انسان شناسی رنج

انسان شناسی رنج

Anthropology of Suffering

انسان‌شناسی1
انسان‌شناسی

• انسان شناسی بخشی از علوم اجتماعی است و علم گسترده در خصوص توضیح ابعاد وجودی انسان است،
که حوزهٔ گسترده‌ای از فرهنگ تا تاریخ تکامل انسان را در برمی‌گیرد.

o ریشه‌های آن در علوم‌انسانی، علوم طبیعی و علوم اجتماعی است.
o ماهیت انسان‌شناسی از دیرباز، مقایسهٔ بین فرهنگی بوده‌است و نسبی‌گرایی فرهنگی،
اصلی اساسی‌ در روش تحقیق انسان‌شناسی شده‌است.

• مردم‌شناسی علم است و از این رو قادر به تبیین، پیش بینی و کنترل روابط پایدار بین
نمودهای حوزه فرهنگ انسانی یا جامعه بشری است.

o مردم‌شناسی زندگی اجتماعی و حیات فکری و فرهنگ انسان را با توجه به سیر تاریخی و مناسبات طبیعی
و اجتماعی بررسی می‌کند و ویژگی‌های جسمانی و زندگی فکری و فرهنگی انسان‌های نخستین و جوامع ابتدایی را می‌کاود.

o می‌توان گفت این علم آیینه تمام نمای جامعه معاصر است
o یعنی می‌تواند علل به وجود آمدن سازمان‌ها و بنیان‌های کهن فرهنگی جامعه بشری را که برخی
در جوامع معاصر رایج و برخی دیگر متروک شده‌اند کشف نماید.

انسان‌شناسی3

انسان‌شناسی و مردم‌شناسی

• تحقیقات و نظرات متخصصان این رشته‌ها نشان داده‌است که هرجا مطالعه درباره انسان
به صورتی عمومی و کلی و همه‌جانبه‌است، اصطلاح آنتروپولوژی،
و هر جا به صورتی منطقه‌ای، محدود و مربوط به یک زمینه‌است، اصطلاح اتنولوژی به کار می‌رود.

o در سال ۱۳۴۹ «شورای وضع و قبول لغات و اصطلاحات اجتماعی» با در نظر گرفتن همه جوانب و مراتب،
اصطلاح انسان‌شناسی را در مقابل کلمه آنتروپولوژی، به مفهوم وسیع کلمه
(مطالعه عمومی انسان، شامل جسمانی، باستانی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی)
و اصطلاح مردم‌شناسی را در مقابل کلمه اتنولوژی، به معنی مطالعه هر یک از نهادهای انسانی
(اقتصادی، اجتماعی، دینی، سنتی و فرهنگی) در محدوده معین برگزید.

انسان‌شناسی2

آغاز علم مردم‌شناسی

• آغاز علم مردم‌شناسی را باید در نیمهٔ قرن نوزدهم قرار داد.
o در این زمان است که برای نخستین بار با ظهور گروهی از نهادها روبه رو می‌شویم که تلاش می‌کنند
از مجموعهٔ داده‌های گردآوری شده به وسیلهٔ جهانگردان، میسیونرها و فاتحان از یک سو و مجموعهٔ تفکرات
فلسفی و اجتماعی گروهی از اندیشمندان اروپایی دربارهٔ آن داده‌ها و دربارهٔ ذات و سرنوشت انسان از سوی دیگر،
دست به تألیف زده و علمی تازه را با مکانیسم‌ها و روش‌شناسی خاص آن به وجود بیاورند.

o مردم‌شناسی عمدتاً در کشورهای انگلیس، فرانسه و ایالات متحد آمریکا پدید آمد و رشد کرد.
o در انگلیس مردم‌شناسی فرهنگی که از داشتن هدف‌های استعماری نیز برکنار نبود به مطالعه اقوام آفریقایی و آسیایی دست
یازید و در فرانسه عموماً مردم‌شناسی جنبه فلسفی به خود گرفت و به کار میدانی چندانی دست نزد.

o از نیمهٔ دوم قرن نوزدهم مردم‌شناسی یا انسان‌شناسی، چه به مفهوم شناخت موجودیت بیولوژیک انسان و
چه به عنوان شناخت موجودیت فرهنگی انسان، وارد محافل علمی می‌شود.

o هدف مردم‌شناسی مشاهده جوامع برای شناخت «واقعه‌های اجتماعی» social statuses است،
که به ثبت و ضبط این واقعه‌ها پرداخته و آمارهای مربوط را تدوین و برقرار می‌سازد
و به انتشار اسناد و مدارک معتبر می‌پردازد.

