نوشته‌ها

شب‌های ورامین

شب‌های ورامین صادق هدایت از لایِ برگ‌هایِ پاپیتال، فانوسی خیابانِ سنگ‌فرش را كه تا دَمِ دَر می‌رفت روشن كرده بود. آبِ حوض تكان نمی‌خورد، درخت‌هایِ تیره‌فامِ كهن‌سال در تاریكیِ این اوّل شبِ ملایم و نمناكِ بهار به‌هم پیچیده، خاموش و فرمان‌بُردار به‌نظر می…