدر هم بصورت لحظه ای با ما میکنه.

در این نگرش ما به آتش به عنوان یک عامل مخرب نگاه میکنیم که باید خاموش شود. درصورتیکه بهترین کار اینست که ما از این اتش به عنوان یک نیروی محرکه برای پیشرفت حرکت و گرما و انرژی استفاده کنیم. به هر حال باید دانست ایمان به عنوان اصل راهنماست. یعنی باور داشتن یا مطمئن بودن یا ایمان داشتن زمینه ای رو فراهم میکنه که همیشه برای ما چراغی روشن باشه تا شب تاریک روز بشه.

• اما این باور یا اعتقاد یا ایمان باید

o واقعی باشه

o پویا باشه

o کاملا در زمینه های مختلف و حتما در یک مورد تغییر پیدا کنه و متغیر باشه

o حتما مفید و نتیجه دار باشه

به صرف ایمان داشتن آدم به جایی نمیرسه. یکی از باورهای غلط در فرهنگ ما این است که بالاخره آدم باید به یک چیزی ایمان داشته باشه. مثلا آدم به یک چوب خشک هم ایمان داشته باشه خوبه. در صورتیکه فاجعه اینجاست. انسان قرار است به یک چیز خوب و درست ایمان داشته باشه. در حالیکه فجایع تاریخ به دست ایمان دارانی صورت گرفته که باور و اعتقاد خوب و درستی نداشتند.

ایمان به تنهایی خطر بسیار جدی است در حالیکه ایمان به یک چیز خوب و درست و مفید امنیت واقعی رو می آورد. بنابراین باید به جهان وطبیعت و انسان و خود باور و ایمان داشت. به اینکه اگر کار را به درستی انجام دهیم به نتیجه میرسیم باید باور داشت. مهم این نیست که برخی اوقات به نتیجه نرسیم به دلیل اینکه دلائلی داره که باید اونها رو شناخت. اما این بسیار متفاوته که ما به هیچ چیز باور نداشته باشیم. اما باز تکرار میکنم که ایمان به چیز بد و خطرناک فاجعه آور است.

 

21. آزادی و آزادگی

• میدانیم پیچیده ترین موضوع فلسفی مذهبی و علمی موضوع آزادی است.

• آزادی ابدا به معنای بی قانونی نیست. بلکه به معنی انتخاب قانون درست و انتخاب قید و بند درست و حتی به معنی انتخاب زندان درست است.

• آزادگی به این معنی است من کمی از جهان به اندازه ۵ درصد را بد و غلط میدانم و کمی از جهان را حدود ۵ درصدخوب و درست میدونم و ۹۰ درصد جان را مفهوم تفاوت میدونم. مثل لباس پوشیدن که موضوع تفاوت است. نه موضوع خوب و بد و درست و غلط بودن . نگاه سیاه و سفید به دنیا انسان را از پا در می آورد. زیرا در ۴۰ سالگی ما را به اونجا میرساند که بیش از ۹۵ درصد دنیا بد است و غلط . که در اونجاست که:

o یا به سراغ مواد مخدر میرویم

o یا باور پیدا میکنیم که همه چیز باید نابود شود

o یا گوشه انزوا می گیریم

o یا خودمونو مشغول کار بیش از حد یا درس بیش از حد یا مذهب بیش از حد می کنیم

تا از این طریق خودمونو بی حس و احساس کنیم و در نتیجه بدی جهان رو حس و احساس نکنیم.

• لذا انسانهای موفق آدمهای آزاد و آزاده ای هستند.

 

22. بخشش

• تنها و تنها یک راه و جاده انسان را از جهنم موجود به بهشت موعود میبرد و آن جاده بخششه.

• بخشش به معنی پذیرفتن رفتار اشتباه خود و دیگری است.

