اصول موفقیت ۳۷تا۴۵

اصول موفقیت

37. خواب

• در بسیاری از فرهنگها خواب رو یک پدیده بد و منفعل و ایستاده میبینند، در حالیکه خواب یک مرحله ای از مغز ماست که بسیار پویا و فعال است، تا اونجا که خوابِ بد موجب بیداریِ بد و زندگیِ بد است. یعنی هر کس خوابِ خوبی نداره زندگی و بیداری خوبی نداره.
• ما قرار است هر شب یک ساعتی بخوابیم و زنگ ساعت را برای زنگ خواب داشته باشیم که در آن ساعت بخوابیم نه اینکه زنگ خواب برای بیدار کردن ما باشه و درستش این است که ما به اندازه بخوابیم بطوریکه صبح بصورت طبیعی بیدار شویم.

• همه ما هر شب خواب میبینیم و اگر دو یا سه شب خواب نبینیم، همانطور که در کارهای علمی میکنند، و آدها رو بخواب میبرند، و زمانیکه میخواهند خواب ببینند اونها رو بیدار میکنند و نمیگذارند اونها خواب ببینند، بعد از سه روز ما دچار افسردگی کامل میشیم و اگر این کار به ۵ یا ۶ روز بکشه میمیریم.

انسان بیش از آنکه بخاطر خستگی فیزیکی به خواب احتیاج داشته باشه بخاطر فعالیت مغز و دفع روانی به خواب نیاز داره تا بتونه اضافاتی که تو وجودش هست رو به بیرون بریزه.
۷ و نیم ساعت برای آدمهای بین ۲۰ تا ۶۰ سال بهترین میزان خواب است یعنی ۵ دوره ۹۰ دقیقه است که امواج مغزی از سبک به سنگین و بعد به سبک و بعد به رویا میرسه. لذا در ۹۰ دقیقه اول ما بین ۵ تا ۶ دقیقه خواب میبینیم . در دوره بعدی ۸ تا ۱۰ دقیقه و در ۹۰ دقیقه سوم حدود ۱۲ دقیقه و در دوره چهارم ۱۵ تا ۱۸ دقیقه و در دوره آخ حدود ۲۵ دقیقه است .

• لذا همه انسانها هر شب که میخوابند رویا دارند. حدود ۷۵ تا ۹۰ درصد خوابها جنبه بد و منفی دارند. یعنی اکثر رویاهای همه ما در خواب بد است .

• نکته مهم اینست که اصولا علاوه بر مهم بودن کمیت خواب که مقدار ساعت خواب است، کیفیت خواب نیز اهمیت دارد. بدین معنی که ما خواب عمیق و سنگین داشته باشیم یعنی ما ۲۰ تا ۳۰ دقیقه خواب سنگین که امواج مغزی بین نیم تا چها سیکل در ثانیه هستند رو داشته باشیم. صبح که بیدار میشیم خوابمون یآدمون نمیمونه.
لذا مهمترین معیار برای سنگین بودن خواب اینست که با توجه به اینکه همه ما هرشب در خواب رویا میبینیم . رویا را به هنگام بیدار شدن به خاطر نیاوریم . لذا اگر من صبح خوابم یآدم میاد نشون میده خواب من سبک بوده. که این یا دلائل فیزیکی داره. و یا دلائل روانی این خواب سنگین از طریق دارو هم بدست نمی آید. برای اینکه درست برعکس داروها خواب سنگین را از بین میبرند و یا به دلیل اینکه سنگینی کاذبی بوجود می آورند میتوانند اگر فرد مشکل تنفسی در خواب داره ( sleep apnea) ممکنه باعث بوجود امدن سکته شوند. لذا اگر کسی خواب سنگین نداره باید مشکل فیزیکی یا روانی را حل کرد.

• 1-بهتر است رعایت اصول فیزیکی را بکنیم از قبیل نخوردن چیزهای ترش یا یخ یا تند یا چرب یا چای، قهوه ، شکلات یا نوشابه حدود ۴ یا ۵ ساعت قبل از خواب که خوردن اینها روی بیشتر آدمها اثر عمیق وسنگین داره و تازه روی اونهایی که هم میگویند اثر ندارد در خوابشان موثر بوده و کیفیت خواب را کاهش میدهد.
مواد مخدر همه از جمله سیگار بی خوابی بوجود می آورند و فقط و فقط مشروب است که موجب میشود آدمها به خواب میروند و بعد از ۴ یا ۵ ساعت بیدار میشوند و مشکل برگشت و بازگشت به خواب رو دارند.

