اختلال های آزارگری

Psychopath — مردم ستیز – روان‌آزار  

Sociopath — ستيزه خوی – اجتماع ستیز

 Sadist–دگرآزار – بیرحم

Self-Harm – خودزنی

Masochism – خودآزاری یا آزارطلبی

Sadomasochism- آزاردوستی

-اختلال آزارگری-روان‌آزار – مردم ستیز – سایکوپات–سادومازوخیسم یا آزاردوستی، لذت بردن یا لذت گرفتن از اعمال مربوط به دریافت و یا وارد آوردن درد و رنج و تحقیر است.–خودزنی یا خودآزاری یا خودشکنجه گری عملی است عمدی، جهت وارد کردن مستقیم زخم یا هر نوع صدمه به بافتی از بدن، و اغلب بدون نیت خودکشی. –ویژگی های ستیزه خویان یا اجتماع ستیزان–Sociopath-ستیزه خویان را بشناسیم و پشت نقابشان را ببینیم.–اجتماع ستیزان یا ستیزه خویان فقط قاتلان زنجیره ای و تجاوزگران نیستند. آنها در همسایگی ما، همکاران ما، دوستان، اعضای خانواده، و گاهی اوقات خود ما هستند. —اجتماع ستیزان یا ستیزه خویان بی وجدان حدود ۴ درصد اطرافیان ما را تشکیل میدهند.—آزارطلبی میل به لذت بردن از درد است.–دو نوع اصلی آزارطلبی عبارتند از:• آزار طلبی جنسی،• آزار طلبی شخصیتى یا روانی.—-سادیسم یا تمایل به آزاررسانی قبلا به عنوان یک اختلال شناخته می‌شد، ولی اکنون از آن به عنوان یک ویژگی شخصیتی نام برده می‌شود.-در علم روانشناسی و در فرضیه‌ها و تئوری‌های رفتارشناسی، عبارت سادومازوخیسم- Sadomasochism- جایگزین هردو عبارت دیگرآزاری و خودآزاری شده و به طور عام مورد استفاده قرار می‌گیرد.–هر دو شخصیت روان‌آزار و ستيزه خوی الگو ی  فراگیر بی توجهی به ایمنی و حقوق دیگران دارند. فریب و حیله ویژگی اصلی هر دو نوع شخصیت هستند. برخلاف باور عموم، بیماران روان‌آزار و جامعه ستیز لزوماً خشونت ورز نیست.

روان‌آزاری

روان‌آزار – مردم ستیز – سایکوپات

Psychopath

مردم ستیزی یا روان آزاری Psychopathy یک اختلال روانی-شخصیتی است که شامل موارد زیر میشود:

• رفتار ضد اجتماعی،
• بی دلی و نقصان همدلی
• نقصان ندامت
• بی بند و باری

روان‌آزاری دارای ابعاد مختلف و ترکیبی از اختلالات روانی-شخصیتی است.

در بحث قضا و جرم کیفری از مردم ستیزی بصورت گسترده ای استفاده می شود، و پیامدهای مهمی برای فرد مردم ستیز دارد.

حداقل دو مفهوم مختلف برای اختلال روانی مردم ستیزی آمده است، که هر کدام با پیامدهای متفاوتی همراه است.

مفهوم ابتدایی اختلال روانی مردم ستیزی متضمن گستاخی، بی بند و باری، بی اضطرابی و بی توجهی و پستی است.

مردم ستیزی جنایی مفهوم شدیدتری دارد و شامل رفتار مجرمانه مداوم و جدی است.

برچسب بیمار روانی مردم ستیز، پیامدهای عمیق در مورد شدت مجازات، درمان، و غیره به همراه دارد.

• گستاخی. شامل نترس بودن و تحمل بالای استرس ، بی کلگی در مواجهه با خطر، و اعتماد به نفس بالا و ابراز وجود و جسارت اجتماعی بالا.

• تکانشی. عدم کنترل و خودداری ،نیاز به ارضاء فوری.

• پستی. بد دلی، بی دلی،فاقد همدلی و نزدیکی با دیگران، بی توجهی به نزدیکان، ظالم و ستمگر، قدرت طلب، سرپیچی از قدرت، هیجانات مخرب، سنگدلی، رفتار تکانشی ضد اجتماعی.

اختلال روانی-شخصیتی مردم ستیزی با توجه به شدت علایم در افراد نسبی است. از سوی دیگر، اختلال مردم ستیزی دارای ابعاد جایگزین دیگری هم میتواند باشد، از جمله:

هم ستیزی و خصومت زیاد، بی وجدانی، بی اضطرابی یا پر اضطرابی، روان پریشی گرایی زیاد، گرایش های سخت به پرخاشگری و یا خصمانه بودن، عدم مسئولیت اجتماعی، تکانشگری، حس طلبی (در برخی موارد)، و تجاوز.

از دیدگاه دیگر روانکاوی، اختلال روانی-شخصیتی مردم ستیزی بخشی از بیماری خودشیفتگی است.

خودشیفتگی پایین یعنی اختلال شخصیت خودشیفته
خودشیفتگی متوسط یعنی اختلال شخصیت خودشیفته بدخیم
خودشیفتگی زیاد یعنی اختلال شخصیت روان‌آزاری

اختلالات روان‌آزاری ، خودشیفتگی و ماکیاولیسم، سه ویژگی شخصیتی هستند که با هم به عنوان سه گانه یا مثلث تاریک شناخته میشود.

چهارگانه یا مربع تاریک شامل مردم ستیزی، خودشیفتگی، ماکیاولیسم به علاوه سادیسم است.

