از تولد تا ۷ سالگی

از تولد تا ۷ سالگی

همانطور كه داشتن یك پیانو شما را به یك پیانیست تبدیل نمیكند،

داشتن فرزند نیز از شما پدر و مادر نمی سازد.

• پدری و مادری سه تا چیز لازم داره :

1-آگاهی
2- امکانات
3- مهربونی

• یادتون باشه فقط پدر و مادر سالم و اگاه و شاد و خوشبخت و خوشحال میتونند فرزند سالم و شاد و خوشبخت و خوشحال تربیت کنند و معمولا پدر و مادر بدبخت و غمگین فرزندان غمگین و بدبخت درست میکنند.

• اگر دانایی ندارید اول دانا بشید بعد بچه دار .
باور كنید پرورش گوسفند امروزه علم می خواهد چه برسد به پرورش كودك.
این طرز فكر قدیمی كه بچه ها رو ول كنید خودشون بزرگ می شوند را كنار بگذارید ،  گیاه كه نیستند همین طوری بزرگ شوند؛

• دوم اگر مهربانی ندارید.  در واقع مهر طلب و در پی جبران بچه ها در آینده هستید. یا همان عصای دست شدن هستید . بچه دار نشید

• سوم بچه ها را عقده ای نكنید ،  پول نداری نی نی نیار ،  باور كنید اگر بچه نیارید هیچ اتفاق عجیبی نمی افتد ؛  جهان الان بیشتر از ۶ و نیم میلیارد آدم ناسالم دارد ،  هر وقت كم شد بهتون خبر می دیم….

فهرست مطالب:

 

از تولد تا  ۷ سالگی

کودک آزاری پدر و مادران قواعد ۱۸ ماه اول زندگی کودک
 تشویق و تنبیه کودک  خشمگین و عصبانی شدن پدر و مادر
 لجبازی آسیب های تولد تا ۱۴ ماهگی
تغییر مدرسه آسیب ۶ تا ۱۸ ماهگی
نوازش آسیب های ۱۴ تا ۳۶ ماهگی
کودک بغلی آسیب های بعد از سه سالگی
نقش و هویت جنسی  پاسخ به سوالهای کودک
آزادی ۸ سال اول کودکی
دلبستگی  بچه ها و مسوولیت پدری و مادری 
حرمت نفس تلویزیون نگاه کردن بچه ها
سر به در و دیوار کوبیدن خوردن انگشت و ناخن
نظرات جان گاتمن ادرار و مدفوع کودک
نظرات مارتین سلیگمن  تعداد و فاصله سنی مناسب بین فرزندان
قدرت در خانواده مشاهده عکس خودشان
 مهد کودک بازی و اسباب بازی
ترس در کودک آمدن فرزند دوم
ترس کودک از مرگ جیغ زدن کودکان
خدمتکار گرفتن رابطه برادر خواهر ها
از شیر و پستونک گرفتن  مخالفت و پرخاشگری و سرکوب 
 بچه لوس  چسبیدن فرزند به پدر یا مادر
اهمیت شیر دادن خواب کودکان و کابوسها
گریه کودک فهم خوب و بد
گاز گرفتن در دهان گذاشتن

قواعد ۱۸ ماه اول زندگی کودک

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

قواعد ۱۸ ماه اول زندگی کودک

• هشت قاعده بسیار بسیار مهم در ۱۸ ماه اول زندگی کودک1-اطمینان
2-امنیت
3-آرامش
4-اعتماد به نفس مثبت
5-امیدواری
6-خوش بین بودن
7-مثبت بودن
8-سازنده بودن و پشتکار داشتن• اگر میخواهید ۸ صفت و ویژگی شخصیتی بالا رو ، فرزندانتون در بزرگسالی داشته باشند
۸ قاعده تربیتی زیر رو در ۱۸ ماه اول کودکی او رعایت کنید :1-تولد راحت و ساده و خوب :
• چون میدونیم کودک بزرگترین اسیب رو از فاجعه تولد میتونه ببینه
• اگر اکسیژن در هنگام تولد به مغزش نرسه باعث از بین رفتن میلیونها سلول مغزی در مغزش خواهد شد2-کودک در ۱۸ ماه اول نباید با درد و رنج و زندگی کنه
• لذا هر کوشش و تلاشی بکنید تا فرزندتون این دوران رو در لذت و آرامش زندگی کنه
• لذا مساله های گوش درد و دل درد و گرما و سرما و آسیبهای دیگه به شدت به بچه ها در این دوران آسیب میزنه3-موضوع نوازش و محبت بصورت دائمی:
• نوازش برای کودک انسانی موضوع لذت نیست بلکه موضوع مرگ و زندگی است
• کودک بدون نوازش حتی میتونه بمیره
• مثل اکسیژن به نوازش و محبت شما نیاز داره4- یکدستی و یکنواختی:
• یعنی فقط و فقط یک نفر و اون هم مادر از کودک مواظبت و مراقبت کنه
• نه اینکه مثلا مادر بره سرکار و کودک دست چند نفر بیفته
• یا دست پرستار بیفته
• لذا این یکدستی و یکنواختی تا اونجاست که حتی اگر پدر قرار هست کاری کنه باید عین عین همون کار مادر رو تکرار کنه
• همه چیز باید برای کودک ثابت و یکنواخت باشه
• مثل اداب تغذیه و خواب و نظافت و بازی و …
• در این دوران کودک احتیاجی به تنوع نداره
• افرادی که در زندگی کودک هستند نباید در این دوران از زندگی او خارج بشوند
• بصورت کلی همه چیز باید ثابت و یکنواخت باشه5- تحریک و برانگیختگی :
• نمیشه کودک رو به بهانه اینکه ساکته یک گوشه رها کرد…
• باید مرتب با کج و راست کردن و بازی کردن و صدا رو کم و زیاد کردن و شکلک دراوردن
و غیره همیشه همیشه همیشه زمانی که کودک بیدار است او را تحریک و برانگیخته کرد
تا بتونه میلیونها کانکشن و ارتباط بین سلولهای مغزیش رو بوجود بیاره.6- نیازهای کودک
• نیازهای کودکتون رو در این دوران بلافاصله بلافاصله بلافاصله براورده کنید ،
• به مجردی که شیر خواست بهش شیر بدین ،
• به مجردی که اغوش شما رو نیاز داشت بغلش کنید
• به محض اینکه خواست از اغوشتون بره بیرون ، طبق میل او عمل کنید ..
• بطور کلی هیچ چیزی قرار نیست به کودک در این دوران تحمیل بشه
• دنیای کودک از ان اوست و اون هست که باید تصمیم بگیره چطور دلش میخواد زندگی کنه.7- عشق و محبت
• عشق و محبت و دوستی در خانه وجود داشته باشه
• یعنی در ان خانه هیچ کس قدرت نداره
• کسی دستور نمیده
• فرماندهی نمیکنه
• پدر و مادر با هیچ کس هیچ دشمنی ندارند
• عصبانی نمیشوند8- آغوش مادر و شیر دادن تا حداقل ۸ ماهگی به کودک• اگر این ۸ قاعده رو رعایت کنید کودک شما در بزرگسالی خودش ۸ آسیب زیر رو نمیبینه:
1-شکاک بودن
2-مضطرب بودن
3-بی قرار بودن
4-ناامیدی
5-بدبین بودن
6-منفی بودن
7-داشتن حالت ویرانگری و نداشتن پشتکار
8-اعتماد به نفس منفی

خانواده تک هسته ای

مناسبترین مکان برای رشد کودک انسانی خانواده تک هسته ای است• مناسبترین مکان برای رشد کودک انسانی خانواده تک هسته ای nuclear family هست
• یعنی خانواده ای که فقط شامل پدر و مادر و بچه هاست
• بقیه غریبه و خارجی هستند
• به هیچ عنوان دایی و خاله و عمو وعمه و مادربزرگ و پدربزرگ و دوستان حق دخالت در کار پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان ما را ندارند.
• از نظر سلامت روانی ، بچه هایی که ۱۸ ماه اول فقط و فقط یک نفر (مادر یا مراقبت کننده اولیه) از آنها مواظبت و مراقبت میکرده
و بعد از آن هم به غیر از پدر و مادر فرد دیگری حتی برادر و خواهر حق دخالت در کار پرورش و تعلیم و تربیت آنها را نداشته است
در وضعیت بسیار بسیار بسیار بهتری نسبت به بقیه قرار داشتند.
• لذا هیچ برادر و خواهری حق پدری و مادری یا داشتن مسوولیت در قبال برادر یا خواهر کوچکتر خود را ندارد
زیرا هم خودشون آسیب شدید میبینند و هم برادر و خواهرشون.• اما اگر به هر دلیلی خانواده تک هسته ای نبود
• مثلا مادربزرگ یا خاله یا هر کس دیگه با خانواده ما زندگی میکرد
• بسیار مهم است که اگر این افراد قصد ترک خانواده را دارند بین ۶ تا ۱۸ ماهگی کودک که دوران اضطراب جدایی کودک است این کار رو نکنند
• این ترک ومهاجرت رو به قبل یا بعد از آن موکول کنند
• حتما دو یا سه ماه قبل از ترک خانواده روابط و محبت و توجه خودشونو به کودک به آهستگی به مقدار بسیار بسیار کم کاهش دهند.مادر عزیز اگر فرزند سالم میخواهید کنار فرزندتون تا ۳۰ یا ۳۶ ماهگی بمونید• وقتی شما به تازگی صاحب فرزندی شدید
• چون میدونیم به دلیل اضطراب جدایی مراقبت کننده اولیه یعنی مادر باید بین ۶ تا ۱۸ ماهگی در کنار فرزندش بمونه
• لذا در این دوران داشتن کار یا درس به همراه بزرگ کردن فرزند سالم توهمی بیش نیست و امکان پذیر نخواهد بود• میدانیم مخصوصا بسیاری از کسانیکه جنگ میان زن و مرد را با وابستگی میان خانواده و داشتن فرزند در تناقض میدیدند
• بویژه گروهی که با عنوان آزادی و برابری برای زنان ، ولی در واقعیت به دلیل خشم و کینه و دشمنی با مردان ،
دست به اقداماتی زدند و قوانینی وضع شد و مفهوم خشم رو با عدل یکی گرفتند
و گفتگوهایی ارائه دادند که اگر فرزندتون رو به دست غریبه ها بگذارید
و کودک ۱ ماهه یا ۶ ماهه یا ۱ ساله رو به محیطهای اموزشی واگذارید
و مخصوصا برای مدتهای طولانی ۸ الی ۱۰ ساعت اونها رو نبینید
که از جنبه هایی از رابطه محروم بمانند
باعث خواهد شد که از نظر اجتماعی رشد و نمو دیگری داشته باشند …..
• واقعیت اینست که این افراد جدایی و تنهایی و بی علاقگی و بی حسی و بی احساسی را
با استقلال و آزادی که ظاهرا شبیه هم هستند اشتباه گرفتند
و تصور کردند که از این طریق هم میتوانند برای بچه ها ارمغان خوبی داشته باشند
و به نوعی رفتار و گفتار خود را توجیه کردند.• به هر حال مطالعات ۱۰ سال اخیر اون زمانیکه ما رو با حجم بسیار جرم و جرائم و گرایشهای مربوط
به جدایی و تنهایی و مسئله مواد مخدر و کوتاه بودن ارتباط ها و وحشت بسیاری از مردم از عشق و نزدیکی
و صمیمیمت و گرفتاریهای طلاق و عدم رغبت به داشتن فرزند و خانواده روبرو کرد ،
همه و همه نشان داد که آنگونه مطالعات زمینه و مایه دقیق علمی نداشتند
و احتمالا سخن بیشتر جنبه تئوریک و نظری داشت تا واقعیتهای منطبق بر مطالعات دقیق علمی.• تا سال 1970 در امریکا بیشتر مادران تا دو یا سه سالگی کنار فرزندشون میماندند
• و بعد از آن به مدت ۲۵ سال این روند دگرگون شد.
• لذا از 1995 بسیاری از مطالعات و مخصوصا خود کارفرمایان متوجه شدند که این زنان به قولی اجاره ای
در حالیکه در محیط کار هستند فکر و احساسشون جای دیگری است.
• مخصوصا اون زمانیکه وضعیت اقتصادی برای این مردم بهتر شد ،
این روند متوقف شد و در جهت عکس خودش قرار گرفت.• لذا اگر شما مادری مهربان و توانا هستید
و امکان اینو دارید که از بزرگترین لذت و بالاترین ارتباط و بزرگترین خدمت به خود و فرزندتون بهره ای بگیرید
کنار عزیزانتون تا ۳۰ یا ۳۶ ماهگی بمونید.• اما در دنیای امروز که گفته شده از ۲ سالگی به بعد بچه ها باید روزی ۲ تا ۳ ساعتی به محیطهای آموزشی بروند
• حتی این توصیه برای دختر بچه از ۲۲ ماهگی به بعد است
• امروز دقیقا میدانیم پدر و مادری که فرزندانشون رو بیشتر از دو سال مثلا تا ۵ سالگی تنها با خودشون نگه میدارند
• از نظر رشد اجتماعی و روابط دیگه برای فرزندشون گرفتاری هایی سنگین بوجود می آورند.

یکدستی و یکنواختی در کودکی

مهمترین عامل در سلامت روانی کودک در ۲ سال اول یکدستی و یکنواختی است.کودک در این دوران به هیچ عنوان به تنوع احتیاج ندارد حتی اگر ۲ دست رختخواب دارد باید هر دوی تشک و متکاها یک شکل و یک دست باشند و بسیار بسیار بسیار تکرار میکنم بسیار بسیار بسیار مهم است که فقط و فقط یک نفر (مادر) از کودک مواظبت و مراقبت کند و پدر فقط وظیفه مراقبت از مادر را بر عهده دارد و حتی اگر پدر قرار است کاری برای فرزندش انجام دهد باید دقیقا دقیقا همان کار مادر را به همان شکل و فرم مادر تکرار کند و مادر همیشه یک آداب و رسوم یکسان و یک شکلی را برای تغذیه و نظافت و خواب کودک خود فراهم نماید.این یکدستی و یکنواختی باعث میشود که کودک بتواند تا حد امکان این همه تنوع جهان را تا حدودی بصورت منظم در جای خود در مغزش قرار دهد و به این نتیجه برسد که جهان قاعده و قانون دارد و کانکشن های ارتباطی در مغز او شکل بگیرد لذا بسیار بسیار مهم است که در دو سال اول تا حد امکان از مسافرت رفتن و مهمانی رفتن و مهمانی دادن به شدت پرهیز کنید تا ساعات خواب و غذا خوردن کودکان در این سنین بهم نخورد

رختخواب جداگانه برای هر کودک

کودک انسانی بعد از ۵ ماهگی قرار است که از اتاق خواب پدر و مادر بیرون برود و بعد از این سن دیگر هیچ فرزندی حق خوابیدن در رختخواب پدر یا مادر یا برادر یا خواهر یا دوست یا دایی یا خاله یا …خود را ندارد و به هیچ عنوان این بدنها در هنگام خواب نباید با یکدیگر تماس داشته باشند و به غیر از زن و شوهر کلیه اعضای خانواده هنگام خواب در رختخواب جداگانه خود به خواب بروند .مخصوصا که میدانیم بین سن ۳ تا ۷ سالگی فرزندان ما کاملا زمینه و مایه های جنسی ارتباط با پدر و مادر از جنس مخالف خود را دارند و بطور مثال خوابیدن مادر در کنار پسر ۴ ساله اش یا پدر در کنار دختر ۴ ساله اش با وجودیکه هیچگاه ارتباط فیزیکی یا روانی خاصی در هنگام خواب صورت نمیگیرد ولی همچنان با توجه به ذهن کودک آسیب بسیار شدیدی برای او به همراه دارد.

اسباب بازی برای کودکان

در هر زمان فقط یک اسباب بازی در اختیار کودک قرار دهیم و به او بگوییم هر وقت خسته شدی این اسباب بازی را کنار بگذاریم تا یک اسباب بازی دیگر را برای بازی بیاوریم.اینکه اطراف کودک را با چند اسباب بازی متنوع پر کنیم کار درستی به نظر نمی آید.

کودک آزاری پدر و مادران

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

کودک آزاری پدر و مادر

• کار پدری و مادری در طول تاریخ کودک آزاری بوده!

• تمام کار پرورش و تعلیم و تربیت کودکان و فرزندان در طول تاریخ فقط و فقط کودک آزاری بوده

o فقط و فقط کودک آزاری بوده …
o تو این سیستم حتی حداقل یک آدم حداقل نیمه سالم بیرون نیومده…بیرون نیومده…
o این سیستم قدیمی قدرت مداری پدران و مادران ما در کار پرورش و تعلیم و تربیت کودکان
o (مخصوصا ما ایرانیها) هیچوقت کار نکرده و نخواهد کرد
o فقط توش ظلم و تجاوز و تنبیه و نامهربونی و نادونی پیدا میشه.

• اینکه کسی به واسطه برقراری رابطه جنسی صاحب فرزندی بشه، یکدفعه دارای مقام و درجاتی نمیشه

• پدر و مادر برای ما به این دلیل با ارزش و دوست داشتنی هستند، چون:
o یار ما بودند
o یاور ما بودند
o مهربون بودند
o آگاه بودند
o دانا بودند
o مشوق ما بودند
o تو مراحل رشد کمکمون کردند
o بهمون شادی و لذت دادند

• من به چه مناسبت یا دلیلی باید پدر و مادری که:

o تنبیه کننده
o کنترل کننده
o نامهربون
o ظالم
o متجاوز
o ناآگاه
o نادان
o ناتوان
رو دوست داشته باشم؟

• این مفاهیم پدر و مادر و احترام به بزرگترها و احترام به پدر و مادر
ساخته و پرداخته نظام پدرسالاری و فرهنگ مهرطلبی ما ایرانیها ما بوده
که همیشه قدرت در دست پدران بوده
و چون قدرت و مالکیت رو با محبت اشتباه میگرفتن
و برای اینکه قدرت رو در نظام خانواده نهادینه کنند
از دو ستون بسیار محکم احترام و اطاعت استفاده میکردند….
برای من واژه پدر و مادر به تنهایی هیچ ارزشی ندارند
برای من پدری واقعا پدر است و مادری واقعا مادر هست که مهربون و اگاه دانا و توانا وسالم باشه..

• یادتون باشه هر پدر و مادری که از:
o قدرنشناسی
o بیشعوری
o نادانی
o ضعیفی
o نامهربانی
فرزندش شکایت میکنه به احتمال بسیار بسیار بسیار بسیار زیاد خودشون همه این صفاتو داشتند…
و اگه بدترین فرزند دنیا رو داشته باشند فقط باید اینو بدونند که فرزندشون هرچی هست
قسمت اعظم و فونداسیون شخصیتش بوسیله همون پدر و مادر و خانواده اش شکل و فرم گرفته
و این شکایتها و ناراحتی ها کاملا بی معنی و بی جهتند…..

• پدران و مادران عزیز بگذارید خیالتونو راحت کنم
…..و مطمئن باشید این حرفو الکی نمیزنم:

• بچه ها هیچ هیچ هیچ مسوولیتی در قبال پدر و مادر ندارند…..
• فقط و فقط پدر و مادر در قبال بچه ها مسوولند…

• هر پدر و مادری که به اندازه سر سوزنی از فرزندش انتظار و توقع برگشت یا جبران زحماتشو داره
o به هیچ عنوان نمیتونه ادعا کنه که کار پدری و مادری کرده
o بلکه میتونه بگه من یک معامله گر و یک تاجرم …
o من برای فرزندم هزینه کردم اونم باید جواب زحمات منو بده….

• در کار پدر و مادری عشق بدون قید و شرط به بچه هاتون بدین…
o این عشق بدون قید و شرطه که وجود اون ها رو میسازه
o یا نداشتنش ویران میکنه…
o هر کدوم از ماها که در بزرگسالی تشنه و گرسنه محبتیم
o بخاطر اینه که حتی اگر هم عشقی از پدر و مادر گرفتیم
o این عشق شرطی بوده
o یعنی به ما گفتن اگه تو پسر یا دختر خوبی باشی ما تو رو دوست داریم..

بچه جان تو اگه بچه بدی بشی
یا اگه قاتل بشی
یا اگه جانی بشی
یا اگه فاسد بشی
من بازهم باز هم باز هم با تمام وجودم دوستت دارم
و حتی اگه از تشنگی در حال مرگ باشم
از تو انتظار اینو ندارم که یک لیوان آب که دستت هست رو که اضافیه
و میخوای بریزیش بیرون بدیش به من تا منو از مرگ نجات بدی…..
این یعنی عشق بدون قید و شرط…
عشقی که پایه و مایه اش ایثارگریه
و هیچ توقع و انتظاری توش نیست….

• بسیار واضحه که اگه شما کار پدری و مادریتون رو درست انجام بدین
o اونها بچه های مهربونی میشن
o همه کار براتون میکنن
o ولی این ربطی به انتظار شما نداره…..

• کار پدر مادری یک کار تمام وقته
o مثل رانندگی میمونه
o مرخصی نداره
o یعنی شما نمیتونید بگید من اگه یک ساعت رانندگی میکنم همیشه حواسم جمع هستش
o ولی فقط میخوام یک دقیقه تو حین رانندگی چشمامو ببندم….
o خوب موضوع اینه که با همون یک دقیقه که چشاتونو ببندین تصادف میکنید
o و همه رو به کشتن میدین….
o برخی از پدر مادرها میگن ما همیشه و اکثر اوقات با بچه هامون خوب و مهربون هستیم
o فقط خیلی خیلی کم ممکنه یکدفعه عصبانی بشیم
o و تنبیهشون کنیم
o یا بطور کلی یک کار غلطی رو انجام بدیم …
o خوب اگه اینطوره قربونتون، شما کالای پدری و مادری نیستین
o و به درد این کار نمیخورید
o چون میزنید
o بچه هاتونو دربداغون میکنید…
o کار پدری و مادری یک کار تمام وقته.

کار پرورش و تعلیم و تربیت کودکان در طول تاریخ کودک آزاری بوده

لوید دموز( Lloyd deMause (born 1931 ثابت کرده است که در تاریخ دو هزار ساله جهان غرب ،

شواهدی دایر بر خشونت به فرزندان از کتک و شکنجه و بی توجهی گرفته

تا تسلط محض و یا سادیسم بصورتی انچنان وحشتناک وجود داشته

که محبت والدین امری استثنایی بوده است

و به هیچ عنوان قانون یا غریزه طبیعی برای محبت در میان نبوده ….

لذا این تصور و تخیل که پدران و مادران گذشته ما در کار پرورش و تعلیم و تربیت موفقتر بوده اند ،

به هیچ عنوان با واقعیتهای علمی دنیای امروز همخوانی ندارد و فقط یک ادعای پوچ و توخالی است…

معمولا همه ما کودکی بدی داشتیم ولی با درجات مختلف ….

اگه در ظاهر ادعا میکنید که کودکی خوبی داشتین به احتمال زیاد سخت در اشتباهید

و این فقط یک مکانیسم دفاعی است که شما آسیبها ی کودکی رو فراموش کرده

تا بتوانید هنوز پدر و مادر خودتون رو دوست داشته باشین

و از این طریق قدردانی و قدرشناسی و در نتیجه” فرزند خوب بودن ” خودتون رو ثابت کنید.

خشمگین و عصبانی شدن

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

خشمگین و عصبانی شدن پدر و مادر

خشمگین شدن پدر و مادر

• خشم غیر ارادیست، و همه ما خشمگین میشیم..
• همه پدر مادرها از دست فرزندشون ممکنه خشمگین بشن..
• حالا با این خشم چکار میخواین بکنید؟…
• شما ۴ راه دارید :
1- فروخوردن یا کنترل خشم
2- ابراز خشم
3- مدیریت خشم
4- رفتار عصبانیت

• عصبانیت یک رفتار هست که ما در برابر خشم انتخاب میکنیم، مثل داد زدن یا کتک زدن…
• عصبانیت کاملا انتخابیه و قابل کنترل…
• هیچ پدر مادری نمیتونه بگه من غیر ارادی بچمو دعوا میکنم
• ثابت شده که اگر مثلا فرزندشون همون کار غلط رو تو مهمونی یا بیمارستان یا سینما
یادر یک شرایط خاص انجام بده، اونا انتخاب میکنن که در اون مکان سرش داد نزنن …
پس خشم غیر ارادی و عصبانیت انتخابی و کاملا ارادی هست …
لذا هیچ پدر مادری به هیچ عنوان و به هیچ شکل و فرمی حق عصبانیت که یک رفتار است
را در مقابل فرزندشون ندارند ولی همچنان میتونن خشمگین بشن.

عصبانی شدن پدر و مادر

• کاملا معلومه که هیچ کس همیشه عصبانی نمیشه …
• موضوع اینه که همون یکدفعه ای که در یک مدت بوجود میاد باید زیر سوال بره…
من میتونم راننده باشم و ۲۰۰ کیلومتر تو اتوبان به درستی و خوبی رانندگی کنم
فقط اگه ۱ دقیقه چشمامو ببندم میتونم همه رو به کشتن بدم…
یا مثلا تمام بدن من میتونه سالم باشه فقط یک رگ قلبم بگیره و منو به کشتن بده….
• شما اگه ۲۰ روز به کودکتون محبت نوازش و مهربونی رو هدیه کنید
با یکبار عصبانیت و ایجاد وحشت در دل کودک چنان آسیبی به او میزنید
که کار ۲۰ روزه شما رو نابود میکنه و مثل ظرف شیریه که روی گل زمین ریخته میشه
و اگه بخوام راجع به آسیبهایی که کودک در اثر عصبانیت شما میبینه صحبت کنم
نیاز به گفتن یک کتاب مفصل هست…

• برای اینکه محبت و عشق در خانه وجود داشته باشد

دو شرط اصلی و اساسی لازم است :

الف: در این خانه قدرت هیچ هیچ جایگاهی ندارد :

لذا پدر و مادر یا هر کسی فرمان و دستور نمیدهد
کسی فرمانبرداری نمیکند
کارها قرار است که با مشورت و همکاری باشد
نهایتا مدیریت جوابگوی مسائل خواهد بود….
بسیاری از پدر مادرها شکایتشان اینست که فرزند ما حرف گوش نمیدهد …
این را بدانید که پدر و مادری که فرزند مطیع فرمانبردار و برده و بره تربیت کنند
او بعدا در جامعه و زندگی زناشویی خود نیز مطیع و فرمانبردار دیگری خواهد شد.

ب: در این خانه دشمنی وجود ندارد :

لذا کودک دشمنی پدر یا مادر را با هیچ کس از جمله
همسایه
خاله و عمه
دایی و عموی خود نمیبیند.
میدانیم که پدر بزرگ مادربزرگ یا خاله یا عمه ای که فرزند شما به آنها علاقه مند است
به منزله دست و پای روانی او هستند
و جنگ و دشمنی با آنها به کودک شما آسیب خواهد زد.

• کار پدر و مادر آموزش کار خوب است نه بازداشتن از کار بد

• کار پدری و مادری در 99 درصد موارد میبایست آموزش و یاد دادن کار خوب به فرزندان باشد
o که برای این آموزش
o نه نیاز به عصبانیت
o نه بازداری
o نه خشم
o نه کنترل
o نه تنبیه
o نه مقایسه
o نه تحقیر است
o شاید حداکثر در ۱ درصد موارد کار پدری و مادری موضوع بازداشتن فرزند از کار بد و غلط است .

• در این بازداری چند نکته بسیار بسیار اهمیت دارد:

1- بسیاری از کارهایی که ما پدران و مادران بد میدانیم اشتباهات جزئی هستند
که اصلا نیازی به بازداری کودک از انجام آنها نیست
و در برخی موارد اشتباه، لازمه آموختن است
ما باید اجازه انجام اشتباهات کوچک را به فرزندمان بدهیم.