• 2-بدن داره به شما یک پیام ویژه ای را میدهد. که موضوع جدی وجود دارد. که شما نسبت بهش بی اعتنائید. درست مثل تب و درد که به ما نشون میده یک جا اشکال جدی وجود داره.
لذا رویا وقتی به صحنه اگاه ذهن میاد یک پیامی داره با خودش که ممکنه سیستم رو از نظر روانی در خطر میبینه لذا پیام ویژه ای را ضمیر نا آگاه من میخواهد مخابره کند که تنها فرصتی که پیدا کرده از این طریقه که باید بهش توجه کرد و به همین جهت است که رویا تعبیر داره اما مربوط به آینده نیست بلکه مربوط به گذشته و من است و حتی اگر رویای من مربوط به حوادث آینده است، بخاطر آنچه که مربوط به آینده در حال حاضر ذهن من را مشغول کرده موضوع رویای من میشود. یا اگر من افسردگی یا اضطراب یا خشم شدیدی دارم همه این مسائل روانی میان و خواب منو به هم میریزند.

• 3-اما احتمال مشکل سوم در وقتی رویا اتفاق می افته و ما وارد مرحله Rapid eye movement sleep rem میشیم . اینه که تقریبا عضلات حرکتی از کار بیفتند و ما تقریبا وارد مرحله بی حسی میشیم . یعنی ممکنه من در رویا لگد میزنم و داد میزنم اما چون عضله زبان و پای من از حرکت افتاده . من در حالیکه دارم خواب بد میبینیم حرکتی ندارم .
بچه ها بین ۷ تا ۱۵ سالگی برخی از اوقات چشم یا دست یا زبونشون وارد اون مرحله نمیشند . برای همین ممکنه در خواب راه بیفتند و برای همین باید بدونیم اون خوابه و نباید بیدارش کنیم. چون ممکنه بیفته و بخاطر همین بهش میگیم پسرم یا دخترم برگرد برو به رختخوابت و کمکش میکنیم . اونم میره و فردا صبح که بیدار بشه اصلا چیزی یادش نمیاد ولی بعد از ۱۵ سالگی قرار نیست ما به نوعی خوابمونو بیان کنیم و حرف بزنیم یا راه بیفتیم و این نشون میده فرمانیکه مغزتون صادر میکنه به نوعی به همه عضلات داده نمیشه که شما نباید عمل کنید بنابراین شما عمل میکنید.
لذا یک اشکالی در بیوشیمیایی مغز وجود داره. البته در یک دلیل دیگه وقتی شما کابوس میبینید و مغز بخاطر خوابهای وحشتناک که داره میبینه پیامی میده که باید کاری کنی. لذا اگر خوابی واقعا وحشتناک میبینید میتونه دلیل بیداری شما باشه.

• به هر حال وقتی شما زیاد کابوس میبینید، یعنی صبح که از خواب بلند میشید، کابوسهاتون یادتون میاد، باید بدونید بدن فیزیکی و روانی شما داره فریاد میزنه که تو از من مواظبت و مراقبت نمیکنی.

• بیشتر آدمها ساعات خوابی دارند و هرکسی به یک مقدار ساعت خواب مثلاً ۵ یا ۱۰ ساعت خواب نیاز دارند. ادیسون ۳ ساعت میخوابید و انیشتن تا ۱۲ ساعت نمیخوابید نمیتوانست کاری بکند. اما مشکل این است که اگر خواب کمتر باشد خطر اینکه ما با بیماری یا عمر کوتاه تری روبرو بشویم زیاد است و اگر خواب بیش از حد زیاد باشد احتمال این را دارد که با زمینه افسردگی یا فشار های دیگر روانی همراه است.

• مهم این است که یکسره تا صبح بخوابیم و بین خواب بیدار نشویم.
• مهم این است که درجه حرارت بین ۲۰ تا ۲۲درجه باشد.
• همچینین مهم این است که لباس یا پتوی روی ما کار تنفس ما را دچار اشکال نکند.
• انتخاب و اندازه درست بالشت مهم است
• از خوردن قرص خواب بدون تجویز پزشک باید خودداری کرد
• سروصداهای بیرون عواملی هستند که خواب رو دچار اشکال میکنند.

• بنابراین خواب را باید بسیار جدی گرفت ومیدانیم که وقت خواب شب است که دلایل فراوانی از جمله امواج خورشید را دارد و باید بدانیم که شب بیداران روز خواب که یکی از دلایل آن داشتن بیماری دو قطبی است مشکلات روانی فراوانی برای خود درست میکنند.

