رشته های روان شناسی

۱-روان شناسی آزمایشی (روان شناسی تجربی):

روان شناسی با گرایش پژوهشی درزمینه مطالعه ی آزمایشی اصول روان شناختی حاکم بررفتار انسان و جانداران رده های پایین تر رامطالعه می کند.

۲-روان شناسی آموزشگاهی :
روان شناسی متخصصی که در استخدام یک آموزشگاه یامطقه آموزشی است و وظایفی نظیر آزمون کردن ، راهنمایی و پژوهش را بر عهده دارد.

۳-روان شناسی اجتماعی:
روان شناسی که با مطالعه تعامل اجتماعی و شیوه های اثر گذاری افراد بر یکدیگر سروکار دارد.

۴-روان شناسی بالینی:
روان شناسی که معمولأ دارای درجه دکتری است و در زمینه ی تشخیص و درمان مشکلات هیجانی و رفتاری و اختلال های روانی تخصص دارد.

۵-روان شناسی پرورش (روان شناسی تربیتی):
روان شناسی که گرایش پژوهش او متمرکز با کار برد اصول روان شناسی درحوزه آموزش و پرورش کودکان و بزرگسالان در موسسات آموزشی است.

۶-روان شناسی رشد:
روان شناسی که گرایش پژوهشی اومتمرکز بر مطالعه تغییراتی است که در نتیجه رشد و نمو جاندار حاصل می شود به ویژه روابطی که بین رفتار قبلی و رفتار بعدی جاندار وجود دارد.

۷-روان شناسی شخصیت:
این رشته از روان شناسی با طبقه بندی افراد در زمینه مطالعه تفاوت های فردی آنان سروکار دارد. این حوزه تخصصی تا حدودی با کار روان شناسان رشد و روان شناسان اجتماعی همپوشی دارد.

۸-روان شناسی فیزیولوژیک:
رشته ای از روان شناسی است که بامطالعه رابطه بین کارکردهای فیزیولوژیک و رفتار سروکار دارد.

۹- روان شناسی مشاوره ای :
رشته ای از روان شناسی که معمولأ درجه دکتری در آن وجود دارد و به حل و فصل آن دسته از مشکلات و مسائل فردی می پردازد که بیماری شناخته نمی شوند. مثلأ مسائل تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای دانش آموزان و دانشجویان.

۱۰-روان شناسی مهندسی:
رشته ای از روان شناسی که با مطالعه رابطه انسان با ماشین سروکار دارد و به عنوان مثال: در پی آن است که ماشین ها به گونه ای طراحی شوند که خطای آدمی به حداقل برسد.

انواع روان شناسان

انواع روان شناسان

روان‌شناسی یک شاخه علمی از علوم انسانی است كه هدفش مطالعه رفتار انسان است. به عبارت بهتر، روان‌شناسی مطالعه رفتار و فرآیندهای ذهنی است. نقش روان‌شناس معمولا درمان بیماری‌هایی است كه بیمار از آن رنج می‌برد و خودش از آن آگاه است و به دنبال درمان آن می‌گردد. روان‌شناس نمی تواند دارو تجویز کند.

روان‌پزشك فردی است كه در رشته پزشكی تحصیل كرده و بعد از اتمام دوره پزشكی عمومی، دوره تخصصی خود را در رشته روان‌شناسی گذرانده است. چنین پزشكی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها ملزم به تجویز دارو است. البته احتمال دارد كه بسته به نوع بیماری، از رفتار درمانی، روان‌درمانی یا الكتروشوك هم استفاده كند.

در بسیاری موارد فرد بیمار لازم است به روان‌پزشك و روان‌شناس همزمان مراجعه نماید.

1. روان شناس آموزشگاهی:
روان شناس متخصص كه در استخدام یك آموزشگاه یا منطقه آموزشی است و وظایفی نظیر آزمون كردن، راهنمایی، و پژوهش برعهده دارد.

2. روان شناس اجتماعی:
روان شناسی كه با مطالعه تعامل اجتماعی و شیوه های اثرگذاری افراد بر یكدیگر سر و كار دارد. روان شناس، قانون های روانی گروه ها و سازمان های اجتماعی بحث می كند و در زمینه هایی از قبیل: معیارها و هنجارهای اجتماعی، مناسبات بین گروهی، باورهای عام، تكوین بازخوردها وتغییرنگرش ها و نقش رسانه ای جمعی به مطالعه و تحقیق می پردازد.

3. روان شناس بالینی:
روان شناسی كه در زمینه تشخیص و درمان مشكلات هیجانی و رفتاری و اختلال های روانی تخصص دارد.

4. روان شناس پرورشی- تربیتی:
روان شناسی كه گرایش پژوهشی او متمركز بر كاربرد اصول روان شناسی در حوزه آموزش و پرورش كودكان و بزرگسالان در موسسات آموزشی است. در روان شناسی تربیتی موضوعاتی از قبیل: روشهای مختلف یادگیری و قوانین آن، فرایند تفكر و اندیشیدن، یادآوری و به یادسپاری، حافظه و فراموشی، هوش و انگیزش، سنجش و اندازه گیری و كاربرد آزمون های روانی، نقش معلم و متعلم در انتقال یادگیری، شرایط و موقعیت یادگیری، انضباط و پیشرفت تحصیلی مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد.

5. روان شناس رشد:
روان شناسی كه گرایش پژوهشی او متمركز بر مطالعه تغییراتی است كه در نتیجه رشد و نمو جاندار حاصل می شود، به ویژه روابطی كه بین رفتار قبلی و رفتار بعدی جاندار وجود دارد.