2- کار بد کاری است که خلاف اصول اخلاقی بوده
مثلا در تجاوز به حریم و حقوق دیگران که پدر و مادر کاملا باید جلوی کودک خود در این امر بایستند.
ولی باز هم توجه به این نکته بسیار بسیار مهم است که شما نمیتوانید به بهانه رعایت اصول
اخلاقی خود اصل اخلاقی را زیر پا بگذارید
نمیتونید به بهانه انضباط یا نظم دوباره آنچه را که میل و خواسته شخصیتون هستش
رو با ظلم و زور به بچه هاتون تحمیل کنید.
بارها من مشاهده کردم که مثلا پدر و مادر برادر بزرگتر را بخاطر اینکه برادر کوچکتر را زده است تنبیه بدنی میکنند ..
و اینجا خود والدین اصل اخلاقی را زیر پا میگذارند
همانطور که بارها در طول تاریخ به بهانه آزادی زندانها به پا کردند
به بهانه عدالت جنگها و ظلمها را تحمیل کردند.
به هیمن خاطر پدر و مادر حق انجام کار غیر اخلاقی مثل تنبیه مثبت یا بدنی
یا عصبانیت را به خاطر هیچ بهانه ای ندارند.

3- تمام مطالعات علمی به اینجا رسیده که ما میتونیم کودک انسانی را در مسیر رشدی هدایت کنیم
که این رشد با شادی لذت رضایت حظ و کیف وخشنودی و خرسندی همراه باشد
پس شما به بهانه رشد فرزندتان نمیتوانید او را خشمگین ناراضی غمگین افسرده و مضطرب کنید.
اگر در مسیر کار پرورش کودک،کودکان شاد و خوشحال و راضی است شما کارتان را درست انجام داده اید
و در غیر اینصورت میبایست حتما تجدید نظر کنید.

• بزرگترین خیانت پدر و مادر در حق بچه ها اینه که اونا رو از کار بیندازند
• حتی توصیه شده کودک انسانی میتونه از 8 ماهگی سعی کنه جورابشو خودش از پاش دربیاره
• پس شما اینکارو براش نکنید و کمکش کنید که خودش بتونه این کار شخصی خودشو انجام بده.
• پدر و مادر یکی از بزرگترین مسوولیتهایی که دارند اینه که متناسب با سن رشد فرزندشون بهش کمک کنند
• آهسته آهسته مستقل بشه
• تا در 18 سالگی بتونه به مرحله هفتم رشد روانی خودش یعنی استقلال برسه

 

تشویق و تنبیه کودک

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

تشویق و تنبیه کودک

مثلت رفتار درمانی به شیوه های مختلف رفتار با مخاطب می پردازد
و انتخاب شیوه موثر را به شما واگذار میکند

1. روش تنبیه و بی تفاوتی

• در این روش شخص به دلیل رفتار بد خود مورد تنبیه قرار میگیرد
• اما برای رفتار خوب خود مورد بی تفاوتی واقع میشود.

مثال: راهنمایی رانندگی
در برابر هر خطای رانندگی شما جریمه میشوید
ولی اگر ده سال هم بهترین راننده باشید تشویقی شامل شما نمیشود.

• این روش به مخاطب خود از بالا و با قدرت نگاه میکند و انجام رفتار خوب را وظیفه مخاطب خود میداند
• دراین روش مخاطب نحقیر شده و نسبت به انجام وظیفه سرکش میشود و تمایل به خطا در او افرایش می یابد

2. روش تنبیه و تشویق

• در این روش شخص به دلیل رفتار خوب مورد تشویق و به دلیل رفتار بد مورد تنبیه قرار میگیرد

مثال:آموزش و پرورش
دربرابر رفتار بد دانش آموز جریمه میشود و در برابر رفتار خوب جایزه میگیرد

• این روش به مخاطب خوداز بالا نگاه میکند
• تنبیه شدن به مرور زمان به عادت مخاطب تحقیر شده تبدیل میشود
• جایزه چون در برابر تنبیه قرار میگیرد ارزش تاثیری خود را در تربیت از دست میدهد
• در رفتار مخاطب تغییری به صورت عادت رفتار خوب ایجاد نمیکند.

3. روش تشویق و بی تفاوتی

• در این روش شخص به دلیل رفتار خوب مورد تشویق و به دلیل رفتار بد مورد بی تفاوتی قرار میگیرد

• این روش مطرح ترین روش در علوم تربیتی مدرن دنیا است
• برای مخاطب خود به دلیل رفتار های خوب تشویق و جایزه در نظر میگیرد
• در مقابل رفتارهای بد اعتراضی نمیکند
• اما رفتارش نسبت به مخاطب بی تفاوت میشود
• مخاطب با دقت در برخورد شما متوجه میشود که چه رفتاری منجر به تشویق است
• در تکرار آن رفتار میکوشد
• به تدریج رفتار خوب در او نهادینه میشود
• تاثیر گذاری زمانی بیشتر و عمیق تری دارد
• دراین روش تربیت غیر مستقیم انجام میشود
• تربیت کننده نگاهی دوستانه و در کنار را به مخاطب دارد.

انواع تشویق (تقویت) و تنبیه در پرورش و تعلیم و تربیت کودکان

1. تقویت مثبت :
یک چیز خوب به سیستم اضافه میکنیم مثلابه بچه جایزه میدهیم

2. تقویت منفی :
یک چیز خوب از سیستم حذف میکنیم
به بچه میگی حالا که کارتو خوب انجام دادی
مثلا امروز میتونی اتاقتو تمیز نکنی و من به جات تمیز میکنم

3. تنبیه مثبت :
یک چیز بد به سیستم اضافه میکنیم مثلا بچه رو دعوا میکنیم یا کتک میزنیم

4. تنبیه منفی:
یک چیز خوب رو از سیستم حذف میکنیم
مثلا به فرزندمان میگوییم حالا که کار بدی کردی نمیزارم امروز بری پیش دوستت

• نکته بسیار مهم این است
۹۰ درصد کار پدری و مادری میبایست تشویق مثبت
و ۸ درصد آن تنبیه منفی
و یک تا دو درصد آن تشویق منفی باشد.

تشویق و تنبیه

• اولا انسان به دلیل آزادی که در برخی زمینه ها
داره پدر و مادر نمیتونند و نباید انتظار داشته باشند
که اگر رفتار انها درست و مناسب بود نتیجه مطلوب به دست آید…
o زیرا شما با موجود آزادی روبرو هستین
که به دلیل آزادی که داره هر لحظه میتونه راه و مسیری رو بره
که همه کوششهای شما رو نقش بر آب کنه.

• مطالعات علمی نشون داده تشویق و تنبیه از یکطرف فقط احتمال افزایش کار خوب
رو بیشتر میکنه و احتمال انجام کار بد رو کمتر میکنه
ولی هیچ قطعیتی در کار نیست
o و ازطرف دیگه باید این اصول به درستی و در برخی موارد مانند یک عمل جراحی
به دقت و مناسب انتخاب شوند تا موثر واقع شوند.

• دوما : پدر و مادری یعنی اموختن کار خوب نه بازداشتن از کار بد …
یعنی وظیفه پدر و مادر کاشتن و نهادینه کردن اصول خوب در فرزندشون است…
زیرا در عمل بازداشتن از کار بد معمولا توفیقی پیدا نخواهند کرد
و حتی اگر بر فرض در این بازداری فرزندشون موفقیتهایی کسب کنند
o احتمالا فرزندشونو بیکاره و از هر نوع فعالیتی بازداشتند
o لذا هدف اصلی کار پروش و تعلیم و تربیت اموختن کار خوب است نه بازداشتن فرزند از کار بد.

• سوما نکته بسیار بسیار مهم دیگر اینست که درصدها در این عمل حتما باید رعایت بشه
o بدین معنی که شمای پدر یا مادر میبایست از ۱۰۰ تا فعالیتی که در ارتباط با تشویق یا تنبیه میکنید
o حتما ۹۰ تای اون تشویق یا تقویت مثبت باشه
o و شاید ۲ مورد تشویق یا تقویت منفی
o و ۸ مورد اون تنبیه منفی باشه
o و هیچ پدر و مادری حق تنبیه مثبت مثل کتک زدن یا داد زدن و عصبانیت رو ندارند…..
o یعنی اگر شما میخواید از تنبیه استفاده کنید
o باید نشون بدین که به ازای هر تنبیه ده برابرش تشویق مثبت کردین
o و اونوقته که شاید تنبیه شما اگر اصول لازمو رعایت کردین درست باشه….
o بدونید انسان و کودک انسانی از طریق تشویق صدها بار راحت تر و اسوده تر و بی ضررتر و بی خطرتر رشد میکنه
o و ما رو به هدفهامون میرسونه
o اما اگر به هر دلیلی در موارد استثنایی خواستین از تنبیه استفاده کنید
o در مورد تنبیه چند تا نکته خیلی مهم رو حتما باید رعایت کرد.

چند نکته مهم درباره تنبیه

1-در تنبیه منفی میزان و نوع جریمه یا مجازات باید عادلانه و منصفانه باشه
o و الا تنبیه منفی شما تبدیل به تنبیه مثبت که بسیار بد و خطرناک است میشه.
o مثلا یکی از انواع تنبیه منفی شناخته شده دنیای امروز time out است..
o بدینصورت که شما از فرزندتون بخاطر رفتار بد و غلطی که کرده ازش میخواید چند دقیقه ای
o بر روی صندلی بشینه و اونو از چیز خوبی محروم میکنید
o اما باید بدانیم بر اساس مطالعات این زمان time out برای یک کودک سه ساله احتمالا ۲ تا ۳ دقیقه
o و برای یک کودک ۴ ساله ۴ دقیقه و برای ۵ ساله حدود ۵ تا ۶ دقیقه است
o و برای ۶ تا ۷ ساله حداکثر ۱۰ دقیقه
o و اگر شما به این زمان اضافه کنید
o در حقیقت فرزندتونو تنبیه مثبت که بسیار غلط و خطرناک است رو انجام دادید
o که در واقع هدف شما تربیت نبوده
o بلکه بحث تلافی و انتقام است
o لذا اینکه بخاطر یک کار بد فرزندتون یک روز تمام یا یک هفته از عروسکی که دوست داره محروم کنید
o اصلا عادلانه و منصفانه و حتی اخلاقی نیست
o و یا اینکه شما اگر اونو برای تنبیه بفرستین به یک اتاق تاریک که میترسه و وحشت میکنه
o در واقع بازم اونو تنبیه مثبت کردین
o و یا اگر بهش میگین تو رو از خانه بیرون میکنیم یا پشت در میذاریمت در واقع بازم اونو تنبیه مثبت کردین.

2-شما باید بدونید که اول به اونها اموزش کافی و لازمو دادین
o و انتظارتونو مشخص و واضح و معین بطوریکه اونها بفهمند
o به اونها گفتین و بعد در وقت انجام یا ترک اون عمل به اونها کمک کردین
o و حتی اجازه تمرین و اشتباه هم به اونها دادین
o و در نهایت بعد از اینکه به اندازه کافی به او اخطار دادین و فرصت هم برای تصحیح بهش داده شد
o و به او اجازه دفاع یا دادن حرف خودش داده شد
o و او قبول کرد که مقصر و خطاکار بوده
o و دیدین او میتونه و میدونه ولی نمیخواد آنچه رو که درست و خوب و مناسب بر مبنای اصول
o علمی و اخلاقی بوده است رو بپذیره اونوقته که میتونید تنبیه مناسبو انجام بدین.

3-پدر و مادر باید هر دو یکسان عمل کنند
o نه اینکه یکی مهربان و خوب در نظر بچه ها شناخته بشه
o و دیگری خشن و تنبیه کننده و سخت گیر

4-در مجازات برای بچه ها هیچ وقت نباید به اونها احساس حقارت بده
و یا سرزنش و تحقیری بدهد
o که برخی اوقات آسیبش صدها برابر بیشتر از مجازات سنگین تری است
o و یا اگر تنبیه میشوند همیشه حرمت و حیثیت اونها باید حفظ بشه
o و به هیچ وجه جلوی غریبه ها یا دوستانشون اونا رو تنبیه نمیکنید

5-همیشه پیام ما در تنبیه به فرزندمون این است که ما تو رو همیشه دوست داشتیم و داریم و خواهیم داشت …
o یعنی فرزند ما هیچوقت در دوست داشتنی بودن خودش نباید شک کنه
o و پیام دیگه ما اینه که تو پسر یا دختر خوبی هستی
o ولی این کار تو اشتباه بود
o و بدونیم گفتن اینکه تو پسر یا دختر بدی هستی
o نه تنها هیچ مشکلی رو حل نمیکنه
o بلکه اوضاع رو بدتر هم خواهد کرد
o و فرزند ما باید بدونه که ما از تنبیه اون ناراحتیم
o ولی بخاطر مسوولیتمون باید این کارو میکنیم
o و با وجود تنبیه باز هم اونها پسر و دختر خوبی هستند
o و ما اونها رو دوست داریم.

6-باید دید که فرزند ما آمادگی به جهت فهمیدن کار اشتباهش داره یا نداره
o و یا حتی الان اصلا امادگی تنبیه داره یا نداره
o مثلا اگر بیمار است یا بخاطر رفتن خواهر یا برادرش بسیار شکننده شده
o الان دیگه وقت اون نیست که یک بار اضافی تنبیه هم به اون وارد کنیم

7-باید مطمئن باشید عمل فرزندتون عمدی بوده
و خارج از کنترل و اراده او نبوده است

8-باید مطمئن باشید که نیت و قصد او انجام کار بد و زشت و غلط یا آسیب به دیگری بوده
o و لذا نباید بخاطر سوء تفاهم مطلبی رو که او خوب و درست میدونسته منو شما غلط بدونیم و مستحق تنبیه

9-تنبیه باید بلافاصله یا در حین انجام کار بد باشه..
o نه اینکه ما فرزندمونو بخاطر کار بد دیروزش تنبیه کنیم …
o متاسفانه در برخی خانه ها هنوز رسم است
o که مادر میگه صبر کن تا بابات بیاد بهش بگم..
o اولا در چنین شرایطی مادر خودشو از ارزش و اعتبار میندازه
o و نشون میده که او توانایی یا حق تنبیه نداره
o و بعد پیام میده که بابات تنبیه کننده و آزاردهنده است
o و من نیستم
o و اشکال دیگه ای هم که داره بچه ها تا ۱۲ سالگی وقتی گزارش مادر رو برای پدر میشنوند
o امکان نداره بپذیرند اتفاق بدینصورت افتاده
o لذا تصور میکنند مادر یک دروغگوی فریبکار است
o و نظر بسیار بدی راجع به اون پیدا میکنند
o و بعد هم اینکه با اومدن پدر وقتی که حال اونها و مادر خوب شده و همه چیز خوب است
o مادر با دادن گزارش بد تمام اون شرایط خوب رو بر هم میریزه
o حتی اگر پدر اعتنایی هم نکنه بازهم بچه ها متوجه تفاوت و فاصله اونها میشن
o و باز اگر مادر گزارش رو نده بچه ها متوجه نوعی بازی و حقه بازی مامانشون میشن
o که همه و همه بد و غلط است …
o لذا پدر و مادر نباید به دیگری گزارش بدن و نباید منتظرهمسرشون بشن.
o تنها استثنا در این زمینه وقتی است که دیگران یا دوستانی در بین شما و فرزندتون حضور دارند
o و چون تنبیه در حضور دیگران به هیچ وجه درست نیست
o فقط پیامی که به فرزندتون میدین اینه که وقتی به منزل رفتیم
o درباره کاری که کردی با هم صحبت میکنیم …
o به هر حال وقتی شب به خانه رسیدیم
o حتی اگر کار او بسیار بد و غلط بوده چون زمان گذشته است
o فقط باید به توضیح دادن به فرزندتون یا معذرت خواهی از جانب او اکتفا کرد.

10-در وقت تنبیه بهتر است هیچ کس در خانه نباشه
و همسر شما در این کار اگر هست دخالتی نکنه.
o در حالیکه در تشویق هر دو نفر میتونن از چپ و راست فرزندشونو تشویق کنند
o و مورد محبت قرار بدهند و یادتون باشه اگر درباره برخورد همسرتون با فرزندتون صحبتی دارید
o حتما در خلوت و تنهایی اونو با همسرتون مطرح کنید نه جلوی بچه ها….
o تنبیه بچه ها در مقابل یکدیگر نیز به هیچ وجه درست نخواهد بود
o گرچه برخی اوقات اجتناب ناپذیر است
o ولی در هر حال همیشه اونو به اتاقی ببریم
o و بصورت خصوصی با او حرف بزنیم و مطمئن باشیم این موضوع فقط بین ما و اوست
o زیرا باید بدونیم در برخی موارد احساس شرم و خجالت و سرافکندگی صدبرابر آسیبش از تنبیه بیشتر است.

11-یادتون باشه که شاهد جنایت قربانی جنایت نیز است
o لذا یادتون باشه که در واقع وقتی یکی از فرزندانمونو تنبیه میکنیم
o فرزندان هم که فقط شاهد این تنبیه هستند هم تنبیه میشن ..
o حتی وقتی که علت تنبیه او آسیب یا آزاری است که به برادر یا خواهرش داشته
o و با وجود داشتن حالت انتقام یا خشم و عصبانیت برای او هم مناسب نخواهد بود…
o لذا کار تنبیه باید حتما در خلوت و تنهایی صورت بگیره
o و سرزنش و تحقیر و کوچک و له کردن و تنبیه فرزندان ما در جلوی جمع پیامدهای وحشتناکی رو خواهد داشت.

12-کار تنبیه باید فقط در مسیر محروم کردن متناسب با عمل باشه
o حالا محروم کردن از تلویزیون یا اسباب بازیش یا اگر بزرگسال است
o از ماشینش و نیز تنبیه باید قابل قبول و تحمل باشه به نوعی که فرزند ما رو از پا درنیاره.

13-هیچ پدر و مادری حق ندارند فرزندشونو با عصبانیت تنبیه کنند
o لذا اگر ما حالت عصبانیت داریم بهتر است از تنبیه بگذریم
o و با تذکری او را به آخر برسونیم
o زیرا تنبیه با عصبانیت بوی انتقام و و تنفر و انزجار رو به فرزندان میده
o لذا روزی که شما تنبیه کننده اید باید آرام و عادل و منصف باشید.

14-فرزند ما باید بدونه که بعد از تنبیه مجازات دیگه ای در انتظارش نخواهد بود
o و پرونده بسته شده و دیگه حرفی در اینباره گفته نخواهد شد….
o متاسفانه بسیاری از پدر مادرها به دلیل شکی که در کار تنبیه داشتند
o مدتها اونو بیان میکنند تا بتونند از طریق بیان و کلام رفتار نامناسب خودشونو توجیه کنند
o لذا در جوامع متمدن هیچ فردی رو بخاطر یک جرم دو بار مجازات نمیکنند.

15-ما نمیتونیم مثل پلیس سر چهارراه وایسیم
o تا به محض اینکه خلافی صورت گرفت تنبیه کنیم…
o بلکه ما باید به عنوان پدر و مادر همه شرایط و موقعیتو طوری فراهم کنیم
o و با اموزشهای از پیش نقش پیش گیری کننده داشته باشیم…
o در نتیجه مساله پیش گیری اهمیت فوق العاده داره..
o شما باید بدونید همه چیزهایی که در اطرافتون هست خواهند شکست
o و اگه چیزی براتون مهمه اونو به جای امنی متنقل کنید
o و برای بعضی جاها قفل باشه که خاطرمون آسوده بشه بخاطر کنجکاوی بچه ها مساله ای پیش نمیاد.

16-ما باید بدونیم فرزند ما در مسیر رشد و تکامل خودش حتما با خطا و اشتباهات فراوان همراه میشه
o زیرا انسان جایزالخطا نیست
o بلکه حتمی الخطا است
o همه انسانها همیشه اشتباه میکنند
o لذا باید قابلیت انعطاف را داشت

17-بسیاری از پدر مادرها برای فرزندان ۳ تا ۶ ساله دست به استدلالات عجیب و غریبی میزنند
o که به هیچ عنوان برای بچه ها معنا و مفهومی نداره
o و اونها اصلا نوع کلمات و استدلال ما رو نمیفهمن…
o دنیای محدود و ملموس اونها فقط اجازه برداشت خیلی سطحی از موضوعاتو به اونها میده

18-به هیچ عنوان بچه ها رو نباید تهدید کرد
زیرا که در بسیاری از موارد تهدید آسیبش از تنبیه بیشتر است.

19-یاداوری رفتار خوب گذشته اونها مفید است
اما به هیچ وجه اتفاقا بد گذشته اونها رو نباید یاداوری کرد.

20- به نظر من هنر پدری و مادری در هرچه کمتر استفاده کردن از تنبیه است
o و الا با زور و قدرت و ترس و تنبیه هر ادم نا آگاه و بی عقل و بی دانشی هم میتونه تا حدودی به هدفهاش برسه …
o ولی مهم اینه که با چه هزینه و چه آسیبی که به فرزندمون زدیم به هدفمون رسیدیم
o و بعد هم گذشته از این موضوع باید پرسید
o از این وسیله زور و قدرت و تنبیه تا چه سنی میشه استفاده کرد؟
o چون مطمئنا روزی میرسه که دیگه زورمون به اونها نمیرسه…

ایجاد عادات مطلوب در فرزندان یا بازداشتن اونها از کار بد

1-اول سعی کنید خودتون الگو و مدل باشید…
o بعد به او خواهید گفت هر وقت این کار خوب رو انجام دادی این پاداشو میگیری
o مثلا در ازای هر یکساعت مطالعه یا یک جلد کتاب خوندن این جایزه رو میگیری
o و بلافاصله به قولتون عمل میکنید
o بعد از مدتی که او به این کار عادت کرد
o و این کار برای او درونی شد پاداشو یکی یا دو تا در میان میکنید
o و بعد از مدتی پاداش باید تصادفی باشه
o مثلا بعد از ۲۲ یا ۴۵ پاداشی که میگیره باید یک پاداش خیلی بزرگ و باارزش در نظر اون ،
o براش درنظر گرفت مثلا بعد از یک ماه که ۲۰ جلد کتاب خوند
o بهش میگین برای خودت پاداش بزرگی انتخاب کن
o یا مثلا بهش میگین ما تو رو به فلان مرکز تفریحی که دوست داری با دوستات میبریمت
o و حتی شب هم اونجا با اونها میمونیم
o تا این یک خاطره در ذهن اون ثبت کنه
o و موضوع کتاب خوندن و مطالعه در وجود فرزند ما کاشته بشه
o و اصولا به همین دلیل است که در مراکز قمار سعی میکنند بوسیله پاداش بزرگ
o ولی نامشخص فرد رو تا آخرین لحظات در اونجا نگه دارند.

2-اون زمانی که عمل بد فرزند شما به کسی آسیبی نمیرسونه
و خطری برای خودش نداره و مشکلی ایجاد نمیکنه
o بی اعتنایی کامل و بدون هیچ واکنشی به اون عمل بهترین راه خاموش کردن و از میان بردن اون عمل است …
o مثلا وقتی جیغ میزنه بهتر است وانمود کنیم اصلا صدای اونو نشنیدیمو…
o آرام بهش میگین هر وقت درخواستتو آروم گفتی شاید بهش توجهی کنم.
o و یا بهش میگیم تو هرگز با جیغ به هدفت نمیرسی
o و محکم سر حرفمون وایسیم و توضیح دیگری نمیدیم….
o یا اگر حرف زشتی میزنه به او خواهیم گفت در خانه ما چنین حرفی گفته نمیشه
o و نه ما حتی هیچ کس دیگه اونو دوست نداره
o و من از تو میخوام این کارو نکنی
o و اگر احتمالا چند روز بعد در این زمینه حرفی زد بهتر است که فقط به او نگاهی کنیم
o و بهش این پیامو بدیم که راجع به حرفی که با هم زدیم توجهی کنه
o و یا اگر فراموش کرده اونو یاداور میشیم
o و بعد از یکی دوبار معمولا بچه ها اون حرف زشت رو نمیزنند
o در حالیکه اگر اونها رو بخاطر گفتن این کلمه زشت تنبیه کنیم
o یا توضیحات عجیب و غریبی بهشون بدیم
o یا داستان سرایی بکنیم کلام زشت رو در وجود اونها نگه داشتیم
o لذا در بسیار ی موارد با بی اعتنایی فرزندمونو از کار بد بازداشتیم.

3-نکته بسیار بسیار مهم اینه که وقتی ما به فرزندمون حرفی رو زدیم و او عمل نکرد
احتمالا شاید برای یک بار دیگه هم حق داریم اون حرفو تکرار کنیم
و خواستمونو بگیم
o ولی اگر برای بار دوم و سوم باز هم همون عمل تکرار شد
o منو شما باید بدونیم که احتمالا یک موضوعی رو در ارتباط با فرزنمون نمیدونیم
o یعنی مشکل در چگونگی ارتباط و عدم اگاهی ما از فرزندمون هست
o و متاسفانه با تکرار خواسته و اغراق در اون امکان تغییر رو در او از بین میبریم.

4-برای بچه ها تا سن ۷ سالگی میشه از تکنیک ستاره دادن استفاده کرد
o مثلا کاغذ بزرگی بچسبونید و بهش بگین که هر وقت من از تو کاری خواستم و کردی و یا خواستم که نکنی
o و تو متوقف کردی یک ستاره میگیری و وقتی مثلا ۲۰ ستاره پر شد تو جایزه داری لذا او تلاش میکنه
o هرچه زودتر فرمانی رو بشنوه و اشتیاق به شنیدن میل و خواسته شما درب وجودی ذهن او را برای شما باز میذاره
o و مکانیسمهای دفاعی رو از اون دور میکنه…
o لذا متوجه میشه نامه اعمالش جلوی چشمش است
o و میتونه مثلا برای نظافت اتاقش یا انجام تکالیفش جایزشو دریافت کنه
o و با این عمل قاعده به تاخیر انداختن لذت و پاداش که مهمترین عامل موفقیت در بزرگسالی است
o رو فرا میگیره و این کارو تا زمانی ادامه میدیم که کارهای خوب در وجود فرزندمون کاشته بشه و تبدیل به عادت درونی بشه

5-در تشویق همیشه باید از کلام و زبان استفاده کرد
o و باید به نوعی اونو در آغوش گرفت
o و نوازش کرد
o و این ارتباط بدنی و فیزیکی حتما باید باشه
o و این ارتباط فیزیکی مخصوصا بین پدر و پسر و مادر با دختر اهمیت فوق العاده ای داره
o تا اونجا که در بسیاری موارد مردی و مردانگی پسرهامون موکول به داشتن این ارتباط فیزیکی و بدنی با پدرهاشونه

6-پاداشها باید متنوع باشه
o و خیلی از اوقات بهترین پاداش میتونه پول باشه
o و بیخود هم نگید پول دادن رشوه است
o چون هر تشویقی به نوعی رشوه است
o و برخی اوقات هم میتوان فرزندمونو بخاطر اینکه در طول هفته گذشته کار بدی نکرده پاداش داد.

آسیب های تولد تا ۱۴ ماهگی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

آسیب های تولد تا ۱۴ ماهگی

• کدامیک از ۹ ویژگی شخصیتی زیر را در بزرگسالی دارید؟
1- شکاک بودن و نداشتن اطمینان
2- نداشتن امنیت و ترسو و مضطرب بودن و
در نتیجه امکان رفتن سراغ مواد مخدر یا باورهای تند افراطی مذهبی
3- بی قراری یا نداشتن آرامش
4- اعتماد به نفس منفی
5- نا امید بودن
6- بدبینی
7- منفی بودن
8- حالت ویرانگری داشتن و تخریب
9- نداشتن پشتکار

هر کدام از این ۹ ویژگی را که دارید بدانید که احتمالا از تولد تا ۱۴ ماهگی آسیب دیده اید.

• پدر و مادر عزیز این دوران یکی از حساسترین دوران زندگی فرزندتان است
• زیرا شما در این دوران است که یا به او:
o اطمینان و اعتماد به نفس مثبت
o مثبت اندیشی
o خوش بینی
o پشتکار
o امنیت را در بزرگسالی میدهید
• یا در این دوران است که احتمالا همه این موارد را از او سلب میکنید
• و او را در بزرگسالی با هزاران مشکل و گرفتاری مواجه میکنید.
• پس حتما نکات اصلی و اساسی مربوط به دروان تولد تا ۱۴ ماهگی را
بیاموزید و بکار ببرید تا فرزندتان را از پا در نیاورید

آسیب ۶ تا ۱۸ ماهگی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

آسیب ۶ تا ۱۸ ماهگی

اضطراب جدایی

• کودک انسانی بین ۶ تا ۱۸ ماهگی اگر به مدت حداکثر ۲۴ ساعت از مادرش
(مراقبت کننده اولیه که گاهی ممکن است مادر نباشد)
دور شود یکی از بزرگترین آسیبها را در زندگیش خواهد دید.
• زیرا در این دوران کودک نبودن مادر را با نیستی و مرگ او یکی میداند
• وقتی که مادر بعد از ۲۴ ساعت باز گردد کودک به او چسبیده و دیگر او را از ترس رها نمیکند
• مادر حتی برای یک خرید کوتاه مدت از خانه بدون سروصدای کودک نمیتواند خارج شود.