• وقتی اطلاعات زیادتری در طول روز به مغز شما وارد میشود، مثلا اگر در یک روز شما به سمینار و کنفرانسی بروید، شما به خواب بیشتری نیاز دارید. برای اینکه باید اطلاعات رو ببرید سر جای خودش قرار دهید

• ۵ تا تئوری از زمان فروید و یونگ مطرح شده که مطالعات علمی دقیقا نشان داده که هر ۵ تاش درسته و هرکدوم تکه ای از واقعیت رو به ما نشون میدهند.
o خواب برخی اوقات جنبه جبرانی داره مثلا من اگر در یک مهمانی حرفی زدم و آبروم رفته حالا کوشش میکنم و در رویام میبینم که بخاطر کاری دارم مورد توجه قرار میگیرم.
o خواب برخی اوقات حالت تخلیه داره و مثل دفع است یعنی من یک چیزهایی رو باید بالاخره بهش یک سر و سامانی بدم و نتیجه گیری کنم و پرونده ای که در ذهنم باز هست رو ببندم.
o برخی اوقات خواب به امیدها و آرزوهای من بر میگرده و بصورتی خودشو نشون میده. برخی اوقات ترسها و نگرانی های من هست که در رویا بصورتی خودشو ابراز میکنه.
o خواب تعبیر داره ولی فقط تعبیر علمی.
o فرض کنید اگر در یک جامعه ای مانند ایران مثلا گفته میشه که اگر دندونت افتاد نشانه این است که یک عزیزت میمیره .

حالا کسی که این باور رو داره و از طرفی یک نگرانی برای مرگ یک عزیزی داره یا اصولا نگرانه یا آرزوی مرگ کسی رو داره ممکنه در خواب ببینه که دندونش افتاده و حالا اگه اون آدم بمیره اون خوابو به اون آدم مرتبط میکنه… ولی این بخاطر اون باور هستش و به همین خاطر هست که در هیچ کجای دیگه دنیا که همچین باوری ندارند آدمها برای مرگ زبان افتادن دندون در خواب رو ندارند. به بیان دیگه فرهنگ ها و خانواده ها هر کدوم زبان مخصوص به خودشون رو در خواب دارند  و هر کسی هم برای خودش زبان خودشو داره.

• فرض بفرمائید برای بسیاری از مردم دنیا پول بصورت پرنده است. چون با ویژگی روانی انسان سازگار هستش. زیرا چیزی هست که باید گرفتش و یا نگهش داشت. و نگه داشتنش هم مشکله برای اینکه پرنده پر میزنه. بنابراین وقتی آدم خواب پرنده میبینه احتمال این است که به پول مرتبط باشه یا فرض کنید خیلی ها خواب میبینند که وقتی دارند رانندگی میکنند هرچی ترمز میکنند اتوموبیل نمی ایسته یا فرمون عمل نمیکنه یا مثلا در حالتهای شدید تر ماشین رو به عقب میرود که البته تقریبا در تمام موارد اتفاق بدی برای اتوموبیل نمی افته و در حقیقت اینها دارند به خودشون این پیامو میدهند که من در زمینه هایی کنترل زندگی داره از دستم در میاد و توانایی تغییر مناسب رو ندارم و خطری در کمینه که من کاری براش نمیتونم بکنم و در واقع ما فقط نگرانیمون رو در خواب داریم مطرح میکنیم و نه اتفاق رو.

• خوابهای تکراری
o خوابهای تکراری بیان میکند که مثلا خیلی ها هستند که سالهای سال هست که کنترل زندگیشون رو ندارند و اختیار همسرشون رو ندارند و تو کار پرورش و تعلیم و تربیت بچه هاشون مساله دارند و به همین خاطر ۲۰ ساله دارند خواب میبینند که ماشینشون از کنترل خارج شده. لذا نشون میده تم خواب ثابته.
o اما برخی اوقات خواب عینا تکرار میشه یعنی دقیقا عین عین عین رویا تکرار میشه اون وقت بر میگرده به یک حادثه که در کودکی اتفاق افتاده و ما اونو پنهان کردیم و اگر یک روانشناسی به ما کمک کنه و سر نخ ها رو بکشیم اون حادثه یادمون میاد و درست مثل فیلمی که شما در مقابل نور میگیریدش پاک میشه و دیگه سراغتون نخواهد امد.
o چون میدونیم خواب سوم یا چهارم میتونه بره به ده سال یا هفتاد سال قبل در زندگی ما.
o البته اون مصالح و ابزاری که خواب استفاده میکنه میتونه مربوط به دور بر من باشه . یعنی با وجودیکه خواب ممکن است مال گذشته ها باشه و با وجودیکه اون موقع ها هواپیما نبوده
الان ممکنه با هواپیما خودشو نشون بده.