6. روان شناس شخصیت شناس:
روان شناسی كه با طبقه بندی افراد، و مطالعه تفاوتهای فردی سروكار دارد. این حوزه تخصصی تا حدودی با كار روان شناسان رشد و اجتماعی همپوشی دارد.

7. روان شناس مهندسی:
روان شناسی كه با مطالعه رابطه انسان با ماشین سروكار دارد و مثلاً در پی آن است كه ماشینها به گونه ای طراحی شوند كه خطای آدمی به حداقل برسد.

روان شناس روانشناس تجربی: روان شناس با گرایش پژوهشی در زمینه مطالعه آزمایشگاهی اصول روان شناختی حاكم بر رفتار آدمی و جانداران رده های پایین تر.

8. روانكاو: ( دكتری روان شناسی كه دوسال دوره روانكاوی را گذرانده باشد)
كاوش عمیق در جنبه های هشیار وناهشیار شخصیت انسان است در روان تحلیل گری روان درمانگر كه معمولاً دوره آموزشی روان پزشكی را گذرانده است و برای درمان روان رنجوریها و سایر اختلالهای روانی از روشهایی كه در اصل فروید پیشنهاد كرده است استفاده می كند.

9. مددكار روانی:
مددكاری كه دوره آموزشی لازم را در زمینه شیوه كار با بیماران و خانواده آنها، در ارتباط با سلامت و بیماری گذرانده است در وظایف خود معمولاً از نزدیك با روان پزشك یا روان شناس بالینی همكاری می كند.

10. روان درمانگر
پزشكی كه به كمك شیوه های روان شناختی و معمولاً، اما نه منحصراً ،از طریق مشاوره فردی به درمان ناسازگاریهای شخصیت یا بیماریهای روانی می پردازد .

11. روان شناس فیزیولوژیایی
روان شناسی كه با مطالعه رابطه بین كاركردهای فیزیولوژیایی و رفتار سرو كار داردوبه بررسی ارتباط سیستم عصبی ، هورمونها ورفتارها می پردازد.

12. روان شناس پرواز
به مطالعه رفتار خلبانان و سایر خدمه پرواز می پردازد.. انجام این پژوهش در ایمنی هواپیمایی، توسعه تجهیزات آموزشی جدید، و انتخاب کارکنان مناسب می باشد.

13. روانشناس آسیبی:
مطالعات و انجام این پژوهش در مغز و رفتار. بررسی تاثیر چگونه رفتار بیماری مغزی و آسیب.

14. روانشناس شناختی:
بررسی چگونگی تفکر، از جمله موضوعاتی مانند تصمیم گیری و حل مسئله.

15. روانشناس جامعه:
انجام تحقیقات در مورد مسائل سلامت و بهداشت جامعه. آموزش جامعه و توسعه برنامه های پیشگیری.

16. روانشناس قیاسی:
مطالعه رفتار گونه های مختلف، به خصوص چگونگی تفاوت رفتار حیوان و انسان

17. روانشناس مصرف:
تحقیقات رفتار مصرف کنندگان و توسعه استراتژی های بازاریابی برای ترویج کسب و کار.

18. روان شناس مشاوره ای
روان شناسی كه معمولاً درجه دكتری دارد و به حال و فصل آن دسته از مشكلات و مسایل فردی می پردازد كه بیماری شناخته نمی شوند؛ مثلاً مسایل تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای دانش آموزان و دانشجویان. چنین فردی دارای مهارتهای روان شناس بالینی است ولی معمولاً در سازمانهای غیر پزشكی كار می كند.

19. روانشناس فرهنگی:
چگونگی فرهنگ مردم و چگونگی وابستگی فرهنگی و تاثیر رفتار متفاوت.

20. روانشناس محیط زیست:
بررسی رابطه بین مردم و محیط اطراف خود، از جمله محیط های طبیعی و ایجادی.

21. روانشناس قانونی:
متمرکز بر رابطه بین روانشناسی و قانون.

22. روانشناس بهداشت و سلامت
چگونگی روانشناسی زیست شناسی، گروه های اجتماعی، و نفوذ رفتار سلامتی ، بیماری، و سلامت کلی.

23. روانشناس سازمانهای صنعتی:
مطالعه رفتار در محل کار. چگونگی انتخاب بهترین کارکنان برای مشاغل خاص و چگونگی افزایش بهره وری کارگران.

24. روانشناس آموزش:
تحقیقات روی چگونگی یاد گیری مردم، عواملی که بر فرایند یادگیری تاثیر می گذارند، و موانع بالقوه یادگیری.

25. روانشناس نظامی:
روانشناسی نگرانیهای تمرینات و عملیات نظامی. درمان سربازان مبتلا به بیماری های روانی یا ناراحتی عاطفی، تحقیق جنبه های مختلف زندگی نظامیان ، کمک به سربازان از جنگ برگشته به زندگی عادی.

26. روان شناسی رشد و كودك:
روان شناسی كودك به مطالعه مستمر رشد از زمان تشكیل نطفه تا دوران بلوغ و نوجوانی می پردازد.موضوعاتی از قبیل نقش وراثت و محیط در شكل گیری شخصیت كودك، چگونگی رشد بدنی، ذهنی،عاطفی، كلامی، اجتماعی ، حسی و حركتی، همچنین نحوه بازی، خویشتن داری، تقلید و همانند سازی كودك و نوجوان و تحولات دوران بلوغ در این شاخه از روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.

