پیدایش رفتارگرایی

روندهای عمده در پیدایش رفتارگرایی

o در پیدایش رفتارگرایی، سه روند عمده را می توان مشخص کرد:

1. سُنت های فلسفی در زمینه عینیت گرایی روانشناختی Objectivism

o عینی‌گرایی Objectivism اصطلاحی در فلسفه است.
o عینی‌گرایی به معنای قبول این نکته است که ارائه بیان یا بازنمایی عینی از جهان خارجی فیزیکی و اجتماعی کاری است ممکن،
و دریافت‌های انسانی از امور هرچه باشد، تفاوتی در آن امور ایجاد نمی‌کند.
o جهانی عینی مستقل از ذهن، دانایی، و خودآگاهی انسان وجود دارد که قانون‌های خودش را دارد، و انسان باید آن قانون‌ها را بشناسد.
این آرمان همه علوم است که باید به سوی‌اش حرکت کنند.

2. روانشناسی حیوانی Animal Psychology

3. کنش گرایی Activism

سنت گرایی در زمینه عینیت گرایی روان شناختی

o واتسون نخستین کسی نبود که بر نیاز به عینیت در روان شناسی تاکید کرده باشد،
از چنین تلاشهایی درباره فلاسفه، تاریخچه‌ای طولانی در دست است.
o رفتارگرایی واتسون زمانی ظهور کرد که در آغاز سده بیستم،
i. عینیت گرایی،
ii. ماشین گرایی
iii. ماده گرایی
رشد چشمگیری پیدا کرده بود و آنچنان متداول شده بود که ناگزیر به نوعی روان شناسی جدید منجر شد.
o روان شناسی ای که تنها بر چیزی که می‌توانست دیده، شنیده یا لمس گردد، متمرکز بود.

تاثیر روان شناسی حیوانی بر رفتار گرایی

o نظریه تکامل یا فرگشت یا برآیش یا تطور Evolution داروین Charles Robert Darwin انگیزه فراوانی برای مطالعه روان شناسی حیوانی فراهم کرد
و روان شناسی حیوانی هم به نوبه خود شاید مهمترین عامل در سوق دادن واتسون به تشکیل روان شناسی رفتاری بوده است.
o واتسون رابطه بین روان شناسی حیوانی و رفتار گرایی را به وضوح چنین بیان می‌کند:
رفتار گرایی نتیجه مستقیم مطالعات روان شناسی حیوانی در طی اولین دهه قرن بیستم است.
o بنابراین می‌توان گفت که مهمترین سلف برنامه واتسون، روان شناسی حیوانی بود که از نظریه تکامل نشات می‌گرفت.

o این نظریه به تلاش هایی در جهت نشان دادن وجود ذهن در موجودات زنده پست‌تر و پیوستگی ذهن حیوان و انسان منتهی شد.
o مُرگان Lloyd Morgan در مطالعات میدانی خود درباره گونه‌های پست‌تر حیوانی از یک روش شناسی
بشر آزمایشی و مشاهدات نسبتاً مهار شده استفاده می‌کرد.
o مُرگان به عنوان توضیح دهنده اصلی رفتار، بر عادت تکیه می‌کند و بر یادگیری از طریق کوشش و خطا Trial and Error تاکید می‌ورزد.
o فرض وی بر این است که فرآیندهای یادگیری انسان و موجودات پست‌تر پیوسته‌اند.
o آزمایشهایی که بعدها ثورندایک Edward Thorndike در آزمایشگاه به آن دست زد از لحاظ محتوی و دیدگاه با کار مُرگان ارتباط نزدیک دارند.
o واتسون هم با خواندن گزارشهای مُرگان به پژوهش در کار حیوانات برانگیخته شد.
o جالب اینکه هر سه نفر مایل بودند تا همه یادگیری را بر مبنای معدودی از اصول ساده که هم درباره انسان و هم در خصوص حیوانات کاربرد دارد توضیح دهند.
o بزودی روان شناسی حیوانی به عنوان الگویی برای رفتار گرایی بکار رفت و رهبر آن به منظور انجام دادن پژوهش،
آزمودنیهای حیوانی را بر آزمودنی های انسانی بسیار ترجیح می‌داد.
o واتسون یافته‌ها و روشهای روان شناسان حیوانی را به عنوان شالوده‌های برای ایجاد یک علم رفتاری که هم برای انسان
و هم برای حیوان کاربرد داشته باشد مورد استفاده قرار داد.