• پذیرفتن اینکه باید برایش کاری کرد که با گذشت و تحمل و فداکاری متفاوت است. زیرا در تحمل و فداکاری ما رفتار بد و غلط دیگری رو تحمل میکنیم از او آدم بدتری میسازیم. او را به کار بد تشویق میکنیم خودمونو اذیت میکنیم. در نتیجه به خودمون و دیگران آسیب میزنیم.

• گذشت و تحمل فداکاری در تحلیل نهایی وجود ندارد. در واقع ریشه تمام اینها در نادانی ناتوانی و نیازمندی و نگرانی است.

• اما مفهوم بخشش این است که من اشتباه خودم و دیگری را میفهمم و از آن می آموزم و اون رو پشت سر میگذارم. مثلا اگر به من چاقو خورده، خودمو به دکتر میرسونم، و ازش میخوام که زخم منو خوب کنه، و من نمیخوام چاقو رو نگه دارم تو بدنم، تا بتونم آدم بدی باشم، و بد بودن دیگران را نشان بدهم، و دلیل و توجیهی برای بد بودن خودم داشته باشم، و موجب آزار خودم و دیگری بشوم.

• اگر نمیبخشید بدبختید.

 

23. ارتباط موثر

• ارتباط فقط گفتار نیست بلکه رفتار هم هست. ارتباط در تحلیل نهایی به معنی بیان حس و احساس و بیان باور و اندیشه و نظر بدون رعایت اینکه خوب یا بد یا درست یا غلط است. یا اینکه من چگونه به نظر میرسم حتی در روابط زناشویی و دوستی اون زمانیکه نام صمیمیت به خودش میگیره. من اول حرف میزنم بعد فکر میکنم نه اینکه اول فکر میکنم و بعد حرف میزنم.

• من روزی قرار است اول فکر کنم و بعد حرف بزنم که وحشت دارم از خطری که منو تهدید میکنه. یا مقاومت و مخالفتی که موجب میشه یا درد و رنجی که برای خودم و دیگران درست میکنه . در حالیکه در مفهوم صمیمیت آماده ام که حرف خودم رو تغییر بدهم و سپاسگزار اون آدمی باشم که حرف منو شنید و باعث شد من اشتباه خودمو بفهمم. چون برخلاف تصور، ما در مغزمون ضبط صوت نداریم که پخش کنه بلکه ماشین تایپی داریم که هر وقت شما سوالی دارید شروع میکنه به تایپ کردن.

• بنابراین من قرار است حرفمو بزنم تا خودم حرف خودمو بفهمم و دیگران منو بفهمند

• لذا پدر و مادری داشتن ۲ گوش شنواست، نه زبان گویا و بچه ها باید آنقدر حرف بزنند تا خودشونو بفهمند، و روزی که ما پدر مادرها زیاد حرف میزنیم، آنها هیچوقت خودشونو نمیفهمن، لذا وقتی به نوجوانی یا بزرگسالی میرسند، گم و گیج هستند و نمیدانند درست و غلط و خوب و بد چیست و امکانات و توانایی هایشان کجاست.

• ارتباط موثر معنایش بیش از گفتن موضوع شنیدن است.

• بیش از موضوع فهماندن به دیگران موضوع فهمیدن است.

• نه حتی فهمیدن دیگری، بلکه فهمیدن خود، که حداقل بدونم خودم کجا ایستادم و کی هستم و چی هستم. تا ابراز نکنم خودمو نمیبینم .ما به مانند چشمیم تا زمانیکه از آینه استفاده نکنیم همه را میبینیم به غیر خودمون.

• بنا بر این ارتباط موثر معنایش این است که من میتونم در ارتباط با دیگری خودمو بهتر و بیشتر بفهمم و ظرفیت و توان این رو پیدا میکنم که بتونم به هدف هایی که دارم برسم.

• لذا همینجا میبینیم که برخی از مردم ارتباطشون بیشتر از طریق چشم است. یعنی دیگران را باید ببینند یا حتی کتاب را باید بخونند و برخی از طریق گوش و برخی باید لمس کنند.