27. روان شناسی كودكان استثنایی:
روان شناسی كودكان استثنایی به مطالعه ویژگی های جسمی، روانی، حسی، حركتی، شناختی و اجتماعی كودكان عقب مانده ذهنی، نابینا و نیمه نابینا، ناشنوا و نیمه ناشنوا، ناسازگار، مصروع، كودكان معلول جسمی- حركتی، دانش آموزان مبتلا به اختلال خاص در یادگیری و كودكان و نوجوانان تیز هوش و خلاق می پردازد. این شاخه روان شناسی همچنین در زمینه علل مختلف معلولیت، راه های پیشگیری از معلولیت و اصلاح و ترمیم نارسایی ها و اختلالات رفتاری مباحثی را مطرح می كند.

روان شناسی تکاملی

روان شناسی تکاملی

روان شناسی تکاملی با خاستگاه های زیست شناختی مکانیسم های روانی، ازجمله مکانیسم های سروکار دارد.

مفهوم محوری در روان شناسی تکاملی این است که مکانیسم های روان شناختی همانند مکانیسم های زیست شناختی، براساس فرایند انتخاب طبیعی شکل گرفته اند؛ یعنی این مکانیسم ها مبنای وراثی دارند.

از جمله مباحثی که روان شناسان تکاملی روی آن کار می کنند عبارت اند از:
• نحوه انتخاب جفت جنسی,
• نحوه رویارویی با افراد سلطه جو و
• شیوه کنارآمدن با احساسات پرخاشگرانه خویش.

علم شناخت گر:

علم شناخت گر به حوزه هایی از پژوهش های روان شناسی اطلاق می شود که:

۱-بافرایندهایی مثل ادراک، استدلال، تصمیم گیری، حل مسله و به خاطرسپردن سروکاردارد.

۲-با رشته های دیگری که به فرایندهای مزبور می پردازند نظیر فلسفه و علوم کامپیوتر هم پوشی دارند.

هدف عمده این رشته :

نحوه بازنمایی اطلاعات درذهن (بازنمایی های ذهنی)و اینکه چه نوع محاسباتی برروی این بازنمایی ها باید انجام شود تا ادراک به خاطر سپردن و استدلال صورت گیرد.

رشته های مرتبط با علم شناخت گر عبارتند از:
• روان شناسی،
• مردم شناسی،
• زبان شناسی،
• فلسفه،
• مباحثی ازعلم عصب نگر
• هوش مصنوعی.

هوش مصنوعی:

شاخه ای ازعلم کامپیوتر، با تمرکز بر طراحی کامپیوترهایی است که بتوانند هوشیارانه عمل کنند و همچنین برنامه های کامپیوتری تدوین کنند تا بتوانند فرایندهای فکری انسان را شبیه سازی کنند.

مفهوم بنیادی درعلم شناخت گر:

دستگاه شناختی انسان را زمانی می توان به درستی شناخت که آن را به صورت کامپیوتر عظیمی درحال محاسبات پیچیده در نظرآوریم .

بنیادهای علم شناخت گر:

مفاهیم محاسبه ی ذهنی و سطوح تحلیل هستند.

مفهوم پیوند گرایی:

برای توصیف بازنمایی ها و فرایندهای ذهنی می توان ازهمان اصطلاحات معمول درتوصیف نورون ها و پیوندهای آنها استفاده کرد که آن را پیوند گرایی گویند.

روان شناسی فرهنگ نگر:

روان شناسی فرهنگ نگر میان رشته ای تشکیل شده از آراء روان شناسان ، مردم شناسان، جامعه شناسان و دیگر نظریه پردازان علوم اجتماعی

سروکار این میان رشته با این مطلب است که فرهنگی که فرد در آن زندگی می کند ؛ از قبیل سنت ها، زبان و جهان بینی آن فرهنگ ، چگونه بر بازنمایی های ذهنی و فرایندهای روانی فرد اثر می گذارد.

روش های روان شناسی:

پژوهش روان شناختی مستلزم ارایه فرضیه وسپس آزمون فرضیه با یکی ازروش های علمی است و کار برد آن درمواردی مناسب یه نظر می رسد که از روش آزمایشی استفاده شود؛ چون در این روش سعی براین است که همه ی متغیرها به جز متغبرهای مورد بررسی کنترل شود

در روش آزمایشی ،متغیر مستقل و وابسته داریم.

متغیر مستقل: متغیری است که آزمایش گر آن را دستکاری می کند.

متغییر وابسته : معمولأ شاخصی از رفتار آزمودنی است که می خواهیم بررسی کنیم که تحت تأثیر تغییرات متغییر آزمایشی قرار می گیرد یا نه .

درمواردی که آزمایش گر کنترلی بر تقسیم آزمودنی ها به وضعیت های مختلف آزمایش ندارد. می توان از روش همبستگی استفاذه کرد.
با استفاده ازاین روش می توان تعیین کرد که ایا تفاوت هایی در شرایط طبیعی بین افراد دیده می شود یا تفاوت های آنان از لحاظ بعد دیگر ارتباط دارد یا نه .

میزان همبستگی بین دو متغییر با ضریب تعیین می شود. که مقدار ضریب بین ۱- و ۱ است. ضریب صفر نشانه ی این است که ارتباط یا همبستگی وجود ندارد. و عدد۱حاکی از ارتباط کامل است ؛ ضریب هبستگی ممکن است مثبت یا منفی باشد.