• به همین دلیل بسیار مهم است که در این دوران ۶ تا ۱۸ ماهگی

الف : مادر یا مراقبت کننده اولیه primary care نسبتا دائما کنار فرزند باشد
بطوریکه فرزند هرگاه که مادر را خواست به او دسترسی داشته باشد

ب: پدر و مادر هزاران بار بازی قائم موشک را با کودک خود بازی کنند
این یگی از مهمترین و اساسی ترین کارهای پدر و مادر است
و بازی از نوع ساده ان آغاز شود
بطوریکه در مراحل اولیه حتی قسمتهایی از بدن مادر هنگام قائم شدن پیدا باشد
تا کودک دچار اضطراب نشود و به آهستگی با این بازی به کودک بفهمانند
که نبود مادر به معنی مرگ او نیست

ج: بهتر است در این دوران افرادی که کنار کودک هستند تا آخر این دوران بمانند
و مثلا اگر مادربزرگی با خانواده شما زندگی میکند و میخواهد جدا شود بهتر است
این جدایی قبل از ۶ ماهگی یا بعد از ۱۸ ماهگی صورت بگیرد.

د: یادتان باشد اگر کودکتان آسیب اضطراب جدایی را دید
باید بسیار بسیار مراقب باشید تا بتوانید شاید این اضطراب را از فرزندتان بگیرید
لذا مثلا اگر کودکی دچار اضطراب جدایی است
رها کردن او در مهدکودک در حالیکه برای جدایی از مادرش بسیار بی قراری میکند
به مانند قطع عضوی از بدن او میباشد.

آسیب های ۱۴ تا ۳۶ ماهگی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

آسیب های ۱۴ تا ۳۶ ماهگی

آسیب حرمت نفس

o آیا در بزرگسالی فردی خجالتی و کمرو هستید؟
o آیا اعتیاد دارید؟
o آیا وسواسی هستید؟
o آیا خسیس یا لجباز و یک دنده هستید؟
o آیا … ؟
o هر کدام از این صفات را که دارید بدانید احتمالا بین ۱۴ تا ۳۶ ماهگی آسیب دیده اید.

• کودک انسانی بین ۱۴ تا ۳۶ ماهگی با ۵ حقیقت تلخ در مورد خودش آشنا میشود، که او:
1- نادانتر
2- ناتوانتر
3- نیازمندتر
4- اشتباه کارتر از بقیه
5- گاهی اوقات فکرهای بدی درباره عزیزانش به ذهنش خطور میکند

• به همین دلائل به یک نتیجه اصلی و اساسی و محکم در سه سالگی میرسد
• آن اینست که ” من پسر یا دختر بدی هستم”
• تقریبا ۹۵ درصد انسان ها با وجود داشتن حتی بهترین پدر و مادر به این نتیجه خواهند رسید که:
• ” من بدم و دیگران خوبند ”
• آن درصدی که به علت تنبیهات بسیار شدید پدر و مادر در سه سال اول به این نتیجه میرسند که
” من خوبم و این دیگران هستند که بد هستند ”
همان افرادی هستند که در بزرگسالی یا راهی زندان و یا تیمارستان خواهند شد.

• لذا همانطور که آدلر فهمید ریشه اصلی و اساسی حرکت انسان و آسیب اصلی و اساسی
او از همین احساس حقارتی است که در کودکی متوجه او میشود.

• ما پدر مادرها تنها کاری که از دستمان بر می آید این است که تلاش کنیم تا حد امکان این آسیب
را به حداقل ممکن خود برسانیم.

• در این باره به سه موضوع اصلی و اساسی و حیاتی درباره فرزند خود باید توجه کرد :

1- بین ۱۴ تا ۳۶ ماهگی موضوع اصلی و اساسی آزادی و خودمختاری کودک است
o بچه میخواد روی همه چیز کنترل داشته باشه
o موضوعات به میل اون باشه
o لذا وقتی چیزها برخلاف میلشه به هم میریزه
o لذا میخواد جهان در اختیارش باشه.
o یعنی پدر و مادر در این دوران به کودک خود “نکن و نه” نمیگویند
o به بیان دیگر خانه پرورش و تعلیم و تربیت متعلق به کودک ۱۴ تا ۳۶ ماهه است
o خانه به قدری برای او باید امن باشد که او هر کاری که دلش خواست
و تکرار میکنم هر کاری که میخواست و می توانست را به راحتی انجام بدهد
بدون اینکه برایش خطری داشته باشد
o لذا بدین وسیله پدر و مادر تا حد امکان از” بکن نکن” به شدت پرهیز کنند.
o میدانیم کودک در این سنین کنجکاو است و میخواهد دنیا را کشف کند
o لذا اگر لباسهای کمد را بیرون ریخت کاری با او نداشته باشید
o اگر غذایش را با دست خورد کاری به او نداشته باشید
o بگذارید اشتباهات کوچکی که برایش خطر ندارد را انجام دهد
o بگذارید دنیا را تجربه و کشف کند
o خواهشاً در این دوران نمیخواهد او را تبدیل به یک آدم بزرگسال کنید.
o لطفاً وقتی در مهمانی نمیتوانید او را آزاد بگذارید به ان مهمانی نروید
o شما در این دوران در خدمت او هستید
o قرار است جایی باشید که او راحت و آزاد باشد
o درست است که کار مشکلی است
o ولی بدانید با هر ساعت هزینه در این دوران خود را برای هزاران ساعت در بزرگسالی او بیمه کرده اید.

2- موضوع اصلی و اساسی دیگر مساله نیاز و احتیاج کودک در این دوران است
o که باید کاملا او را درک کرد
o هیچگاه و تکرار میکنم هیچگاه او را بخاطر نیاز و احتیاجش شرمنده نکنیم
o مثلا اگر کودکتان در ماشین گفت من دستشویی دارم یا آب میخوام به او نمیگویید:
o آخه عزیزم الان چه وقت اب خواستن است
o یا مگر به تو نگفتیم قبل از بیرون آمدن دستشویی برو.

3- با موضوع ادرار و مدفوع کودک بینهایت بینهایت عادی و معمولی رفتار شود
o و مساله اموزش رفتن به توالت در این سن بسیار اهمیت دارد
o باید به نوعی او را در این زمینه کمک کنیم که هیچگونه هیچگونه
احساس بدی راجع به مساله ادرار یا مدفوع خود پیدا نکند
و بتواند در این زمینه بدون هیچگونه تنبیه یا ترسی آموزش رفتن
به توالت را فرا بگیرد و بدانید شاید در حدود ۷۰ درصد وسواسی ها
بخاطر آسیب در این مساله وسواسی شده اند.

آسیب های بعد از سه سالگی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

آسیب های بعد از سه سالگی

• بعد از سه سالگی تا 18 سالگی پدر و مادر فرصت دارند که احساس بد کمبود حرمت نفس
فرزندشان را به احساس خوب درباره خودشان تبدیل کنند

• بدین منظور میبایست :

1- روزی حداقل ۵۰ بار درست و به موقع و مناسب به فرزندشان بگویند:
o تو پسر یا دختر خوبی هستی
o حتی وقتی کار اشتباهی میکند میگوییم:
تو پسر یا دختر خوبی هستی ولی کارت اشتباه بود .

2- عشق بدون قید و شرط را که کودک به مانند اکسیژن به آن نیاز دارد به او بدهید
o به او بگویید که او رابا تمام وجود دوست دارید
o حتی اگر او درس نخواند
o حتی اگر قاتل شود
o حتی اگر فاسد شود
o حتی اگر تنبل و بی عرضه باشد
o باز هم او را با تمام وجود دوست دارید
o و این پیام را باید به کودک داد
o تا بفهمد شما او را فقط و فقط بخاطر این که هست دوست دارید
o نه بخاظر اینکه کار خوب میکند .
o اگر چنین کردید در بزرگسالی او گرفتار عشقهای بیمارگونه و وابستگی های
عجیب و غریب نمیشود
o بخاطر احتیاج و نیازش با کسی ارتباط برقرار نمی کند
o توانایی عشق ورزیدن سالم را پیدا خواهد کرد.

لجبازی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

لجبازی

• جشن بچه رو باید اون روزی گرفت که به پدر یا مادرش گفت: ” نه”.
• چون نشون میده اون بچه داره به سمت استقلال روانی که یکی از اهداف
اصلی و اساسی پرورش و تعلیم و تربیت هست ، حرکتشو شروع میکنه.

• لجبازی یک بازی دو طرفه است…
• لجبازی وقتی شروع میشه که شما به فرزندتون میگید نه…یا نکن یا بکن …
• من تمام فریاد ناشنیده ام اینست که این بکن نکن ها بچه رو تو این سنین از پا در میاره …
• و موضوع در بقیه سنین هم از این قراره اینه که شما قراره کار خوب و درست رو به فرزندتون آموزش بدین..
• کار پدری و مادری کار اموزش با مهربونیه …
• متاسفانه ماها فکر میکنیم کار پدر مادری کار پلیسه
• که مواظب باشیم سر موقع به بچه بگیم نکن یا بکن یا نصیحت کنیم….
• وقتی شما قواعد کار رو تا ۳ سالگی درست رعایت کنید
• معمولا بچه بقول شما لجباز نمیشه
• یعنی وقتی چیزیو که دوست نداره یا داره بخاطر خشم و یا بازی یا اذیت شما برعکسش رو نمیخواد…
• که حتی اگه این موارد هم به دلیل آسیب پیش اومد پدر و مادر باید تو این موارد هم سیاست داشته باشند
و وارد این بازی با کودک نشن…
مثلا اگه شما از قبل میدونید تو یک مهمونی بچه ۵ ساله شما هنگام برگشت به خونه لج میکنه
که من نمیام پس بهتره بهش بگید پسر گلم تو نیا مواظب خودت باش ما میریم
حالا اون میاد برعکس عمل کنه و میگه نه منم میخوام بیام اونوقت شما به هدفتون رسیدین…
پس با بچه ها وارد بازی لجبازی که دو طرفه هست نشید
و اگه چیز بدی نمیخوان بهتره یا با سیاست به هدفتون برسید
یا کوتاه بیاین و بزارید اونم از زندگیش لذت ببره.

• وقتی بچه چیز بد و غلط و خطرناکی نمیخواد چرا باید به میل ما عمل کنه؟
• مگه ملک شخصی ماست؟
• اون انسانه
• مهمترین چیز تو دنیا براش آزادی و اختیارشه…
• ملک شخصی ما نیست
• که هرچی ما خواستیم اونم همونو بخواد…
• اون آزاد به این دنیا اومده
• باید با روح برابری و آزادی باهاش رفتار بشه.
• قرار نیست ما از دریچه قدرت وارد عمل بشیم
• چیزی که خودمون دوست داریم بهش تحمیل کنیم

• پدر و مادر باید تا حد امکان به فرزندشون نه نگن
• و حتی بزارن اشتباهات کوچیکو انجام بده …..
• ولی ولی ولی ولی وقتی فرزندشون خواست کار بد غلط و خطرناک
(( البته طبق معیارهای علمی و اخلاقی و نه فرهنگی یا مذهبی یا شخصی))
انجام بده اونوقت پدر و مادر باید محکم جلوی بچه بایستند
و حتی اگه خون هم گریه کرد بهش اجازه انجام اون کار بد رو ندهند…
• یکی از بدترین کار ها اینه که پدر و مادر اول میگن نه
• ولی وقتی بچه زیاد گریه میکنه آخرش راضی میشن میگن حالا که زیاد بد نیست بزار کوتاه بیایم،
• اونوقته که بهش یاد میدن هر چیزی که میخوای اگه زیاد گریه کنی مارو مجبور میکنی بهت بدیم…
• پس پدر و مادر باید کلمه” نه” رو تا حد امکان نگن
• ولی وقتی واجب و لازم به جهت جلوگیری از یک کار غیر اخلاقی غیر دست و آسیب زننده بود دیگه نباید کوتاه بیان.

• کار غیر اخلاقی کاری که برخلاف ۵ اصل اخلاقی باشه:

o عدالت و انصاف
o آزادی و رهایی
o واقعیت و حقیقت
o محبت و عشق
o حرمت و حیثیت

تغییر مدرسه

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

عوامل تعیین کننده در تغییر مدارس بچه ها

1-بدون تردید مهمترین عامل در این تصمیم گیری میل و خواست خود فرزندتون است

که دوست داره مدرسشو عوض کنه یا نه صرفنظر از اینکه تغییر مدرسه اون کار درستی است یا نه.

2-عامل دوم برمیگرده به عیب و ایرادی که مدرسه حاضر برای فرزندتون داره

و اینکه این مدرسه چه اشکالات و گرفتاریهایی داره

و نه حسن هایی که مدرسه آینده برای او خواهد داشت

3-عامل سوم مسئله هزینه است

4-عامل چهارم مسئله فاصله خانه تا مدرسه است

زیرا که فاصله های طولانی بچه ها رو اذیت میکنه.

در این موارد بدون رضایت بچه ها نباید کاری کرد

و توصیه به پدر مادرها این بوده که بچه هاشونو در کلاس اول جایی بگذارند که مطمئنند

در شرایط عادی تا اتمام دبیرستان همونجا میمونند

یعنی قرار است حتی اگر منزل عوض شود مدرسه فرزندتون عوض نشه

مگه اون زمانیکه اشکالاتی وجود داره

و یا خود فرزندتون علاقه داره مدرسشو عوض کنه

که البته در این موارد هم باید فرزندتون بصورت آزمایشی دو یا سه روزی به مدرسه جدید بره

چون برخی اوقات بچه ها فکر میکنند اگر مدرسه جدید بروند ناراحتیشون برطرف میشه

در صورتیکه وقتی مدرسه جدید میروند ای بسا به ناراحتیشون اضافه هم میشه.

یادگرفتن زبان فارسی و غیر فارسی در کشور خارجی

اگر پدر و مادر هر دو ایرانی هستن و در کشوری خارج از ایران مثلا انگلیس زندگی میکنند

صرفنظر از همه زمینه های دیگه ،

وقتی در خانه شما فارسی سخن گفته میشه

و مهمانهای فارسی زبان می آیند

و رادیو تلویزیون فارسی هست ،

حتما فرزندان شما باید فارسی را بیاموزند

زیرا در غیر اینصورت خودشو در خونه با غریبه ها میبینه

و جدایی و نادانی و نفهمی رو برای او بوجود می اورد.

توصیه اینست که در دو سال اول زبان اصلی و اساسی فارسی باشه

یعنی با شیرخواره خود فارسی حرف میزنیم

ولی اشکالی نداره زبانهای دیگه هم در خانه شنیده بشه

مثلا پدر و مادر به زبان دیگه ای با هم حرف بزنند.

یعنی زبان رسمی خانه فارسی است

ولی هرگز اونها رو از سخن گفتن به زبان دیگه منع نمیکنیم

و دستور و فرمان نمیدهیم

چون اگه کمی فشار بیاریم و رفتار نامناسب داشته باشیم

ممکنه اونها از زبون فارسی کلا مردم ایرانی و فرهنگ ایرانی بدشون بیاد….

لذا فقط با مهربانی و تاکید و استمرار ما به هدفمون میرسیم….

البته دو تا سه ماه قبل از اینکه فرزندمون به مهد کودک بره

باید لغاتی انگلیسی رو که فرزندمون ممکنه در اونجا بهش نیاز داشته باشه بهش بیاموزیم.

حدود ۲ تا ۳ سالگی بهتر است فرزند  روزی ۳ تا ۵ ساعت رو در محیط انگلیسی زبان بگذرونه

و بتونه بصورت انگلیسی ارتباط برقرار کنه ولی زبان خانه همچنان فارسی است.

اما بین ۳ تا ۴ سالگی باید حجم این ارتباط رو به حداقل ۸ ساعت در روز رسوند.

ما باید ۳۰ درصد کوشش اضافه تر از یک پدر و مادر انگلیسی زبان

در جهت اموختن زبان انگلیسی به فرزندمون داشته باشیم

تا خاطرمون آسوده باشه فرزند ما در حدود تولد ۴ سالگیش ۱۶۰۰ کلمه انگلیسی میفهمه

و مثل یک پسر و دختر انگلیسی ۴ ساله به زبان انگلیسی تسلط داره.

اما بین ۴ تا ۵ سالگی همچنان روزی ۸ ساعت آشنایی با زبان انگلیسی و آشنایی با فارسی در خانه ادامه

از ۵ تا ۷ سالگی وقت سواد اموزی است

و بهتر است هر دو زبان با هم و اگر ممکن باشه توسط یک معلم به فرزند ما اموخته بشه….

یعنی فرزند ما باید در این سنین دارای سواد بشه

و بین ۷ تا ۸ سالگی این وضعیت تشدید میشه

و بعد از ۸ ساگی محیط اموزشی تعیین کننده نوع زبان خواهد بود

اما شاید صلاح پدر و مادر و بچه این باشه که خواندن و نوشتن و سخن گفتن به زبان فارسی همچنان ادمه پیدا کنه

تا اینکه فرزندشون با این زبان همچنان پیشرفت خودشو ادامه بده.

معلوم است که در حدود ۱۵ تا ۱۸ سالگی زبانی که فرزند ما صحبت میکنه انگلیسی

خواهد بود و حجم لغات فرا گرفته شده بیش از ۵  تا ۶ برابر زبان مادری است.

نوازش

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

نوازش

Storke

• مدتهای قبل در شیر خوارگاه ها مسئله ای پیش آمد
o قضیه بدین قرار بود که بسیاری از کودکان با اینکه هیچ مشکل فیزیکی یا جسمی نداشتند
و پرستارها غذای انها در شیشه شیر مرتب و به موقع به آنها میداند
و آنها را نظافت میکردند
ولی مثلا یک روز صبح که پرستارها برای تغذیه یا نظافت بچه به بالای سر او می آمدند
با کمال تعجب مشاهده میکردند که کودک شیر خواره در گهواره مرده است.
o بعدها متوجه شدند که علت مرگ همه این کودکان با وجود رسیدن غذا و نیازهای فیزیکی
o نبودن نوازش بوده است یعنی کسی این کودکان را بغل نمیکرد و آنها را نوازش نمیداد.

• کودک انسانی در وقت تولد دارای پوست بسیار حساسی است
o حتما باید مورد نوازش قرار بگیرد
o حتی توصیه اینست که مادر هنگام شیر دادن به او یک لباس بسیار نازک به تن داشته باشد
o که کودک بتواند گرمای بدن مادر را احساس کند
o این نوازش همراه با نگاهی مهربان و صدای شمرده و شفاف و حتی آهنگین صورت بگیرد.
o نوازش برای کودک انسانی مخصوصا تا ۱۴ماهگی مثل تشنگی یک نیاز اصلی و اساسی است
o خصوصاً اگر بین ۶تا ۱۲ماهگی فرزند ما نوازش نبینه امکان مرگش میتونه وجود داشته باشه

• کودکی که مورد نوازش لازم و مناسب قرار نگیرد،
در بزرگسالی گرفتار یکی از این دو حالت متضاد میشود :

الف : در هر رابطه ای به دنبال نزدیکی بیش از حد هستند
تا اونجایی که طرف مقابلشون رو میتوانند خسته کنند
و انتظار اونها فراسوی توان هر کسی است

ب: از هرگونه تماس فیزیکی و بدنی متنفر هستند
و مایل نیستند هیچ کس بدن اونها رو لمس کنه.
مثلا کسایی که در ۱۴ ماه اول سینه مادر رو گاز میگرفتند
و یا رفتارهایی عجیب داشتند که مادر دعواشون میکرده
و یا چون واقعا مادر دردش میومده جیغ میزده
و واکنش نامناسبی نشون میداده
و یا میزدشون
این افراد در بزرگسالی کسانی میشوند که از هرگونه تماس و نزدیکی و نوازشی
نه تنها بدشون میاد بلکه متنفر هستند
و این نوازش و لمس ها در بزرگسالی براشون لوس بازیه
و اصلا دوست ندارند به کسی نزدیک بشوند

• سالمترین بچه های دنیا در ۲ سالگی کودکان یوگاندا بوده اند
علت این امر این بوده که مادران این کشور تا دو سالگی کودک را به پشت خود میبستند
و هرجا که میرفتند کودک به بدن مادر چسبیده بود
و به همین خاطر این نوازش و تماس بدنی امنیت و آرامشی را به کودک میدهد
که اگر شما این نوازش را به کودک ندهید با هزاران هزار دارو نمیتوانید
در بزرگسالی او این آرامش را به او بازگردانید.

• کودک انسانی در گرمای سوزان خشم شاید امید بسیار کمی
به زنده ماندنش باشد ولی در انجماد بی تفاوتی حتما میمیرد.

نوازش و تقویت رفتار

• به عنوان یک نوزاد، ما هر نوع رفتاری را تجربه می‌کنیم برای اینکه دریابیم
کدامیک از آنها نوازش مورد نیاز ما را تأمین می‌کند.
• زمانی که رفتار خاصی باعث کسب نوازش برای ما بشود،
به احتمال زیاد ما آن رفتار را تکرار خواهیم کرد،
و هر موقع که نوازش‌های بیشتری از آن رفتار به دست می‌آوریم،
آمادگی بیشتری پیدا می‌کنیم تا آن رفتار را در آینده تکرار کنیم.

• در این صورت، نوازش، رفتاری را که منجر به نوازش شده است تقویت می‌کند.
• افراد بزرگسال نیز به اندازه‌ی نوزادان نیاز به نوازش دارند
• به همان اندازه آمادگی دارند که رفتارشان را به صورتی مؤثر شکل دهند
تا بتوانند به وسیله‌ی آن نوازش بگیرند.

• به خاطر داشته باشید که ما کار خود را بر این اصل قرار داده‌ایم که:
“هر نوع نوازشی بهتر از نبود آن است.”
• اگر وضعیت طوری باشد که به اندازه‌ی کافی نوازش‌های مثبت
برای ارضای نیاز‌های نوازشی ما وجود نداشته باشد،
بی درنگ به طرف نوازش‌های منفی می‌رویم.

• فرض کنید من به عنوان یک کودک تصمیم گرفتم که بهتر است نوازش‌های منفی بگیرم
تا این که از نوازش محروم باشم.
سپس وقتی که من به عنوان یک بزرگسال نوازش منفی می‌گیرم
آن نوازش به عنوان تقویت کننده‌ی رفتار من عمل خواهد کرد
و دقیقاً مانند نوازش مثبت اثر دارد.
این مسئله به ما در درک بیشتر این که چرا مردم ممکن است
با سرسختی الگوهای رفتاری را که جنبه‌ی خود تنبیهی دارد تکرار کنند،
کمک می‌کند.

مثال

کودکی قصد بازی با پدرش را دارد.
به سمت پدر می‌رود و سعی در جلب توجه او دارد.
پدر مشغول خواندن روزنامه است.
با حرکت دست و بدون آنکه نگاهی به کودک بیندازد او را از خود دور می‌کند.
او می‌خواهد به مطالعه ادامه دهد.
کودک سعی خود را بیشتر می‌کند.
پدر با دست کودک را از خود دور نگه داشته و بدون گفتن هیچ کلامی به خواندن صفحه‌ی روزنامه ادامه می‌دهد.
کودک که نتوانسته نوازش مثبت مورد نیازش را دریافت کند به گریه می‌افتد.
این گریه در ابتدا شاید ناشی از ناراحتی از طرد شدگی باشد.
کودک روزنامه‌ی پدر را از دست او می‌کشد.
روزنامه پاره می‌شود.
پدر عصبانی شده و با نگاهی خشم آلود در چشمان کودک بر سر او فریاد می‌زند.
در این حال کودک دست از سماجت بر می‌دارد.
به اتاق خود باز گشته و مشغول به بازی می‌شود.
او نوازش منفی را دریافت کرده است.
حال ممکن است تصیمیم بگیرد دفعات بعد،
با فرض اینکه نمی‌تواند نوازش مثبتی از پدر خود دریافت کند،
برای بیان خواسته‌ی خود از ابتدا اصطلاحاً شر کرده و با گریه و
حرکاتی ناشی از ناراحتی تقاضای خود را مطرح می‌کند.
او می‌داند که حداقل نوازشی منفی را دریافت خواهد کرد.

بوس کردن کودکان

• بوس کردن منطقه لب و دهان کودک در سنین نوزادی کار درستی نیست
چون منطقه لب و دهان در این سنین جزء مناطق جنسی نوزاد به حساب میاد
ولی به غیر از منطقه لب و دهان نوزاد میشه تمام بدنشو غرق بوسه کرد

• وقتی کودک خود را به زور می بوسید یا بغل می کنید،
در واقع به او می آموزید که تسلیم تمایلات دیگران باشد.

• مهم نیست کودکتان چند سال داشته باشد،
حریم او را محترم شمارید و بدون اجازه او حتی ذره ای به حریم او نزدیک تر نشوید.

• حتی اگر فرزند خردسال شما هنوز قادر به صحبت کردن نیست،
قبل از بغل کردن او منتظر دیدن رضایت او با زبان بدنش باشید.

• احترام گذاشتن به خواسته های کودکتان آنچنان روال همیشگی شما باشد
که کودک باور کند که هیچ کس حق ندارد بدون اجازه ی او به او نزدیک شود یا با او تماس داشته باشد.

کودک بغلی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

کودکی بغلی میشه، که کم بغل شده

• باوری به غلط در بین پدر مادر ها برای نوزادان شیر خواره رایج هست که
میگویند نوزاد را زیاد بغل نکنید چون بغلی میشه.

• بچه ای بغلی میشود که با توجه به نیاز روانیش کم بغل شده
• به مقدار کم مورد نوازش قرار گرفته است.
• در ۱۴ ماه اول مهمترین موضوع نوزاد امنیت و آرامش اوست
• پس هر وقت به آغوش شما نیاز داشت او را در آغوش بگیرید
• حتی تا آنجا پیش بروید که اگر نیاز شد تمام مدت روز با یک وسیله مخصوص نوزاد
او را به بدن خود آویزان کنید تا این نوزاد به آرامش و امنیتی که نیاز دارد برسد
تا وقتی که خودش مایل نبود او را از خود دور نکنید.

• لذا از زمان تولد تا حدود ۱۴ماهگی میبایست نیاز کودک بلافاصله بلافاصله بلافاصله برطرف شود
• به هیچ عنوان موضوع لجبازی یا چیز دیگری مانع از این نخواهد شد که شما به میل کودک عمل کنید…
• بدونید هرچه کودک شما در این سنین گریه کمتری بکند سالمتر خواهد بود
• به میزانی که گریه میکند و ناراحت است و مشکل دارد آسیب شدیدتری بر او وارد میشود.
• بدونید اصولا تا ۳۶ ماهگی پادشاه و فرمانده کودک است و پدر و مادر نوکر و خدمتگذار او هستند
• و هر زمان و هرچیزی باید مطابق میل او عمل شود
• طوریکه او در پایان این سنین به این نتیجه برسه که دنیا جای خوبیه و من به راحتی میتونم نیازهامو براورده کنم.

هویت جنسی و نقش جنسی کودک و ختنه پسرها

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

هویت جنسی و نقش جنسی کودک و ختنه پسرها

1- به نظر میرسه کودک حدود ۱۸ یا ۲۰ ماهگی متوجه جنسیت خودش میشه
و تا ۶ یا ۷ سالگی به اون شکل و فرمی میده که ما آن را به عنوان هویت جنسی میشناسیم
• یعنی فرد میدونه پسر هست یا دختر؛

• و وقتی از نظر درونی و ذهنی متوجه شد که او پسر هست یا دختر
اگر با جنبه بیرونی یعنی بدن خودش در تضاد باشه
یعنی در حالیکه از نظر روانی خودشو مثلا دختر میدونه دارای بدن پسر باشه
تضادی در این زمینه بوجود میاد که میتونه اینو به گونه های مختلف نشون بده.

• در مقابل این هویت جنسی، موضوع دیگر نقش جنسی است
• به این معنا که ما چگونه رفتاری را مناسب و متناسب هر جنس میدانیم
که در این زمینه صرفنظر از باور و نظر هر فرد مهمترین عامل خانواده و سپس محیط اجتماعی است.