علائم و نشانه های روان‌آزاری:

1. تخلف و اذیت
2. جرم و جنایت،
3. خشونت و بی حرمتی،
4. آزار جنسی.

پیش زمینه ها:

• اختلال سلوک و رفتار (رفتار ضد اجتماعی در دوران کودکی و یا نوجوانی)،
• سه گانه مک دونالد -شامل سه رفتار: – شب ادراری، – ظلم و ستم به حیوانات – آتش افروزی.

ویژگی های روانی:

• اختلال شناخت،
• عدم تشخیص احساسات (واکنش غیر معمول به ناراحتی)،
• بد قضاوتی اخلاقی و بی تفاوتی
• بی اعتنایی به باورهای اخلاقی

روش تشخیص:

1. بین فردی
جذابیت ظاهری، پر آب و تابی، خود ارزشی، دروغ گویی بیمارگونه، حیله گری و فریب.

2. عاطفه
عدم پشیمانی یا گناه، کم عاطفگی، بی دلی، بی مسئولیتی.

3. شیوه زندگی
نیاز به تحریک، بی حوصلگی، زندگی انگلی، اهداف دراز مدت غیر واقع بینانه، تکانشگری، بی مسئولیتی.

4. اجتماعی
ضد اجتماعی، کنترل ضعیف رفتاری، مشکل رفتاری اولیه، بزهکاری در نوجوانانی، لغو آزادی مشروط، تطبیق پذیری جنایی.

سایر موارد:

روابط زناشویی کوتاه مدت متعدد، بی بندوباری در رفتار جنسی.

احکام ماکیاولی:
🔹 همیشه در پی سود خویش باش؛
🔹 جز خود هیچ کس را مقدم نشمار؛
🔹 بدی کن، اما چنان وانمود کن که نیکی می کنی؛
🔹 حریص باش و آنچه می خواهی را تصاحب کن؛
🔹 خسیس و خشن باش ؛
🔹 همه تلاش خود را به جنگ متمرکز ساز؛
🔹 چون فرصت بدست آوردی دیگران را فریب ده؛
🔹 دشمنانت را بکش، اگر لازم بود دوستانت را هم بکش؛
🔹 در رفتار با مردم به زور توصل شو و نه با مهربانی .
📖شهریار

آزاردوستی

آزاردوستی

Sadomasochism

سادومازوخیسم یا آزاردوستی، لذت بردن یا لذت گرفتن از اعمال مربوط به دریافت و یا وارد آوردن درد و رنج و تحقیر است.

آزارگری–آزارخواهی یا آزاردوستی جنسی عبارت است از:

• آزار دادن و تحقیر دیگران و بی احترامی به آنها. یا
• آزار دیدن و مورد بی احترامی و تحقیر دیگران قرار گرفتن.  که سبب ارضای جنسی شود.

این ناهنجاری به تعاملاتی اطلاق می شود که در آن یک شخص با آزار دادن فرد دیگری که از درد کشیدن لذت می برد ارضا می شود.

بسیاری از افراد در روابط جنسی خود به اعمال دردناک خفیفی مثل گاز گرفتن،نیشکون گرفتن و سیلی زدن مبادرت می ورزند. وقتی هر دو شریک جنسی از این اعمال لذت می برند،این رفتارها لذت جنسی را افزایش می دهد.

اما افراد آزارگر و آزارطلب غالباً نه تنها از اعمال دردآور خفیف پا را فراتر می گذارند بلکه تنها با توسل به این رفتارها می توانند به لذت جنسی برسند. فرد آزارگر زمانی به اوج لذت جنسی می رسد که دیگران را تحقیر کند یا آنها را آزار دهد.

غالباً به این کار تأدیب می گویند.

ارضای جنسی فرد آزارطلب به دربند بودن- یعنی آزاردیدن، تحقیر شدن، درد کشیدن و برخورد بد از سوی دیگران-بستگی دارد. آزارگری و آزارطلبی هم در روابط دگر جنس گرایانه و هم در روابط همجنس گرایانه روی میدهد،اما همچون دیگر انحرافات جنسی خیلی شناخته شده نیست.

چهار ویژگی عمده آزاردوستی عبارتند از:

۱-منش بیش از حد مردانه و قلدری کردن.
۲-آزاردادن یا آزاردیدن.
۳-محدودسازی فیزیکی یک نفر توسط دیگری.
۴-تحقیر شدن یا تحقیر کردن.

آزارگری و آزارطلبی جنسی هر دو ماهیتی مزمن دارند. درحالت شدید این اختلالات، قربانی ممکن است متحمل جراحات جدی شده یا جان خود را از دست بدهد.

برخی متخصصان بالینی بر این باورند که ریشه های آزارگری و آزارطلبی را باید در دوران کودکی جستجو کرد و برخی دیگر به نقش احتمالی عوامل زیستی اشاره کرده اند.

فرد آزارطلب از طریق آزار دیدن، ترجیحاً تحقیر شدن و کتک خوردن، به برانگیختگی جنسی می رسد. افراد آزارطلب خیالپردازی هایی دارند که اغلب در دوران کودکی آغاز می شوند.

در این خیالپردازی ها آنها به بند کشیده می شوند، شکنجه می شوند، مورد تجاوز قرار می گیرند، یا به طریق دیگری با آنها بدرفتاری می شود. فراوانی این خیالپردازی ها و اعمال در مردان خیلی بیشتر از زنان است.

برداشت اوليه اين بود كه آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی می‌تواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد.

در دیدگاه بعدی فرد مازوخیست خود را زیر چتر حمایت دیگران قرار می‌دهد و با زیر پا گذاشتن فردیت و مستهلک شدن در طرف تا حدی ایمنی به دست می‌آورد.