روش مشاهده

روش مشاهده یکی دیگر از روش های پژوهش است که در آن پدیده ی مورد نظر تحت مشاهده قرار می گیرد.

پدیده هایی که مشاهده مستقیم آن ها میسر نیست را با استفاده از زمینه یابی یعنی استفاده از پرسش نامه ها و مصاحبه ها و یا تهیه شرح حال افراد می توان به طور غیرمستقیم مشاهده کرد.

اصطلاح طرح آزمایش به شیوه ی گردآوری داده ها اطلاق می شود.

یکی از کاربردهای رایج روش همبستگی در زمینه آزمون هایی است که نوعی استعداد پیشرفت یا صفت روانی را می سنجد.
مطالعات میدانی غالبأ بیش از بررسی های آزمایشی اطلاعاتی درباره رفتار اجتماعی در اختیار پژوهشگر می گذارند.
نظرسنجی های گالوپ و سرشمار ایالات متحده ؛ ازمشهورترین زمینه یابی ها هستند.

باورهای غلط در مورد روان شناسان

باورهای غلط در مورد روان شناسان

در بین عامه مردم باورهای غلطی شكل گرفته كه تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است كه البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از كج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست.

وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حكم صادر كنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.
این مقاله درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهد.

1 – روانشناسان هیچ وقت عصبانی نمی‌شوند!

در باور فوق، ما به كلمه هیچ وقت برمی‌خوریم كه یك كلمه مطلق است و این خود اولین نكته منفی درباره این باور است. چون درباره خصایص روانی و هیجانی انسان‌ها هیچ كلمه مطلقی نمی‌‌توانیم استفاده كنیم، چون انسان موجودی بسیار پیچیده، متفكر و انتخاب‌گراست. ضمن این كه عصبانیت جزو مكانیزم‌های متعادل‌ساز روان‌آدمی است كه توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به ودیعه نهاده شده است ،چرا كه اگر همین عصبانیت وجود نداشت انسان به مثابه دیگ بخاری بودكه سوپاپ اطمینان نداشت و بنابراین پس از گذشت چندین ساعت از كار این دیگ بخار ،ما شاهد انفجار این دیگ می‌بودیم.
مهم‌تر از همه این كه اگر خشم و عصبانیت به هر دلیلی ابراز نشوند خود می‌تواند زمینه‌ساز كینه، نفرت، دشمنی و انواع و اقسام بیماری‌های روانی و جسمانی در آینده شود كه به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعیت مشخص است. بنابراین چگونه می‌توان انتظار داشت كه یك روانشناس كه خود به خوبی از عملكرد این فعالیت در ذهن و بدن خویش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأیید روانشناس زبده را بزنند. در حالی كه او قادر است با مكانیزم‌های دفاعی پخته و پیشرفته همچون شوخ‌طبعی باور فوق را به این شكل اصلاح كند.
روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.

2 – خودشان دیوانه‌اند!

این هم یك باور غلط شایع در میان مردم است كه به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا كه اگر ما بخواهیم یك حكم كلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم كه تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش‌های آماری ادعای فوق را اثبات كنیم.
همانطور كه یك مكانیك اتومبیل هنگامی كه خودرواش در معرض نقص فنی احتمالی قرار دارد زودتر از دیگر افراد مطلع می‌شود این قاعده در ارتباط با روانشناسان نیز صادق است، چرا كه آنان به دلیل آگاهی از بیماری‌های روانی بسیار زودتر مطلع شده و به دلیل اطلاع از مشكلات پیش آمده احتمالی بر اثر بیماری‌های روانی خیلی زودتر به سمت و سوی درمان و حل مشكل خویش روان می‌شوند.
ما نمی‌توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً‌ از این بیماری‌ها بی‌بهره نخواهند ماند، به همان دلیل كه اشخاصی كه در بیمارستان‌ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی كار می‌كنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به این بیماری‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم.

روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری‌های روانی قرار دارند.

3 – ما خودمان روانشناسیم

بله این جمله‌ای است كه كارل راجرز، یكی از روانشناسان بزرگ و پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت كه هر كس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی كه پیش می‌آید این است، پس چرا همه روزه تعداد كثیری از مردم به كمك و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل كه همه ما بالقوه می‌توانیم به قله دماوند صعود كنیم اما به شرطی كه شخصی نتواند راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی كند.
برای حل مشكلات شخصی هم ما نیاز به كمك یك روانشناس زبده داریم كه نه برای ما بلكه با ما حركت كند تا به حل مشكلاتمان نائل شویم و از همه مهم‌تر این كه ذهن انسان از3 بخش عمده هشیار، نیمه‌هشیار و ناهشیار تشكیل یافته است كه اگر ما خیلی توانا باشیم حداكثر به نیمه هشیار ذهنمان دسترسی پیدا می‌‌كنیم كه البته برای حل مشكلات كافی نیست.

بنابر این نیازمند كمك كسی هستیم كه بتواند به ناهشیار ذهن ما وارد شده و از این انبار متروكه پرونده‌های دردناك بایگانی شده گذشته را بیرون آورده و از نو رسیدگی كند.بنابراین باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم.
هیچ كس بیشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نیست اما بدون كمك یك روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسی نخواهد داشت. روانشناسان با یك نگاه می‌توانند همه چیز را درباره ما بدانند.