• خوشبختانه کودک انسانی حدود ۶ سالگی به این نتیجه میرسه که در جهت هویت جنسی و نقش جنسی
یا رفتار جنسی باید به ثبات و قراری که رسیده بسنده کنه
و در نتیجه در اونجا متوقف میشه.
• حال اگر انچه که در ضمیر و ذهنش میگذرد
با واقعیت بدنش و تعلیم و تربیت و محیط اجتماعی به نوعی هماهنگی و سازگاری داشته باشه
میتونه از امنیت و قراری برخوردار بشه

• ولی اگر از درون و بیرون خودشو در تضاد و تناقض ببینه
و یا احتمالا اگر آنچه که درباره خود و همجنسانش می اندیشه
با محیط اجتماعی در تضاد ببینه
میتونه گرفتاریهای فردی و اجتماعی رو برای خودش و دیگران موجب بشه
و در این زمینه آسیب ببینه.

2- کودکان ما از حدود ۳ سالگی به بعد به جهت تجربه جنس مخالف دست به کارهایی میزنند
• مثلا اگر پسر هستند دوست دارند بازیهای دخترانه را انجام بدهند
• و یا لباس دخترانه بپوشند
• یا اسباب بازیهای دخترانه را خریداری کنند
• و اگر دختر هستند درست برعکس ،
• بین ۳ تا ۵ سالگی چنین حالاتی عادی و طبیعی است
• و جای هیچ سخن یا نگرانی نیست
• و نه نشانه گیجی است
• و نه نشانه گرایش و تمایلات جنسی.
• لذا در این موارد نباید به کودک گفت که در مقام مقایسه با بدن جنس دیگر چه چیزی نداره
• بلکه باید به آنچه که او هست و داره که جنسیت اونو مشخص میکنه اشاره کرد
• تا اینکه انچه را که شما با او هویت او را میخوانید با آنچه که بدن او به او گزارش میده یکی باشه
• و این یکسانی و شباهت برای او بسیار اهمیت پیدا خواهد کرد.

3- اما اگر فرزند ما از حدود ۲ یا ۳ یا ۴ سالگی به بعد بیان کرد که آنچه را که او هست دوست نداره
• یعنی میگه من دوست ندارم پسر باشم
• یا دوست ندارم دختر باشم
• و مهمتر اینکه در این کار اصرار میکنه
• و کوشش میکنه دوستانی از جنس مخالف رو برای خودش انتخاب کنه
• و به اونها نزدیک بشه
• و بازیهای اونها رو انجام بده
• و اسباب بازیهای اونها رو داشته باشه
• مخصوصا لباس و آرایشی رو انتخاب کنه که از آن جنس مخالفه
• و مخصوصا پسر یا دختر بودن خودشو پنهان میکنه
• و یا به گونه ای دیگر نشون میده
• و مثلا این نارضایتی از جنسیت خودشو به صورتهای مختلف اعلام میکنه
• و گاهی دیده شده با اسیب زدن به بدن خودش این موضوع رو نشون میده
• به نظر میرسه در این زمینه گرفتاریهایی بوجود اومده است.
• مثلا اگر دختری که مایل هست بگه من دختر نیستم و پسر هستم
• موهای خودشو بسیار کوتاه میکنه
• هرگز دامن نمیپوشه
• لباسهای پسرانه را انتخاب میکنه
• و یا پسری که باورش این است که دختر هست
• اصرار عجیبی به داشتن موی بلند داره
• و اجازه دست زدن به موی سرش رو نمیده
• و به آرایشگاه نمیره
• و کوشش میکنه در این زمینه خودشو قاطع نشون بده.
• واقعیت مساله اینست که بچه ها در این مسیر و بحران بسیار مضطرب و نگران خواهند بود
• و معلوم هست که در این زمینه احتیاج به کمک روان درمانی دارند
• تا پدر و مادر و فرزندشون بتونند جایگاهی را که او داره و پایگاهی که بر او تحمیل شده و نقشی را که فرزندشون ایفا میکنه بشناسند
• و به درستی با این موضوع برخورد کنند و از اسیبهای بیشتر جلوگیری کنند.

4- به هر حال پسر و دختر بچه حدود ۶ یا ۷ سالگی یا کمی بعد از اون اگر

حدود ۸۰ درصد بازیها و نگاهی که به جهان و جهانیان میکنند
مانند همجنسان خودشون هست
احتمالا ذهن با بدنشون مطابقت داره
• ولی اگر در این زمینه ایراد و اشکالات و گرفتاریهایی وجود داره
• باید با حسن نیت و مهربانی و رعایت اصول اخلاقی و انسانی با موضوع برخورد کنند
• تا اینکه بخواهند با این موضوعات بجنگند
• و به خود و عزیزانشون اسیب بیشتری بزنند.

چگونگی برخورد با کنجکاوی جنسی

کودک ۳ ساله درباره بدن خودش

• میدانیم پسر و دختر تا حدود ۵ سالگی از نظر ویژگیهای جنسی و هورمونی تفاوت چندانی ندارند
• و بین ۵ تا ۷ سالگی اوضاع کاملا متفاوت میشه.
• مطالعات نشون میده بخاطر شرایط تاریخی و محیط اجتماعی
• و احتمالا شنیدن نظر پدر و مادر در حدود سه سالگی
• از هر ۲۰ پسر یک پسر و از هر ۲۰ دختر بین ۲ تا ۶ نفر از دختران از جنسیت خودشون راضی نیستند.

• کودک حدود ۳ سالگی متوجه میشه که تماس با برخی از قسمتهای بدنش
• مثل آلت تناسلی براش لذتی رو موجب میشه
• البته به نظر میرسه که اینکار رو بخاطر لذت جنسی انجام نمیده
• بلکه به دلیل تازه بودن و نوعی احساس و حال عجیب و غریب پیدا کردن
• و مخصوصا کنجکاوی و میل به شناخت بیشتر خودش اونو انجام میده

• و در این مواقع پیام پدر و مادر باید به فرزند خودشون این باشه که بهتر است این کار رو در خلوت و حریم خصوصی
خودش در تنهایی انجام بده و این کاری نیست که در انظار و جلوی چشم دیگران بخواد انجام بشه
بوِیژه اگر فرزند ما در تمام مدت شلوار یا شرتی در خوته تنش باشه باعث میشه نتونه این کارو در جمع بکنه
چون در غیر اینصورت واکنش دیگران در جمع میتونه تاثیر خیلی بدی روش داشته باشه
و اگر پدر و مادر او را در جمع مشغول دیدن این کار دیدند میتونند ازش بخواهند کار دیگری انجام بده
تا به نوعی بطور غیر مستقیم فکر و ذهن اونو منحرف کنند
ولی اگر بخاطر این کار مورد تنبیه و سرزنش قرار بگیره میتونه تاثیر بسیار ویرانگری روی فرزند ما داشته باشه
تا اونجا که برخی افراد بخاطر آسیب همین دوران تا آخر عمر نسبت به رابطه جنسی حس بدی دارند
و احساس خطر و یا احساس گناه رو حتی وقتی با همسر خودشون هستند نیز بر دوش میکشند
البته نباید کار او مورد تشویق هم قرار بگیره
بلکه باید به نوعی با بی تفاوت بودن نسبت بهش و یا قطع کردن کارش در جلوی جمع ؛
بطور غیر مستقیم ؛ به او بفهمونند که بهتر است این کار رو در جلوی جمع نکنه.

چگونگی برخورد با کنجکاوی جنسی

کودک ۳/۵ ساله نسبت به بدن دیگران

• کدوک حدود ۳/۵ سالگی مایل هست بدن دیگران رو ببینه
• و یا حتی ممکنه آشکارا به پدر و مادرش بگه
• چون وقتی من میخوام برم حمام یا دستشویی دیگران منو میبینند
• منم میخوام اونها یا شما رو ببینم
• و البته امید این است که کودک به دلیل نزدیکی و راحتی این درخواست رو با پدر و مادر خودش در میون بزاره
• نه با فرد دیگه ای
• و در اینجا توصیه شده پدر و مادر یکبار یا حداکثر دوبار و در موارد کمی سه بار شرایطی رو فراهم کنند
• که بطور غیر مستقیم مثلا هنگامی که از حمام بیرون می آیند و در حین لباس پوشیدن هستند
• چند ثانیه فرزندشون بتونه بدن اونها رو از جنس موافق و مخالف خودش بصورت عریان ببینه
• تا به نوعی این کنجکاوی کودک ارضا بشه
• تا کودک بخاطر این کنجکاوی سراغ دیگران نره
• و چون اگر بخاطر این کنجکاوی که داره ، سراغ دیگران که از او بزرگترند بره
• و اونها ارتباط نامناسبی رو باهاش برقرار کنند
• میتونه مثل یک بمب بدن روانی فرزند منو شما رو منفجر کنه
• و آسیب بینهایت بینهایت بینهایت شدیدی رو به اونها وارد کنه
• که شاید جبران ناپذیر باشه.
• البته مادامیکه این اتفاق میان بچه های هم سن و سال بیفته
• و فقط در چهارچوب تماشای همدیگه باشه آسیب چندانی متوجه فرزند ما نخواهد بود
• ولی اگر این تماشا همراه ما تماس و لمس باشه میتونه گرفتاریها و آسیبهای جدی و شدیدی رو موجب بشه.

• به هر حال این راهکار که ما فرزندمونو از نونهالی بصورت عریان در خانه حرکت بدیم
• یا او ما رو بصورت عریان ببینه میتونه راهکار مناسبی نباشه
• زیرا احتمالات خطر رو بالا میبره
• ولی توصیه این است که فرزند ما از ۲ یا ۲/۵ سالگی به بعد همیشه پوششی داشته باشه
• و تعویض لباس او همیشه در اتاقی تنها و بصورت خصوصی بدور از چشم حتی برادران و خواهران خودش قرار بگیره
• و تا زمانیکه لباس نپوشیده کسی اونو نبینه تا اینکه این دوران پشت سر گذاشته بشه.

موضوع ذهنی آلت تناسلی و

رشد سینه در دختربچه و دختر بودن

• دختر بچه در سه تا ۵ سالگی میفهمه آلت تناسلیش متفاوت از پسر است

• و این تفاوت رو اولا از طریق مشاهده متوجه میشه
• یا بعدا اگه متوجه واکنش اطرافیان بشه ،
• میفهمه پسرها یک چیزی دارند که من ندارم
• و همین مقایسه داشتن و نداشتن هاست که موجب حسادت میشه
• و میبینه مردها بخاطر داشتن این آلت تناسلی از امتیازاتی برخورداند ،
• مثلا وقتی میبینه زور پسر بچه بیشتر است
• اگاه و نااگاه اینو به اون آلت تناسلی مرتبط میکنه
• و یا وقتی میبینه در مورد چیزی که پسر بچه داره به راحتی در مهمونی حرف زده میشه
• ولی در مورد او هیچ حرفی زده نمیشه
• مثلا وقتی پسر بچه دو ساله ای وسط یک مهمونی همه هورا و حتی آلت تناسلیشو به اسم طلا هم صداش میکنند
• ولی وقتی دختر بچه دو ساله ای لخت میاد وسط مهمونی میگن”وای خدا مرگم بده ”
• لذا دختر بچه اینو مرتبط میکنه به موضوع مردانه و زنانه ؛
• و یا دختر بچه وقتی مثلا میبینه از ۱۰۰ تا زن و مرد همیشه مردها درشت ترند
• و برای کودکی که همیشه موضوع بزرگ شدن مطرح است
• و دلش میخواد سریع بزرگ بشه
• و از این همه ضعف و ناتوانی نجات پیدا کنه ،
• خوب همه اینها رو به تفاوتی که در آلت تناسلی میبینه ربط میده
• زیرا توی چشم و گوش و دهان تفاوت چندانی نمیبینه
• لذا موضوع رشک آلت تناسلی پیدا میکنه و حرف فروید در این زمینه بسیار درست است.

• لذا دختر وقتی میفهمه پسر اون چیزی که به عنوان مرد بودن خودش هست رو داره
• منتظر میشه تا مساله سینه هاش رشد پیدا کنه
• و خودشو نشون بده
• و اینجاست که اگر با این سینه او رو به یک رضایتی برسونه
• یک مقدار با دختر بودن خودش راحت میشه
• ولی اگر سینه خودشو کوچک یا بزرگ ببینه
• و در اینباره احساس بدی بکنه
• و مجبور بشه به نوعی این توجه رو پنهان بکنه
• خوب یک ضربه دیگری به این سیستم روانیش وارد میکنه
• و دختر رو به سمت ناراضی بودن از دختر بودن خودش میکشونه…
• که اونوقت باعث میشه یا تمایلی به رابطه جنسی نداشته باشه
• یا اگر به زور هورمونها هم رابطه جنسی رو بخواد موضوع ارگاسم رو در رابطه تجربه نکنه
• و یا بخواد این لباس زن یا مرد رو نپوشه
• یا این ورزش زن یا مرد رو نکنه
• و همه اینها به دنبال خودش راه می اندازه.
• اینا مواردی است که روش مطالعات خیلی دقیق علمی شده

• همانطور که منو شما اگر در کودکی یکبار سگ دنبالمون دوید تا اخر عمرمون از سگ میترسیم
• و یا اگر ببینیم در کودکی چقدر اطرافیانمون با حیوانات بازی میکنن
• و من و شما هم بیش از همه اشتیاق بازی کردن رو داشته باشم
• در تمام عمرمون سگ مارو ناراحت نمیکنه
• و ای بسا فقط یکبار و اولین تجریه دوره کودکی من با حیوون ، میتونه نزدیکی یا دوری منو با حیوون تا اخر عمر موجب بشه…
• حالا شما فرض کنید در موضوع های جنسی که ای بسا صد بار و هزار بار تفاوتهای پسر و دختر به نوعی مطرح میشه
• اونم در برخی جوامع مثل ایران که شما هر جا میرید گویی دو تا موجود متفاوتند و انسان نیستند
• یکی زن هست و یکی مرد هست
• و تنها مسالشون هم مساله سکس و جنسیتشون است
• و هیچی دیگه هم معنا نداره
• و اینارو هم باید از هم دور کرد
• و تا اینا رو ولشون کنی روی هم میفتند
• و باعث ننگ میشوند،
• خوب در چنین جامعه ای شما انتظار دارید که دختر بچه روی جنسیتش حساسیت نداشته باشه
• و شما میتونید این جمله رو از زبان هزاران دختر بشنوید
• که میگن چرا برادر من میتونه دیر بیاد و اون کارو بکنه و من نمیتونم
• و شما میبینید جواب پدر و مادر فقط یک چیز است
• اون پسر هست و مرده و تو دختری یا زنی…
• و اینو شما نه در اون دوره حتی در بین زن و مردی که جدا شده اند مقایسه کنید
• میبینید جامعه روی زنی که مطلقه هست حساسیت بیشتری نشون میده
• در حالیکه مطالعات علمی نشون داده به مرد بعد از جدایی بیشتر آسیب میخوره
• لذا درصد خودکشی ها و بیماریها در مرد بعد از طلاق بیشتر از زن مطلقه است

• تا ما به اونجا نرسیم که همانطور که ما ۲ سالمونه یا ۳۰ سال
• میتونیم زن باشیم یا مرد
• و هیچ فرقی نمیکنه بلکه مساله اصلی و اساسی موضوع انسان بودن و انسانیت ماست
• ما همچنان گیریم و گرفتار.

موضوع آسیب رابطه جنسی کودکان بین ۳ تا ۷ سال

• متاسفانه بسیاری از اوقات بچه ها بین ۳ تا ۷ سالگی به دلیل کنجکاویهای جنسی درگیر روابطی با افراد کمی بزرگتر از خودشون میشوند
• و یا ممکنه مورد استفاده و یا سوء استفاده بزرگسالان قرار بگیرند
• که این موضوع به یک فاجعه بزرگ در زندگیشون در همون زمان یا بعدها تبدیل میشه
• لذا رشد سالم احساسی عاطفی جنسی کودک از مسیر خودش منحرف میشه
• و زمینه ای رو برای انحرافات اخلاقی موجب میشه.
• بچه هایی که بدین نحو آسیب میبینند نظریات عجیب و غریبی درباره رابطه جنسی پیدا میکنند
• دختران میتونند کاملا از مرد متنفر بشوند
• و رابطه جنسی رو به عنوان یک تجاوز و یا به عنوان یک موضوع بد و کثیف در زندگیشون یاد کنند.
• پسرانی که در این مورد آسیب دیدند این رابطه رو بعدها میتونند با خشونت و شدت و حتی تنفری نسبت به دیگران انجام بدهند
• و متاسفانه شرایطی نه تنها به جهت بیماریهای جنسی بلکه بیماریهای روانی نیز برای خودشون بوجود بیاورند.
• بسیاری از اوقات میتونه افراد رو به داشتن اضطرابهای شدید و نگرانی های وحشتناک که منجر به وسواس میشه رهنمون بشود
• تا اونجا که یک بچه از این به بعد روزی ۵۰ بار دستشو بشوره
• بخاطر اینکه احساس کثافت میکنه
• و یا در وقت نظافت یا حمام حساسیتهایی نسبت به بدن خودش پیدا کنه .
• خشم و احساس اضطراب شدید و احساس گناه و شرم از پیامدهای این نوع آسیب در کودکی است
• و اضطراب اخلاقی که در همه فرهنگها و جوامع دیده میشه ناشی از آسیب همین دوران است.
• متاسفانه کودک در همه این موارد تصور میکنه علت و تقصیر و گناه از ناحیه او بوده
• و فکر میکنه رفتار او یا لباس او یا نوع حرف زدن او یا بازی رو که قبول کرده
• و یا فرصتی رو که به جهت تنها بودن بوجود آورده باعث این اتفاق بد در زندگیش شده
• لذا با احساس گناه و حقارت و شرم شدیدی همراه میشه
• و میتونه به نوعی حالت خودتباهی و خودتنبیهی پیدا کنه
• مثلا خودشو از بازی و تفریح محروم میکنه
• یا بصورت غیر عادی ذهنشو مشغول درس خوندن میکنه
• و یا آنچنان در تخیلات و تصورات خودش فرو میره که بتونه واقعیت و دردی رو که بهش وارد شده رو فراموش کنه

• لذا هیچ پدر و مادری بین ۳ تا ۷ سالگی نمیتونه فرزندشو کنار افراد بزرگسال به تنهایی رها کنه
• فقط به صرف اینکه این فرد فامیل است
• و یا به مبانی اخلاقی باور داره
• و مخصوصا احتمال این خطر در محیطهای روستایی به شدت بالا میره
• به دلیل اینکه بچه ها روابط حیواناتو میبینند
• و تعداد اتاقها کم است
• و یا چون پدر و مادر در محیط روستایی زودتر به خواب میروند
• ممکن است بچه ها خودشونو به نوعی به خواب بزنند
• در حالیکه هنوز بیدار هستند
• خبر از روابط خصوصی پدر و مادر پیدا کنند
• و در نتیجه آسیب بسیار شدیدی ببینند
• لذا بین ۳ تا ۷ سالگی همیشه باید جانب احتیاط را رعایت کرد و واقع بینانه قدم برداشت.

• کار پدری و مادری یک کار تمام وقته و کوچکترین اشتباه شما حتی فقط یکبار ، میتونه بزرگترین آسیب برای فرزندتون باشه.

• مثلا امروز از نظر علمی میدونیم فرزندی که حتی یکبار روابط جنسی پدر و مادرشو دیده یا شنیده
• میتونه اونو تا مرز بیماری روانی ببره ،
• به همین دلیل گفته شده که بعد از ۶ ماهگی فرزندتون شما همیشه باید فرض کنید که پسر و دخترتون که تو اتاق هستند
۱۶ سالشونه. لذا حتی جلوی بچه ۶ ماهه یا ۱۰ ماهه نباید کاری کرد
• چون این عکسها رو ضبط میکنه و بعدا پخش میکنه ..
• برخی اوقات در مواردی دیده شده که فرزند بعد از شنیدن و یا دیدن حتی یکبار رابطه جنسی پدر و مادر از پدر یا مادر یا هر دو متنفر شده

• و یا در کار روان درمانی صدها مورد دیده شده که یک پسر یا دختری از پا در اومده
• فقط بخاطر اینکه یکبار از پدر یا مادرش شنیده که ما بچه نمیخواستیم
• و یا ما پسر میخواستیم یا دختر میخواستیم…
• چون بچه نمیتونه بفهمه که موضوع اون نبوده …
• به همین جهت همیشه به پدر مادرها گفته میشه روزی که فهمیدین صاحب فرزندی شدین
• نه تنها نباید به زبونتون بیارید که ما بچه میخواستیم یا نمیخواستیم
• و یا پسر میخواستیم یا دختر میخواستیم
• حتی باید کمک بگیرید که این موضوع دیگه به ذهنتونم نیاد،
• برای اینکه اون مساله یک بارشم فاجعه بوجود میاره.
• ما اگر به صد تا مورد از افرادی که دچار اختلالات شدید شخصیتی هستند میبینید
• در اکثرشون موضوع مال ۴ تا ۷ سالگی است
• و به رابطه جنسی برمیگرده
• که بچه حس کرده یا دیده و یا شاهدش بوده
• و یا بهش تجاوز شده
• و به یکباره تمام مسیر زندگی اون رو عوض کرده
• یعنی تعجب اور هست که کسی تصور کنه رابطه جنسی مثل خوردن آب و غذا هست
• و مثل رفتن به رستوران هست که غذایی تهیه میکنید

حسادت بسیار شدید کودک نسبت به پدر و مادر

• کودک بعد از سه سالگی برخلاف دوران دو تا سه سالگی که تصور میکرد مرکز و محور خانواده و خلقت بوده
• متوجه جدایی خودش میشه
• و به نوعی از حضور و وجود دیگران با خبر میشه
• و میفهمه به غیر از او موجود دیگری هم در جهان هست
• لذا وقتی میبینه پدر و مادر به هم توجهی میکنند
• یا همدیگرو میبوسند و یا نسبت به خواهر و برادر و یا اگر نوزاد جدیدی به خونه اومده توجه میشه
• به شدت به هم میریزه
• و حالش بد میشه
• زیرا احساس حسادت شدیدی میکنه
• و احساس مالکیت شدیدی روی پدر و مادر داره
• و دوست داره تنها مالک پدر و مادر خودشون باشه
• و به همین خاطر شما میبینید وقتی پدر و مادر نزدیک هم می نشینند
• او میاد وسط اونها میشینه
• و به نوعی میخواد اونها رو از هم جدا کنه
• و این حسادت در نهایت تبدیل به مسابقه و رقابتی میکنه
• که بتونه پدر و مادر رو جداگونه و هر دو رو در انحصار خودش داشته باشه
• و به همین خاطر وقتی خلاف این انتظارش بهش نشون داده بشه
• سخت به هم میریزه
• لذا کودکان در این سنین وقتی پدر و مادر رو با هم خوب میبینند
• به نوعی میخواهند رابطه اونها رو به هم بزنند
• و وقتی اوضاع رابطه پدر و مادر بد میشه
• چون خودشونو گناهکار میدونند
• کوشش میکنند که اونها رو به هم نزدیک کنند
• و این حالات دوگانگی و تضاد رو بین ۳ تا ۴ سال تجربه میکنند .

• به همین جهت است که در خانواده های تک سرپرست
• که این فرزند با پدر و مادر تنها زندگی میکنه
• این احساس مالکیت و انحصار طلبی بسیار بسیار شدیدتر میشه
• و ارتباط پدر یا مادرش حتی با فامیل خودش برای او بد و آزار دهنده است
• و اگه کار به دوست دختر یا دوست پسر پدر یا مادر او بکشه
• حتی اگر این افراد با مهربانی و خوبی باهاشون رفتار کنند
• چون مالکیت و انحصار اونها رو به خطر میندازند
• اونها رو موجوداتی متجاوز میبینند
• و حتی میتونند به سمت خیالپردازی یا حالات بد و اضطرابهای شدید کشیده بشوند.
• به همین جهت است که توصیه اکید شده است که پدر و مادر اون زمانی که میخواهند ازدواج دومی داشته باشند
• باید زمانی فرد رو وارد زندگیشون کنند که دیگه صد در صد مطمئن هستند میخواهند با اون آدم بمونند
• چون این رفت و آمدها سخت بچه ها حتی تا سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی رو از پا در میاره.

• این احساس مالکیت و انحصار طلبی زمینه ای رو به جهت کشش جنسی به پدر و مادر
از جنس مخالف برای بچه ها فراهم میکنه .

چگونگی احساس جنسی کودک ۴ تا ۶ سال نسبت به پدر و مادر

• بیشتر کودکان حدود ۴ تا ۶ سالگی گرایش و تمایل جنسی به پدر یا مادر از جنس مخالف خود دارند
• یعنی اگر پسر بچه هست کوشش میکنه به گونه ای بدن مادر رو ببینه
• مثلا در وقت حمام مادر، خودشو به اون اطراف میرسونه
• و درها رو یک جوری باز میزاره که بتونه بصورت حتی پنهانی به خواسته خودش برسه
• و به بهانه های مختلف سعی میکنه به مادرش نزدیک بشه
• و اونو بغل کنه
• و یا احتمالا در وقت خواب مادر لباس اونو به گونه ای کنار میزنه که بتونه بدن اونو ببینه
• و این کار رو ممکنه نسبت به افراد بزرگسال دیگه هم داشته باشه
• ولی با مادر خودش شدیدتر هستش
• و در وقتیکه مادر اونو میبوسه دستشو به بدن مادر میرسونه
• و به گونه ای اونو حس و احساس میکنه
• و از مادرش انتظار داره با او به حمام بره
• و مادرش اونو خشک کنه
• و یا اگر دختر بچه هست این حالت بصورت ذهنی و رمانتیکی نسبت به پدر خودشو نشون میده
• به بوی بدن پدر یا موی سینه پدر علاقه داره
• و یا دوست داره بر گردن او سوار بشه
• و یا روی پای او بشینه
• و همچنان در هنگام تعویض لباس پدر در اون اطراف قرار میگیره
• و از پدرش میخواد در حمام یا شستشوی اون دخالت کنه
• تا به نوعی خودشو به پدرش نزدیک کنه.

• معلوم است که هیچوقت هیچ اتفاقی نمیفته
• ولی در دنیای ذهنی کودک این ارتباطات برای او کفایت میکنه
• تا خودشو مالک پدر یا مادرش ببینه
• و مخصوصا برای تثبیت این حالت کوشش میکنه اونها رو از هم جدا کنه.
• در حالیکه برخی اوقات واقعا خوابش نمیبره در میانه شب خودشو به رختخواب پدر و مادر میرسونه
• و گرچه کوشش میکنه خودشو کاملا بی تفاوت و بی اعتنا نشون بده
• اما آهسته آهسته خودشو به سمت پدر یا مادر از جنس مخالف خودش نزدیک میکنه
• و ممکنه که در اون میانه بخوابه
• اما حداقل بسیار خوشحال و راضی است که تونسته رقیب خودش یعنی
اگر دختر است مادر و اگر پسر است پدر رو از صحنه خارج کنه.
• متاسفانه بسیاری از اوقات آمدن بچه ها در این سنین به اتاق خواب پدر و مادر به جهت کنجکاوی
از روابط پدر و مادر با هم و خارج کردن رقیبشون از صحنه است
و به هیچ وجه عامل ترس یا تنهایی که معمولا خودشون بیان میکنند نیست.