اینگونه ایمنی بدان می‌ماند که کشوری کوچک با تسلیم حقوق و استقلال خود به کشور بزرگتر و متجاور به امنیت برسد و مورد پشتیبانی آن کشور قرار گیرد.

از منظر اجتماعی در افراد مازوخیست هراسی عظیم از تنهایی و ناتوانی موج می‌زند از این رو برای رهایی از قید مسئولیت و تصمیم گیری می‌کوشند تا جزئی شوند از کل نیرومندتری که بیرون از آنها است.

این کل نیرومند ممکن است یک شخص یا یک موسسه، وجدان یا وسواسی روانی باشد.

سادیسم نقطه مقابل مازوخیسم است که از برتری و غلبه بر کسی دیگر حاصل می‌شود و همانگونه که تسلط، حالت انحرافی قدرت است، سادیسم جنسی نیز صورت منحرف محبت جنسی است چرا که عشق و محبت بر برابری و آزادی استوار است و اگر بر از دست رفتن تمامیت یکی از طرفین مبتنی شد، دیگر عشق نیست.

برای آزارگری و آزارطلبی جنسی پنج ویژگی را می توان شاهد بود:

1. توافق در مورد اینکه کدام یک مسلط و کدام یک مطیع باشند.
2. آگاهی هر دو شریک جنسی از نقشی که بر عهده دارند.
3. رضایت هر دو طرف.
4. حال و هوای جنسی.
5. آگاهی هر دو طرف از اینکه رفتارشان ماهیتی آزارگرانه-آزارطلبانه دارد.

افراد دچار آزارخواهی جنسی، ممکن است در دوران کودکی تجاربی داشته‌اند که آنها را متقاعد کرده که درد کشیدن، پیش‌ شرط لذت جنسی است.

حدود ۳۰٪ مبتلایان به آزارخواهی جنسی، تخیلات آزارگرایانه نیز دارند.

آزارخواهی اخلاقی عبارتست از احساس نیاز به رنج کشیدن که همراه تخیلات جنسی نیست.

خودزنی

خودزنی

Self-Harm

خودزنی یا خودآزاری یا خودشکنجه گری عملی است عمدی، جهت وارد کردن مستقیم زخم یا هر نوع صدمه به بافتی از بدن، و اغلب بدون نیت خودکشی.

خودزنی در مواقع استرس و فشار عصبی صورت می گیرد.

خودزن کیست؟

میلیون ها نفر به خودزنی مبتلا هستند که از این تعداد 1% به خود آزاری جسمی می پردازند.

معمولا” آنها برای فرار یا حل مشکلات عاطفی و اوضاع در هم ریخته زندگی خود دست به این کار میزنند.

در بین مجموعه عوامل بروز خودزنی مثل: فقر اقتصادی، تبعیض نژادی، مشکلات اجتماعی و فرهنگی و …. نمی توان مرز مشخصی قائل شد، چون تحقیقات ثابت کرده که علت خودزنی تلفیقی از همه عوامل است!

بیشتر مبتلایان، خانم ها به خصوص در سنین نوجوانی و بلوغ هستند.

منابع دیگر حاکی از آن است که این بیماری هم در زنان و هم در مردان در سنین 14 تا 60 سالگی دیده شده و در این بین، فقر اقتصادی مهم ترین عامل ایجاد این بیماری است.

انواع خودزنی:

• بریدن: بریدن یا خراشیدن پوست بدن با هر شیء تیزی مثل چاقو، سوزن، تیغ و یا ناخنگیر که معمولا” بروی پاها و بازوها انجام می گیرد چون زیر لباس است و دیده نمی شود.

• داغ کردن: سوزاندن بدن با یک چیز داغ و یا حتی سوزاندن از طریق اصطکاک! مثل کشیدن سریع و زیاد پاک کن روی بدن.

• کندن پوست: کندن پوست بدن و یا باز کردن زخم های قبلی، حالت غیر عادی است که شخص تمایل به کندن پوست دارد و با ادامه این کار تصور می کند که استرسش کاهش و احساس خوبی به او دست می دهد !

• کندن مو: یک ناهنجاری غیرعادی است که فرد دائما” میل به کندن موی خود دارد که بیشتر شبیه یک عادت می شود، بیمار به طور نا خود آگاه تمایل به کندن موی قسمت های مختلف سر و بدن خود دارد.

• ضربه زدن با چکش و وسایل دیگر
• شکستن استخوان،
• سوراخ کردن بدن،
• مصرف مشروبات مضر و شیمیایی.
• خالکوبی زیاد غیر عادی
• سوء مصرف یا مصرف بیش از حد و عمدی مواد مخدر

بیشتر این ناهنجاری ها در اثر توهم ایجاد می شوند.

میل به خودزنی نشانه ای بارز از اختلال شخصیت مرزی است. میل به خودزنی در کسانی که مبتلا به افسردگی، اختلال دوقطبی، اضطراب، سوء مصرف مواد، اختلال خوردن، اختلال استرس پس از سانحه، اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی دیگر هستند هم دیده میشود.

خودزنی به چهار رسته تقسیم می شود:

1. رسته خفیف – خوشخیم
این صدمات به خود توسط اکثریت جوامع پذیرفته شده. سوراخ کردن گوش، خالکوبی کوچک، جراحی زیبایی، و جویدن ناخن.

2. رسته متوسط – خوشخیم تا تحریک پذیر
این صدمات به خود توسط برخی جوامع پذیرفته شده. سوراخ کردن اندام ها، زخم جزئی ، زخم قبیله ای و تشریفاتی، خالکوبی ملوانان و باندها.