رنج

• رنج یا الم یا درد در معنای فلسفی آن، احساسی بنیادین است که خصلتی ناخوشایند و تنفربرانگیز دارد
و هنگامی که شخص چیزی را از دست می‌دهد یا در معرض از دست دادن قرار می‌گیرد در وی ایجاد می‌شود.

• رنج ممکن است حتی با بدست آوردن چیزی در انسان ایجاد گردد
و فقط در از دست دادن چیزها نیست که درد و رنج بوجود می‌آید.
رنج و لذت دو احساس متقابل اند.

suffering
انسان شناسی رنج

• انسان­شناسان تا مدتها بر فرهنگ متمرکز بودند و رنج افراد را فراموش کردند.
o آنها نه به دنبال درک تجربه، بلکه به فرمهای فرهنگی می اندیشیدند.

o مفهوم کلیشه ای فرهنگ، مفهومی کلیت ساز، آرامش ساز، وفاق ساز و همگون کننده،
انسان شناسان را از انسان بازداشت و به چیزی موهوم و جعلی کشاند.
o سختی ها و مشقت های زندگی در پرتو مفهوم فرهنگ قابل رویت نبودند،
چون فرهنگ نمی توانست با افراد ستیز داشته باشد،
بالعکس، زاییده از خود آنها تلقی می شد.

o در اغلب مطالعات انسان شناسان تا حدود اواخر دهه ی 1980، همه چیز در زندگی جمعی و فردی دیده می شود،
o جز پریشانی های روانی و ناراحتی های جسمانی، جز رنج suffering.

o شاید رنج را رنج فردی دیدن و آن را به حوزه های علوم فردگرا مثل روانپزشکی و پزشکی راندن،
مانع از آن بوده تا بتواند مسئله ای مهم برای یک علم اجتماعی همچون انسان شناسی شود.

o شاید هم عوامل مهم تری در میان بود.
o چگونه می شود که یک انسان شناس پا به میدان ها و جوامع مختلفی بگذارد که فقیرند،
اما در مورد فقرشان و مشکلات متأثر از فقرشان ننویسد؟
o چگونه می شود که در میان اجتماعاتی کار کرد که خشونت در شکل های مختلفی وجود دارد،
اما در مورد خشونت نیاندیشید و کار نکرد؟ یا شیوع بیماری های کشنده را تجربه کرد ولی دم نزد؟

• جلوگیری آگاهانه یا ناآگاهانه، عمدی و غیرعمدی، از ظهور دو موضع نتیجه چنین فاجعه ای در انسان شناسی بوده است:

o احساس اخلاقی
o تعهد سیاسی.

• قراردادهای دانشگاهی در بخش زیادی از علوم اجتماعی و نیز انسان شناسی،
حضور امر شخصی و امر سیاسی را ضربه ای کاری بر یک اثر علمی می انگاشتند
که در آن فاصله علمی رعایت نشده بود:

«نباید آغشته به مسائل شخصی و سیاسی شد».

o اگر امر شخصی در میان نباشد، احساس همدلی و همدردی پیش نمی آید
و اگر امر سیاسی در کار نباشد، رنج را پدیدآمده از ساختارهای اجتماعی نخواهیم دید
و مبارزه ای نیز برای آن سامان نخواهیم داد.
o آفریقا، آسیا و امریکای جنوبی، مناطقی بوده اند که انسان شناسان بسیاری با رویکردهای مختلف در آنها کار کردند،
قار ه هایی که فقر، خشونت و بیماری بسترهای اصلی زندگی اند.

Social suffering

o اما به جای اینکه بسترهای اصلی مطالعه شوند، کارهای انسان شناختی بر چیزهای مهم از نظر دانشگاه
همچون نظام های خویشاوندی، دینی، هنری و مناسکی متمرکز شدند.

o البته نظام های اقتصادی و سیاسی هم موردی مطالعه شدند،
اما هیچ گاه صدمات اقتصاد و سیاست در زندگی افراد محل بحث نشد
و صرفاً به فرم های اقتصادی و سیاسی بسنده شد.

o از انسان شناسی و انسان شناس، احساس زدایی و سیاسی زدایی شده بود.
آنها کاری به انسانیت و رنج های انسان نداشتند.