4 – روانشناسان حلال مشكلاتند

این باور، روانشناسان را به جادوگرانی مبدل می‌سازد كه قادرند فكر ما را بخوانند شود، كه این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد، چرا كه برای شناختن افراد در روانشناسی روش‌های گوناگونی همچون مشاهده تجربی یعنی در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنكه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزدیكان و خویشاوندان ،اجرای آزمون‌های روانی همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌های فرافكنی و در نهایت مصاحبه با خود شخص كه از انواع مختلفی برخوردار است در نظر گرفته می شود.
در نهایت می‌توان گفت پس از انجام این آزمایش‌ها و آزمون‌ها شاید با احتیاط بتوان گفت از شخص مورد نظر نیمرخ روانی به‌دست آورده‌ایم. كه باز هم در پاره‌ای از موارد بی نقص نخواهد بود. بنابراین باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم.
روانشناسان هرگز با یك نگاه نمی‌توانند همه‌چیز را درباره ما بدانند.

5 – نیاز به مشورت ندارند

این هم یك باور غلط دیگر است، چرا كه روانشناسان هم همچون آرایشگران قادر به اصلاح سر خویش نیستند، هرچند كه آرایشگر قابلی باشند. به این دلیل كه مشكلات روانی همیشه صرف نظر از داشتن لایه‌های منطقی از لایه‌ای هیجانی نیز برخوردارند، بنابراین با توجه به اصل نیروگذاری روانی (یعنی مقدار مشخصی انرژی روانی می‌توان در ذهن به فعالیتی خاص صرف شود) وقتی بخشی از نیروهای ذهنی ما در هیجانات ما صرف شده است نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم كه با آگاهی و اشراف كامل دست به حل مسئله بزنیم، بنابراین، نیاز داریم از شخص دیگری كه البته رابطه خویشی و دوستی با ما ندارد كمك بگیریم تا او با صددرصد توان به كمك ما برای حل مسائل بیاید. البته این قاعده شامل حال تمام افراد می‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شكل زیر اصلاح می‌كنیم. روانشناسان هم نیاز به مشورت دارند.

6 – روانشناسان دانای كل هستند

این باور غلط و غیرمنطقی در بین مردم شایع است. البته متأسفانه این به دلیل ضعف حرفه روانشناسی در ایران است كه اگر شما به اكثر روانشناسان شاغل در ایران مراجعه كنید قادرند از
مشكل شب ادراری كودكتان تا لكنت زبان همسرتان، دعاوی خانوادگی، ترس و اضطراب و وسواس و… همگی آنها را درمان كنند ، در صورتی كه در كشورهای پیشرفته شاید هر روانشناس حداكثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام می‌كند كه فقط قادر به حل مشكل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلی و تحصیلی هم انجام دهد. ضمن اینكه در باور فوق زندگی كردن واژه‌ای كلی و مصادیق آن وسیع است، بنابراین باور فوق به شكل زیر اصلاح می‌شود.
هر روانشناسی قادر به حل بعضی از مشكلات خاص و مشخص مراجعانش می‌باشد.

7 – سرنوشت را تغییر می دهند

این هم یك باور عجیب دیگر كه اصلاً نمی‌تواند درست باشد. بزرگی می‌گفت: مراقب افكارت باش چون به حرفهایت بدل می‌‌شود. مراقب حرفهایت باش چون به اعمالت تبدیل می‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هایت مبدل می‌شود. مراقب عادت‌هایت باش چون به شخصیت تو تبدیل می‌شود.
مراقب شخصیت خود باش چون به سرشت تو تبدیل می‌‌شود و مراقب سرشت خویش باش چون به سرنوشت تو تبدیل می‌‌شود.
فكر می‌كنم این بزرگ به‌خوبی حق مطلب را ادا كرده، چرا كه تا انسان‌ها خود نخواهند، به هیچ تغییر پایداری در زندگی‌شان نخواهند رسید. مگر آنكه دست خویش را در دست راهنمایی دلسوز چون یك روانشناس زبده دهند تا او را از كوره راه‌های زندگی به سرمنزل خوشبختی و سعادت رهنمون كند.
روانشناسان قادر به پیشگویی و تغییر سرنوشت افراد نیستند مگر با همكاری و مساعدت خود آنها

يك تست تفريحى

يك تست تفريحى خودشناسى

١) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

صبح، (٢)
عصر و غروب، (٤)
شب،( ٦)

۲) معمولاً چگونه راه می روید؟

نسبتاً سریع، با قدم های بلند، (٦)
نسبتاً سریع، با قدمهای کوتاه ولی تند و پشت سر هم،(٤)
آهسته تر، با سری صاف روبرو،(٧)
آهسته و سربه زیر، (۵)
خیلی آهسته(٢)

۳) وقتی با دیگران صحبت می کنید؛

می ایستید و دست به سینه حرف می زنید (٤)
دستها را در هم قلاب می کنید،(٢)
یک یا هر دو دست را در پهلو می گذارید،(۵)
دست به شخصی که با او صحبت می کنید، می زنید،(٧)
با گوش خود بازی می کنید، به چانه تان دست می زنید یا موهایتان را صاف میکنید(٦)

۴) وقتی آرام هستید، چگونه می نشینید؟

زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،(٤)
چهارزانو،(٦)
پای صاف و دراز به بیرون(٢)
یک پا زیر دیگری خم(١)

۵) وقتی چیزی واقعاً برای شما جالب است، چگونه واکنش نشان می دهید؟

خنده ای بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،(٦)
خنده، اما نه بلند،(٤)
با پوزخند کوچک،(٣)
لبخند بزرگ،(٥)
لبخند کوچک(٢)