• اما متاسفانه کودک در این سنین بخاطر حس و احساسی که داره نگران میشه
که اگه پدر یا مادر از این حال من با خبر بشوند چه خواهند کرد
• مثلا پسر با خودش میگه اگه پدر من متوجه بشه که من به مادرم نظری دارم چه خواهد کرد
• و احتمال داره که منو سخت تنبیه کنه
• و آنچه که علامت مردی من است را از بین ببره (اضطراب اختگی)
• لذا به نوعی از پدر میگریزه و نگران تنبیه او میشه
• لذا در مواردی حتی در ذهن خودش آرزوی مرگ پدر و مادر یا جدا شدن اونها رو از هم میکنه
• در تمام این موارد در ذهن کودک اتفاقاتی میفته که میتونه اونو سخت رنج بده
• برای کودک بسیار مهمه که در حالیکه همه چیز رو میفهمه ،
• کسی ندونه که در ذهن او چه میگذره
• به همین جهت در درونش نوعی حس کنجکاوی و میل به جاسوسی داره
• لذا کودک در مورد خودش احساس خوبی نداره
• و فکر میکنه موجود کثیفی هست که چنین احساسی رو داره

نحوه برخورد پدر و مادر با احساس

جنسی کودک بین ۴ تا ۶ سال

• در این دوران پدر و مادر باید مراقب رفتار خودشون باشند
• بدینصورت که مادر در سن ۴ تا ۷ سالگی پسرش در خونه لباس پوشیده و مناسبی داشته باشه
• در وقت حمام یا تعویض لباس مراقب باشه
• و همه رو از اتاق بیرون کنه
• تا به نوعی به کودک بفهمونه که این کار خصوصی است
• و از بسته بودن دربها اطمینان داشته باشه
• و هر وقت پسرشو میبوسه زمان در آغوش گرفتن اونو کوتاه کنه.
• ارتباطش رو در حد نوازش و در آغوش گرفتن کوتاه مدت محدود کنه.
• در این دوران اگر بچه ها در رختخواب پدر و مادر از جنس مخالف بخوابند
• با وجودیکه اتفاقی هم نمیفته
• میتونند سخت آسیب ببینند
• و بار احساس گناه و شرم و خجالت اونا رو از پا دربیاره
• و پدر و مادر نه به بهانه دلم تنگ شده براش یا او مریض است
• در حالیکه همیشه کنارش هستند
• ارتباط بدنیشون رو با فرزندشون از جنس مخالف به حداقل برسونند
• در عین حال مادر باید از پسرش بخواد اصولی را رعایت کنه
• و در تربیت او کمی سخت گیرتر از پدر نسبت به پسرش عمل کنه
• و به او این پیامو بده که بهتره کمی از من فاصله بگیری
• و درست برعکس در این سنین پدر باید بسیار زیاد خودشو به پسرش نزدیک کنه
• و با هم قرار رفتن به بیرون بزارند و با هم کشتی بگیرند
• و با هم به خونه دوستان بروند
• پسرش رو مرتب لمس کنه
• و مرتب احساس و علاقشو نسبت به پسرش بیان کنه
• و از احساسات خودش در گذشته با پسرش گفتگو کنه
• تا اینکه پسر از عشق ظاهری مادر دل بکنه
• و به سمت عشق به پدر بره
• خودش رو با پدر همانند کنه
• و پدر رو به عنوان الگو و مدل خودش انتخاب کنه.

• برای دختر بچه درست برعکس عمل میشه
• یعنی پدر در این سنین لباس پوشیده میپوشه
• و سعی کنه دخترشو کنار خودش بنشونه تا اینکه اونو در بغل بگیره
• بصورت کوتاه مدت دخترشو در آغوش بگیره و ببوسه
• و کار تربیت دخترش رو جدی بگیره
• و با او درگیر بشه
• و مادر با دخترش خیلی مهربان باشه
• و از کار تربیت خودش رو به نوعی جدا کنه
• و سعی کنه دختر رو با عشق و محبت به سمت خودش بکشونه .
• باهاش خرید بره و به دخترش اجازه بده که مادرشو بغل کنه
• و مرتب اونو نوازش کنه
• تا به دختر فرصتی بده عشق پدر رو رها کنه
• و به سمت مادرش حرکت کنه
• و کار همانند سازی رو با مادر انجام بده
• و الگو و قهرمانش مادرش باشه

• کودک با این دوران و بحران و خاطرات و تجربه های جنسی ۴ تا ۶ سال
به مرحله ای میرسه که معمولا دو اتفاق بزرگ در زندگیشون میفته :

الف :
• یکی اینکه تقریبا تمام خاطرات گذشته را خاک میکنند
• و به همین جهت است که ۹۰ درصد مردم دنیا مقارن این ایام و قبل از اون رو بخاطر نمی اورند
• و به نوعی بین این خاطرات و آینده خودشون فیلتری میگذارند
• تا اونها رو از خودشون جدا و رها کنند
• زیرا بخاطر آوردن این خاطره ها و احساسات میتونه برای اونا دردناک باشه

ب :
• دیگر اینکه این ضربه شدید و این حال عجیب و غریب و بحرانی باعث میشه بچه ها بین ۶ یا ۷ تا ۱۲ یا ۱۳ سالگی
به یکباره میل جنسی خودشونو از دست بدهند و به هیچ وجه فکر و ذهن اونها متوجه مسائل جنسی نباشه
• که به این دوران ۶ تا ۱۲ سال دوران کمون یا خاموشی گفته میشود
• که به فرزند ما این امکان رو میده بتونه با خاطری آسوده در زمینه های دیگه حرکت کنه
• مثل میل فوق العاده او به دانش یا دانستن
• و دوباره مثل دو یا سه سالگی خودش شروع به کشف جهان کنه
• و اگر کتابخون شده باشه به سمت کتاب خوندن یا هنر مثل موسیقی و نقاشی و کاردستی یا ورزش بره
• و نیروی جنسی خودش رو در مسیری درست هدایت کنه
• و حالا مایل هست که دوستانی خصوصا از جنس خودش داشته باشه
• و ایام ۶ تا ۱۲ سالگی رو با آرامش و امنیتی سپری کنه.

آسیب های بسیار سخت و سنگین و وحشتناک
برای کودک انسانی بین ۴ تا ۶ سال در زمینه های جنسی

• اگر پسر و دختر بتونند عشق پدر و مادر از جنس مخالف خودشونو رها کنند
• و به سمت عشق پدر و مادر از جنس موافقشون بروند
• به پیروزی بزرگی در زندگی میرسند
• و این طوفان بزرگ رو در زندگیشون خاموش میکنند.
• اما اگر پدر و مادر نکات گفته شده را رعایت نکنند
• مثلا مادر خودشو در معرض تماس یا دید پسرش قرار بده
• باعث میشه خاموشی میل جنسی اتفاق نیفته
• و این احساسات جنسی کودک به پدر و مادر از جنس مخالف حتی تا ۱۲ یا ۱۳ سالگی
یا حتی ۲۰ سالگی نیز باقی بمونه و احتمال خطرات بسیار جدی زیر رو برای فرزندشون موجب بشوند :

1- کسانی که در این دوران آسیب میبینند
به دلیل حسادت و رقابتی که برای بدست اوردن پدر یا مادرشان میکنند
o میتونند تمام عمرشون نوعی جدال و درگیری با جنس موافق داشته باشند
o و احتمالا دوستان خودشونو از جنس مخالف انتخاب کنند
o و یا برعکس بخاطر اینکه جنس مخالف اونها رو گرفتار کرده
o اصولا تا آخر عمر از جنس مخالف بیزار شده
o و به نوعی به فکر گرفتن انتقام یا رفتار نامناسب با اونها باشند

2- کودک در این دوران با وجودیکه با پدر و مادر خودش میجنگیده
میتونه خشم و حسادتی رو نسبت به برادر یا خواهر خودش
و یا در محیط آموزشی با دوستان خودش در خودش رشد بده
و زمینه و مقدمه ای رو به جهت دردهای روان تنی نظیر
میگرن ها و سردردها و یا مشکلات تنفسی و یا مشکلات مربوط به عمل هضم
و جذب و دفع غذا در خودش بوجود بیاره

3- پسر یا دختری که این دورانو که به عنوان عقده ادیپ در پسر و عقده الکترا در دختر میشناسیم
به درستی پشت سر نگذارند میتوانند در بزرگسالی
o جزو دسته ای از ادمها باشند که یا از سکس و رابطه جنسی بیزار هستند
o و اون رو حتی در ازدواج یک کار تحمیلی و کثافت و نجاست و حیوانی میدونند
o و فقط در چارچوب تولید مثل براشون قابل فهم باشه
o و یا درست برعکس کسانی بشوند که تنها رابطه و راه حل میان دختر و پسر رو در رابطه جنسی ببینند
o و در بزرگسالی رابطه براشون هیچ معنایی نداشته باشه
o مگر اینکه به رابطه جنسی ختم بشه
o و همیشه به دنبال جنس مخالف باشند
o و تنها وقتی احساس وجود میکنند که درگیر رابطه جنسی با فرد تازه ای بشوند
o که حتی رابطه با او مشکل یا غیر ممکن بوده
o و اصولا زندگی رو فقط در رابطه جنسی میبینند
o و انچنان درگیر رابطه جنسی میشوند که میتونند از پا دربیان
o و حتی میتونند تنوع پرستی جنسی رو بصورت بیمارگونه ای ادامه بدهند
o و از نظر اونها دیگرانی که اینگونه عمل نمیکنند فریبکار یا دروغگو هستند
o کسانی که آسیب دیده اند برخوردی درست و واقع بینانه و اخلاقی با موضوع های جنسی در زندگیشون ندارند
o و همراه با این انحرافاتی هم پیدا میکنند
o و خودشونو در این راه به خطرهایی می اندازند
o و براشون هیچ چیز به جز داشتن رابطه جنسی در یک رابطه معنایی ندارد
o و انقدر این روابط براشون سطحی و گذرا میشه
o که حتی یک روز بعد میتونند از اون رابطه هیچ خاطره ای نداشته
o و به دنبال فرد جدیدی بروند.

4- ممکن است فرد گرفتاریها و بیماریهای جنسی مانند اعتیاد جنسی پیدا کنه
o مساله اصلی و اساسی براشون حسادت و رقابت میشه
o یعنی فردی رو میخواهند که یا دیگری داشته
o یا دیگران نتونستند اونو بدست بیاورند
o تا بتونند در ذهن خودشون برنده باشند
o و در این راه دست به لاف زنی های عجیب و غریب و دروغ های اغراق آمیزی میزنند
o و همچنین ممکن است به فیلمها و عکسهای سکسی گرایش داشته باشند
o که حالتهای حتی عجیبی میتونه داشته باشه
o و حتی رابطه با حیوانات هم براشون جالب و جاذب باشه.

5- این افراد ممکن است در بزرگسالی به کسانی علاقمند بشوند که از اونها بسیار بزرگترند
o مثلا پسر یا دختر ۲۰ ساله عاشق مرد یا زن ۵۰ ساله بشوند
o و علت این انتخاب اینست که همانند سازی رو با جنس مخالف پدر و مادرشون انجام دادند.

6- کسانی که در این دوران آسیب دیدند ممکن است در بزرگسالی گرایشهای همجنس گرایی پیدا کنند
o گرچه نزدیک به نیمی از همجنس گرایان بصورت طبیعی به این دنیا می آیند
o اما درصدی بخاطر آسیب در این دوران و همانند سازی اشتباه با جنس مخالف پدر یا مادرشون این گرایشها را پیدا کنند
o و به همین دلیل است که در جوامعی که میزان طلاق و جدایی بالاست
o و پسران کنار مادران و زنان بزرگ میشوند
o و از پدر یا مرد در زندگیشون خبری نیست
o افزایش در جهت همجنس گرایی را در این جوامع میتوان مشاده کرد.
o البته این موضوع همجنس گرایی با موضوع داشتن رابطه جنسی با جنس موافق متفاوت است
o و نباید این دو را با هم یکی گرفت.

7- خطر بعدی احتمال ابتلا به اختلالهای شخصیتی بسیار خطرناک و ویرانگر است.
که از جمله انها میتوان به:
o شخصیت شکاک
o شخصیت ناپایدار
o شخصیت هیجانی نمایشی
o خودشیفته اشاره کرد.
o مثلا دختری که در این سنین آسیب میبینه و عشق به پدر رو تا ۹ یا ۱۰ سالگی در خودش نگه میداره
o از یکطرف تمایلی به مردان بزرگسال پیدا میکنه
o و از طرف دیگه همیشه مایل هست مرکز و محور توجه باشه
o و به نوعی در خلق و خو موج میزنه
o و خشم ویرانگری رو در خودش موجب میشه
o و احساس شرم و خجالت و گناه و تقصیر رو با خودش میکشه
o و شما کسی رو میبینید که تمایلاتش به مردها غیر عادی و غیر قابل قبول است
o و به نوعی درگیر روابط پنهانی میشه
o و مثلا این افراد چون خبر از رابطه پدر و مادر داشتند
o بر این باورند کسی که اونها رو دوست داره به اونها خیانت میکنه
o و ازشون دور میشه
o و نگران بر هم خوردن رابطه هستند.
o بخاطر ترسشون احساس میکنند زودتر میمیرند
o و همسرشون با خیانت از اونها جدا میشه
o و عجب آنکه برخی اوقات خودشون خیانت میکنند
o تا از رابطه بیرون بیایند
o و قبل از اینکه بهشون خیانت بشه بتونند به نوعی از خودشون مواظبت و مراقبت کنند
o و به نوعی از آسیب پیشگیری کنند.
• به هر حال آسیبهای این دوران اگر اتفاق بیفته بسیار جدی و خطرناک هستند و میتونه جبران ناپذیر باشه.

ختنه پسرها

1-سابقه مذهبی :
• این موضوع یک بار مذهبی و اعتقادی داره
• و خیلی ها هستند که این کا رو درست میدونند
• و یا دوست دارند
• که ما در اینباره هیچ نظری نداریم.
• پس اگه کسی این کار رو درست میدونه که دیگه جایی برای گفتگو نیست
• و بهتر است این کار رو در همون دو یا سه روز اول تولد انجام بدین
• چون در سنین بیشتر حتما و حتما آسیبهای روانی برای فرزندتون داره.

2-سابقه تاریخی :
• چرایی مساله ختنه برمیگرده به نظام چند زنی
• که در جوامع چند زنی گذشته ها بوده…
• بدین ترتیب که میدونیم که پسر بچه ها بین ۴ تا ۶ سالگی گرایش جنسی به سمت مادر پیدا میکنند
• و این در جوامع چند زنی نسبت به زنهای دیگر پدرشون نیز بوده است
• لذا برای مجازات و ترساندن اونها در گذشته ها در حدود ۷ سالگی این کار رو میکردند.

3-بررسی علمی :
• در مطالعات اولیه که غالبا ریشه در همین باورها و البته کمتر در اروپا و بویژه در آمریکا داشت
فکر کردند که این کار محسناتی داره
• که مطالعات اخیر اصلا چنین چیزی رو نشون نمیده
• و گفته شده که ۲۰ تا ۳۰ درصد سلولهای جنسی رو از کار می اندازه و فایده ای ندارد.
• استدلالی که هنوز برای این کار باقی مونده این است که اگر شما این پوست اضافی رو بردارید
• (که به یک اعتبار اصلا پوست اضافی نیست)
• سبب میشه که احتمالا یک مقدار عفونتی که در شرایطی که افراد اونو تمیز نمیکنند پیدا نکنند
• و یا اگر این عمل انجام نشه در موارد بسیار بسیار نادر مثلا از هر چند ده هزار نفر یک نفر دچار مشکلی در این زمینه بشه
• در صورتیکه اگر بخواهیم به موضوع اینطوری نگاه کنیم بهتر است چشمامونم دربیاریم که دیگه چشم درد هم نداشته باشیم
• و یا پامونو ببریم که دیگه پا درد نداشته باشیم
• لذا این گفتگوها همون اثبات باورها و اعتقادات است.
• لذا این موضوع ختنه در دنیای امروز اصلا جایی ندارد و فایده ای نیز نخواهد داشت.

آزادی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

آزادی

• هدف از تربیت و عامل اصلی‌ و اساسی‌ درون تربیت موضوع «آزادی» است.

• انسان باید به دو معنا در این مسیر حرکت کنه.
• یکی‌ اینکه به جای خوب و بد و درست و غلط دانستن دنیا به تفاوت و اختلاف برسه

• یعنی‌ به این نتیجه برسه که ما با هم مختلف و متفاوتیم نه اینکه خوب و بدیم،
• نه اینکه کار ما درست و غلط است.

• درست است که چند درصدی کم خوب و بد، درست و غلط در جهان وجود داره.
• اما واقعیت مساله این است که بیشتر آنچه من و شما میبینیم تفاوت و اختلاف است
• و قرار نیست حتی با اون مخالفتی داشته باشیم.

• رسیدن به آزادی پذیرفتن این همه تنوع و زیبایی در جهان است
• و حتی انسان سالم به دنبال تفاوتها و اختلافات است،
• زیرا از این تفاوت و اختلاف است که زیبایی رو میبینه،
• با تنوع آشنا می‌شه،
• در مقابل خودش چالش و مبارزه ای رو میبینه،
• و فرصتهایی جهت بهتر و برتر شدن رو برای خودش به وجود میاره و فراهم می‌کنه.

• بنابرین وقتی‌ که صحبت از آزادی هست
• پذیرفتن اینکه جهان به خوب و بد و درست و غلط و سیاه و سفید تقسیم شده نیست،
• اینها ما رو از آزادی و آزادگی دور نگاه میداره.

• از طرف دیگه مفهوم آزادی رساندن انسان به مرحله ایست که بتونه
• انتخاب کنه
• و اختیار کنه
• و اگر چهل ساله است تصمیم خودشو در چهل سالگی بگیره
• نه اینکه تحت تاثیر چهار سالگی و ۲۲ سالگی و یا احتمالا کسانی‌ که در اون دوران
نقشی‌ در زندگی او داشتن قرار بگیره و بنابراین «آزاد»، «مختار» و « آگاه» است

• نه اینکه به انتخابی دست نزنه
• بلکه تحت تاثیر عوامل گذشته، تکرار و اجبار باشه.

• بنابرین مفهوم آزادی معنای اصلی‌ تربیت است.

• همراه با این مطلب نکتهٔ مهم دیگری میاد که متاسفانه کودک انسانی‌
از حدود دو سالگی یا دو و نیم سالگی به بعد گرفتار زندانهای مختلفی‌ میشه
که بیش از همه ترس و اضطراب و وحشت عامل اصلی اون هست.

• کودکان یا نوجوانان و جوانان وارد زندانهای تاریکی‌ میشن
• و وظیفه پدر و مادر در این مفهوم آزادی که هدف تربیت است،
• رها کردن اونها،
• روشن کردن چراغ هاست
• و فرصت دادن به اونهاست
• تا بتونن به راحتی‌ متوجه بشن که در جهانی‌ پر از تاریکی‌ و بدی زندگی‌ نمیکنن
• و با حرکت کوچکی می‌شه نور و روشنایی و آگاهی‌ و توانایی رو به دست آورد.

دلبستگی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

دلبستگی

الفبای دلبستگی : آشنایی تعادل به هم پیوستگی

• انواع دلبستگی

1. دلبستگی ایمن :

• وقتی پاسخ اولیه والد به فرزندش آشناست
• والد حضور مستمر دارد
• به پیامهای کودک حساس است
• کودک احساس امنیت میکند
• این نوزاد توانایی رهبری دارد.
• این نوزادان در هنگام نبود مادر ناراحت ولی بعد از برگشت مادر سریعا آرام شده و به بازی برمیگردند.

2. دلبستگی ناایمن اجتنابی :

• والد مکرر در دسترس نیست
• بی توجه است
• کودک را طرد میکند
• مجموعه تجربه های متفاوتی با والد خود دارد
• این نوزادان از همسالان دوری میکنند.
• این نوزادان به بازی ادامه میدهند طوریکه انگار مادر خارج نشده
• به بازگشت او نیز اهمیتی نمیدهند.

3. دلبستگی ناایمن مضطرب-دوگانه :

• کودک ارتباط والد را بی ثبات وگهگاه ناخوانده یا مزاحم تجربه میکند
• نمیتواند خود را به والد متکی کند
• این نوزادان پرتشویش و دو دل هستند.
• این نوزادان سریع به مادر نزدیک شده ولی به آسانی آرامش پیدا نمیکنند.

4. دلبستگی ناایمن آشفته :

• وقتی که رفتار والد وحشت زا ،کوبنده و آشوب گونه است
• یعنی کودک برای فرار از ناراحتی و درد به والدی رو می آورد که خودش منبع وحشت زاست.
• این نوزادان در سنین بالا بیشترین مشکل را برای سازش با افراد و متعادل کردن هیجانات خود دارند.
• این نوزادان در برگشت مادر آشفته و سرگردان هستند

• کودک ممکن است به یکی از والدها بصورت ایمن و به دیگری بصورت غیر ایمن دلبسته شود
• اگر رابطه والد-فرزند در طول زمان تغییر کند، دلبستگی کودک هم میتواند تغییر کند.

قطع و وصل کردن رابطه با فرزندان

o -گسیختگی بی خطر پیوند بین والد و فرزند دائما در حال تغییر است
o هر دوی انها برخی اوقات نیاز به پیوند و برخی اوقات نیاز به تنهایی دارند
o لذا والد باید نیاز چرخه ای کودک خود را درک کند
o وقتی کودک به جدایی نیاز دارد فضای لازم را به او بدهد
o اگر به پیوند نیاز داشت خود را در دسترس او قرار دهد.
o اما والد عزیز اگر خود شما به تنهایی نیاز دارید بهتر است به فرزندتان بگویید:
پسر یا دخترم من الان نیاز دارم تنها باشم. ولی تا ده دقیقه دیگر میام برات قصه میخونم.
o این جمله به مراتب بهتر از اینست که احساس کودک را نادیده بگیرید
o یا بخاطر اصرار او ناراحت شوید
o اگر به فرزندانتان بفهمانید اعمال شما بخاطر نیازهای خودتان است نه بخاطر رفتار فرزندتان ،
o اونوقت فرزند شما احساس طردشدگی نمیکند.
o این گسیختگی والد از فرزند را گسیختگی بی خطر یا خوش خیم میگویند
o ولی نکته بسیار بسیار بسیار مهم این است که فرزند شما اگر در حالت هیجانی قرار دارد
چه خوشحال و چه ناراحت
حتی گسیختگی بی خطر برای کودکان بسیار دردناک است
o یعنی وقتی کودک شما با حالت هیجانی شدیدی به سراغ شما اومد
وقت اون نیست که ازش بخواهید از شما فاصله بگیرد.

گسیختگی ناشی از تعیین حد و مرز

o وقتی کودک تمایل به انجام کاری دارد که والد اجازه آن را نمیدهد. ممکن است این نوع گسیختگی رخ دهد.
o اولا ما تمام فریادمون به پدر مادرها این بوده که تا جایی که ممکنه به فرزندتون “نه” نگید
o بگذارید اشتباهات کوچیکو بکنند
o این” نه ” رو تا حد امکان به موقعیتهای خطرناک و بد و غلط از نظر علمی و اخلاقی اختصاص بدین
o اگر نه رو گفتین باید بدونید زمانی باید این “نه” رو بگین که شرایط و هزینه رفتار متقابل فرزندتونو میتونید تحمل کنید
o و پای گفتن نه بایستید.
o اما نکته بسیار بسیار بسیار مهم اینه که سعی کنید کودکتون بفهمه که شما احساس و هیجان و ناراحتی اونو درک میکنید.
o مثلا فرزند شما میخواد قبل از شام بستنی بخوره بهش میگین :
من میدونم تو چقدر الان دوست داری بستنی بخوری
ولی الان نزدیک شامه
ولی احتمالا بعد از شام میتونی بستنیتو بخوری…
این به مراتب خیلی بهتر از اینه که شما با یک جمله تاکیدی فقط بگویید
“نه تو نمیتونی الان بستنی بخوری”.

ترمز روانی

o میدونیم شنیدن واژه ” بله” گاز یا شتاب دهنده روانی
o و واژه ” نه ” ترمز روانی را فعال میکند
o کودکانی که تجربه های مهم تعیین محدودیت و حد و مرز را نداشته اند
ممکن است رشد ناکافی کلاچ هیجانی را که سنگ زیربنای انعطاف پذیری است دارا باشند.
o عدم رشد کلاچ هیجانی به کودک اجازه نمیدهد انرژی خود را در مسیرهای مفید به راه اندازد.
o تجربه این “نه” های اساسی فرصتی برای خود تنظیمی به کودکان میدهد

گسیختگی سمی

o وقتی والدی کنترل هیجان خود را از دست میدهد و شروع به فحاشی یا داد زدن میکند
کودکان ممکن است احساس طرد شدگی خیلی شدید و تنهایی بسیار نومید کننده ای بکنند
و برای کودک بسیار آسیب زننده خواهد بود.

o اولا پدر و مادر تحت هیچ شرایطی و به هیچ دلیل و بهانه ای حق همچین برخوردی با فرزندانشون رو ندارند.
o این نوع گسیختگی ها ناراحت کننده ترین شکل قطع رابطه برای کودکان است.
o ولی اگر تحت هر شرایطی اتفاق افتاد باید برخوردتون با فرزندتون درست باشه
o مثلا میتونید بهش بگین :
من معذرت میخوام که سرت داد کشیدم بدون اینکه حتی به حرفهات گوش کنم
من نگران این بودم که مبادا برات اتفاق بدی بیفته
ولی نمیخواستم تو رو بترسونم
و میدونم که از حد خارج شدم
و کارم درست نبود….
o وقتی با کودکتون درباره موضوع مورد نزاع فکر میکنید هم برای خودتان و هم برای فرزند تجربه خوبی خواهد بود.

o هنگامی که به سراغ ترمیم یک رابطه با فرزندتان میروید
خردسالان غالبا نیاز به نزدیکی فیزیکی بیشتری با شما دارند
ولی کودکان بزرگتر ممکن است از این نزدیکی احساس مزاحمت کنند
و ترجیح دهند که شما فرایند ترمیم را با قدری فاصله گیری فیزیکی از آنها آغاز کنید.
o زمان بندی برای شروع بسیار مهم است
o اگر فرزند شما در اون لحظه شما را طرد کرد نا امید نشوید
و در زمان دیگری کار ترمیم را آغاز کنید.

• در درون هر انسان کشمکشی میان گسستن و حفظ فردیت و خودمختاری با پیوند و پیوستن به دیگران وجود دارد.

• در اصطلاح ذهنی رابطه به معنای انتقال انرژی و اطلاعات از فردی به فرد دیگر است.
• یک ارتباط موزون و هماهنگ نیاز به احترام به تفاوت اعضا اما یکپارچه کردن کارهای متمایز انها در تجمع شان دارد.

• در خانواده گیرافتاده فردیت ممنوع شده است
• یعنی همه باید یک غذا را دوست داشته باشند
• همه رفتار و عقاید مشابهی داشته باشند
• یا در یک نمونه دیگر خانواده پر تنش درست در نقطه مقابل یکپارچگی در خانواده وجود ندارد
• افراد خانواده در فعالیتهایی مثل غذا خوردن یا فعالیتهای گوناگون هیچ مشارکتی ندارند
• به نوعی هر یک انزوای خود را دارند و گفتگو ها حاکی از فقدان علاقه به یکدیگر است.

بچه ها و مسوولیت پدری و مادری

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

بچه ها مسوولیت پدری و مادری ندارند

• هیچوقت هیچوقت هیچوقت قرار نیست برادر یا خواهر بزرگتر،
مسوولیت برادر یا خواهر کوچکتر خودشو در هیچ سنی بر عهده بگیره
و همیشه باید مسوولیت فرزندان فقط و فقط بر عهده پدر و مادر باشه….
یعنی هیچ بچه ای قرار نیست برای برادر یا خواهر کوچکتر خودش ،
پدری یا مادری کنه چون میدونیم ،
اگر این کارو بکنه هر دوشون آسیب شدیدی میبینند

• خیلی از اوقات وقتی میبینید یک خانم ، علاقه ای به داشتن فرزند نداره ،
بدونید حتما در کودکی آسیب دیده و علتش میتونه یکی از دو حالت زیر (یا علل عوامل دیگه ای ) باشه :

o یا بچه اول بوده و مسوولیت چندین برادر و خواهر خودشو در کودکی داشته
و چون در واقع مادریشو کرده دیگه علاقه ای به داشتن فرزند نداره
o یا اینکه بچه آخر خانواده بوده و چند تا برادر و خواهر بزرگتر از خودش داشته
و به نوعی داشتن چندین پدر و مادر رو تجربه کرده و چون از ضعف و زبونی بیزاره
نمیتونه مسوولیت یک موجود ضعیف دیگه رو به عهده بگیره
و حتی اگر هم یک بچه راضی بشه بیاره ، فقط برای رفع مسوولیت این کارو میکنه

تلویزیون نگاه کردن بچه ها

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

تلویزیون نگاه کردن بچه ها

• تلویزیون نگاه کردن نوزاد زیر ۲۰ ماهگی اشتباه است

• انسان با صدمیلیارد سلول مغزی به این دنیا می آید
• این سلولها در هفت هفته گی دوران جنینی تولید می شوند.
• وقتی سلولها در مغز و در جای خودشان قرار می گیرند، با ۱۵ هزار سلول دیگر ارتباط مستقیم برقرار می کنند
• صرف نظر از اینکه بعدأ از طریق بار بیوشیمیایی مغز این سلولها از طریق دیگر هم به هم مرتبط هستند ولی خط مستقیم دارند.
• به همین جهت است که کودک وقتی به این دنیا می آید در حقیقت سه تریلیون کانکشن مغزی دارد؛
• درواقع، صد میلیارد سلول مغزی است و سه تریلیون کانکشن مغزی.