• در دهه 1990 انسان شناسانان رنج را به قلب انسان شناسی هایشان می برند.
o افراد تحت تأثیر عوامل و بسترهای اقتصادی، سیاسی و نهادی رنج می کشند و همین باید نقطه تمرکز اصلی رشته باشد.

o رنج اجتماعی social suffering بدین معناست که رنجی که افراد در اثر درد، آسیب، زخم، اختلال، فقدان، محرومیت و سرکوب
تجربه می­کنند، عواملی فرافردی دارد.

o رنج ها چه تنی باشند چه روانی، ریشه در شرایط ساختاری جامعه دارند،
برای همین باید به آنها رنج های اجتماعی گفت.

o بعلاوه، بیان این رنج ها و پاسخ به آنها نیز تحت تأثیر شرایط گسترده تر اجتماعی است.

o انسان شناسانی که برخلاف سنت دیرپا، موضوع کارهایشان را رنج قرار دادند،
دیگر نمی توانستند موضع سیاسی محافظه کارانه نسبی گرایی فرهنگی که منجر به نسبی گرایی اخلاقی می شد را بگیرند.
آنها بر انسانیت متمرکز بودند نه بر فرهنگ،
انسانیتی که نباید در اثر انواع بی رحمی های سیاسی و اقتصادی صدمه می خورد، ولی می خورد.

o انسان شناسی رنج anthropology of suffering به تحریک چنین شورها و تعهداتی زاییده شد.
شور جامعه ای بهتر داشتن و تعهد به برابری اجتماعی.

Frontiers 13x19 Poster

• انسان شناسی رنج به لحاظ روش شناختی باید بتواند دو محور را به هم پیوند بزند تا وظیفه انتقادی خود را به سرانجام رساند:

o تجربه زیسته رنج یا امر تکین و ساختارهای گسترده تر یا امر عام.
o صدمه شرایط اقتصادی، سیاسی و نهادی بر زندگی افراد جز در تجربه های زیسته خاص نمی توانند به خوبی درک و تحلیل شوند،
به همین دلیل باید بتوان آن لحظات زیستنی را به روایت کشید که ساختار در فرد به طور دردآوری منفجر می شود.

o نیاز به انسان نگاری anthropography، واژه ترجیحی به جای مردم نگاری، با تمرکز بر روایت پردازی یا داستانگویی
از زندگی های واقعی افراد برای نشان دادن همین لحظات فردی ساختاری است.

o یعنی باید به دنبال آن باشیم تا صحنه های رنج را به واژه ها بکشیم.
o در همین صحنه هاست که می توانیم روشن کنیم که یک فرد یا یک خانواده چگونه در اثر عوامل اجتماعی فقیر شد
و فقر چگونه به زندگی شان صدمه زد و آنها را به تدریج به سوی زوال کشاند.

• انسان­شناسی ایران برای اینکه بتواند به وظیفه انسانی خود عمل کند،
باید ابتدا و در گام نخست تمرکزهای موضوعی خود را عوض کند.

o دفاع از توصیف فرهنگ به عنوان دلمشغولی انسان شناسی امروز ایران،
عقب نگهداشتن انسان شناسی از وظیفه اصلی اش در شرایط رنج آور کنونی است.

o محدود نگهداشتن میدان انسان شناسی در مناطق روستایی و عشایری و تصویر بی رنج نشان دادن
از آنها بیشتر منجر به عجز انسان شناسی در درک شرایط معاصر شده و خیانت آن است.

o انسان شناسی معاصر در ایران نباید بیش از این از توجه به محرومان و ستم دیدگان خودداری کرده و خود را کنار بکشد.
o ما باید پروژه انسان شناسی ایران را مورد بازنگری بنیادین و ریشه ای قرار دهیم.
o انسان شناسی باید دست به انتخاب مسیری اخلاقی بزند تا بیش از این شرمنده مردمان سرزمینش نباشد:
گفتن از رنج افراد و تلاش برای کاستن از رنج شان.

o اینجا شاهد تولد یک انسان شناسی انتقادی critical anthropology در ایران خواهیم بود.

Cultural anthropology

اصغر ایزدی جیران
http://anthropology.ir