۶) وقتی وارد یک میهمانی یا جمع می شوید؛

با صدای بلند سلام و حرکتی که همه متوجه شما شوند، وارد می شوید(٦)
با صدای آرامتر سلام می کنید و سریع به دنبال شخصی که می شناسید، می گردید(٤)
در حد امکان آرام وارد می شوید، سعی می کنید به نظر سایرین نیایید(٢)

۷) سخت مشغول کاری هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلی یا شخصی آن را قطع می کند؛

از وقفه ایجاد شده راضی هستید و از آن استقبال می کنید(٦)
بسختی ناراحت می شوید(٢)
حالتی بینابین این ۲ حالت ایجاد می شود(٤)

۸) کدامیک از مجموعه رنگ های زیر را بیشتر دوست دارید؟

قرمز یا نارنجی(٦)
سیاه(٧)
زرد یا آبی کمرنگ(٥)
سبز(٤)
آبی تیره یا ارغوانی(٣)
سفید(٢)
قهوه ای، خاکستری، بنفش(١)

۹) وقتی در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتی دراز می کشید؟

به پشت(٧)
روی شکم (دمر)(٦)
به پهلو و کمی خم و دایره ای(٤)
سر بر روی یک دست(٢)
سر زیر پتو یا ملافه(١)

۱۰) آیا شما غالباً خواب می بینید که:

از جایی می افتید.(٤)
مشغول جنگ و دعوا هستید.(٢)
به دنبال کسی یا چیزی هستید.(٣)
پرواز می کنید یا در آب غوطه ورید.(٥)
اصلاً خواب نمی بینید.(٦)
معمولاً خواب های خوش می بینید،(١)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید…
عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

* اگر امتیاز شما بالای ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بی نهایت سلطه جو می دانند، گرچه شما را تحسین می کنند و به ظاهر می گویند«کاش من جای تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه ای عمیق و دوستانه بی میل و فراری هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر می دانند، بدون فکر عمل می کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته می شوید ، علاقه مند به رهبری جمع و تصمیم گیریهای سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمی آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره می دانند. کسی که همه چیز را تجربه و امتحان می کند، از ماجراجویی لذت می برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهی تان لذت می برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب می بینند.

شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتاری خوبی بهره مند هستید. فردی مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر می رسید. قادر هستید به موقع باعث شادی و خوشی دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزومبهترین کمک بر اعضای گروه هستید.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید.. همه می دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگی با دیگران باب دوستی را باز نمی کنید. اما اگر با کسی دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست می شوید اما سخت تر دوستی ها را رها می کنید.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردی زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهی اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بی نهایت ملاحظه کار به نظر می رسید. زحمتکشی که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش می کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه ای و آنی هرگز نظر نمی دهد. دیگران می دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را می سنجید و سپس تصمیم می گیرید.

* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتی، عصبی و آدمی شکاک و دودل می دانند شخصی که همیشه سایرین به عوض او فکر می کنند، برایش تصمیم می گیرند و از او مراقبت می کنند. کسی که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهای گروهی و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

شوخی با روانشناسی

شوخی با روانشناسی

1.    سلام. به مرکز مشاوره تلفنی خوش آمدید

o       چنانچه به اختلال وسواسی ـ اجباری Obsessive – Compulsive Disorder- OCD  مبتلا هستید پشت سر هم کلید 1 را فشار دهید.

o       چنانچه به اختلال هم وابستگی  Co – Dependency  مبتلا هستید لطفا از کسی بخواهید که کلید 2 را برایتان فشار دهد.

o       چنانچه چند شخصیتی هستید لطفا کلید های  3 و 4 و 5 و 6 را فشار دهید

o       چنانچه دچار هذیان پارانویید هستید ما می دانیم که شما کی هستید و چه می خواهید فقط روی خط بایستید تا ما خط را کنترل کنیم

o       چنانچه دچار اسکیزو فرنی هستید خوب گوش دهید تا یک صدای آرامی به شما بگوید که چه کلیدی را فشار دهید

o       چنانچه دچار افسردگی هستید مهم نیست چه کلیدی را فشار دهید چون کسی جواب نخواهد داد

o       چنانچه به هذیان مبتلا هستید و گاهی نیز دچار توهم Hallucinate  می شوید لطفا بدانید که آنچیزی که شما کنار سرتان نگه داشته اید  یک موجود زنده است و میخواهد گوشتان را با یک گاز بکند!

2.    یک روان پریش فکر میکند که دو دو تا میشود پنج تا.   یک روان آزرده میداند که دو دو تا میشود چهار تا اما از این موضوع ناراحت است.

3.    بیمار: آقای دکتر همسرم فکر میکنه که من دیوونه ام چون خیلی سوسیس دوست دارم.

o       روانشناس: مهم نیست! چون منم خیلی سوسیس دوست دارم.

o       بیمار: چه خوب آقای دکتر. پس لازم شد بیایی و کلکسیون منو ببینی. چون من صدها مدل سوسیسو جمع کردم!

4.    بیمار : آقای دکتر من دوشخصیتی هستم

o       دکتر : خوبه ، حالا با هم میشیم چهار تا

5.    یک بازرس دولتی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از یک روان پزشک پرسید:

شما چطور می فهمید که یک بیمار روانی به بستری شدن نیاز دارد یا نه ؟

o       روان پزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چایخوری ، یک فنجان و یک سطل جلوی بیمار می گذاریم و از او می خواهیم که وان را خالی کند.

o       بازرس گفت: آهان! فهمیدم ، آدم عاقل باید سطل را بردارد چون بزرگ تر است…

o       روان پزشک گفت : نه ! آدم عاقل درپوش زیر وان را برمی دارد.