بختک در خواب-فلج خواب

o احتمالا بختك در خواب را تجربه كرديد!
o مطالب زير به از بين رفتن شايعات دراين زمينه كمك می کند: بختك به حالتى ميگويند كه فرد درحاليكه درخواب عميق است، ناگهان بيدارشده و احساس ميكند چيزى رو قفسه سينه اش
سنگينى ميكند (معمولا حس ميكند موجودى روى سينه اش نشسته است) و نمي تواند بدنش را تكان بدهد تا آن موجود را كنار بزند! فرد ابراز می كند كه كاملا به محيط اطرافش آگاه است
اما اصلا نميتواند تكان بخورد! گاهى فرد صداهايى را نيز می شنود و حتى چيزهاى عجيبی مي بيند! درمواردى فرد حس می كند كه موجود ديگرى هم دراتاق حضوردارد! يا حتى احساس می كند كه درحال خارج شدن از جسم خود است!! اينها موارديست كه افراد براى توصيف بختك بكار مث برند…!

o اماحقيقت ماجرا چيست؟

در پزشكى به اين حالت فلج خواب (SLEEP PARALYSIS) می گویند! این یك اختلال شایع خواب است كه ٢٥٪ انسانها درزندگى آن را تجربه كرده اند! درحالت عادى وقتى بدن شما وارد فاز عمیق خواب میشود (فاز REM – Rapid eye movement sleep) شروع به دیدن رویا می كنید!  بطور طبیعى دراین فاز، فرماندهى مغز از روى بدن برداشته می شود و پیغامى از مغز به عضلات نمی رسد! دلیل آن هم مشخص است! شما وقتى خواب دویدن می بینید، نباید پیغام از مغز به عضلات برسد و گرنه حین خواب ازجایتان بلند می شوید و شروع به دویدن در اتاقتان می کنید!! وقتى رویا به پایان می رسد، بلافاصله مغز كنترل بدن را در دست میگیرد!
امادر افرادى كه فلج خواب دارند، این نظم به هم می ریزد و وقتى كه ازخواب عمیق خارج و درحال بیدار شدن هستند،  هنوز كنترل مغز به روى عضلات برنگشته است! لذا فرد بیدار است و تمام حواسش كارمی كند اما نمی تواند تكان بخورد!! و این حالت چند ثانیه یاحتى دقیقه طول می كشد كه به آن فلج خواب میگویند.

o علت فلج خواب (بختك) چیست؟
خستگى روزانه!
اضطراب زیاد در زندگى،
داروهاى خواب آور،
برخى آنتى هیستامین ها،
غذاى زیادقبل خواب،
كم خوابی!
ترس،
نوشیدن زیادِ كافئین

o درمان این مشكل چیست؟
اولا بدانید بختك هیچ خطرى ندارد! نه خطرجسمى ونه روحى! درلحظه اى كه دچار فلج خواب (بختك) شده اید، سعى كنید روى یك نقطه از بدنتان  (مثلا انگشت شصت دست راست) متمركز شوید و فقط آن نقطه راتكان دهید! بلافاصله مشكل برطرف خواهد شد.
براى تكرارنشدن این مشكل سعى كنید: ورزشهاى منظم درروز انجام دهید و اضطرابتان راكاهش دهید.  قبل خواب زیاد چاى ننوشید، كمتر غذا بخورید، طاقباز نخوابید! اگر بیش از شش ماه است كه این مشكل را دارید به پزشك مراجعه كنید.