3. رسته متوسط بالا – بحران روانی
این صدمات به خود توسط برخی زیر گروه ها و فرقه ها، و نه جوامع، پذیرفته شده. برش مچ دست یا بدن، خود سوزاندن با سیگار و خالکوبی، زخم بزرگ.

4. رسته شدید – روان پریشی
این صدمات توسط هیچ جامعه ای پذیرفته نشده. قطع عضو، اخته کردن، خودکنی.

با یافتن راه حل های جدید برای کنترل و غلبه بر احساسات می توان امید به کاهش تمایلات شدیدی داشت که باعث خودآزاری می شود و برای درمان قطعی در ادامه با تمرین پی در پی، کنترل احساسات و بررسی و یادگیری چگونگی مراحل درمان آن، ترک این رفتار اعتیاد آور حاصل می شود.

ستیزه خویی

ویژگی های ستیزه خویان
یا اجتماع ستیزان
Sociopath

ستیزه خویان را بشناسیم و پشت نقابشان را ببینیم.

– افرادى كه بصورت باورنكردنى خوب جلوه میكنند، معمولاً یك اختلال روانى مثل خود شیفتگى، ستیزه خویی و یا مرزى مرضى دارند.

٢- ستیزه خویان خوب بلدند خود را قربانى جلوه دهند، در صورتیكه واقعاً ظالمند.

٣- ستیزه خویان یك بازى فكرى را خوب بلدند: آنها میدانند چه چیزهایى به شما بگویند تا شما ببخشیدشان، البته بعداً آن حرفها را تكذیب میكنند.

٤- آنها معمولاً دچار مشكلى در قسمت فورتكس مغزشان هستند، این قسمت مسئول احساسات و اخلاق انسانهاست.

٥- ستیزه خویان قربانى خود را مقصر كمبودها و نقاط ضعفشان میدانند. آنها هرگز به عیبشان اعتراف نمیكنند و در عوض به قربانیانشان حمله میكنند.

٦- آنها معمولاً بازیگران خوبى هستند. نیازهاشان را میدانند ولى بروز نمیدهند.

٧- ستیزه خویان معمولاً در كودكى مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند.

٨- رفتار ستیزه خویانه اكثراً موروثى است، دنبال مشكلات در خانواده شان بگردید.

٩- آنها در مورد گذشته شان دروغ میگوىند، به داستانهایشان شك كنید. دنبال حرفهاى ضد و نقیصشان باشید.

١٠- بدانید كه آنها بدنبال گول زدن شمایند. خوب، مواظب خودتان باشید تا مورد سوءاستفاده قرار نگیرید.

١١- ستیزه خویان دروغگویان بزرگى هستند، زیرا بى وجدانند. آنها همواره بدنبال بهانه هایى هستند تا اعمال غلطشان را توجیه كرده و چهره واقعیشان را نمایان نكنند.

١٢- خود را در برابر دلربایى و افسونگریشان مصون كنید.

١٣- اگر چه همه ستیزه خویان خشن نیستند، توصیه میشود از آنها فاصله گرفته و هیچگونه رابطه احساسى و دوستى برقرار نكنید.

١٤- ستیزه خویان كمتر به احساسات متمایلند، و فقط از حربه احساسات علیه شما سوءاستفاده میكنند. بنابراین اگر مجبورید با آنها رابطه داشته باشید، احساسات خود را كنار بگذارید، در غیراینصورت از آن علیه خودتان استفاده میكنند.

١٥- بهتر است نگذارید بفهمند كه شما آنها را شناخته اید.

١٦- بعضى اوقات تمایلات ستیزه خویان با تمایلات بیماران اسپرگر كه نوعى اختلال در خود ماندگیست، اشتباه گرفته میشود. تفاوت اساسی بین این دو بیمارى، نبود وجدان در ستیزه خویان است.

روابط ستیزه خوی

روابط عاشقانه “اجتماع ستیز” یا “ستیزه خوی”

Sociopath

اجتماع ستیزان یا ستیزه خویان فقط قاتلان زنجیره ای و تجاوزگران نیستند. آنها در همسایگی ما، همکاران ما، دوستان، اعضای خانواده، و گاهی اوقات خود ما هستند.

اجتماع ستیزان جذاب و کنترل گر می باشند. آنها در نگاه اول خوب و مرتب به نظر می رسند. اما بسیاری از اسرار و نهفته ها را زیر ماسک سلامت عقل خود پنهان میکنند.

اجتماع ستیز در مراحل اولیه رابطه عاشقانه و یک رابطه صمیمی، دارای بسیاری از صفات عالی به منظور جلب و کنترل قربانیان خود است.

آنها هر چیزی می گویند تا شما را مست و پیرو خود کنند، ازجمله:

• تو عشق زندگی منی.
• من هرگز کسی مثل تو را نشناختم.
• تو برای من کامل و بی نقصی.
• من می خواهم بقیه زندگیم را با شما صرف کنم.
• من هرگز نمی خواهم ازکنارت بروم.
• شما زیباترین کسی هستید که من تا به حال ملاقات کرده ام.
• ما برای یکدیگر مناسبیم.
• شما دقیقا آنچه هستید که من تمام زندگیم دنبالش بودم.

سوءاستفاده در اشکال بسیار مختلفی ظاهر میگردد و زندگی قربانی را تحت تاثیر قرار میدهد.

سوء استفاده میتواند عاطفی، جسمی، یا جنسی باشد و همه به یک اندازه تحقیر آمیز و مضرند.