• اشکال کار در این است که در بیست ماه اول وقتی که بچه ها بیش از ۵ دقیقه تلویزیون تماشا کنند
• این خط ها و نقطه هایی که در پرده تلویزیون هست مغز را غبارآلود و مه آلود می کند
• سیستم کانکشن مغز را به هم می ریزد.
• بنابراین حتی ۵ دقیقه تماشای تلویزیون برای بچه ها تا ۲۰ ماهگی اشتباه است.
• مخصوصأ اینکه بچه ها به محتوا کاری ندارند
• در اینجا بحث بر سر زیانهای نقطه و خط تصویر تلویزیونی است.
• این ماجرای نقطه و خط تصویر تلویزیون حتی تا ۷ سالگی هم تأثیرش را بر روی کانکشن های مغزی کودکان خواهد داشت.

• کودک حدود ۵ ماهگی به بعد از انچه که میبینه میتونه خشمگین بشه یا خنده کنه یا حوصله اش سر بره…..
• آنچه که در اطراف او هست اگر با آهستگی حرکت کنه معمولا توجه اونو بیشتر جلب میکنه
• بنابراین اگر پرده ای جلوی پنکه حرکت کنه یا درخت در اثر باد حرکت کنه کودک علاقه فوق العاده ای به اونها نشون میده
• ولی از حرکت تند و مخصوصا فراوان پرهیز میکنه
• مخصوصا به جهت توجه و تمرکز او هم مفید نیست
• بنابراین نشاندن کودک در مقابل تلویزیون حتما تا ۲۰ ماهگی اشتباه بزرگی است.
• امروز متخصصان پیشنهاد میکنند هیچ کودکی تا ۲۰ ماهگی برای تماشای هیچ برنامه ای ۵ دقیقه هم جلوی تلویزیون نباید بنشینه.
• تلویزیون یک خدمتکار یا مواظب و مراقب از فرزند ما نیست
• بچه ها ممکنه در مقابل تلویزیون به نوعی مات بشن و به گونه ای ظاهرا آرام بگیرند
• اما ذهن و مغزی کاملا مه آلود و مبهم و تاریک پیدا میکنند
• محتوای برنامه اصلا اهمیتی ندارد چه برنامه نونهالان یا بزرگسالان .
• هیچ هیچ هیچ برنامه ای تا ۲۰ ماهگی در تلویزیون برای کودک مناسب نیست.
• لذا راه بردن آهسته او در خیابان یا پارک به شرطی که ما توجه اونو به بیش از چیزی که خودش توجه میکنه جلب نمیکنیم میتونه مفید باشه.
• به هر حال تو این سن و سال خبرهایی که از جهان اطراف به مغز کودک میرسه بینهایت زیاده
• ما نباید سعی کنیم حجم این خبر ها و اطلاعات رو بالا ببریم
• مهم اینه که بزاریم بچه هامون با قدمهای کوچیک خودشون رشد کنند.

• باید بدانیم که بچه های ما قرار است که درگیر فعالیت فیزیکی و بدنی بشوند.
• کودک از طریق بدنش است که با جهان آشنا می شود.
• به همین جهت است که در آغاز آن همه کوشش برای راه افتادن و حرکت کردن دارد و می رود تا سر از همه چیز دربیاورد.
• نشاندن بچه پای تلویزیون بدون تردید اشتباه بسیار بزرگی است
• مخصوصأ زمینه را برای اعتیاد از سن کودکی به وجود می آورد.
• از نظر تماشای تلویزیون و بازیهای کامپیوتری بیشتر ما معتاد و بیمار شده ایم.

• زندگی برای بچه ها باید به قدری با فعالیت های فیزیکی پر بشود که تماشای تلویزیون بعدها (بعد از ۲ سالگی) تبدیل
به دو نیم ساعت در طول روز باشد.
• چرا که غیر از این باشد بچه ها تبدیل به موجود بی حرکت منفعل passive خواهد شد.

• بچه ها را باید درگیر فعالیت های بدنی و فیزیکی کرد
• یا بازیهایی که در آن مجبور بشوند فکر کنند و قوه خلاقیت شان بالا برود.

• بچه ها بین ۳ تا ۶ سالگی اگر فرصت پیدا کنند و با اسباب بازی بازی کنند و همبازی داشته باشند
می توانند مسیر ذهن و فکر خودشان را رشد بدهند.
چرا که فرصتی به آنها دست می دهد که از تخیل و تصورشان imagination and visualization استفاده کنند
و پرواز دیگری در دنیای ذهن داشته باشند.
• وقتی که بدن فعال نیست در هر ثانیه بین ۲۰ تا ۳۰ کانکشن مغزی از کار می افتد
• به همین جهت است که نیمی از ظرفیت مغزمان را تا ۱۹ سالگی از دست می دهیم
• یکی از بدترین حالتها منفعل و passive بودن بچه ها در جلو تلویزیون است.

• بچه را مانند پرنده ای باید تصور کرد که اگر بال و پر نزند به زمین خواهد خورد.

خوردن انگشت و ناخن

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

تثبیت دهانی و خوردن انگشت و ناخن در کودکان

• دلیل اصلی و اساسی جویدن ناخن و خوردن شصت و انگشت از سه سالگی به بعد
اضطراب و نگرانی کودک یا نوجوان یا بزرگسال است و ریشه مساله در چند چیز است :

الف- تثبیت دهانی :

• بچه به چند دلیل دچار تثبیت دهانی میشه:

1- بین تولد تا ۱۴ ماهگی خوردن شیر و میک زدن در روز کمتر از ۱ ساعت از سینه مادر یا شیشه شیر یا بیشتر از ۴ ساعت
2- پدر مادری که بعد از ۱۴ ماهگی هنوز به بچشون بوسیله میک زدن شیر میدادند مثلا چون سوراخ شیشه شیر تنگ بوده
کودک همچنان مجبور به میک زدن بوده و این شیر دادن بوسیله میک زدنو تا ۱۸ ماهگی یا حتی دو سالگی ادامه میدادند

• این احتمال وجود داره که فرزندشون با خطر تثبیت دهانی روبرو بشه به این معنا که مقداری انرژی روانی و یا حتی انرژی جنسی
و لذت و آرامش در منطقه دهان تثبیت بشه و فرد در بزرگسالی اصولا از طریق خرد کردن چیزی با دهان و یا آدامس یا سیگار یا چای
و قهوه کمی داغ و یا مشروب تلخ و به نوعی تحریک منطقه دهان گرفتارش بشه که هر فردی دچار مشکل تثبیت دهانی در کودکی بشه
با خودش ۴ ویژگی روانی خطرناک در بزرگسالی به همراه داره :
o وابستگی بیش از اندازه فرد در بزرگسالی
o توقع و درخواست و انتظار بیش از اندازه فرد از دیگران
o ساده دل بودن و زود گول خوردن
o زخم زبون زدن

ب- برخی کودکان وقتی در کودکی به دلیل اینکه غذا کم خوردند و گرسنه هستند
دستشون رو به داخل دهانشون میبرند و به اون عادت میکنند

ج- برخی اوقات پستونکی که بچه ها بیش از حد ازش استفاده میکردند زمینه را برای اینکار فراهم میکنه

د- برخی اوقات هم بعدها اینکار رو بدون هیچ دلیلی انجام میدهند
o وقتی میبینند کسی باهاشون کاری نداره براشون به عادت تبدیل میشه
o معناش این است که من وارد مرحله چهارم اگاهی وتوانایی میشم
o یعنی وارد مرحله ناآگاه میشم و سیستم هر زمان که ضروری بدونه اون عمل رو تکرار میکنه و اجازه نمیگیره
o بچه ممکنه بعد از ۱۵ ثانیه متوجه میشه دستش تو دهانشه.

• چهار مرحله اگاهی و توانایی بدین قرار است

1- ناآگاه و ناتوان :
بعضی چیزها رو من نه میدونم و نه میتونم
مثلا در ۴ سالگی من اصلا نمیدونم رانندگی یا اسکی روی آب چیه و نمیتونم

2- آگاه و ناتوان :
بعضی چیزها رو من میدونم ولی نمیتونم
مثلا میتونم قوانین رانندگی رو از کتابا بخونم و یاد بگیرم ولی همچنان نمیتونم اسکی یا راننگی کنم

3- آگاه و توانا :
در مرحله سوم حالا من کمی میدونم و کمی میتونم
یعنی میتونم اگه هوشیاری کامل خودمو حفظ کنم
با صرف انرژی روانی زیادی اینکار رو انجام بدم و رانندگی کنم
در حالیکه تمام حواس و ذهنم به راننگی مشغوله

4- ناخوداگاه و توانا :
در مرحله چهارم من کار را میتونم انجام بدهم
طوریکه از انجام اون ناآگاهم
مثلا بعد از اینکه شما رانندگی رو بصورت کامل و ماهرانه فرا گرفتید دیگر بصورت نااگاه رانندگی میکنید
و در حین رانندگی به هزاران موضوع دیگه هم فکر میکنید
و یا کارهای دیگه هم انجام میدین
عادت رسیدن به اینجاست یعنی ما کاریو میکنیم بدون اینکه توجه به اون داشته باشیم
یا انرژی روانی خودمونو صرفش کنیم.

ترک عادت خوردن انگشت و ناخن

• برای ترک این عادت بسیار مراقب باشید بعد از سه سالگی باید با موافقت فرزندتون و بدون اینکه اونو مسوول یا مقصر بدونیم
و یا بهش احساس گناه بدیم، باید کمکش کنیم که اینو کنار بگذاره و ممکنه ۲ تا ۶ ماه بسته به شدتش ترک کردن این موضوع طول بکشه
• البته ممکنه بعد از گذشت حتی ۲ سال بعد از ترک در یک موقعیت خاص بصورت ناخوداگاه این کار رو انجام بدهد
که البته این موضوع خاصی نیست و نشانه برگشت مشکل نمیباشد
• ولی بعد از موافقت خودش میتونید از مواد بد طعم که داروخانه میده برای زدن به دستش استفاده کنید
تا وقتی فرزندتون دستشو به دهنش میبره بخاطر تلخیش بیرون بیاره و یا دستکش نازکی دستش کنه
تا وقتیکه به صحنه اگاه ذهنش میاد کمکش کنه که از این کار جلوگیری کنه
و یا در مهمونیها باهاش یک قراردادی بزارید که مثلا وقتی من این اشاره رو کردم یا این کلمه رو گفتم و یا لبخند زدم
و خلاصه هر قراری بفهمه که دستش تو دهنته و باید بیرون بیاریش
• کمکش کنید آرام آرام این عمل رو ترک کنه
• البته برای بچه های که ناخن میخورند توصیه میشوند که هر روز یا یک روز در میان ناخنشو با سائیدن یا گرفتن کوتاه کنید
که اصلا فرزندتون چیزی برای خوردن مثل ناخن نداشته باشد
• البته میتونه بره سراغ گوشه های دستش که با موافقت خودش اون مواد تلخ و یا دستکش یا پیچیدن پارچه دور دستش کمک کنه .
• اما بسیار بسیار بسیار بسیار مهم است که باید بدونید فرزندتون نگران و مضطرب است
و باید اضطراب و نگرانی رو ازبین ببرید و ریشه موضوع رو خشک کنید.

ادرار و مدفوع کودک

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

ادرار و مدفوع کودک

• ۱۵ آسیب روانی اصلی و اساسی و بسیار خطرناک برای کودک انسانی در جهت ادرار و مدفوع :

• در ۱۲ یا ۱۴ ماه اول زندگی زمینه ها و جنبه های جسمی و جنسی کودک در منطقه لب و دهان و استفاده از آن است،
• لذا موضوع استفاده به اندازه یا به کار گرفتن ان سبب خواهد شد که فرزند ما انرژی روانی مرتبط با زمینه های احساسی
، عاطفی و، هیجانی و جنسی خودشو به راه درستش بیاندازد.
• در بیشتر کودکان بعد از ۱۴ ماهگی میل جنسی توجه و تاکید خودش رو بر روی عمل دفع کودک می گذارد
• کودک به موضوع ادرار و مدفوع خودش توجه بیش از حد می کند،
• تا آنجا که برخی اوقات در برخی بچه ها دل مشغولی و گرفتاری آنها با مدفوعشان مساله اساسی زندگیشان میشود
و والدین را در شرایط نامناسبی قرار می دهد.
• مهم این است که به فرزندمان اجازه بدهیم که موضوع عمل دفع و مدفوع خودش را بسیار عادی، طبیعی و ساده و سالم ببیند.
• یعنی در وقت تعویض و یا شستشوی او با روی باز و خوش این کار را انجام بدهیم
• به هیچ وجه درباره چگونگی مدفوع و بوی آن صحبتی نکنیم.
• احتمالا اگر در محل یا زمان نامناسبی است اعتراضی نکنیم.
• به فرزندمان اجازه بدهیم که اگر خواست بعد از ۱ سالگی به دستشویی ما بیاید
• به هیچ وجه در ۱ تا دو و نیم سالگی کاری به کار او که در آن اطراف باشد نداشته باشیم
• اگر پرسشی مطرح کرد به سادگی و مهربانی به او پاسخ دهیم،
• لذا برخورد ما بسیار عادی باشد
• تا او درباره این عمل نه جنبه منفی و بدی در ذهنش پدید بیاید
• نه به خاطر تشویق و سخن گفتن ما احساس ویژه ای داشته باشد.

الف :
• اگر پدر و مادر برخورد درستی در این زمینه نداشته باشند
• مثلا اونو به خاطر کارهایی در این زمینه سرزنش و یا تنبیه کنند
• و یا حرفی از پاک و نجس بودن بشود،
• این خطر وجود دارد که فرزند ما حالت خود دار به خودش بگیرد
• یعنی وقتی احساس میکند مدفوعی رو دارد اونو نگه دارد
• لذا بعد از چند دقیقه این مدفوع برمیگردد
• و ۲۴ ساعت بعد یا زمان دیگری خواهد آمد
• اما این بار به دلیل از دست دادن آب خودش یبوست رو موجب میشود.
• اگر این وضعیت ۲ یا ۳ روز تکرار بشود، کودک با درد و احساس ناراحتی همراه شده و گریه می کند
• حتی ممکن است وحشتی کودک رو بگیره،
• زیرا این کودکانی که گرفتار این مشکل میشوند
o نه دقیقا می دانند به آنها چه میگذرد
o نه اون راحتی رو با پدر و مادر دارند
• و لذا این همه بار ، فشار و نگرانی و اضطراب سبب خواهد شد که اوضاع بد تر و بدتر بشود
• حتی کار میتواند تا آنجا برسد که نه تنها چند روز که چند هفته عمل دفع رو انجام نداده و حتی احتیاج به عمل جراحی داشته باشد.

ب: –
• در برخی از فرهنگ ها نگاه ما به ادرار و مدفوع که جزعی از بدن ما بوده آنچنان بد و منفی است
که بچه ها دیر یا زود آن رو به عنوان عیب و ایراد خود می گیرند
• در همین مسیر است که احساس خشم و ترس و نگرانی از کثیف شدن و واکنش دیگران میکنند
• کوشش می کنند تا جایی که میتوانند این کار را به تاخیر بیاندازند ،
• اما متاسفانه آسیبی که در این زمینه میبینند تنها به جهاز هاضمه ختم نمیشود
• بلکه زمینه روانی مساله بسیار خطرناک بوده
• تا آنجا که شاید باید گفت در بسیاری از افراد بزرگترین آسیبی که به آنها وارد شده و بیشترین اخلالی
که از نظر روانی یا صفات بد انسانی پیدا میکنند، در این دوران بوده است که برخی از آنها به این قرار است:

1- چنین بچه هایی در بزرگسالی بسیار حساس و شکننده خواهند بود
• یعنی کسانی اند که با کوچکترین ارتباط یا مخالفتی احساس بدی می کنند.

2- خسیس بودن، خود دار بودن، و نگاهدارنده بودن آسیب بعدی است ،
• یعنی کودکانی که نگه میدارند و رها نمیکنند ،
• اصولا فردی خواهد شد که از آنچه که دارد نمیخواهد خودش رو دور کند.
• این افراد برای خرج پولشان رنج بسیار میبرند،
• لذا شما در برخی خانه های این افراد لباس هایی را از گذشته های دور میبینید
• کفش هایی که سالهای سال و حتی روزنامه هایی که شاید برای آینده بخوانند
• از هر دور ریختنی احساس بدی میکنند
• نه تنها در جهت مصرف پول و کالا بلکه درجهت ابراز محبت و عشقشان هم خساست به خرج میدهند،
• این افراد احتمالا فکر میکنند که اگر کسی را دوست دارند و یکبار به او گفتند کفایت میکند
• آن را نوعی زبان بازی و حقه بازی میدانند،
• زیرا هر نوع ابراز احساس و بیانی و از خود چیزی بیرون انداختن رو به عنوان ضرر و خطر تلقی میکنند

3- خشم و عصبانیت
• خشم و عصبانیت و نوعی سختگیری و پافشاری در زمینه های خاص ویژگی کسانی است که چنین آسیبی را دیدند
• این فراد با سخت گیری و تعصب با باورها و ایده های ثابت ، غیر قابل انعطاف معمولا با دیگران برخورد میکنند.

4- اهل جنگ و جدال
• نوعی اهل جنگ و جدال بودن
• نوعی کینه ورزی و حتی بد جنس بودن از آسیبهای دیگر این دوران است.
• این افراد کینه را برای سالهای سال نگه می دارند
• از بدبختی و بیچارگی دیگران خوشحال میشوند
• بویژه توجه و علاقه ای به آسیبهای دیگران دارند.

5- لجباز، یکدنده و کله شق
• افرادی که چنین آسیبی میبینند در بزرگسالی بسیار لجباز، یکدنده و کله شق هستند.
• حرفی را که زدند ، حتی اگه متوجه بشوند که غلط و اشتباه بوده همچنان بر روی آن می مانند
• به بهانه های مختلف آن را توجیح میکنند.

6- مخالفت و مقاومت آشکار
• آسیب بعدی مخالفت و مقاومت آشکار است.
• همانند اینکه بگویند من آدم رکی هستم
• یا اینکه بگویند حرفم را رو در رو میزنم نه پشت سر کسی،
• که همه این حرفها نشانه گستاخی ، خشم و جنگ است،
• زیرا میدانیم هیچ انسانی قرار نیست نه پشت سر حرفی که به او مربوط نیست و شایسته گفتن نیست را بزند ،
• لذا این افراد با ادعای اینکه من حرفم را میزنم در حقیقت به حریم و حقوق شما آشکارا تجاوز میکنم،
• زیرا از جنگ و برخورد هراسی ندارند.

7- تمیز بودن و نظافت درونی
• خطر دیگرتهدید کننده این افراد در جهت تمیز بودن و نظافت درونی خود است،
• ازقبیل اینکه حمامشان ساعتها طول بکشد
• یا زمان زیادی در دستشویی بمانند
• لباس و ظروف را چند بار بشویند.
• البته این امکان هم وجود دارد که درست برعکس فرد بسیار کثیف بوده و هیچ وقت به نظافت خود توجه ننماید.

8- افراد بسیار مرتب و منظم
• این افراد بسیار مرتب و منظم هستند
• میگوییند همه چیز باید سر جای خودش باشد،
• مثلا پرونده آب و برق چند دلاری را سالهای سال نگه می دارند.

9- وسواس
• این آسیب آنها را به وسواس و اجبار می کشاند ،
• اجبار به این معنا که کارها را به صورت مشخص و معینی انجام بدهند
• از روبرو شدن با پدیده های تازه پرهیز میکنند
• از طریق تکرار به نوعی کنترل زندگی خودشون را دارند.

10- مکالمات عمل دفع و ادرار
• این افراد لغات مربوط به عمل دفع و ادرار را در مکالمات خودشون بسیار به کار می برند
• لذا وقتی اوضاع زندگیشان خراب شد ،
• این لغات را به زندگی و جهان مربوط میکنند
• یا بالعکس گروهی می شوند که هرگز حاضر نیستند که درباره ادرار و مدفوع یا چیزی مربوط به آن حرفی بزنند
• در این زمینه احساس شرم و خجالت بسیار دارند ،
• لذا آسیب کودکی به هر دو صورت افراط و تفریط خودشو می تواند نشان بدهد.

11- شک و سوء ظن
• کسانی که گرفتار این مشکل شدند زمینه ای به جهت حالت شک و سوء ظن دارند
• یعنی کسانی که توهمات و تصوراتی که بد و منفی است را در جهت ارتباطات انسانی دارند،
• همچنین تصور اینکه قربانی اند ، مظلومند و همه مردم دنیا بر علیه آنها هستند.
• تصور اینکه هیچکس به آنها توجه و محبتی ندارد،
• از اینجا ناشی میشود که کودک میبیند عمل عادی و طبیعی دفع که هیچکس دیگه ای به جز او
باهاش مشکلی ندارد گرفتارش شده و به خاطر آن باید تنبیه و سرزنش شود ،
• لذا احساس ترس و درد و وحشتی که دارد موجب میشود که نگاهی بسیار بد و منفی درباره دیگران پیدا کند.

12- درگیر جزییات
• این افراد درگیر جزییات میشوند تا از کلیات بگریزند
• به نوعی از تکرار جزییات آرامش نسبی را برای خودشان مهیا کنند.

13- رابطه جنسی، عریان شدن و ارتباط فیزیکی
• از هر نوع رابطه جنسی، عریان شدن و ارتباط فیزیکی پرهیز میکنند
• یا درست برعکس با نشان دادن بدنشان به نوعی هم موجب تحریک جنس مخالف
یا ناراحتی جنس موافق یا دیگران میشوند
• یعنی کسانی که لباس را به گونه ای بد میپوشند ،
• کسانی که به نوعی آرایش میکنند که توجهی را جلب کنند.

14- سیستم حسی و احساسی بهم ریخته
• این آسیب سبب خواهد شد سیستم حسی و احساسی فرد کاملا بهم بریزد
• فرد نگاهی کاملا غیر واقع بینانه و بد و منفی در ارتباطات خودش داشته باشه
• معلوم است که در این موارد اغلب اوقات افراد باهوش به دامن نظام عقلی و منطقی خودشان میروند ،
• لذا حس و احساس را خاموش میکنند،
• کوشش میکننند معقول ، منطقی ، سنجیده و واقع بینانه مسایل را طرح کنند
• تصورشان این است که آنچه اهمیت دارد واقعیت، عقل و منطق است
• جایی به جهت احساس ، عاطفه و هیجانات انسانی نیست
• آستانه حس و احساسات خودشان را آنچنان میبندند که مطالب جزئی و کم اهمیت دیگه خاطر آنها را شاد و خوشحال نمیکند .
• اینها از یک میهمانی ، ارتباط ، جشن فارغ التحصیلی لذتی نمیبرند،
• به دنبال هدفهای بسیار بزرگ و غیر عادی هستند
• معلوم است که این افراد در این زمینه غالب اوقات موفق میشوند
• بویژه آن زمانی که شغل و کاری به توجه به جزییات و دقت و نظم و ترتیب وِیژه ای نیاز دارد
میتواند موفق باشد
• بنابراین با گذاشتن تمام انرژی خودشان در این کار، زمینه ای فراهم میکنند که در کارشان برنده باشند
• و چون دریچه احساس را میبندند نه حال خوب نه بد نه غم و نه شادی به آنجا راهی ندارد.
• نه آنچنان محبتی را احساس میکنند
• نه در زمینه کلی نظر خاصی را درباره دیگران از نظر احساسی ، عاطفی و هیجانی دارند.

15- کنترل گر و کمال گرا
• به دنبال کنترل دیگران و رسیدن به مرحله کمال هستند
• تا از طریق کمال پرستی و انجام دادن هر کاری به بهترین صورت ممکن هر صدایی را در جهت اعتراض خفه کنند.

اصول اصلی و اساسی در آموزش توالت رفتن کودکان :

• می دانیم در این مورد بیش از هر مورد دیگری پدر و مادر با فرزند خودشان مشکل دارند،
• میدانیم متاسفانه رعایت نکردن اصولی در این زمینه میتواند همان ۱۵ آسیب مذکور را در پیش داشته باشد.
• این اصول بدین قرارند :

1- باید بدانیم که آموزش توالت یک آموزش است،
• به هیچ وجه، به هیچ وجه یک انضباط یا یک باید و یا یک اصل اخلاقی نیست.
• متاسفانه در برخی فرهنگها تصور میکنند که کودک را باید به چنین کاری وا داشت،
• که متاسفانه متوجه نیستند که احتمال همه ۱۵ آسیب گفته شده را برای فرزندشان رقم میزنند،
• لذا کودک ما باید برای این کار آماده بوده و ما آگاهی، مهربانی، حوصله و وقت کافی را داشته
و با رعایت اصولی این آموزش را به پایان برسانیم.

2- این عمل کاملا مرتبط با توانایی و مهارت حسی حرکتی کودک دارد و کاملا به راه رفتن او مرتبط است،
• یعنی آن زمانی که راه میرود توان فرا گرفتن این آموزش را پیدا کرده ،
• اما بیشتر متخصصین توصیه میکنند بعد از اینکه ۳ ماه راه رفتن کامل و راحت خودش را پشت سر گذاشت ،
از نظر فیزیکی آماده است که این آموزش لازم را در این زمینه فرا بگیرد.

3- تفاوت زیادی بین آمادگی فیزیکی و آمادگی روانی است.
• بسیاری از بچه ها به دلیل برخورد ها و یا برداشت های گذشته و یا خواهر و برادر های بزرگتر با ادرار و مدفوع مشکل دارند
• یا به خاطر برخورد خدمتکاران با اونها احساس بدی دارند.
• لذا آمادگی روانی کودک هم برای پذیرفتن آموزش دستشویی و هم جهت همکاری با ما و میل او به رشد و تکامل مساله اصلی و اساسی است
• چون این کار به مقدار زیادی مرتبط به خلق و خوی کودک است
• برخی از بچه ها همکاری کرده و کار آموزش به راحتی انجام میگیرد.
• اما در برخی از بچه ها که به دلیل نوع برخورد و خشمی که با ما پیدا کردند
وقتی از آنها درخواستی میشود کاملا آن را نادیده میگیرند لذا با این مساله مشکل زیادی پیدا میکنند.

4- برخی از بچه ها باید در ذهن خودشان دلایل موجهی داشته باشند تا حاضر به انجام این همکاری باشند
• زیرا از نظر آنها آنچه که تابحال اتفاق می افتاده نه تنها خوب بوده بلکه بهترین بوده
• آنها همچنان مایل هستند که در پوشک خودشون آنچه را که لازمه انجام بدهند
• انتظار دارند که هنوز هم بدون هیچ قید و بند و محرومیتی و یا رفتن به سمت دستشویی عمل دفع را در همان پوشک خود انجام بدهند.
• کودکی خود را در ارتباط با آن میبینند و هیچ تمایلی به جهت بزرگ شدن ندارند
• معلوم است که اگر چنین احساسی دارند ما مشکل روانی دیگری با فرزندمون داریم
• که به دلایلی مایل به ماندن در کودکی و رفتار کودکانه هست
• تا اینکه قدم فراتر بگذارد و بزرگ شود
• لذا ما باید مطمئن بشیم فرزند ما از لحاظ فیزیکی و روانی اماده است
• این را میشود به این صورت انجام داد که در منزل خودمان ان زمان که پدر و مادر به دستشویی میروند
یا احتمالا در محیطهای آموزشی ان زمانیکه بچه ها چنین میکنند
به آنها نشان داد و به نوعی این منظره و تجربه را نشان داد که چه کار خوبی است
و تو هم به زودی چنین خواهی کرد و با این کارت خودت خوشحال و راضی خواهی شد
و ما رو هم خوشحال میکنی و ما هم برای تو کارهایی که تو دوست داری میکنیم.
• یعنی باید بوسیله آزمایشی میل و اشتیاق او را چک کرد
• اگر تمایلی در او دیدیم و سن او حتما از ۱۸ ماهگی گذشته است در زمینه آموزش را شروع کرد
• البته بسیاری باورشون این است که این کار رو باید به بعد از دو سالگی موکول کرد
• که با توجه به خلق و خو و توانی که دارند با کوشش کمی از عهده چنین آموزشی برآیند.
• به هر حال اگه این اصول رعایت نشوند هم میتواند موجب هریک از ۱۵ آسیب گفته شده شود
• و هم کودک از طریق جنگ و جدالش با ما نه تنها دست به چنین همکاری نزنه
• بلکه درست برعکس در وقتیکه این کار رو به نوعی آسیب زننده میبینه مدفوع خودشو رها میکنه
• و مشکلاتی برای ما بوجود بیاره و احساس بدی رو در خودش موجب بشه.
• به هر حال باید مطمئن بود فرزند ما هم به لحاظ روانی و هم فیزیکی آماده است.

