نوشته‌ها

صورتك‌ها

صورتك‌ها صادق هدایت منوچهر دستِ راست را زیرِ چانه‌اش زده روی نیمكت والمیده بود، سیمای او افسرده، چشم‌های او خسته و نگاه او پی‌در‌پی به لنگر ساعت و لباسی كه در روی صندلی افتاده بود قرار می‌گرفت و از خودش می‌پرسید: «آیا خجسته امشب به بال خواهد رف…