مشخصات جامعه ستیز

1. جذابیت و محبوبیت سطحی.

2. فریبکاری و حیله گری.

3. عدم قبول حقوق دیگران. هر رفتاری جهت خدمت به خود مجاز است. در ظاهر جذاب و در باطن خصمانه و سلطه گرند. قربانی تنها ابزار استفاده است.

4. حس خود پر آب و تابی و خود بزرگ بینی.

5. همه چیزهای خاص حق آنها است.

6. آمادگی حکومت بر جهان دارند.

7. دروغ گفتن حرفه ای.

8. هیچ مشکلی با دروغ گفتن ندارند و خونسردانه و به راحتی دروغ میگویند. بسیار قانع کننده دروغ میگویند و حتی قادرند آزمونگر دروغ سنج را رد کنند.

9. هیچ نگرانی برای تخریب زندگی و رویاهای دیگران ندارد. نسبت به ویرانی آنها بی اعتنا و یا بی تفاوت است. خود را سرزنش نمی کند، اما سرزنش دیگران برایش معمول است.

10. همیشه مردم را در برابر یکدیگر قرار میدهد.

11. ماجرا جوست. همیشه مردم را تحریک میکند. نمیخواهد مردم با هم دوست و همراه با یکدیگر باشند. چیزهای عجیب و غریب به مردم میگوید و گروه ها را تقسیم میکند.

12. دارای شبکه عجیب و غریب پشتیبانی، اعم از مشاوران و کارگران ماهر است. بسیاری از افراد پشتیبان او مشکلات روانشناختی خود را دارند.

13. وجدان ندارد. پشیمانی، شرم یا گناه در او نیست.

14. باوردارد که قدرتمند و داناست، حق هر آرزویی دارد. هیچ مرز شخصی ندارد، نگران تاثیر خود بر دیگران نیست.

15. همیشه وسیله هدف را توجیه میکند و اجازه نمیدهد هیچ چیزی جلوی راهش بایستد.

16. احساسات کم عمقی دارد. گرما، شادی، عشق و شفقتش جعلی است.

17. توان دلبستگی واقعی به انسان دیگر ندارد.

18. هیچ چیزی در آنها اشتباه نیست.

19. اقتدارگراست.

20. مرموز است.

21. پارانوئید و توهمی است.

22. در زندگیش همیشه یک تضاد وجود دارد. تضادها شامل آدم بد، کسب و کار بد یا معامله بد است.

23. قساوت مند است.

24. همدلی ندارد.

خودشیفتهِ ستیزه خوی

دروغ پردازهای خودشیفته ستیزه خو

Narcissistic Sociopath Liars

این مطلب فقط و به طور خاص در مورد سوء استفاده احساسی ( و نه جسمی و مادی) توسط یک ستیزه خویِ خودشیفته است.

اجتماع ستیزان یا ستیزه خویان بی وجدان حدود ۴ درصد اطرافیان ما را تشکیل میدهند.

در یک رابطه عشقی، ستیزه خوی خودشیفته:

• بیش از حد خوب به نظر می رسد.
• جذاب و سازگار هست.
• ستیزه خوی ، خودشیفتگی را دوست دارد.
• طرفش را قلاب میکند. سپس او را می شکند.
• سوء استفاده عاطفی او بسیار ظریف است.
• قربانی نمی داند او در حال قربانی شدن است تا زمانی که دیگر خیلی دیر است.

اگر چه همه خودشیفته ها، ستیزه خوی نیستند، ولی همه ستیزه خویان، خودشیفته هستند.

بنابراین، اگر توانستید یک خودشیفته را شناسایی کنید، یک قدم نزدیک تر به شناختن یک ستیزه خوی هستید.

ستیزه خوی خودشیفته کیست؟

1. ستیزه خوی خودشیفته کسی است با ترکیبی از اختلال شخصیت خودشیفته و نشانه های قطعی رفتاری ستیزه خویی.

2. افراد مبتلا به خودشیفتگی نیاز بیش از حد و مداوم به تحسین دیگران و تقویت مثبت آنها دارند. خودبزرگ بین اند. معتقدند که مسئولیت ها و تعهدات زندگی بالاتری را میتوانند بپذیرند. آنها معمولا مشکلات قابل توجهی در حفظ کار یا روابط دارند.

3. حقوق دیگران را نقض میکند. از تفاوت های برجسته بین یک خودشیفته ستیزه خوی و خودشیفته یا ستیزه خوی تنها این است که:

• خودشیفته ستیزه خوی واکنش شدید و گاهی اوقات با خشونت و بازخورد منفی نشان می دهد. ستیزه خوی تنها به طور کلی به انتقاد ها پاسخ نمی دهد و یا مراقت آنچه که دیگران فکر می کنند نیست.

• خودشیفته ستیزه خوی قادر به تحمل انتقاد نیست و نیاز به ستایش ثابت و احترام افراد دیگر دارد. بسیاری از این افراد بهترین خود را نمایش میدهند تا اعتماد دیگران را به دست آورند.

شخصیت بدخیم:

این افراد، بیمار روانی و بسیار خطرناکند!

اقدامات احتیاطی زیر کمک خواهد کرد تا هر کس از اقدامات مخرب آنها خود را محافظت کند.

برای شناختن آنها، دستورالعمل های زیر را باید در نظر داشت:

1) دروغگوی همیشگی هستند. قادر به دانستن و یا گفتن حقیقت نیستند.

2) خودخواه به حد خودشیفتگی هستند. واقعا باور میکنند که از بقیه بشریت جدایند.