شما هم مثل اینکه باید بستری شوید می خواهید تخت تان کنار پنجره باشد؟

6.    یه روز یه آقایی میره پیش یه روانپزشك و میگه:

o       آقای دكتر، من هر شب خواب می بینم دارم با یه عده خر فوتبال بازی می كنم؛ یه دوایی چیزی بهم بدید كه دیگه از این خوابا نبینم.

o       دكتره میگه: بیا آقا، این قرصها و این شربت رو امشب بخور؛ دیگه این خوابا رو نمی بینی.

مرده میگه: آقای دكتر، نمی شه اینها رو از فرداشب بخورم؟ آخه امشب فیناله.

7.    یه نفر میره دکتر میگه آقای دکتر هیچ کس منو تحویل نمی گیره.

o       دکتره میگه: نفر بعدی.

8.    یک مشاور می‌میرد و در آن دنیا در صفی که هزاران نفر جلوی او بودند برای محاسبه اعمالش می‌ایستد. اندکی نگذشته بود که فرشته محاسب میز خود را ترک می‌کند و صف طولانی را طی کرده و به سمت مشاور می‌آید  و به گرمی به او سلام کرده و احترام می‌گذارد. فرشته، مشاور را به اول صف برده و او را بر روی مبل راحتی کنار میزش می‌نشاند.

o       مشاور می‌گوید: من از این توجه شما سپاسگزارم، اما چه چیزی باعث شده که این گونه با من رفتار کنید؟

o       فرشته می‌گوید: ما برای افراد مسن احترام ویژه‌ای قائل می‌شویم. ما یک پردازش اولیه بر روی تمامی کارنامه‌های اعمال انجام داده‌ایم و من ساعاتی را که شما به عنوان ساعات مشاوره برای مشتریان خود اعلام کرده‌اید جمع زدم. بر اساس محاسبه من، شما حداقل ۱۹۳ سال سن دارید!

9.    . فرق بین روانشناس و روانپزشک اساساً داروست و یه تفاوتی حدود 20،000$ در سال.

o       فرق بین روانشناس و جامعه شناس معمولاً ریش است

10.  سیاستمدار کسی است که: می تواند به شما بگوید به جهنم بروید، منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید!

o       روانشناس کسی است که: از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد!

11.  یک دکتر روانشناسی بود که هر کس مشکلات روحی و روانی داشت به مطب ایشان مراجعه می کرد و ایشان با تبحر خاصی بیماران را مداوا می کرد و آوازه اش در همه شهر پیچیده بود.

o       یک روز یک بیماری به مطب این دکتر آمد که از نظر روحی به شدت دچار مشکل بود. دکتر بعد از کمی صحبت به ایشان گفت در همین خیابانی که مطب من هست، یک تئاتری موجود هست که یک دلقک برنامه های شاد و خیلی جالبی اجرا می کند. معمولاً بیمارانی که به من مراجعه می کنند و مشکل روحی شدیدی دارند را به آنجا ارجاع می دهم  و توصیه می کنم به دیدن برنامه های آن دلقک بروند و همیشه هم این توصیه کارگشا بوده و تاثیر بسیار خوبی روی بیماران من دارد. شما هم لطف کنید به دیدن تئاتر مذکور رفته و از برنامه های شاد آن دلقک استفاده کرده تا مشکلات روحی تان حل شود.

o       بیمار در جواب گفت: آقای دکتر من همان دلقکی هستم که در آن تئاتر برنامه اجرا می کنم.

12.  سوال: میدانید چرا روانپزشکان بیماران را شوک درمانی میکنند؟

o       پاسخ: برای آنکه از قبل آنها را برای دیدن قبض پرداخت حق ویزیت آماده کنند!

13.  دیشب میخواستم خودمو با خوردن یه مشت قرص آرامبخش بکشم! اما بعد از خوردن دوتای اول احساس کردم حالم بهتره.

14.  یک نفر رفت پیش روانشناس و گفت:

o       دکتر! من نمیتونم هیچ دوستی داشته باشم تو میتونی کمکی به من بکنی؟ گنده بدترکیب!

15.  بیمار: دکتر! شما باید به من کمک کنی! من خیلی زیر فشارم. استرس داره منو میکشه. خیلی زود کنترلم رو از دست میدم و با مردم دعوا میکنم!

o       دکتر: خوب برای من توضیح بده ببینم مشکلت چیه!

o       بیمار: توضیح دادم دیگه! ندادم؟ مرتیکه احمق

16.  سوال: فرق بین بیمار و روانپزشک در یک بیمارستان روانی چیست؟

o       پاسخ: خوب… بیمار بالاخره خوب میشه و به خانه بر میگرده.

17.  مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد همان جا به تعویض لاستیک بپردازد.

هنگامی که سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت  و آن ها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد. مرد حیران مانده بود که چه کار کند. تصمیم گرفت که ماشینش را همان جا رها کند و برای خرید مهره چرخ برود.

o       در این حین، یکی از دیوانه ها که از پشت نرده های حیاط تیمارستان نظاره گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:

از ٣ چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی.

o       آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست می گوید و بهتر است همین کار را بکند.

پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست.

هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و گفت: خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی. پس چرا توی تیمارستان انداختنت؟

o       دیوانه لبخندی زد و گفت: من اینجام چون دیوانه ام. ولی احمق که نیستم.