 

38. ورزش

• ورزش نه به معنی بازی که مترادف کلمه sport در زمان فارسی است.
• بین ۶ تا ۲۲ سالگی اگر بچه ها بین ۱۰ تا ۱۵ ساعت ورزش نکنند در بزرگسالی از پا درمیایند که برای دختران حتی واجب تر از پسران است تا آنجایی که دختری بین ۵ تا ۲۲ سالگی ورزش نکند زن دنیای آینده نیست . زیرا هیچ حرکت بدنی به اندازه ورزش ما را با جهان طبیعت یا توانایی های خودمان آشنا نمیکند.
• خصوصاً جنبه رقابتی ورزش و همچنین از خود بهترین را درآوردن اهمیت فوق العاده ای دارد  و ما را برای زندگی با دیگران که بیشتر جنبه رقابت و حسادت و همکاری هست آماده تر میکند.
• بالاتر و برتر برای باختن و اشتباه و شکست و حتی نظر و قضاوت و خنده دیگران آماده میکند.  حتی برخی اوقات اهیمت ورزش به اندازه مطالعه حتی بین ۶ تا ۲۲ سالگی است  و این مطلبی است که در بسیاری ازمحیط های آموزشی نادیده انگاشته میشود.
• ورزش بعنوان عنصری که میتواند ما را بسازد و ما را با واقعیتهای جهان آشنا کند دارای اهمیت است  و ورزش های گروهی بسیار اهمیتش بیشتتر از ورزش های انفرادی است.  و حتی ورزشی مانند فوتبال یا بسکتبال از والیبال اهمیتش بیشتر بوده چرا که در والیبال بدون اینکه با طرف مقابل در گیری و ارتباط زیادی همانند فوتبال یا بسکتبال داشته باشیم در دو طرف تور صورت میگیرد.
• دکتر کورتون میگوید هرچه استقامت بدن بیشتر شود، دوام شخص افزایش می یابد . این حرفهایی که درباره خطرات ناشی از فشار بیش از اندازه میزنند اسطوره ای بیش نیست و البته استراحت به اندازه تمرین و فعالیت اهمیت دارد.

 

39. رابطه جنسی

• رابطه جنسی از یک طرف زمینه کاملاً جنسی و نیاز طبیعی انسان است
• از جانب دیگر در جایگاه نیاز های ما در قسمت عاطفی واحساسی و عشق و تعلق قراردارد.
• هر دو صورتش برای انسان ضروریست.
• بین دو تا سه بار رابطه جنسی در هفته بین۲۰ تا ۶۰ سال برای انسانها توصیه میکنند. زیرا تعادل بار فیزیکی و مغناطیسی  و الکتریکی و شیمیایی بدن را برقرار میکند . فرد را از تنش وفشار دور میکند. زمینه را در جهت بد ومنفی بودن و یا واکنش های تند و منفی نشون دادن که در برخی جوامع بصورت حسادت و رقابت و بدجنسی و کینه توزی و خشم و تنفر و انتظار و…خارج میکند و درتنیجه فرصتی میدهد که درست مانند تغذیه وخواب تعادل بهم خورده برقرار شود.

• اگر رابطه جنسی عاشقانه در چارچوب ازدواج باشد این رابطه از هر نظر از جمله بیولوژی ، ژنتیک ، فیزیکی و مادی و نورالوژی و تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و مذهبی و روانی و احساسی و عاطفی انسان را به مرحله ای میرساند که برای انسان با هیچ رابطه دیگری در هیچ زمان دیگری قابل مقایسه نیست و در حالی که ریشه و علت عشق است باید در وقت دوستی و عشق بهش توجه شود.

• بدلیل پیچیده بودن موضوع وتفاوت و تنوع بسیار زیاد در آدمها و به علت گذشت تاریخی خود هیچ کس به روشنی جواب مشخص نسبتاً کامل یا نیمه کاملی هم به این مساله و مشکل انسانی نداده است و هر نظام باور و اعتقادات و یا ایدوئولوژی و یا مذهبی که فکر بکند که میتواند این مساله انسانی را به سادگی حل بکند معلوم است که عمق و وسعت این موضوع را درک نکرده است.
• تغییراتی که حتی در دوران جنینی در شکم مادر است و حوادث یک سال اول، ای بسا ۵۰ درصد این حالات جنسی را در فرد به مقدار زیادی دگرگون میکنه و در ۱۳ یا ۱۴ سالگی انسان درست مانند دانه ای که سر از خاک در آورده یک شکل و حالتی پیدا کرده است