3) قادر به بینش و تمایلی به قبول مسئولیت کارهایشان ندارند. همیشه مشکل تقصیر شخص دیگری است. قربانی طلبند.

4) در زمان افشا شدن،کینه جو میشوند.

5) اصول دینی، اخلاقی، و یا دیگر ارزش ها را نمیپذیرند. هیچ همدلی با دیگران ندارند، و قادر به خشونت ورزیدن هستند.

خودآزاری یا آزارطلبی

خودآزاری یا آزارطلبی

Masochism

آزارطلبی میل به لذت بردن از درد است.

دو نوع اصلی آزارطلبی عبارتند از:

• آزار طلبی جنسی،

• آزار طلبی شخصیتى یا روانی.

• آزار طلبی جنسی تمایلی است به تجربه هیجان جنسی حاصل از رنج و دردی که شخص ميبيند.

برای مثال خانمى تنها در صورتی از لحاظ جنسی برانگیخته ميشود که مردی به او توهین كند،

حرفهاى ركيك بزند و كتك كارى كند.

در صورت عدم تمايل مرد، وى سعى در روياپردازى از جمله تجاوز شدن مينمايد.

• ویژگیهای آزارطلبی شخصیت تمایلاتيست مثل :

میل به شکست خوردن در انجام تکالیف و یا نیاز به شرمنده شدن.

بیشتر در: افراد عصبی یا روان‌نژند

دگر آزاری

بیرحمی یا دگر آزاری

Sadism

اختلال شخصیتی دگر آزاری

Sadistic personality disorder

سادیسم یا تمایل به آزاررسانی قبلا به عنوان یک اختلال شناخته می‌شد، ولی اکنون از آن به عنوان یک ویژگی شخصیتی نام برده می‌شود.

در علم روانشناسی و در فرضیه‌ها و تئوری‌های رفتارشناسی، عبارت سادومازوخیسم- Sadomasochism- جایگزین هردو عبارت دیگرآزاری و خودآزاری شده و به طور عام مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تعاریف علمی این رفتارها طی دهه‌های گذشته تغییر بنیادی یافته و با توجه به تحقیقات جدید علمی، به روز و کارآمدتر شده و می‌شوند.

بنابراین، دیگرآزاری به صرف وجود داشتنش، بیماری نیست و در افراد و جوامع گوناگون مرزها و محدودیت‌های متفاوتی دارد.

سادیسم عبارت است از علاقه به آزار دادن دیگران به صورت جسمی، روانی و یا جنسی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود.

این افراد از تحقیر و تمسخر و آزار روحی یا جسمی و جنسی افراد به خصوص در حضور دیگران لذت زیادی می‌برند و گاهی رفتارهای پرخاشگرانه یا جنایتکارانه از خود بروز می‌دهند.

از نشانه‌های فرد مبتلا به سادیسم مصمم بودن وی در آزار دیگران بدون احساس پشیمانی و ندامت پس از انجام این کار است

چهار زیرگروه برای سادیسم وجود دارد:

1. سادیسم پیش برنده و اجبار گونه،

2. سادیسم انفجاری،

3. سادیسم بزدلانه و بی جرات

4. سادیسم مستبدانه.

افکار روان‌آزار

تکیه کلام های یک روان‌آزار

 افکار روان‌آزار

2-Psychopath

• می دونی که من اینطوریم.
• از وقتی همدیگرو شناختیم بهت گفته بودم.
• نمیدونم چرا حالا شوکه شدی.
• هیچی پول غذا ندارم.
• با مادرم رفته بودم فلان جا.
• تو خیلی حساسی، راحت باش.
• الان گوشی رو قطع میکنما.
• دیگه ایمیل نفرست، زنگ نزن، تا خودم اجازه بدم.

تکیه کلام های روزمره یک روان‌آزار :

1. بهانه گیری

• میدونی که من میخوام ببینمت. اما میدونی که برنامه هام خیلی زیادن، وقت ندارم.
• من لباسمو میارم اینجا چون نمیخوام وقت تلف بشه. میخوام باهات باشم.
• میدونم تازه با هم دعوا کردیم. میخوام بگم متاسفم. میدونی که نمیخوام ازت استفاده مالی کنم.
• کیف پولم رو فراموش کردم. میتونی برام بفرستی.

2. سرزنش و فرافکنی

• عجب کارایی میکنی.
• مشکل از توهه. همه چی خوب بودا، تو شروع کردی.
• تو خیلی حساسی، راحت باش، شوخی کردم بابا.
• اصلا باورم نمیشه اینطوری باهام صحبت کنی.

3. توجیه

• خوب، اگر بقیه بزارن کارامو بکنم، تمومش میکنم. دوست ندارم مزاحمم بشند.
• تنها دلیلی که گواهینامم تعلیق شده اینه که وقت ندارم برم دنبالش.
• من دیر کردم چون ترافیک وحشتناک بود. راننده های دیگه بد میرن.
• تو وقت بردی، حالا من زمان میخوام، پس خستم نکن.

4. خوش بینی زیاد

• همه هاله منو دوست دارن، حتی نوزادان، اونام میتونن حسم کنن.
• چرا همه مردا به من نگاه میکنن؟.
• میخوام یه بازیگر یا خواننده ثروتمند بشم. من میدونم، میتونم حسش کنم.

5. دروغ گویی

• من چند سال فلان جا زندگی کردم (اصلا اونجا رو ندیده)
• من کارشناسی ارشد دارم. (دیپلمشم بزور گرفته)
• دوستم کمک کرد خونمو عوض کنم.
• با مادرم رفته بودم سینما.