5- باید ببینیم کودک خودش متوجه است که چه زمانی عمل مدفوع و ادرار را لازم داره.
• زیرا میدانیم بچه ها باید مرحله خبر و عمل رو از هم تفکیک کنند
• تشخیص بدهند یعنی کودک ما ممکنه بگه که ادرار داره ولی شما میبینید که هنوز نشسته و داره بازی میکنه
• بعد ممکنه در این زمینه توصیه ای به او بکنید اون زمانیکه دایپری به پاش است
• تو میتونی توی اون خودتو خلاص کنی یا حتی میتونید اونو کمی بدون لباس در داخل خونه بچرخونید
• و به او بگید که حالا اگه ادرار داری میتونی این کار رو بکنی
• یا میخوای دایپر رو به تو ببندم
• به بیان دیگه باید مطمئن شد کودک مرحله خبر و عمل رو از هم تشخیص میده تا اینکه بشه کاری کرد.

6- میدانیم غالب اوقات در خصوص ادرار ولی مخصوصا مدفوع بچه ها در روز یک یا دوبار
اون هم در زمان معین مثلا ۲۰ دقیقه بعد از خوردن ناهار اون رو انجام میدهند
• توجه به این زمانها به ما کمک میکند که در چه وقتی احتمالا باید از اونها انتظار داشت که این عمل رو انجام بدهند
• لذا در این زمینه باید با اونها حرفی زد و سخنی گفت.

7- ترجیح اینست که وقتی که ما از فرزندمون میخواهیم به دستشویی بره فقط یک نفر در خانه باشه
• مخصوصا اون نفری که فرزندمون با او راحت تر هستش
• بعد هم اینکه در همون منطقه نزدیک به دستشویی باقی بمونیم
• تا هر زمان که فرزندمون به ما نیاز داشت به اونجا مراجعه کنیم.

8- میتوانیم از حدود ۱ ماه قبل گفتگو یا تبلیغات مربوط به دستشویی رو باهاشون شروع کنیم
• در این زمینه شاید بهتر است از این دستشویی های قابل حرکت استفاده کنیم
• و برخی اوقات بهتر است اونها رو در خود توالت کنار خود توالت اصلی بگذاریم.

9- باید مطمئن باشیم بچه ها از زدن سیفون ناراحت نمیشوند
• وحشتی در جهت رفتن اون آب ندارند
• چون برخی بچه ها ممکنه این تصور رو بکنند که اگر در اونجا باشند
یا روی اون بیفتند ممکنه برای همیشه داخل سیفون بروند
• لذا بازیهایی در این زمینه میتونه کمک کنه
• مثل اینکه مثلا شما کاغذی رو به داخل سیفون میندازید
• در حالیکه وقتی داخل سیفون رفت شما خودتونو خوشحال و خندان نشون میدین

10- هیچ بچه ای نمیتونه روی توالت فرنگی قرار بگیره در حالتیکه پاهاش آویزونه
• نتیجتا اگر میخواهید غیر از دستشویی کوچک از دستشویی دیگری استفاده کنید حتما باید جای پای او را محکم کنید
• یا دستشو بگیرید که خاطرشو آسوده کنید
• ضمنا از یکی دو روز قبل مطمئن باشید که معده او کمی رقیق است
• لذا مشکلی در جهت عمل دفع خودش نخواهد داشت.

11- اگر همه شرایط لازم رو فراهم کنید و فقط یک نفر اون هم با آگاهی در اونجا قرار بگیره
میتونه از قبل به او این پیامو بده که اگر امروز تو اینجا کارت رو کردی بعد از اون ما با هم خواهیم
رفت جایی که تو دوست داری و هرچیزی که تو دوست داری ما برات میخریم
پس او نه تنها تشویق شما رو میبینه بلکه به دنبال گرفتن پاداش در این زمینه خواهد بود

12- به هر حال بین ۱۸ تا ۳۶ ماهگی بهتر است این کار صورت بگیره
• مخصوصا اگر مایل هستیم فرزندمون رو به محیط آموزشی بفرستیم
• بهتر است قبل از رفتن این آموزشها رو فرا گرفته باشه.

13- توصیه اینست که مخصوصا اگر پسر هست ابتدا از او بخواهیم ادرارشو به نوعی در کنترل بگیره
• و یا از اون دستشویی کوچک استفاده کنه
• و بعد از ۱ تا ۲ ماه از او بخواهیم که کنترل مدفوعش رو داشته باشه
• اما برای بسیاری از بچه های آرام میشه هر دو رو با هم داشت و این پرونده رو برای همیشه بست

14- معلوم است که بسیاری از بچه ها بعد از خشک شدن یا رفتن به دستشویی در روز
احتمالا شب هم خودشونو خیس نخواهند کرد
• لازم است که پدر و مادر بعد از این اموزش ۲ یا ۳ روزی او را مراقبت کنند
• شرایطی رو فراهم کنند تا اتفاقی که آغاز شده کاملا تثبیت شود

15- برخی روانشناسان معتقدند هرگونه برگشت و بازگشتی میتونه به فرزند ما اسیب بزنه
• لذا اگر اونو کاملا آماده نمیبینیم و خودمون به جهت انجامش اسوده نیستیم
بهتر است این کار رو یکی دو ماهی به تاخیر بیندازیم
البته بهتر است فرزندمونو در این دوران از بردن به محلهایی که ممکنه اتفاقات
اونجا خاطره بدی رو تو ذهنش بزاره به مقدار زیادی دور نگه داریم.

16- مهم اینست که فرزند ما خاطرش آسوده باشه که این کار رو با رضایت و موافقت منو شما انجام میده
و بخاطر اون پاداشی هم خواهد داشت که پسر و دختر بزرگی شده و حالا مثل بزرگسالان رفتار میکنه.

17- میدانیم بچه هایی نسبت به ادرار و مدفوع حساسند
• یعنی به مجرد کثیف شدن از پدر و مادر میخواهند که اونها رو تمیز کنند
• خوشبختانه خیلی راحت تر تن به آموزش تولت رفتن میدهند
• بچه هایی که با وجود خیس و کثیف بودن همچنان بازی خودشونو ادامه میدهند
• در جهت پذیرفتن اموزش رفتن به توالت ما را گرفتار خواهند کرد.

18- به نظر میرسه بیش از همه کوششهای ما توانایی خود کودک به جهت کنترل خودش ،
آرامش و احساس امنیتی که در ارتباط با ما داره ،
سیستم عصبی او و بلوغی که با توجه به سنش در این زمینه پیدا کرده عامل اصلی و اساسی است.

19- منو شما قرار است با موافقت و رضایت او دست به چنین کاری بزنیم
و اگر کوشش ما با اشکالی روبرو شد برای مدت یک ماهی کاملا از اون بگذریم
و به هیچ وجه درباره اش سخنی نگوییم
و یک ماه بعد تشویق و قرار گذاشتن و بازی رو اغاز کنیم
و امید اینست که این مساله ساده که میتونه اسیبهای جدی رو برای فرزند ما داشته باشه به راحتی پشت سر بگذاریم

تعداد و فاصله سنی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

تعداد و فاصله سنی مناسب بین فرزندان

• داشتن فرزند تک احتمال آسیب های شدیدی برای فرزندمان دارد.
• بهتر است بدانید تعداد مناسب فرزندان حداقل ۲ تا و حداکثر ۳ تا میباشد
• برای اینکه فرزندهایتان از آسیبهای فرزند تک تا حدودی مصون باشند رعایت این نکته بسیار بسیار
اساسی است که فاصله سنی فرزندان حداقل ۲۰ ماه و حداکثر ۳۵ ماه باشد.

• فرزندان تک در برخی زمینه ها بسیار خوب رشد میکنند
و در برخی زمینه ها رشد بسیار بسیار کمی دارند
• ویژگی اصلی انسان سالم در دنیای امروز انسانی است که هم تکاملی است و هم تعادلی.
• یعنی تمام جنبه های وجودی او که امروزه حداقل ۷ زمینه رشد را میشناسیم متناسب سن او میبایست رشد کند.

• فرزندان تک رابطه برابر را یاد نمیگیرند زیرا همیشه با بزرگتر از خودشان ارتباط دارند
• اگر دقت کنید در بازیها یا به دنبال بزرگتر از خود میروند یا به دنبال کوچکتر از خود هستند
• به همین خاطر بعدها در روابط دوستانه در مدارس که با هم سن و سالانشان هستند
دچار اشکال شده و آسیبهای شاید جبران ناپذیری ببینند
• ولی اگر برادر یا خواهر با فاصله سنی بین ۲۰ تا ۳۵ ماه داشته باشند
در صورت رعایت درست قوانین پرورش و تعلیم و تربیت توسط پدر و مادر کمک خواهد کرد
که کودکانمان رابطه برابر را فرا بگیرند و بتوانند با همسالان خود ارتباط سالم و دوستانه برقرار کنند.

• سیستم خانواده تک فرزندی خطر فرماندهی و فرمانبرداری است
• اصولا رابطه های نابرابر رو ترویج میکند
• به همین دلیل جامعه کمونیستی مثل چین سیستم تک فرزندی را ترویج میدهد.
• باور چینی ها به بخت و شانس و اقبال بسیار عجیب است ،
مثلا عدد ۸ جایگاهی خاصی براشون داره و میل زیادی به قمار دارند
و میدونید قمار جزیره ماکائو در چین از لاس وگاس بیشتر است
و اونجا چینیها تمام پولها رو در اختیار کازینو ها میگذارند
و میدونیم یک دلیل این کارها تخیلی بودنشان است
و ویژگی بچه تنها همین تخیلی بودنشان است
چون باید توی اتاق چشم به سقف بندازه و خیال بکنه

• پدر و مادر عزیز بدانید که مطالعات علمی نشان داده هزینه وقت و انرژی که شما
برای یک بچه صرف میکنید، از هزینه ۲ بچه با فاصله سنی ۲۰ تا ۳۵ ماه بیشتر است.

• اگر به هر دلیلی امکان داشتن فرزند دوم را ندارید
مهمترین نکته اینست که تا جایی که میتوانید فرزند تک خود را در ارتباط با دوستان
هم سن و سالش قرار دهید و به او کمک کنید تا بتواند بیشتر روز خود را در هر سن
و سالی که هست با دوست خود بگذراند.

• شاید بزرگترین نکته تربیتی برای والدین این باشد که دوست خوب برای فرزندانتان بخرید.
• پدر و مادر عزیز فرزند شما در کنار دوستان خود است که امکان رشد را پیدا میکند.

• کودک انسانی وقتی به این دنیا میاد بدن روانیش به دو چیز احتیاج داره :
o -توجه
o -محبت ..
o این باید بصورت دائمی مثل هوا بهش داده بشه تا اونجایی که نوزاد در تمام مدت بیداریش ،
باید با مادر در ارتباط باشه و به همین دلیل زندگی مادر رو تمام وقت پر میکنه .
• لذا این نوزاد در تمام مدت بیداریش احتیاج به توجه داره
و نمیشه کودک رو به بهونه اینکه آرومه یک جا رها کرد
و باهاش کاری نداشت.
وقتی تعداد این بچه ها زیاد است این توجه و محبت وجود نخواهد داشت
و وجود بچه ها از اکسیژن زندگی سالم هست خالی میشه

• کودک قرار است مورد نوازش قرار بگیره
• طوریکه اگر کودک بین ۶ تا ۱۲ ماهگی ۲ تا سه روز نوازش نبینه میتونه بمیره
زیرا بار مغناطیسی و الکتریکی و بیوشیمیایی مغز از طریق این نوازش هست که برقرار میشه ،
• لذا ماجرا ماجرای یک توجه کامل است
• به همین دلیل است که تا وقتی بچه از ۱۸ و ۲۰ ماهگی نگذشته
اگر مادر بچه دیگه ای بیاره چون توجه مادر رو میگیره و بچه هنوز در مرحله اضطراب جدایی هست
و نمیتونه جدایی از مادر رو تحمل کنه بچه اول رو از پا درمیاره.

• به همین خاطر اریک فروم در هنر عشق ورزیدن میگه :
• اگر نوزاد میدونست قرار است یک روزی از مادر جدا بشه از وحشت اون حادثه ، در دم جان میسپرد.

• قصه موضوع یک ارتباط تنگاتنگه تمام مدت هست
• وقتی تعداد بچه ها از ۴ بچه میگذره
هیچ مادری امکان ایجاد این ارتباط رو نداره
به همین دلیل تعداد بچه ها بیشتر از ۲ یا ۳ اصلا توصیه نمیشه.
• وقتی تعداد بچه ها از ۴ تا گذشت اونها فقط زنده ماندن رو یاد میگیرند
که چطور سرشونو از آب بیرون نگه دارند تا خفه نشوند
ولی حتما وجودشون خالی میمونه و باعشق و محبت پر نمیشه.

• داشتن فرزند در زندگی زناشویی دوای هیچ دردی نیست
و بیخود گوش به حرف فامیل و دوستان و خانواده محترمتان ندهید
و اگر از زندگی زناشویی خود راضی نیستید به هیچ عنوان تصور این را نکنید
که با بچه دار شدن اوضاع را بهتر میکنید
پس باز هم تکرار میکنیم بچه دوای هیچ دردی نیست .

• اگر به دلیل هر اشتباهی شما دارای فرزندی شدید
در حالیکه در زندگی زناشویی خود مشکلات جدی و اساسی دارید
به هیچ عنوان به بهانه نکات بالا نباید فرزند دوم را به این دنیا بیاورید
در حالیکه میدانید شرایط لازم به جهت پرورش و تعلیم و تربیت او را ندارید.

حرمت نفس

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

حرمت نفس

تقویت حرمت نفس در کودک

• هدف اصلی فرایند رسیدن به بلوغ حرکت به سوی استقلال و خودمختاری است.

• بسیاری از احساسات و حالات بد و نتیجه گیریهای غلط انسان بزرگسال مانند:
o اضطراب
o افسرگی
o شکاک بودن
o وسواس
o دوقطبی و غیره
به دلیل آسیب کودکی بویژه ۸ سال اول کودکی میباشد

• به نقل قول از یک بزرگوار، کار جهان درست نمیشود مگر آنکه:
1-با کودک انسانی برخورد مناسب و درست در ۸ سال اول کودکی شود
2-به رشد عقل و خردگرایی در مراحل رشد انسان کمک شود
بطوریکه عقل و خرد مبنای تصمیم گیری او در زندگی گردد.

• تمسخر
• تحقیر
• سرزنش
• تنبیه کودک
• یک خیانت و یک جنایت در حق کودک انسانی میباشد
• صدمات جبران ناپذیری به حرمت نفس او وارد میکند.

• برای اینکه کودک از حرمت نفس سالم برخوردار شود میبایست والدین خود از حرمت نفس بالا برخوردار باشند.

• قدر مسلم اینست که آستانه تحمل بعضی کودکان در مقابل اضطراب کمتر از دیگران است
• بطوریکه آنچه برای یک کودک دردناک است ممکن است برای سایر کودکان دردناک نباشد.
• وقتی کسی در دوران کودکی در معرض وحشت و اضطراب قرار داشته باشد
که راه گریزی از ان برایش متصور نبوده
با احساسی از درماندگی بزرگ میشود
و ایجاد احساس حرمت نفس در او دشوارتر میشود.

• امروزه میدانیم در کودکی مخصوصا ۳ سال اول کودک شدیدا احتیاج به محبت از طریق لمس کردن دارد
• اگر حتی سایر نیازهایش برآورده بشود در صورت لمس نکردن میمیرد.
• کودکی که لمس نشود جراحتی که هرگز از بین نمیرود در حرمت نفس او ایجاد میشود.

• کودک به عشق بدون قید و شرط نیاز دارد
• یعنی اگر عشق منوط به عملکرد باشد حقیقی به حساب نمی آید
• به کودک این پیام داده میشود که تو کافی نیستی
• در واقع این عشق دروغین وسیله ای برای مطیع کردن او و سلطه جویی بر اوست.

• کودکی که به احساس و اندیشه هایش بها داده میشود خودپذیری را می آموزد..
• اگر به کودک بگوییم بناید چنین احساسی داشته باشد تشویق میشود
• تا احساسش را انکار کند و به رشد و تعالی او کمک نکرده ایم.

• به کودک انسانی باید بیشتر از بزرگترها احترام گذاشت.
• کودک میتواند حرف پدر مادر خود را قطع کند
• ولی پدر و مادر نباید حرف کودک را قطع کنند.
• این را بدانید این حقیقت که ما فرزندانمان را دوست داریم تضمینی نیست که با آنها درست برخورد میکنیم.

احساس دیده شدن و درک شدن در کودک

• اگر من به شوخی حرفی بزنم و شما رفتار خصمانه نشان دهید
• یا شادیم را نشان دهم و شما ابراز ناشکیبایی کنید
• یا ناراحت باشم و شما بگویید که تظاهر نکن
• من احساس دیده شدن و درک گردیدن نمیکنم
• کودک انسانی به این موضوع دیده شدن روانی نیاز اساسی دارد.

• احساس دیده شدن و مرئی بودن درجات گوناگونی دارد
• که در روابط عاشقانه از همه جا مشهود تر است.
• کودک به شدت نیاز دارد که او را ببینند و درک کنند
• این یک نیاز اضطراری است
• به همین دلیل به چهره بزرگترها خیره میشود تا به واکنش آنها پی ببرد.
• وقتی کودک با ناراحتی میگوید
” امروز کسی با من بازی نکرد”
و مادر میگوید
“حتما ناراحت شدی”
کودک احساس درک شدن و مرئی بودن میکند
ولی اگر مادر بگوید
“خیال میکنی همه باید با تو بازی کنند”
احساس خوبی پیدا نمیکند.

• وقتی با کودک در مقام همدلی پذیرش و احترام به او حرف میزنیم و محبت میکنیم او احساس مرئی بودن میکند.

• توجه به بچه ها باید متناسب سنشان باشد
• وقتی از یک نوجوان ۱۶ ساله همانند یک کودک ۶ ساله مراقبت میکنیم
• او را از راه رشد باز میداریم.
• وقتی کودک ۶ ساله ای سوال میکند
• برای جواب دادن به او بهتر است او را ترغیب کنیم برای یافتن جواب سوال خود آن کتاب را مطالعه کند.
• اگر هدف پدر مادر حمایت از استقلال بچه ها باشد
راه رسیدن به آن دادن حق انتخابهای مناسب سن و سال اوست
• مثلا بجای اینکه به کودک بگوییم این لباس را میخواهی؟
بهتر است ۲ لباس نشانش بدهیم و از او بخواهیم بین این ۲ لباس یکی را انتخاب کند.

• باید دانست تعریف و تحسین بی مورد و انتقاد بیجا به حرمت نفس کودک آسیب میزند.
• تعریف اگر از روی ارزیابی باشد برای کودک مناسب نیست
• و تولید اضطراب و وابستگی میکند
• و رفتار تدافعی را تشویق میکند
• ولی اگر از روی قدردانی باشد
• و به واقعیتها بپردازیم
• و رفتار کودک را مورد توجه قرار دهیم
• حرمت نفس کودک را تقویت میکند.
• اگر معلم به خاطر کمک دانش آموز در مرتب کردن قفسه به او بگوید
“کارت عالی بود و تو دانش آموز سخت کوشی هستی و تو کتابدار بسیار خوبی هستی ”
او را ارزیابی شخصی کرده است
• ولی اگر به او بگوید
” حالا که قفسه ها مرتب شده اند بچه ها به راحتی میتوانند کتاب مورد علاقه شان را پیدا کنند . خیلی بهتر شد متشکرم “
کودک به این نتیجه میرسد که معلم از من راضی است.
• هرچه تعریف و تمجید مشخص تر باشد برای کودک معنی دار تر است
و اگر کلی و مبهم باشد مفید نیست.

• اگر میخواهید استقلال کودک را تشویق کنید وظیفه ارزیابی را به او واگذار نمایید.
• در انتقاد از کودک هرگز شخصیت او را زیر سوال نبرید
• بلکه فقط از احساس خود بگویید
• مثلا بجای اینکه بگوییم تو پسر بدی هستی یا کار بدی کردی
• بهتر است بگوییم با انجام این کار تو من ناراحت شدم.
• تا کنون کسی با شنیدن این توصیف که تو آدم بدی هستی به آدم خوب تبدیل نشده است.

• اگر بتوانیم حتی زمانیکه خشمگین هستیم به حرمت نفس کودک احترام بگذاریم
به یکی از قدرتمندترین جنبه های سرپرستی مناسب تجهیز شده ایم.

• پدر مادر منطقی برای فرزندانشان معیارهای اخلاقی وضع میکنند
• زیرا نداشتن انتظار از آنها کمکی به انها نمیکند
• و از احساس امنیت خاطر آنها میکاهد
• فقط مهم اینست که انتظار متناسب سن و ویژگی های شخصی کودک باشد
• و برخورد مناسب با اشتباهات او شود.

• اشتباه کردن لازمه بسیاری از یادگیریها است
• و اگر کودک بخاطر اشتباه مورد تمسخر یا سرزنش یا تحقیر قرار بگیرد
آموزش و یادگیری کودک را خدشه دار میکند.
• لذا کودکی که احساس کند اگر اشتباه کند مورد پذیرش پدر مادر قرار نمیگیرد
ممکن است اشتباهش را به گردن نگیرد
و خودپذیری او خدشه دار میشود
و مسوولیت در قبال خود و ابراز وجود او سرکوب میشوند.

• در یک ساختار خانواده خوب پدر و مادر توضیح میدهد اما فرمان نمیدهند.
• در این ساختار ترس و هراسی برای کودک وجود ندارد.
• وقتی بچه ها با ارزشها و معیارهای منطقی آشنا شوند حرمت نفسشان افزایش میابد.

حرمت نفس در مدارس

• متاسفانه بسیاری از بچه ها در مدرسه با آموزگارانی روبرو میشوند که
o یا خودشان حرمت نفس ندارند
o یا راه آموزش حرمت نفس را نمیدانند.
• بسیاری از آموزگاران چنان در ستاره دادن به بچه ها دست و دلبازی میکنند که جنبش عزت نفس را به تمسخر کشیده اند.
• لذا وقتی من به حرمت نفس اشاره میکنم توجهم به واقعیت هاست
• نه تعریف کردن بی مورد یا تولید احساس خوب بی جهت در بچه ها .
• ممکن است دانش آموزی در مدرسه ضعیف باشد ولی حرمت نفس بالایی داشته باشد.

• به نظر میرسد کودکانی که بیش از اندازه مطیع و فرمانبردار هستند در بازار کار امروزه با مشکلات فراوانی روبرو میشوند.

• آموزگاران با عزت نفس کم ناشکیباتر هستند
• روشهای اقتدار طلبانه را بیشتر استفاده میکنند
• بیشتر در مقام جریمه و مجازات دانش آموزان هستند
• به نقاط ضعف کودک بیش از نقاط قوت او اشاره میکنند
• هراس و رفتار تدافعی را آموزش و مروج وابستگی هستند.

• وجه مشترک آموزگار، والد، و روان درمانگر خوب اینست که به توانمندی کسی که با او سروکار دارند اعتماد میکنند.
• شان و منزلت کودک باید در نظر گرفته شود لذا کودک را جدی بگیرید و به او احترام بگذارید.
• رعایت عدالت در کلاس درس بسیار ضروری است و با کلیه دانش آموزان در یک کلاس میبایست یکسان برخورد شود.
• بررسیهای به عمل آمده نشان میدهد اگر با اولیای دانش آموزان بجای صحبت کردن ار جنبه های ضعیفشان
درباره جنبه های مثبت صحبت شود تاثیر بهتری بر جای میگذارد.
گاه کودک از توانمندیهای خود آگاه نیست باید او را کمک کرد تا نقاط قوت خود را بشناسد.
• همه به توجه نیاز دارند
و بعضی از دانش آموزان به توجه بیشتری نیاز دارند
و مخصوصا برای دانش آموز خجالتی که در درس و مشق عالیست و سکوت میکند توجه مضاعف نیاز است.

• محبت و احترام به معنای نبود قاطعیت نیست.
رعایت نظم و انضباط شرط لازم یادگیری است .
جوهر نظم و انضباط یافتن راه چاره ای جز مجازات کردن است.

• والدین بعضی اوقات بچه ها را وادار به سرکوب احساسات خود میکنند
و میدانیم آنچه در رابطه پدر و مادر با فرزندان مصداق دارد در رابطه میان آموزگار و دانش آموز هم مصداق دارد.

• میدانیم مهارتهای کلامی و نوشتاری یکی از مهمترین شاخصهای شغلی به حساب می آیند.
درباره گوش دادن پویا و ارائه پاسخها و بازخوردهای درست و نقش همدلی و قبول مسوولیت
در قبال خود وتمایل به پاسخگو بودن در محیط کار اطلاعات کافی داریم.

• هوش و فراست و درک اشخاص از دنیا متفاوت است
لذا هرکس یادگیری مخصوص به خود را دارد
و بعضیها اطلاعات را دیداری و بعضی شنیداری و سرانجام گروه سوم لمسی هستند.

• در نهایت بهتر است مدارس ما بجای دانش آموزان مطیع دانش آموزان مسوول پرورش دهند

• ویژگی های دانش آموز مطیع :
o تاثیر پذیر از عوامل بیرون…..
o تبعیت ….
o فاقد ابتکار….
o اهل شکایت……
o احساس درماندگی
o وابستگی زیاد

• ویژگی دانش آموز مسوول :
o تاثیر پذیر از عوامل درونی …..
o انتخاب کننده …
o دارای ابتکار ……
o اهل همکاری ….
o احساس توانمندی
o استقلال رای

دو اثر منفی تنبیه بدنی بر کودکان

۱- عزت نفس آنها را کاهش می دهد.
باعث کاهش توان آنها برای کنترل احساسات خود می شود
موجب می شود که آنها نسبت به خود احساس بدی داشته باشند.

۲- به آنها می آموزد که قربانی و توسری خور باشند.
افرادی که تسلیم تنبیه بدنی می شوند،
به طور حیرت آوری این باور غلط را پیدا می کنند
و با این خیال برای ادامه زندگی آماده می شوند.

 امروزه ما می دانیم که تنبیه بدنی هرگز انسانها را قوی نمی کند،
• بلکه باعث می شود آنها مجدداً قربانی شوند
• و در تعامل با جامعه از حقوق خود دفاع نکنند.

سر به در و دیوار کوبیدن

چگونگی برخورد با کودکی که سرش را به در و دیوار یا زمین میکوبد

• برخی بچه ها وقتی ناراحتند سرشونو به دیوار یا زمین میکوبند
• خوشبختانه تا حدود ۱۸ یا حتی ۲۴ ماهگی این ضربه ها آسیبی به مغز وارد نمیکنه
• گرچه متاسفانه برخی اوقات بسیار سخت و شدید است
• به نظر میرسه در چنین مواردی وقتی اونها یک چیز بد و غلط و خطرناک میخوان
که نباید تسلیم خواستشون بشیم
باید با مهربانی با اونها برخورد کنیم
و ابدا درباره زدن سر اونها به زمین یا دیوار حرفی نزنیم
و نسبت به این کار باید آنچنان بی اعتنا بود که موجب تقویتش نشه.
• معمولا بچه ها حدود ۲ سالگی این کار رو قطع میکنند و آسیب چندانی نمیبینند
• هرگونه توجه و احساس دلسوزی و یا تسلیم در مقابل خواسته هایش به نوعی این فعالیت رو شدیدتر میکنه.