• لذا حالات جنسی ما چیزی است که ما هستیم. نه چیزی که داریم که بتوانیم تغییرش بدهیم یا به توصیه دیگری تغییرش بدهیم. به همین جهت است که به پدران و مادران گفته شده که فرزندان شما حتی زمانیکه بهترین برخورد را باهاشون بکنید اگر قرار است که کار بدی بکنند یا اتفاق بدی بیفتد، میتوانید این اتفاق بد را حداکثر ۶ ماه به تاخیر بیندازید. یعنی اگر پسر یا دختر شما در ۱۸ سالگی میخواهد کاری بکند که به نظر شما درست نیست، او این کار را در ۱۸ سال و ۶ ماهگی انجام میدهد. اینکه فکر کنید با پند و اندرز و نصیحت و محدود کردن و سرزنش و خدا را به صحنه آوردن میتوانید کاری کنید معمولا کاری نمیتوانید بکنید. و تازه اگر هم کاری بکنید آسیب هایش و گرفتاریهاش بیشتر است. تا جایی که فروید کاملا این را نشون داد و بعدا مطالعات این را ثابت کرد که سرکوب کردن تمایلات جنسی و قواعد و قوانین عجیب و غریب برای اون وضع کردن و بار گناه و تقصیر را به روی اون ریختن و مساله را تبدیل به یک موضوعی کردن مهمتر از هر چیز دیگه بزرگترین عامل و علت بیماریهای روانی است و کمتر کسی است که گرفتار مشکلات جدی روانی باشه و زمینه ای به جهت آسیب در این چارچوب نداشته باشه.
• بنابراین موضوع بسیار پیچیده ای بوده و هیچ کس برایش راه حل حتی ۲۰ یا ۳۰ درصدی هم نداره .
• توصیه و نظریاتی هست و باید منتظر پیشرفت های علمی و آگاهی های بیشتر باشیم. و باید این مساله را در جایگاه خود قرار داد. درحالیکه میدانیم جایگاه اصلی آن در چارچوب زندگی زناشویی و همراه یا بعد از عشق خواهد بود.

 

40. خوشحالی و شادی

• بسیاری از ما اصولا دست داریم برویم دنبال غم و اندوه.  حتی غم و اندوه به ما یک لذتی میده و این ماجرا تا اونجا میره که حتی به خود آزاری و دیگر آزاری هم میرسه.
• بسیاری از اوقات خودمون رو از خودمون و دیگران طلبکار میبینیم. آدمهای موفق به دنبال شادی هستند. فیلمی که میبینند. ترانه ای که میشنوند. جز در مواردی که آگاهی و هوشیاری را در اونها بوجود میاره، به دنبال نوعی از انها هستند که با خودش شادی داره. و این شادی وقتی با ورزش همراه میشه، مفهوم رقص رو میآره که برای بسیاری یکی از بهترین راه های حس و احساس خود و شناخت خود و ایجاد ارتباط و حتی ایجاد رشد و تکامل در خود است و در اهمیت و ارزش رقص ابدا نمیشه توجه لازم رو نداشت.
• همراه با ان مساله لذت است لذت تعادل را برقرار میکنه ولی موجب تکامل نمیشه لذا نقشی در خوشبختی نداره
• اونچه که عامل اصلی خوشبختی است، میتونه حظ و کیف باشه، که با خودش مفهوم تکاملی داره، یعنی افراد فقط به دنبال ارضای نیاز یا برقرار کردن تعادلشون نیستند، بلکه به دنبال رفتن از یک مرحله به مرحله دیگری هستند. که شما در همه روابط انسانی میتونید ببینید.

• ۴ مرحله ای که موجب حظ و کیف میشه:
o یکی مرحله خلاقیت است
o دوم وقتی است که ما با شانس و اقبال و بخت روبرو هستیم و به همین جهت است که زمینه ای برای بازی قمار که بیش از ۹۰ درصد مردم کم و بیش اونو دوست دارند بوجود میاره. درحالیکه فقط یک تا دو درصد مردم واقعا قمار بازند
o سوم مساله نوعی رقابت است که هدف بردن نیست. بلکه از خود بهترین را درآوردن است
o چهارم تغییرات حسی و احساسی را در حظ و کیف ایجاد میکنه

• مرحله بالاتر از شادی لذت و حظ و کیف، مرحله خشنودی و خرسندی که رضایت را به همراه رشد و کمال با خودش داره و شامل زمینه های اخلاقی و انسانی میشود.