18.  دكتر از دیوانه پرسید: تو رو برای چی به تیمارستان آوردند؟

o       دیوانه گفت: بدون هیچ دلیلی، فقط به خاطر اینكه من معتقدم جوراب نخی خیلی بهتر از جوراب نایلون هست.

o       دكتر گفت: این كه دلیل نشد، منم معتقدم جوراب نخی بهتر از جوراب نایلون هست.

o       دیوانه گفت: چه جالب! راستی شما جوراب نخی رو با سس سفید می‏خورید یا با سس گوجه فرنگی؟

19.  دو زوج پیر در حال گفتگویی دوستانه بودند که یکی از مردها از دیگری پرسید:

o       آلبرت! کلینیک تقویت حافظه ای که یک ماه پیش رفتی چطور بود؟

o       عالی بود. آخرین تکنیکهای روانشناسی روز دنیا رو بهمون یاد دادند.  مثل تجسم خلاق، تداعی… از اون موقع تا حالا خیلی فرق کردم.

o       خوب، این خیلی خوبه! اسم کلینیک چی بود؟

o       البرت رنگش پرید! هر چی به مغزش فشار آورد فایده نداشت نتونست به یاد بیاره بعد پرسید شما به اون گل قرمزی که ساقه بلندی همراه خار داره چی میگید؟

o       منظورت رز است؟

o       ها بله خودشه.

o       بعد رو کرد به همسرش و گفت:

o       رز! اسم اون کلینیک چی بود؟!!

20.  اگر وسواسی هستید لطفآ مكرر مطالب را بخوانید.

o       اگر وابسته اید بگویید كسی برایتان بخواند.

o       اگر چندشخصیتی هستید هم بخوانید، هم بگویید بخوانند،  هم بگویید كی گفت بخوانی؟

o       اگر پارانویید هذیانی هستید خودمان میدانیم كه هستید و چه می خواهید فقط چند لحظه صبر كنید تا خودمان برایتان بخوانیم.

o       اگر اسكیزوفرن هستید با دقت گوش دهید، یك صدا به شما خواهد گفت چه نوشته.

o       اگر افسرده اید نمی خواهد بخوانید، فایده ای ندارد. كسی برای شما مطلب نمی نویسد و به شما اهمیت نمی دهد!

21.  آیا میدانید که :نوروتیكها در آسمان كاخ سازی می كنند، سایكوتیكها در آنها زندگی كرده، و روانشناسان اجاره بها وصول می نمایند .

22.  رئیس تیمارستان به یکی از مراقب ها می گوید:

o       من در این جا از همه راضی هستم، فقط دیوانه ای هست که اصرار دارد من برج ایفل را از او بخرم.

o       مراقب می گوید: «خب، چرا نمی خرید؟»

o       رئیس تیمارستان می گوید: آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما می خریدم.

23.  مراجع: آقای دکتر مشکل من اینه که ۱۸ ماهه با خانمم حرف نزده ام

o       رواشناس: چرا؟

o       مراجع: خوب آخه نخواستم صحبتشو قطع کنم.

24.  توصیه یک روانشناس: همیشه به به یاد داشته باشید که شما منحصر به فرد هستید. درست مثل بقیه افراد.

25.  روانشناسان معتقد هستند که همه ی ما آدم ها به جز کودک درون،  یک خر درون هم داریم که گاه زمام امور را به دست میگیرد. باور کن.

26. میگم چرا این پسر رو برای ازدواج انتخاب کردی ؟ -میگه اخه خیلی پسر خوبی است!

میگم برای ازدواج مناسب ما دنبال پسر خوب نیستیم بلکه باید دنبال پسر مناسب باشید!

 دیگری می گوید : خیلی منو دوست داره میگه بدون تو میمیرم! میگم ما در روانشناسی به این اشخاص میگیم اختلال شخصیت وابسته!

 دیگری می گوید: خیلی خیلی پسر خوب مهربونی است. اصلا دوست نداره منو ناراحت کنه! میگم ما در روانشناسی به این تیپ افراد میگیم مهر طلب !

میگه قصد ازدواج داریم والدین نمیزارن ! میگم چرا نمیزارن رو ول کنید. بگید چه چیزی در پسر هستش که اون رو واسه ازدواج انتخاب کردی! می گوید دوستش دارم دوستم داره! میگم مگر فاکتور اصلی ازدواج عشق دوست داشتن است! اگر اینا باشه ۶ ماه بعد ازدواج ۹۰ درصد از بین میره تکراری میشه! میگه پس چیا هستند فاکتورای ازدواج!

واینجا هستش که پی میبریم چقدر بی سواد رابطه ازدواج هستیم!
هر اتفاقی رو در جامعه دنبال میکنیم. هر حادثه ای رو پی گیر هستیم. هر مدلی رو دنبال میکنیم. هر خبر جدید رو پی گیر هستیم!

ولی اما…..سواد زندگی کردن رو دنبال نمیکنیم! بدون شنا بلد بودن میپریم تو آب و غرق میشیم و میگیم سرنوشت اینجوری واسم رقم زده بود انگار!

در حالیکه ما تعیین کننده سرنوشت خودمان هستیم.

️از ۵ مورد ازدواج ۴ مورد در پایتخت ایران تهران به طلاق کشیده میشود ! ️اینا از با کلاسی نیست از بی سوادی است!

اگر مطلبی دارید بفرستید تا بنام خودتان قرار داده شود.