• مهم این است که ما در گیر ارتباط های غیر کارکردی نشویم که ۴ نوع هستند:

o تعارف و تظاهر و دروغ و فریب : که هرچی تو بگی همونه و من مهم نیستم

o سرزنش کردن : تقصیر تو بود گناه تو بود

o حرف حسابی زدن : این حرفها در واقعیت جایی ندارد. مثلا بگوییم باید مهربان بود یا باید برادر بود یا ما هموطن هستیم. لذا گفتن این حرفها هیچ فایده ای ندارد .

o پرت و پلا گفتن : به طرف میگوییم چرا دیر آمدی؟ جواب میدهد تو برو اول یک فکری برای جراحی بینی ات کن بعد به من این را بگو.

• در ارتباط باید اول خواستتون مشخص و معین باشه. یعنی اینکه هرکسی بفهمه شما چی میخواهید . در حالیکه بسیاری از ما یکجوری حرف میزنیم که میگیم طرف خودش باید بفمه .

• در ارتباط باید بدانیم چی میدونیم و چی میخواهیم و چی میتونیم و این خواسته را اگر میخواهیم با دیگری در میان بگذاریم. در ارتباط ما چیزی رو باید از دیگری که بخواهیم که لااقل برای او هم جالب باشه و ارزش و اهمیتی داشته باشه. نکته مهم اینست که تا نگرفتیم همچنان بخواهیم.

• بسیاری از مردم تا جواب را نگیرند از پا نمی ایستند. بسیاری دیگر مثلا وقتی که میبینند تلفن مشغوله منصرف میشوند. لذا بسیاری از مردم جواب نه را به عنوان جواب آخر نمیپذیرند حتی به عنوان جواب اول هم نمیپذیرند. بلکه به عنوان جوابی مثل اینکه اشتباه شده به ان نگاه میکنند و تا زمانیکه به هدفشون نرسند اون را رها نمیکنند.

آدمهای موفق ذر اونجایی که باید و یا درسته و یا حق دارند تا آخر می ایستند. هم در احقاق حقشون و هم در درخواستی که دارند

• ناپلئون هیل Napoleon Hill یک جایی میخواست کار بگیره. اول نامه نوشت. بعد تلگراف فرستاد. و بعد هر روز فرستاد. و بعد هر ساعت یک تلگراف میفرستاد. تا به اون فرد این پیامو بده من این شغل و کار میخوام . تا اینکه بسیاری از ما در منزل نشستیم و انتظارمون این است که خوب چرا نمی آیند مارا کشف کنند.

بسیاری از دوستان گله و شکایتشون این است که پسر و دختری برای ازدواج نیست. اما اگر بپرسی برایش چه کار کردی؟ میگویند هیچ چون منتظر هستند کشف شوند.

 

24. به تاخیر انداختن لذت و پاداش

• ما از تولد تا ۱۴ ماهگی بلافاصله احتیاجاتمون باید پاسخ داده بشه. بین ۱۴ تا ۲۴ ماهگی باید نیازهای ما براورده بشود. ولی بین ۲ سالگی تا ۵ سالگی تقریبا هر وقت یک چیزی میخواهیم باید به ما بگویند کمی صبر کن ولی حتما اون کارو برای ما انجام بدهند و در اینصورت میشود که من میتوانم لذت و پاداش را به تاخیر بیندازم تا به فردا و آینده خوش بین و امیدوار باشم تا بتونم درد را امروز ببرم و لذت را فردا.

• لذا مساله اصلی و اساسی انسان اینست که اگر به من و شما ۷ دلار میدهند و میگویند برای ۷ روز ماست امروز ۱ دلارشو خرج کنیم. در اینصورت کمترین رنج رو میبیریم. و بیشترین لذت .