 

41. تفریح بازی و سرگرمی

• کودک انسانی و حتی بسیاری از حیوانات از طریق بازی می آموزند و ارتباط برقرار میکنند و انسان یا حیوان میشوند.
• اصولا تفریح بازی و راحت و استراحت در کل طبیعت حاکم است. متاسفانه بسیاری از ما اینها را یک چیز زائد میدانیم و یا احتمالا اونو جمع میکنیم یک جایی .
• ما هر ۴۸ ساعت یکدفعه باید زمان و شرایط ویژه ای را برای شادی و تفریح و لذت و رضایت و سرگرمی خودمون فراهم کنیم نه اینکه یک سال کار کنیم بعد یک ماه بخواهیم مرخصی برویم یا برخی اوقات ۴۰ سال کار کنیم و دلمون به این خوش باشه در سن ۷۰ یا ۸۰ سالگی راه می افتیم و از همه جهان لذت میبریم. درصورتیکه شما در این سن و سال اصلا حس و احساسی ندارید . نه چشمتون میبینه نه گوشتون میشنوه . نه خیلی تفاوت میکنه که این غذا یا اون غذا را بخورید یا این منظره یا اون منظره رو ببینید که بخواهید ازش لذت ببرید.
• ۲۰ سال اول عمر که با توجه به مساله گذشت زمان آنقدر آهسته است که از نظر احساس درونی مساوی ۶۰ سال بعد از آن است. پس اینکه فقط به فرزندانتون بگویید وظیفه و کار شما و تنها چیزی که باید بهش توجه بکنید درس خوندنه یک فاجعه است . به همین دلیله امیدوارم بچه ها رو به مدرسه ای نبرید که صبح انها را میبرند و بعدالظهر به شما تحویل میدهند . اون هم با ۵ یا ۶ ساعت تکلیف خانگی و از اونها یک حمال و کارخانه درست میکنیم. که کار و خانه و خواب میشوند. در حالیکه ما به این دنیا اومدیم اول زندگی کنیم. بعد به ما گفتند در عین حال باید کار هم بکنی. و بیاموزی تا کار بهتری داشته باشی.
• نتیجتا ۸ ساعت خواب و استراحت و ۸ ساعت کار و ۸ ساعت دیگر زندگی کردن معنا دارد . ما قرار نیست فقط زنده باشیم بلکه قرار است زندگی کنیم.

 

42. تخیل و آرزو

• ما قرار است هدف داشته باشیم و انسان به هدفهاش میرسه و به آرزوهاش نمیرسه
• ولی ما قرار است آنچه را که میخواهیم اول آرزو کنیم و بعد تخیل و تصور کنیم.
• وقتیکه ما بخواهیم کامپیوتر مغز ما به گونه ای حرکت کنه که منو و شما رو به چیزی برسونه، یکی از بهترین و موثرترین کار ها اینست که هرشب قبل خواب یک تا حداکثر ۲ دقیقه خود را در اون جایگاهی ببینیم که اون کاری رو که میخواهیم داشته باشیم یا به جایی که میخواهیم برسیم داره اتفاق می افته و این کار را دقیقا صبح به مجرد بیداری هم انجام بدهیم
• مغز دستورالعمل خودشو میگیره. البته این کار قوانین طبیعت را عوض نمیکنه. بلکه درون بدن من برنامه ریزی دیگری میشه. و این موضوع را نباید با موضوع فیلم و کتاب راز که بسیار پر از دروغ و حقه بازی است اشتباه گرفت یا نباید با شعار بسیار خطرناک اکثر معتادان که میگویند خواستن توانستن است یکی گرفته شود . من هنوز آدم معتادی ندیدم که باور به این نداشته باشه که خواستن توانستن است و این معتاد مثلا چهل ساله که باور داره هر وقت که بخواهد میتواند خود را از این اعتیاد نجات بدهد . چون چهل سال است که باور به توانایی خود دارد سبب شده که فعلا نخواهد در حالیکه اگر به این نتیجه برسه که نمیتونه ترک کنه و این کار مشکله، اونوقت هست که قدمی برمی داره.
به همین جهت است که در ۱۲ گام که نقش بسیار مهمی در رفع اعتیاد بسیاری از مردم داشته، پذیرفتن این است که من چنین هستم و خودم به تنهایی از عهده رفع این مساله بر نمی آیم .
لذا اگر شما به یکی از این جلسات ۱۲ گام بروید میبینید که یک نفر بلند میشود و میگوید من یک الکلی هستم .اما چهل سال است که لب به مشروب نزدم. اما چون در ۲۰ سالگی میخورده هنوز خودشو الکلی میدونه. و میدونه که حتی اگر یکبار و فقط یکبار دیگه لب به مشروب بزنه در معرض این خطر است که دوباره شروع به مصرف الکل بکند.
لذا یک الکلی وقتی در ترک است صبح که بلند میشود میگوید فقط همین امروز لب به مشروب نمیزنم و اگر ازش بپرسید که فردا و پس فردا چی؟ میگوید این سوال و مساله نیست و این یکی از دلائل موفقیت این سیستم بوده است.
• لذا موضوع تخیل و آرزو و تصور را نباید با اعتقادات افراد فریبکار و حقه باز و باورهای عجیب و غریب و ادعاهایی مبنی بر وجود نیروهای عجیب و غریب اشتباه گرفت.