 

6. فروگذاری

• حیوونارو به آدما ترجیح میدم. (چون حیوونا نمیتونن صحبت یا تقاضا کنن).
• احمق نشو، تنها مرد زندگیم تویی. (اما چون تو نیازامو برآورده نمیکنی، باید با بقیه هم باشم).
• من 07:30 شب خونه بودم و زود خوابیدم (دیگه نشد بهت بگم).

7. موافقت

• حق با توهه عزیزم. کاملا با هاتم.
• باهوشترین مرد دنیایی.
• من قبل از آشنایی با تو سیاست رو نمیفهمیدم.
• تو به من راه زندگی رو نشون دادی.
• من به فکر و حرفت احترام میذارم.

8. خر کردن

• همه زنا به من خیره شدن ، شرط می بندم دارن به لباسم حسادت میکنن. اونا همه بازندن.
• من از وکیلا نفرت دارم.
• من که درمان نیاز ندارم.

9. ساختن

• از دیدنم هیجان زده نشدی.
• باور نمی کنم، گفت: صبح بهم سلام کرده و من جواب ندادم.

10. فرض کردن

• دیگه منو دوست نداری.
• برام وقت نمیذاشتی.
• وقتی گفتی با دوستات میری بیرون، فکر کردم دخترام هستن.
• چرا نگفتی دوستم داری؟ حتما دیگه منو نمیخوای.

11. من تکم

• مثل من پیدا نمیشه.
• من مثل زنای دیگه نیستم.
• قبول کن، اگه منو از دست بدی، دلتنگم میشی.

12. خود شیرینی

• من ازت قدردانی میکنم.
• از اینکه تو زندگیم اومدی ممنونتم.
• تو بهترینی.
• از همه خوبیات متشکرم.
• هیچ کس تا حالا برام این کارا رو نکرده بود.
• یک روز به خدا میگم که تو چه مرد بزرگی هستی.

13. شخصیت تکه تکه

• – شنبه فلانی رو میبینم، یک شنبه اون یکی رو میبینم، دوشنبه میرم جلسه، سه شنبه دوباره فلانی رو میبینم،…………….

14. کوچک شمردن

• من که کامل نیستم، منم عیب دارم، منم انسانم.
• نمی دونم چرا اینقدر عصبانی شدی، شوخی بود.

15. ابهام

• باید صبر کنم ببینم برنامم بعد از این بحران چی میشه.
• یه روزی باید اون کار رو انجام بدیم.
• شاید بعد از کار برم مهمونی، نمیدونم.

16. خشم

• نقطه ضعفمو میدونی.
• تو خونه خودم بهم گفتی احمق.
• می دونستی که من اینطوریم، از وقتی همدیگرو شناختیم بهت گفته بودم، نمیدونم چرا شوکه شدی

17. بازی قدرت

• الان گوشی رو قطع میکنما.
• میخوام برم.
• اینجا نشستم که به من بگی عوضی!.
• باید فکر کنم.
• میرم خونه خودم.
• سرم شلوغه، برو.
• دیگه ایمیل نفرست، زنگ نزن، تا خودم اجازه بدم.
• هر وقت تونستم پولتو میدم، خوبه؟

18. بازی قربانی

• من که بلد نیستم، هیچکی بهم نشون نداد.
• من دیر بالغ شدم.
• پدرم مرده و هیچکی به من مشاوره نداد. من تنهام. دلم که تنگ میشه یه ساعت گریه میکنم.
• من نمیتونم آپارتمانمو تمیز کنم، سرم شلوغه.
• هیچ کس بهتر از تو منو درک نمیکنه.
• هیچی پول غذا ندارم.

19. هیجانی نمایشی

• باورت نمیشه دیشب چه شبی داشتم.
• نمیدونی از چیا گذشتم تا فقط با تو باشم.
• شما مردان آسیایی همتون مثل همید.
• خب، شاید من تو رو با یک مدل جدید عوض کنم.
• مطمئنم خیلی مردا هستن که هر چه بخوام انجام میدن.

20. مدار بسته

• من باهوشتر از همه همکارامم.
• من آدم خوبیم.
• من بهترین زنم، با تو مثل طلا رفتار میکنم.

21. تملک

• تو ماله منی.
• هیچوقت نمیتونی از من فرار کنی.
• دنبالت میام.
• باید با من قرارداد ببندی.

22. تصویر سازی

• من زیباترین زن این طبقه ام.
• امروز نزدیک بود تو قطار اردنگی بزنم به یکی.
• نگران نباش گلم، هیچکی به تو آسیب نمیرسونه، من ازت محافظت می کنم.

23. بزرگ نمایی

• من بهترینم.
• هیچ کس نمیتونه تو این بازی منو ببره.
• هیچ کس نمیتونه مثل من از این کارا بکنه.
• من قصد دارم معروف بشم.

24. به تعویق انداختن

• نمیخوام الان در موردش فکر کنم.
• الان وقت بحث ندارم.
• آه، باید الان زنگ میزدی؟ من واقعا سرم شلوغه و وقت زیادی ندارم، چند ثانیه،باشه.
• امشب نمیخوام تمیز کنم، الان فقط استراحته.

مشهورترین روان آزاران

مشهورترین روان آزاران در فایل پی دی اف زیر قرار دارند:

Most-Famous-Psychopaths

فرق روان‌آزار و ستيزه خوی

فرق بین روان‌آزار و ستيزه خوی

Psychopath vs Sociopath

هر دو شخصیت الگوی فراگیر بی توجهی به ایمنی و حقوق دیگران دارند.
فریب و حیله ویژگی اصلی هر دو نوع شخصیت هستند.
برخلاف باور عموم، بیماران روان‌آزار و جامعه ستیز لزوماً خشونت ورز نیست.