کنش گرایی

o پیش از ظهور واتسون در صحنه، روان شناسان کنش تا اندازه زیادی از روان شناسی محتوایی وونت و تیچنر دور شده بودند.
o گروه ویژه‌ای از روان شناسان کنش گرا در نوشته‌ها و سخنرانی های خود بی هیچ پرده پوشی و به طرزی آشکار از یک روان شناسی عینی
که به جای آگاهی می‌باید بر رفتار متمرکز باشد سخن می‌گفتند.
o کاتل در یکی از سخنرانیهای خود گفت: من متقاعد نشده‌ام که روان شناسی باید اینگونه محدود به مطالعه آگاهی باشد.

o این مفهوم نسبتاً گسترده که جدا از درون نگری هیچگونه روان شناسی وجود ندارد، بنا به دلایل روشنی که از واقعیات ناشی است، رد می‌شود.
واتسون این خطابه را در آن نمایشگاه جهانی می‌شنید.
o شباهت میان نظر بعدی وی و این بیان کاتل چنان چشمگیر بوده است که کاتل را می‌توان پدر بزرگ رفتار گرایی واتسونی نامید.

رفتار گرایی پس از بنیان گذاری

o در سالهای اول دهه ۱۹۲۰ به نظر می‌رسید که رفتار گرایی تقریباً توجه تمامی روان شناسی امریکا را به جز معدودی به خود جلب کرده باشد.
o هر چند تمامی افراد این نسل جدید رفتار گرایان دیدگاه محض واتسون را نپذیرفتند، برخی شیوه‌های خویش را پدید آوردند
و نسبت به نظریه‌های مخالف واتسون پذیراتر بودند.

o در میانه سال های دهه ۱۹۲۰ نظام های رفتار گرایی نوینی در صحنه ظاهر شد.
o جنبش رفتار گرایی شاخه شاخه شد و نظامهای جداگانه‌ای پدید آمد و مجادله بسیاری را برانگیخت که تا امروز بویژه درباره نظریه‌های یادگیری ادامه دارد.
o مهمترین این نظامها عبارتند از:
i. رفتار گرایی هدفمند Purposive Behaviorism توسط تولمن Edward Tolman ،
ii. نظریه ارتباط محرک-پاسخ Stimulus–Response Association توسط ادوین گاثری Edwin Ray Guthrie ،
iii. نظریه رانه یا انگیزه Drive theory توسط کلارک هال Clark L. Hull
iv. رفتارگرایی رادیکال Radical Behaviorism توسط اسکینر.

وضع کنونی رفتار گرایی

o امروزه گر چه رفتار گرایی به عنوان یک مکتب رسمی مرده است، ولی روحیه نو رفتار گرایانه هنوز شکوفاست.
o هر چند باید از آن به عنوان یک نگرش یا یک نظر کلی یاد کرد تا مکتبی رسمی، زیرا رفتار گرایی به صورت سنت
روان شناسی تجربی امریکا که سیر تکاملی را پیموده است، امروزه هیچ روان شناسی خود را رفتار گرا نمی‌نامد.
چون این کار دیگر لاز نیست. به همان نسبت که امروزه روان شناسی تجربی امریکا، عینی ، ماشینی ، تجربی ،
کاهش گرایانه و تا اندازه‌ای محیط گرایانه است، روح رفتار گرایی واتسون به زندگی خویش ادامه می‌دهد.

o پنجاه سال پس از انتشار مقاله واتسون که رسماً رفتار گرایی را آغاز کرد، اسکینر در سال ۱۹۶۳ این سالگرد را با مقاله خویش،
رفتار گرایی در پنجاه سالگی، جشن گرفت و در آن یادآور شد که پیشرفت عظیم روانشناسی تجربی در آمریکا اساساً مدیون رفتار گرایی بوده است.
o در سالهای اخیر گروهی کوچک اما پر سر و صدا از روان شناسان، نسبت به نظرهای رفتار گرایانه اعتراض کرده‌اند،
تعداد آنها ظاهراً رو به افزایش است و ممکن است نمایانگر آغاز بی‌میلی در تلقی روان شناسی به عنوان علم رفتار باشند.

بیشتر

Leave a Reply

Your email address will not be published.