درصورتیکه انسان نا موفق یا روز اول ۷ دلار را خرج میکنه یا بخاطر ترس و نگرانی تا ۶ روز هیچ پولی خرج نمیکنه و همه را پس انداز میکنه.

بنا براین مشخصه آدم موفق به تاخیر انداختن لذت و پاداشه نه اینکه ان را کنار بگذاریم نه اینکه آن را پس انداز کنیم برای روز مبادا .

چون غالب اوقات این پس اندازها نشانه نا امیدی و گرفتاری و نگرانی ماست ولی اصولا درامد و هزینه را تفکیک و تقسیم کردن بهترین کار است. زیرا که درد امروز با درد فردا و لذت امروز با لذت فردا برابر است و اون کسانی که مجبورند لذت رو از قبل داشته باشند معمولا به دنبال کاری نمیروند و کارهاشون معمولا پشتوانه ای نداره.

 

25. عادات مطلوب

• امروز گفته میشود که کار پرورش و تعلیم و تربیت ایجاد عادات مطلوب در کودک است. به تدریج این عادتها به مرحله نا آگاه میرسه و بصورت اتوماتیک در وجود من عمل میکنه. مانند رانندگی کردن که بعد از یک مدتی کاملا ناآگاه میشود.

• تمام آدمهای موفق عادات مطلوبی دارند مانند عادت در مطالعه یا ورزش یا شنیدن چیزهای غیر عادی یا دیدن فیلم یا عادتی که در خواندن کتابهایی که ابدا به آنها باور ندارند و آنها رو چرند و پرند میدونن فقط به این خاطر که اون تنگ نظری و بستن چشم خود را تغییر بدهند و از جایگاه دیگران به خودشون و موضوعات نگاهی داشته باشند.

 

26. راستگویی و درستکاری

• در بسیاری موارد انسان راستگو کمترین آسیب و هزینه را میبینه و میزنه.

• وقتی ما اصول اخلاقی را رعایت نمیکنیم، بدن آسیب میبینه و تا اونجا میدونیم که وقتی دروغ میگویید تقریبا ۳۰ جای بدن آسیب میبینه.

• اصولا در بازار مساله اعتماد و اطمینان که به اعتبار فرد معروف است به مساله راستی و درستکاری مرتبط است. در نتیجه آدمهای موفق راستگو و درستکار هستند.

• برخی از ما به دلیل آسیبها همیشه دنبال میانبر و تقلب هستیم و همیشه میخواهیم قسمتی از کارها را انجام ندهیم لذا غالب اوقات اینجا و اونجا آسیب میبینیم.

 

27. معنی و مقصود

• بعد از فرانکل دریچه ای به دنیای علم باز شد که انسان باید جهت و هدف داشته باشه. اما وقتی زندگی معنا و مقصود پیدا میکنه موضوع هدف به عنوان یک چالش برای بهتر و برتر کردن ما از آن در می آید و اصولا کل زندگی را دگرگون میکنه.

• انسانی که معنی و مقصود زندگیش را پیدا نکرده دیر یا زود متوجه میشه درگیر کارهای تکراری شده،  کارش فقط در چارچوب رفع احتیاج و نیاز هست و تکاملی در آن نیست. در نتیجه میتونه از پا در بیاد. افراد تا زمانیکه مقصود و معنایی در زندگیشون هست تلاش و کوشش میکنند.

• اینکه انسان دست از تلاش و کوشش بردارد و یا کار بد بکند و به جمع بدکاران ملحق بشه دقیقا نشانه از دست دادن مفهوم معنا و مقصود در زندگی است. و تبدیل میکنه انسان را به موجودی که حداکثر به دنبال رفع نیازهای فیزیکی و مادی و دست یافتن به امنیت است، تبدیل میکند.