ویژگی های مشترک روان‌آزار و ستيزه خوی،

کسی که سه صفت یا بیشتر از صفات زیر را داراست:

1. قانون شکنی منظم یا خود نمایی در برابر قانون،
2. فریب و دروغ طور مداوم،
3. تکانشی و بی هدف،
4. مستعد مبارزه و پرخاشگری،
5. کم توجه ای به ایمنی دیگران،
6. بی مسئولیتی، عدم برآوردن تعهدات مالی،
7. بدون احساس پشیمانی یا گناه.

روان‌آزاران

• روان‌آزار با تمایلات و استعدادهای ژنتیکی به دنیا میآید.

• روان‌آزار، در کل، مشکل پیوند واقعی عاطفی با دیگران دارد. در عوض، روابط سطحی مصنوعی را خوب طراحی کرده تا از دیگران سوءاستفاده کنند.

• مردم آلت دست و سوءاستفاده روان‌آزار قرار میگیرند. روان‌آزار به ندرت احساس گناه میکند. میزان صدمه دیدن دیگران برایش مهم نیست.

• روان‌آزار اغلب جذاب و قابل اعتماد جلوه میکند. مشاغل عمومی دارد و حتی با خانواده و روابط بظاهر دوستانه با همسر دارد.

• در عین اینکه بخوبی آموزش میبینند، خود نیز مطالب زیادی را یاد میگیرند.

ستيزه خویان

• ستيزه خویی در نتیجه عوامل محیطی بوجود میاید. مانند تربیت نادرست کودک و نوجوان در خانواده ای بسیار بد که منجر به سوء استفاده فیزیکی، سوء رفتار، و یا آسیبهای دوران کودکی گردد.

• هرچند مشکل پیوند عاطفی با دیگران دارند، برخی قادرند به یک گروه یا افراد همفکر بپیوندند.

• بر خلاف بیماران روان‌آزار، اکثر ستيزه خویان نمیتوانند شغل یا زندگی عادی خانوادگی بلند مدت حفظ کنند.

نکات

• هر دو برای جامعه خطرناکند. زیرا اغلب سعی می کنند که یک زندگی عادی داشته باشند ولی گرفتار اختلالند.

• روان‌آزاران خطرناکترند. زیرا آنها بسیار کمتر حس گناه می کنند.

• روان‌آزاران همچنین توانایی بیشتری در گریز از اعمال خود دارند. بدون عاطفه اند، و هیچ گونه درد و رنجی نمی برند.

• همه روان‌آزاران و ستيزه خویان خشونت ورز نیستند. خشونت یک صفت الزامی نیست.

مثلث تاریک

مثلث تاریک

Dark triad

سه گانه یا مثلث تاریک از سه ویژگی اختلالات شخصیتی تشکیل شده است:

1. خودشیفتگی،
2. ماکیاولیسم
3. روان‌آزاری یا مردم ستیزی.

هر سه اختلال، صفات مشترک بی عاطفگی و سواستفاده گری در روابط دارند.
در میان پنج صفات شخصیتی، کم توافقی قوی در هر سه اختلال موجود است.
روان رنجوری و عدم وظیفه شناسی در برخی از اعضای سه گانه تاریک مشترک است.

سروری-بردگی جنسی یا BDSM

سروری-بردگی جنسی
  Bondage & Discipline + Dominance & Submission + Sadism & Masochism

BDSM نوعی رفتار و بازی جنسی توافقی بین دو نفر یا بیشتر است.

BDSM از مخفف هشت واژه انگلیسی بالا منشأ می‌گیرد.

• Bondage – بستن یا مهارکردن
• Discipline – نظم و مقررات
• Dominance – سروری جنسی
• Submission – بردگی جنسی

بستن یا مهارکردن و اسارت با رضایت طرفین است، رفتار شامل بستن یا مهار یک شریک برای نیل به شهوت است. مهار شامل طناب، دستبند، باند چسب، و یا غیره است..

نقش‌هایی که ایفا میشود مکمل یکدیگر ولی نامساوی هستند.

معمولاً یک فرد نقش سروری، تسخیرگرایی، و تسلط دارد، و دیگری نقش بردگی، تسخیر شده، و ضعیف را بازی می‌کند.

در هر صورت رضایت هر دو یک پیش شرط ضروری است.

در این افراد روان‌نژندی و عصبانیت کمتری دیده می‌شود، برون‌گراتر هستند، آمادگی بیشتری برای تجربه‌های تازه دارند، احساس بهزیستی بیشتری می‌کنند،

وظیفه‌ شناس ‌ترند و به پس ‌زده‌ شدن حساسیت کمتری دارند؛ با این وجود سخت ‌تر می‌توان با آن ‌ها به توافق رسید.

ميتوان به این نوع فعالیت ‌ها بیشتر به چشم یک فعالیت تفریحی نگاه شود تا بروز فرایندهای روانشناختی.

سروری و بردگی جنسى یک نوع بازی یا رابطه جنسی است و معمولا یکی در نقش سرور و دیگری در نقش برده قرار میگیرد.

هر دو شرکت کننده در بازی یا رابطه، داوطلبانه و با رضایت و اختیار و با توافق قبلی وارد میشوند.

معمولا شرکت کنندگان بر روی یک کلمه یا جمله امن مثل رحم کنید توافق کرده اند و هرگاه کسی که در نقش برده است این کلمه را بگوید، کل بازی متوقف می شود.

این توافق برای جلوگیری از تجاوز به حدود و مانع از آسیب جسمی و یا عاطفی به کسی است که در نقش برده است.