Monthly Archives: February 2017

دردِ تنهایی و گفتگو

o       دردِ انسانِ قرنِ ٢١، دردِ تنهایی ست

o       گفت و گو: فرایندی است كه در آن فهم متقابل صورت می گیرد.

o       نوشتن اینكه توی فكرت به سرعت نور چیا می گذره و هرلحظه چیزی در اون نقش می بنده،كار آسونی نیست.

        و سخت تر از اون، ربط دادن این افكار به هم دیگه ست، وقتی می خوای با كسی غیرخودت اونها رو درمیون بگذاری

o       اما ما باید تمرین كنیم افكارمون رو به هم انتقال بدیم.

o       بزرگترین اشتباهِ رابطه ای بشر در تاریخ این جمله ها بوده:

i          خودش باید می فهمید،

ii        خودت باید بفهمی،

iii      من بگم كه فایده نداره!

یا از اون بدتر،

iv     من بگم، كیه كه بفهمه؟!

o       چرا!؟

o       به قول دوستی ،بزرگترین كشف و ابداع بشر زبان و خط بوده، چون نیازی نیست تا با دود به هم علامت بدیم!

{نگاه کنید به: زبان و گفتوگوزبانگفتمان }

o       ما باید حرف زدن باهم رو تمرین كنیم،

حرف زدن اون چیزی نیست كه همه ما به اشتباه می پنداریم اون رو بلدیم!

حرف زدن های ما مونولوگ یا تك گویی  Monologue است،

در حالی كه اون چیزی كه ما و روابطمون رو نجات می ده گفتگو یا دیالوگه Dialogue !

o       ابوالحسن خرقانی جمله ای داره كه می گه:

جنگی كردم با خود كه هرگز صلح نكنم، و صلحی كردم با دیگران كه هرگز جنگ نكنم!

و اگر همه ما این جنگ رو با خودمون بكنیم،تاكید می كنم:

همه ما،تك تكمون!

به جایی می رسیم كه هم با خودمون در صلحیم،

 هم با دیگران،

و بودن در این مسیر وظیفه  ماست،

نه یك گزینه برای ما!

o       تو متروی ٧ صبح، توی قطار، بین جمعیت ایستاده بودم و تو گوشم این آهنگ می خوند…

 لارا فابیان Lara Fabian  بود كه فریاد می زد: I close my eyes and I find a way*

o       با خودم فكر كردم آره!

همیشه برای یافتن راهِ درست، احتیاجی نیست که چهار چشمی همه رو بپاییم،

گاهی واسه یافتن مسیر باید چشم هامون رو ببندیم!

ببندیم رو خطاهای عزیزانمون، رو خطاهای خودمون!

باید خیلی توان چشم پوشی كردن های به جامون رو بالا ببریم.

o       ما امروز بیش از هرچیزی نیاز داریم دوست بداریم و دوست داشته بشیم!

         و این محبت بین آدم ها تنها از طریق شناخت حاصل می شه

         و شناخت از طریق گفتگوهای شفاف و رسا!

o       درد انسان امروز، آب از تهِ چاه درآوردن و یخ تو حوض شكوندن و با اسب و الاغ سفر كردن و مرگ بر اثر هزاران بیماری ناشناخته نیست!

o       درد انسان امروز ناشناخته موندن دنیای درونش، حتی برای نزدیك ترین كسان زندگیشه!

o       درد انسان قرن ٢١، تنهایی ست!

o       باید برای التیام این درد از یادگیری گفتگو شروع كرد

نگارنده: هدی

تلگرام # پسته های سربسته

*I don’t know where to find you
I don’t know how to reach you
I hear your voice in the wind
I feel you under my skin
Within my heart and my soul
I wait for you
Adagio

All of these nights without you
All of my dreams surround you
I see and I touch your face
I fall into your embrace
When the time is right I know
You’ll be in my arms
Adagio

I close my eyes and I find a way
No need for me to pray
I’ve walked so far
I’ve fought so hard
Nothing more to explain
I know all that remains
Is a piano that plays

If you know where to find me
If you know how to reach me
Before this light fades away
Before I run out of faith
Be the only man to say
That you’ll hear my heart
That you’ll give your life
Forever you’ll stay

Don’t let this light fade away
Don’t let me run out of faith
Be the only man to say
That you believe, make me believe
You won’t let go

مردان و زنان تنها

مردان و زنان تنها

 

مرد ها و زن های بسیاری وجود دارند كه “تنهایی” انتخابشان است!

انگار مزایای تنها ماندن برایشان بیش از “یاری” داشتن است.

 

اما عده ای دیگر همیشه محكوم به تنها ماندن اند!

هر مردی با هر درجه از ثروت و قدرت به سان كودك چند روزه ای به سینه ی مادر، محتاجِ زنی ست تا رنگ بپاشد به زندگی اش!

كه صبح ها بیدار شود و از سماور آشپزخانه اش صدای قل قل بیاید،

كه ظهر ها پرده ها را كنار بزند و نور را به خانه پرتاپ كند،

تا بوی غذا بپیچد در خانه مست شود،

كه میز نهار و شامش پر از رنگ باشد،

تا شبها سَرَش را بر دامنش بگذارد و از سِر های نهانش برایش بگویدُ ، آرام گیرد،

مرد محتاج زنی است كه او را در آغوش بگیرد و از لطافت  بدنش حیرت كند و………

 

و زن ها در اوج زیبایی و شكوه و جلالِ دارندگی و برازندگی محتاج مردی هستند كه آن زیبایی را ببیند و تحسین كند!

قوی ترین و مستقل ترین زن ها مانند كودك بی پناهی محتاج امنیتی هستند كه تنها حضور یك مرد در كنارشان آن را تامین می كند!

 

زن هایی كه چگونه رنگ پاشیدن نمی دانند

                                                        و مردهای نااَمن،

                                                                          همیشه محكوم به تنهایی اند حتی در كنار یار!

 

و آنچه اوضاع را وخیم تر می كند آن است كه زنی مملو از رنگ، در كنار مردی نااَمن،

                                            و یا مردی اَمن در كنار زنی خالی از رنگهای زندگی به اشتباه سكنی گزیند!

                                                                                                                                       تنهایی آنها چندین برابر بیشتر است!

 

باشد كه یارتان، یارِ دل باشد نه بارِ ول!

 

 

نگارنده : هدی

 

مطلب فوق را دوست خوب و نازنینِ جوانم «هدی» نوشته.

مطالب مرتبط:

نوازش

احساس تنهايى

علل ایجاد احساس تنهايى

عواقب و اثرات تنهایی

فقط وقتی بگویید دوستت دارم که