 

43. زندگی فردی و شخصی و زندگی اجتماعی و جمعی

• افراد موفق از یک زندگی فردی و شخصی نسبتا خوب و درست ومتعادلی برخوردارند.
• افراد موفق زندگی اجتماعی و جمعی خوب و نسبتا پذیرفته شده ای دارند که با وجودیکه ممکنه زیر نورافکن یا میکروسکوپ باشند، اون قدرها چیز عجیب غریبی که با متوسط مردم شباهتی نداره ندارند و البته به عنوان نجات دهنده یا به عنوان قهرمان ظاهر نمیشوند. بلکه به عنوان یک انسان معمولی مانند بقیه انسانها در برخی جاها نقش مدیریت و یا در برخی جاهای دیگر نقش پیرو را دارند.

44. تحقق خود

• انسان مانند دانه ای است که باید به درخت تبدیل شود و میوه بدهد و متاسفانه فقط ۲ درصد مردم به اون کمال میرسند و ۸۰ درصد در میانه راه در یک جایی متوقف میشوند و ۱۸ درصدی هم حتی از زیر خاک بیرون نمی آیند.
• مساله آدم موفق که با موضوع خوشبختی و سلامت فیزیکی و روانی همراه است، با مساله اصلی و اساسی رشد و توسعه و تکامل همراه است
• مساله خود شدن یعنی هر کسی همه استعدادها تواناییها و قابلیتها و امکاناتی که داره به کمال خودش برسونه طبیعی است که در تمام زمینه ها شاید عمر اونقدر اجازه نده، ولی در موارد مهم بتونه به نوع تکمیل و نه کامل خودش نزدیک بشه. در حیوانات چنین نیست از هر ۱۰۰ سلول سگ و گربه ای که به این دنیا می آید و نسبتا سالم است وقتی در شرایط نسبتا عادی قرار بگیره بیش از ۹۵ تای ان به سگ و گربه تکمیل خودش میشه و در گیاهان نیز چنین است در حالیکه این درصد در انسان به ۲ درصد میرسد.
• یک دلیلش مساله پیچیده بودن موضوع انسان و تضاد و تعارضی است که در انسان است زیرا که انسان از یکطرف نهایت شب است و از طرف دیگر بدایت روز  و در هیچ موجود دیگری این همه تضاد وجود ندارد
• دوم عامل پرورش و تعلیم و تربیت است که در طول تاریخ ترس و تنبیه و کنترل بوده و بعدا محیط آموزشی بوده که این وضعیت رو بدتر کرده  و سپس نظام اجتماعی با نظام باورها و اعتقاداتش و یا نظام سیاسی یا نظام قانونی بوده اند که هر زمان که توانسته اند پرو بال ما را کنده اند.
• یادگرفتن و تغییر بینهایت مهم و اساسی و لازمه ولی ولی ولی کافی نیست . بعد از اون باید به دنبال خلق ،افرینش، تولید یک اثر از خودمون هم باشیم.

 

45. موفقیت

• در مطالعات علمی ۲ هدف اصلی و اساسی برای انسان قائلند
o -سلامت فیزیکی و روانی
o -خوشبختی .
به نظر میرسه بقیه چیزها وسیله ای برای رسیدن به این ۲ هدف هستند و هدف نامیده نمیشوند.

• موفقیت بیش از هرچیزی داشتن یک چیز است مثل پول، قدرت، مدرک، و خیلی از اوقات به معنی بودن و شدن و ماندن است 
لذا برای تعریفش ما دچار اشکال میشویم . ولی به هرحال موفقیت وقتی معنا پیدا میکند که در چارچوب ۲ هدف بالا باشد. یعنی هیچ کس نمیتونه سلامت روانی و فیزیکی و خوشبختی را هزینه کند و بگوید من موفق شده ام . بلکه در اینجا اسمش بردن یا نباختن یا بازنده کردن دیگری است.
لذا اگر من میلیونر شدم و خانواده ام از هم پاچیده و یا سلامتیم رو از دست دادم، من موفق نیستم بلکه برنده ام.