ناپلئون هیل وقتی ۲۵ سال به دنبال این بود که ببینه چرا ۲۵۰۰ نفر ثروتمند شدند . یکی از اون موارد مهمی که درباره همه اونها بطور مشترک دید این بود که همه اونها میگفتند ما در زندگی بیش از آن چیزی که از دیگران گرفتیم به اونها دادیم. یعنی هیچ وقت بدهکار کسی نبودیم. یعنی اگر همه کالایی را میخریدند ۱۰ دلار و میفروختند ۲۰ دلار ما میخریدیم ۱۰ دلار و میفروختیم ۱۵ دلار. یعنی هرکس که به مغازه و محیط کار من می امد ۵ دلار بدست می آورد و هرگز به این فکر نبودند که چون تنور داغه باید نون رو چسبوند و چون مردم نمیدونند، باید ازشون استفاده و سوء استفاد کرد. این کارها در کوتاه مدت میتونه انسان را برنده کنه ولی در آخر کار بازنده خواهد کرد

• پس تو زندگی هیچ وقت شما نمیتوانید از نادانی و ناتوانی و محدود بودن دیگران علیه اونها استفاده کنید و اگر بیش از آنچه میگیرید نمیدهید تو زندگی از پا در می آیید. لذا وقتی شما دندانپزشکید یا مکانیک یا غیره هستید، در مقام مقایسه کارتان با دیگران هزینه کمتری از مراجعان خود دریافت میکنید. لذا همیشه احساس لذت و رضایت را دارید. که در کاری که میکنم خودم هم در اون شرکت دارم و اصولا من به دنیایی تعلق دارم که کار درست و خوب را فقط و فقط و فقط به دلیل اینکه درست و خوبه انجام میدم حتی وقتی که بی فایده است یا به من آسیب میزنه .

در صورتیکه اگر من کار درست و خوب رو انجام میدم بخاطر فایده اش یا نتیجه اش یا بخاطر اینکه از این دست میدهم تا از آن دست در طبیعت پس بگیرم یا اینکه در این دنیا میدهم تا در عوض اون دنیا بگیرم نشان دهنده این است که من یک تاجرم یا معامله گر و یا حقه باز که فکر میکنیم در صورت دادن ۱ دلار در جایی میتوانم به اندازه ۱۰ دلار بدست بیاورم و در اینجاست که تمام مایه وجودی انسان را میگیرد.

• مفهوم ایثار ویژگی انسان سالم و خوشبخت و حتما عشق است. یعنی من اونچه که خوبه و درسته و دوست دارم و اون چیزی که موجب رشد و تکامل منه را با اشتیاق برای تو انجام میدهم. حتی سپاسگزار و ممنون تو هستم که اجازه دادی این کار را بکنم و هیچ توقع و انتظاری از تو یا دیگران یا خدا ندارم. اینکه تو جبران یا تشکر میکنی موضوع تو هست و به من ارتباط ندارد و حتی من این نیکی را انجام نمیدهم که ایزد در بیابانم دهد باز.

• اشتیاقی سوزان برای کمک به دیگران در خود ایجاد کنید . اگر بخشی از دارائیتان را با دیگران سهیم شوید بر دارائیتان افزوده میشود . هرچه بیشتر با دیگران سهیم شوید بیشتر خواهید داشت. البته یادتان باشد بسیار بسیار بسیار بسیار مهم است که بدون انتظار و توقع متقابل این کار را انجام دهید و الا شکست خواهید خورد.

• بنا براین آنچه را که خوب و مطلوب است با دیگران سهیم شوید و آنچه را که بد و نامطلوب است برای خودتان نگه دارید.

• بدانید و بدانید آنچه را که با دیگران سهیم میشوید زیاد میشود و آنچه را که با خودنگه میدارید نقصان میگیرد.

• ترانه مشهوری است که با این جمله آغاز میشود که : طالب خوشبختی هستم اما نمیتوانم خوشبخت باشم مگر اینکه تو را هم خوشبخت کنم.

• از جمله مطمئن ترین راه های رسیدن به خوشبختی خوشبخت کردن دیگران است.