نظرات جان گاتمن

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

فرزند پروری از نگاه جان گاتمن

از تولد تا هفت سالگی
نکاتی از کتاب کلیدهای پرورش هوش عاطفی کودکان

 John Gottman (born, 1942)

• طی دو دهه گذشته طبیعت کودکان به شدت دگرگون شده است. پدر و مادر به دلیل تامین نیازهای اقتصادی نسبت به گذشتگان فرصت کمتری برای رسیدگی به فرزندانشان دارند و در بیشتر محله ها والدین کودکان خردسال میترسند به فرزندانشان اجازه دهند خارج از خانه بازی کنند. چه رسد به اینکه به خانه همسایه بروند . لذا کودکان ساعتهای بیشتری را به تماشای تلویزیون و بازیهای کامپیوتری میپردازند و کمتر در فضای ازاد باهمسالان خود ارتباط دارند.

• کلید تربیت موفق در فرضیه های پیچیده ، قوانین مفصل خانواده یا فرمولهای بغرنج رفتاری نیست ، بلکه در عمیق ترین احساس عشق و محبت شما به فرزنداتان نهفته است و بسادگی از طریق درک و همدلی شما نشان داده میشود.

• اصل پدر و مادری در اینه که وقتی فرزند ما درگیر طغیان احساسی و عاطفی، مثل غم یا خشم یا ترس یا آشفتگی شد، ما بتونیم راهنمایی و برخورد درست و مناسبی با او داشته باشیم.

• پدر و مادری خوب فقط با عقل ممکن نیست، بلکه پدری و مادری خوب با عاطفه سرو کار دارد.

• هوشیاری عاطفی شامل کنترل کردن امیال ، به تاخیر انداختن کامجویی ، تشخیص حالات اشخاص دیگر و از عهده بالا و پایین های زندگی برآمدن است.

• من اگر فیزیک بلد باشم میتونم فیزیک یاد بدم ، حالا اگر قرار باشه من به فرزندانم کنترل و شناخت حالات و احساساتشون رو یاد بدم، باید اول بتونم خودم رو بشناسم و خودم رو کنترل کنم.

پدر و مادرِ عصبی نمیتونن به فرزندشون آرامش یاد بدن ،

پدر و مادرِ عصبانی نمیتونن مدیریتِ خشم رو به فرزندشون یاد بدن ،

پدر و مادرِ مضطرب نمیتونن به فرزندانشون امنیت بدن.

• پدر و مادر باید دقیقا حالات و احساسات و ریشه های رفتار فرزندانشون رو بشناسند و بتونند اونها رو تسکین بدن یا راهنمایی درست بکنن. انها به احساسات منفی فرزندانشان مثل غم یا خشم یا ترس اعتراضی نمیکنند ؛ اما انها را نادیده نیز نمیگیرند و از لحظات احساسی به عنوان فرصتهایی برای آموزش درسهای مهم زندگی به فرزندان و ایجاد روابط صمیمانه تر با آنها استفاده میکنند.

• میتوان چهار دسته از والدین را در برخورد با احساس های منفی کودکان تشخیص داد: احساس های منفی مثل فرزندی که با احساس ناراحتی از رفتن به کودکستان خودداری میکند

o -والدهای بی اعتنا : احساس منفی فرزندشون رو نادیده میگیرند.

o -والدهای ناراضی : از احساس فرزندشان ناراضی هستند و اونها رو سرزنش میکنند.

o -والدهای بی عنان : احساس فرزندشون رو میپذیرند و با او همدلی میکنند، ولی فرزندشون رو راهنمایی نمیکنند.

o -والدهای راهنمای هوش عاطفی : اول متوجه احساس کودک میشوند ، دوم این موقعیت را فرصتی برای اموزش میبینند، سوم با کودکشون همدلی میکنند و به او میفهمانند که متوجه احساس بد فرزندشون هستند ، چهارم به کودک کمک میکنند تا کلماتی را پیدا کنه که بتونه روی احساسش اسم بزاره، پنجم راه های گوناگون برای حل مساله را بررسی کرده و حد و مرز را تعیین میکنند.

• والدین در مقابل فرزندشون حق عصبانیت ندارن، ولی میتونن دوستانه و بالحنی ملایم و ارام خشم خودشونو ابراز کنند

• عصبِ “واگ” مسوول بسیاری از کارهای شاخه پاراسمپاتیک سلسله اعصاب خودکار میباشد. مثلا وقتی بدن تحت استرس قرار گرفته و ضربان قلب و تنفس شدت می یابد ، این اعصاب در جهت خلاف اعصاب سمپاتیک عمل کرده و مسوول تنظیم مجدد ضربان قلب و تنفس و بهبود شرایط میباشد ، کودکانی که راهنمای هوش عاطفی دیده اند توان واکنش بهتری به استرس دارند و راحت تر به شرایط عادی بدن باز میگردند.

• اگر چه همه پیامهای کودکان به این سادگی رمز گشایی نمیشوند، اما معمول است که کودکان ترسهایشان را از طریق بازیهایی با موضوعات جدی، مانند رها کردن فرزند ، بیماری، اسیب دیدگی یا مرگ ظاهر میکنند .
والدین هوشمند میتوانند از ترسهایی که فرزندانشان در بازی هایشان ابراز میکنند ، سرنخ ها را بگیرند و سپس درباره این ترسها صحبت کنند و به فرزندانشان اطمینان خاطر بدهند.

فرصت در بحران برای پدر و مادر

میگویند در زبان چینی نماد “فرصت” در احاطه نماد “بحران” است.  وقتی فرزند ما درگیر یک بحران عاطفی یا روانی میشه  و این بحران چه ترکیدن یک بادکنک باشه و چه نمره بد ریاضی یا خیانت یک دوست ، مهم این است که شما در موقع بحران چه واکنشی به فرزندتان نشان میدهید؛  هم میتونید بهش اسیب بزنید؛  هم اینکه از این بحران به عنوان یک فرصت طلایی برای ایجاد همدلی و صمیمیت و اموزش روشهای اداره احساسات برای اونها استفاده کنید.

• فقط یک نکته رو حواستون باشه که پدر و مادر باید درارتباط با فرزندشون کار درست رو بکنند؛  پس اگر در یک موقعیت برخورد با فرزندتون، نمیدونید کار درست و علمی و مناسب چیه، بهتره هیچ کاری نکنید. فقط گوش شنوا داشته باشید.

• پس وقتی کودک غمیگن است نشانه «یک چیز خراب دیگر که امروز باید درست کنم» نیست . بلکه این یک فرصت برای صمیمیت و اموزش اداره احساسات است و همینطور فرصتی برای این پیش امده که به ما بیش از قبل احساس خوب پدر و مادر بودن را بدهد.

• راه حل ارایه دادن بدون ابراز همدلی با فرزند ، مانند ساختمان ساختن پیش از شالوده ریختن است ، پس اگر مثلا فرزندتان از موضوعی غمگین یا عصبانی است، سریعا به او نگویید که اگر شما بودین چطور مساله را حل میکردین ، او ابتدا نیاز دارد که احساس کند درک شده و کسی احساس او را متوجه شده است و او نیاز به همدلی دارد.

• مسیر طبیعی رشد بشر نیرویی به شدت مثبت است . یعنی مغز انسان بطور طبیعی طوری طراحی شده است که در جستجوی امنیت و عشق و دانش و درک باشد.

• در برخی جاها باید راهنمای عاطفه را به تاخیر انداخت مثلا هنگامی که وقتتان کم است، هنگامی که شخص دیگری حضور دارد، هنگامی که برای راهنمایی خسته هستید و یا وقت کافی ندارید، هنگامی که لازم هست به بدرفتاری مهمی رسیدگی کنید، هنگامی که فرزنداتان احساسی را وانمود کرده تا سواستفاده کند.

• واقعا مهم نیست زوج متاهل یا جدا شده باشند بلکه خصومت میان پدر و مادر چه در زندگی زناشویی  و چه بعداز طلاق هست که اسیب میزند. لذا الزاما طلاق اسیب زننده نیست و برخی زندگی های زناشویی آسیبش از طلاق های آرام به مراتب بیشتر است.

• اینکه فرزندان به هیچ عنوان اختلافات پدر و مادر را نبینند و این اختلافات مخفی بماند کار درستی نخواهد بود بلکه اگر پدر و مادر محترمانه اختلافهایشان را طرح کنند و به طریق سازنده ای درجهت رفع اختلافها تلاش کنند.  مشاهده این عوامل برای ساختن هوش عاطفی فرزندان میتواند مفید هم باشد.

• بین دو عامل
۱-همسر خوب بودن
۲-پدر یا مادر خوب بودن
عامل دوم نیروی اصلی است و منظور اینه : کسی که همسر خوبیه لزوما پدر یا مادر خوبی برای بچه هاش میتونه نباشه. ولی اگر کسی پدر یا مادر خوبی باشه به احتمال زیادتری همسر خوبی هم هست ؛ به بیان دیگه کسی که کالای پدری و مادری هست به احتمال زیادتری کالای ازدواج هم خواهد بود،  ولی احتمال درستی عکس این قضیه کمتره.

• پس توی ملاکهای ازدواج باید چک کرد که ایا این ادم پدر و یا مادر خوبی هم برای بچه هاش هست یا نه؟ علم و مهربونیش رو داره یا نداره

• شکایت متوجه یک رفتار است ولی عیب جویی به شخصیت فرد حمله میکند.  عیب جویی اغلب ابراز ناراحتی سرکوب شده و خشم حل نشده است و معمولا با کلی گویی همراه است.
مثلا تو هیچ وقت در کارهای خانه به من کمک نمیکنی

• مشکلات و اختلافها را همان زمان که پیش می اید، مطرح کنید؛ صبر نکنید تا انقدر عصبانی شوید ، که تحملتان به پایان برسد.

• خشم و ناراحتی تان را معطوف به رفتارهای همسرتان کنید نه شخصیت وی.

• بر حال متمرکز شوید نه گذشته

• وقتی میخواهید شکایت کنید از این عبارات استفاده نکنید : تو باید ؛ تو همیشه؛ تو هیچوقت

• زنها بیشتر از شوهر ها انتقاد میکنند و عیب جویی زن اغلب ناشی از بی اعتنایی شوهر در برابر خشم و ازردگی اوست

• تحقیر شدید تر از عیبجویی است و در واقع در این عمل فرد قصد دارد از نظر روانی طرف مقابل را زخمی سازد. هنگامی که احساس بیزاری دارید ذهنتان پر از افکار تحقیر امیز است.

• وقتی فردی مورد تحقیر و توهین قرار گرفته است کاملا مشخص است که به حالت تدافعی فرو میرود  و اگر این مسایل ادامه دار باشد بالاخره یک همسر که معمولا مرد است خودش را کنار میکشد و این کار به رغم نیت مثبت معمولا مشکل افرین است

• در اختلاف زناشویی از فرزندانتان به عنوان سلاح استفاده نکنید و بچه ها در اختلافات زناشویی نباید نقش پیام رسان را داشته باشد و یا نقش میانجیگری دعوای پدر و مادر را داشته باشند

• پژوهشها نشان میدهد پسرهایی که پدرشان در زندگیشان حضور ندارد ، در یافتن تعادل بین قاطعیت مردانه و خویشتن داری دچار مشکل هستند . در نتیجه برای انها دشوار تر است که خودداری و به تعویق انداختن کامجویی را یاد بگیرند .

• پژوهشها نشان میدهد زنانی که شوهرانشان هنگام زایمان کنارشان بودند ، درد کمتری را گزارش کردند و درباره تجربه تولد احساس بهتری داشتند.
همچنین پژوهشها نشان داد پدرانی که اندکی بعد از تولد نوزاد در بیمارستان شروع به تعویض پوشک ، حمام کردن  و تکان دادن نوزاد میکنند،  به احتمال بیشتری در ماه های اینده نیز به چنین کارهایی ادامه میدهند

• من از طرفداران جدی مرخصی تولد فرزند برای پدران هستم . اگر شغل پدر چنین امکانی را به او نمیدهد توصیه این است که حداقل طی هفته های اول تولد نوزاد ، که دوره ای بسیار مهم و بی نظیر است ، تا انجا که میتواند مرخصی بگیرد

• حسادت فرزند خردسالتان را به نوزاد تازه به دنیا آمده درک کنید : تجسم کنید که همسرتان معشوقه خود را به خانه بیاورد و اعلام کند که اکنون میخواهد همگی با هم به خوبی و خوشی زیر یک سقف زندگی کنید، مطمئنا این موضوع برای شما غیر قابل تحمله ، خوب فرزند اول شما وقتی فرزند دوم به دنیا میاد به همین شدت باید فشار روانی رو تحمل کنه و آسیب دیدنش حتمیه ، فقط میشه بوسیله رعایت برخی نکات شدت آسیب رو کم کرد.

نظرات مارتین سلیگمن

فرزند پروری

نکاتی از کتاب شادمانی درونی

مارتین سلیگمن ( Martin E. P. “Marty” Seligman (born, 1942

• مارتین سلیگمن روانشناس آمریکایی، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب‌های خودیاری است.
• نظریه او با نام درماندگی آموخته‌شده به طور گسترده‌ای میان دانشمندان و روانشناسان بالینی مطرح است.
• زمینه خاص روان‌شناسی مثبت بر موفقیت انسان تمرکز دارد.
• در حالی که بسیاری دیگر از شاخه‌های روان‌شناسی بر رفتارهای نابهنجار و دارای اختلال تمرکز می‌نمایند،
• روان‌شناسی مثبت تمرکزش بر کمک به افراد برای شادشدن و ارضاء بیشتر است.

• روان‌شناسان این مکتب، یک نظام طبقه‌بندی را به وجود آورده‌اند که توانایی‌های آدم‌ها را گروه‌بندی می‌کند.

• آن‌ها ۶ گروه از توانایی‌های آدمی را در این نظام، مشخص کرده‌اند:

1. خرد و دانایی:
شامل:
o خلاقیت،
o کنجکاوی،
o باز و پذیرا بودن در مقابل تجارب جدید،
o عشق به یادگیری و وسعت نظر

2. شجاعت:
شامل
o خودباوری،
o پایداری،
o کمال
o سر زندگی

3. تنوع‌دوستی:
شامل
o عشق،
o مهربانی
o هوش اجتماعی

4. عدالت‌جویی:
شامل
o رعایت حقوق شهروندی،
o بی‌طرفی
o رهبری

5. اعتدال:
شامل
o بخشش و دلسوزی،
o فروتنی و آزرم،
o احتیاط
o نظم بخشیدن به عملکرد خود

6. تعالی:
شاملِ
o دانستن ارزش زیبایی‌ها و شگفتی‌ها،
o قدرشناسی،
o امیدواری،
o شوخ‌طبعی
o معنویت

فرزند پروری

• مورد نخست از سه اصل فرزند پروری در رابطه با هیجان مثبت این است که
o این هیجان موجب ایجاد و بسط منابع فکری ،
o اجتماعی و
o جسمی میشود
o که در حکم حسابهای بانکی است
o که کودک در ادامه زندگی خود میتواند به آنها اتکا کند.
o به همین دلیل تکامل،
o از هیجان مثبت یک عنصر اساسی در رشد کودک ساخته است

• تکامل چنان مقدر کرده که ارگانیسم های داخلی کودک ،
o زمانی که احساس ایمنی دارند ،
o هیجان مثبت را تجربه کنند
o و با وارد شدن به دنیای بیرون ،
o با استفاده از تجربه کاوش
o و بازی منابع خود را بسط دهند

• کودک در زمان تجربه هیجان منفی یک پناهگاه مستحکم ایمن و رسوخ ناپذیر می سازد
o و بسوی آن عقب نشینی میکند
o و از بسط منابع خود باز می ماند.

• افسردگی یک مارپیچ نزولی سریع است ،
o زیرا روحیه غمگین باعث میشود که خاطرات منفی به آسانی به ذهن هجوم بیاورند ،
o این افکار منفی هم به نوبه خود بر افسردگی می افزایند
o که آن هم باعث افکار منفی بیشتر میشود
o و ان چرخه تکرار میشود.
o قطع این مارپیچ نزولی یک مهارت اساسی است
o که بیماران افسرده باید آن را بیاموزند

• لذا دومین اصل فرزند پروری تقویت هیجانات مثبت در کودکان به منظور شروع یک مارپیچ صعودی است

• سومین اصل فرزند پروری جدی گرفتن هیجانات مثبت کودک به اندازه هیجانات منفی
o و همچنین جدی گرفتن قابلیتهای او به اندازه نقاط ضعف اش میباشد.
o لذا خصایص مثبت کودک درست به اندازه خصایص منفی او واقعی و اصیل هستند

• لذتبخش ترین کار ما به عنوان والد ایجاد هیجانات و خصایص مثبت در کودکانمان،
بجای تمرکز صرف بر روی رفع هیجانات منفی و خاموش سازی خصایص منفی است.

• دلایل زیادی برای خواباندن نوزاد در رختخواب پدر و مادر وجود دارد.
o هنگامی كه كودك پس از بیدار شدن خود را در كنار والدینش می یابد ،
o ترس او از رها شدن از بین رفته و احساس امنیتش تقویت میشود
o و در مورد والدین پرمشغله هم این كار موجب افزایش زمان ارزشمند تماس انها با كودك میشود
o و هنگامی كه كودك نیمه شب از خواب بیدار شده ،
o نیازی به گریه های طولانی برای رفع نیازش وجود ندارد .
o ما درمتون پزشكی اطفال شاهدی نیافتیم كه بر غلطیدن والدین در حین خواب
o و له كردن نوزادشان دلالت داشته و منافی مزایای این كار باشد .
o توجیه اصلی برای خوابیدن با كودك ایجاد دلبستگی ایمن از طریق توجه سریع و مداوم است.

بازیهای مقارن :

• در ازمایشات درماندگی اموخته شده دریافتیم ،
o حیواناتی كه شوك گریز ناپذیر دریافت میكردند
o به این نتیجه میرسیدند كه عمل انها تفاوتی در وضعیت انها ایجاد نمیكند ،
o لذا منفعل و افسرده میشدند
o ولی حیوانات و افرادی كه بر روی شوك كنترل داشتند
o نتایج عكس گروه قبلی را نشان دادند یعنی بهبود سلامت.

• بازیهای مقارن فرصتی برای كودك به جهت یادگیری تسلط و احساس كنترل داشتن بر روی محیط میدهد.
o مثلا هنگام ناهار وقتی كه كارلی سیر شده و اشتها ندارد ما منتظر میمانیم
o تا او با قاشق خود به میز بزند
o و وقتی كه او این كار را كرد
o همه ما هم به میز میزنیم
o او سرش را بلند كرده
o و به ما نگاه میكند
o و اینبار سه دفعه به میز میزند
o همه ما هم سه بار به میز میزنیم و…
• و با این تكرار ما به او احساسی از تسلط و كنترل بر روی محیط و در نتیجه اعتماد به نفس مثبت میدهیم.

• جغجغه به این دلیل برای كودك جالب است كه خود او باعث ایجاد صدا میشود.

• بلوكهای چیدنی كه شما انها را میچینید و كودك با ضربه ایی انها را میریزد و یا پاره كردن كتابهای باطله برای او مفید است .

• بازی همیشه موجب تسلط و ایجاد تجربه جاری بودن برای كودك در هر سنی میشود.
o اینكه وقتی كودكان در هر سنی جذب بازی میشوند
o اینكه با شتاب به سمت انها رفته و بگویید وقت تمام است
o باید برویم
o اشتباه است
o اگر زمان محدود هست
o از قبل به او اطلاع داده و بگویید
o كه مثلا ده دقیقه دیگر وقت داری.

• من تصور میكنم جنبش عزت نفس و ایجاد كننده های احساس خوب در
واقعیت با تضعیف عزت نفس در مقیاس وسیع پیامد نامطلوب داشته اند.

واژه نه

o این واژه بر محدودیت و خطرات دلالت دارد
o كه در حال حاضر به شكلی حساب نشده و زیانبار برای كودك بكار میرود .
o والدین به آسانی ، انچه را كه برای خودشان پر زحمت هست
o با چیزی كه برای كودك خطرناك است اشتباه میگیرند.
o مثلا زمانیكه من والدی كم تجریه تر بودم
o وقتی كه لارا به چای كاملا سرد شده من نزدیك میشد من داد میزدم “نه”…
o این صرفا یك تعامل زحمت ساز بود نه یك خطر ،
o و من فقط باید چای را از دسترس او دور میساختم
o و الان که اگاه تر شده ام
o وقتی كارلی موهای سینه ام را میكشد
o با وجودیکه خیلی هم درد ناك هست من به جای گفتن “نه” میگویم
o ارامتر ،یواشتر تا او آرام شود.

• خرید موقعیتی است که در آن کودک بهانه گیری ها زیادی میکند
o و من به درخواست داریل برای خریدن یک بازی ویدیویی بدون اینکه به او نه بگویم اینگونه پاسخ میدهم :
o داریل دو ماه دیگر جشن تولدت است ،
o وقتی که به خانه رسیدیم ،
o این بازی ویدیویی را به لیست ارزوهایت اضافه کن،
o لذا این تقاضای تکانشی به شکل آینده نگری در می آید

 تحسین و تنبیه

o اساس لوس شدن کودک ایجاد درماندگی آموخته شده در مورد رویدادهای خوب است
o من فقط نیمی از توجه نامشروط را قبول دارم.
o متاسفانه درماندگی آموخته شده فقط زمانی اتفاق نمی افتد که رویدادهای بد ،غیر قابل کنترل هستند ،
o بلکه در صورت غیر قابل کنترل بودن رویدادهای خوب هم ایجاد میشود.
o زمانی که کودک همیشه صرفنظر از آنچه انجام میدهد با پاداش مواجه میشود دو خطر پیش می آید:
-او با آگاهی یافتن از اینکه صرفنظر از کاری که انجام میدهد ،تحسین خواهد شد ،منفعل شود
-هنگامی که شما او را صادقانه تحسین میکنید ،
ممکن است در درک اینکه واقعا به موفقیتی دست پیدا کرده ،مشکل داشته باشد

• یک رژیم بی وقفه از توجه مثبت غیر شرطی خیرخواهانه ،باعث میشود
که او فرصت درس گرفتن از شکستها و موفقیتهایش را نداشته باشد

• عشق و محبت و صمیمیت و هیجان همگی باید بصورت نامشروط وهمیشگی برای کودک فراهم باشند .
o اما تحسین موضوعی متفاوت است .
o تحسین را مشروط به یک موفقیت و متناسب با آن به منظور ایجاد احساس بهتر در کودک به او ارائه دهید.

• نتیجتا کودک بخاطر توجه و محبت و تشویق زیادی لوس نمیشه
o و اتفاقا هرچه این موارد بیشتر باشن ،
o برای رشد سالم کودک مفیدتر هم هستند
o ولی زمانی کودک شما لوس میشه که :
یا عشق و محبت و توجه شما رو در زمانهایی که لازم داشته دریافت نکرده
و به همین دلیل به نوعی به احساس درمانده شدن میرسه
که باعث میشه دیگه برای بدست آوردنش تلاشی نکنه

یا تحسین هایی که دریافت کرده نامشروط و بدون دلیل
و یا نامتناسب با کارش بوده
و نتونسته باعث درس گرفتن براش بشه

• در آزمایشات هر وقت قبل از شوک الکتریکی موش صدایی را دریافت میکرد ،
صدا بطور معتبری به علامت خطر تبدیل میشد
و چون شوک هیچگاه بدون صدا به موش وارد نمی آمد ،
نتیجه این بود که فقدان صدا مترادف با نبود خطر و امنیت است
و موش فقط در آن یک دقیقه ای که صدا را دریافت میکند در هراس است
و در مابقی اوقات در ارامش است.
لذا وقتی کودک خود را مثلا تنبیه منفی میکنید ،
او باید دقیقا علت تنبیه منفی شدن خود را بداند
و هیچگاه نباید تنبیه را متوجه شخصیت یا بر علیه خود کودک
در نظر گرفت بلکه باید تنبیه متوجه رفتار او باشد.

 زمان قبل از خواب

o دقایق قبل از به خواب رفتن کودک میتوانند ارزشمندترین لحظات شبانه روز باشد
o و این فرصت را نباید هدر داد.
o آخرین افکار یک کودک در لحظات قبل از خواب سرشار از هیجان و تصاویر بصری هستند
o و تبدیل به تارهایی میشوند که رویاها بر حول آن تنیده میشوند

 حال و هوای رویا با افسردگی ارتباط دارد

o من این کار را با درخواست از هر کدام از بچه ها برای ایجاد یک تصویر ذهنی واقعا شاد شروع میکنم .
o آنها بویژه پس از انجام بازی “بهترین لحظات” به آسانی این کار را انجام میدهند .
o سپس هرکدام تصویر ذهنی خود را توصیف میکنند
o و من از انها میخواهم که بر روی آن متمرکز شوند
o و آن را نامگذاری کنند.
o من دریافته ام که این کار باعث افزایش این احتمال میشود
o که بچه های ما رویای شیرین مرتبطی را داشته باشند.

نگاهی دیگر به فرزند پروری

• یک روز وقتی با دختر پنج ساله ام در باغچه مشغول چیدن علفهای هرز بودم،
من چون هدفمدار هستم و زمان برایم مهم است
وقتی دخترم در ان لحظه اواز میخواند و میرقصید ،
حواس من را پرت کرد
و من بر سر او داد زدم ،
او از من دور شد و برگشت و گفت:
بابا میخوام باهات حرف بزنم
و من گفتم «باشه نیکی بگو»
گفت :
بابا یادته وقتی من از سه سالگی تا پنج سالگی همش غر میزدم ،
اما روز تولد پنج سالگیم تصمیم گرفتم دیگه غر نزنم .
این سخت ترین کاری بود که تا حالا انجام دادم
و اگر من توانستم از غر زدن دست بردارم
پس تو هم میتوانی اینقدر بداخلاق نباشی
این اتفاق برای من نقطه تجلی بود ،
نیکی درست به هدف زده بود.
من پنجاه سال از عمرم خشک و بی روح گذشته بود
و در این لحظه من متحول شدم
مهمتر از همه این بود که من دریافتم بزرگ کردن نیکی اصلاح نقایص او نیست ،
چون خودش هم از عهده این کار بر می امد ،
بلکه هدف من در بزرگ کردن او باید پرورش این قابلیت شگفت انگیزی که او از خود نشان داده بود
که در اصلاح مرسوم به ان هوش اجتماعی میگویند
و کمک به او برای استوار ساختن زندگیش بر حول آن باشد
چنین قابلیتی اگر بطور کامل رشد پیدا کند،
محافظی در برابر ضعفهای او در مقابل طوفان هایی خواهد بود
که بطور اجتناب ناپذیری در زندگی خود با آنها مواجه خواهد شد.
من اکنون میدانستم که بزرگ کردن بچه ها ،
بسیار بیش از رفع و اصلاح نقایص آنهاست
و اینکه شناسایی و تقویت قابلیتها و فضیلتها و کمک به آنها برای یافتن جایگاهی که میتوانند
خصایص مثبت خود را به کاملترین شکل ممکن در زندگی خود بکار بگیرند
از مهمترین وظایف مادر فرزند پروری است

http://ravanshenasinegaresh.blogfa.com

مشاهده عکس خودشان

مشاهده عکس یا ویدیوی کودکان توسط خودشان

• بین ۱ تا ۳ یا ۴ سالگی بچه ها وقتی عکس های کودکی خودشونو میبینند
• یا شاهد ویدیوهایی از خودشون میشوند احساس بدی میکنند
• تصوری که به ذهن کودک می آید این است که
• اگر من هستم پس بر سر اون موجودی که در اون عکس یا تلویزیون است چه آمده ؟

• لذا تصویر و تصور اینکه ممکنه او نابود شده باشه یا تصور اینکه من از اون

موجود در اون فیلم یا عکس متفاوت و کاملا جدا هستم

• این تصور که شاید او پیداش بشه و ما دو تا خواهیم بود
• همه و همه باعث میشه که دیده شده کودک بعد از دیدن عکس یا ویدیو غمگین میشه
• و یا گریه میکنه

• اگر چنین اتفاقی افتاد بهتر است که حتما به مدت یک سال اون عکس یا فیلمها هرگز به بچه ها نشون داده نشه
• تا اینکه کودک این مرحله را پشت سر بگذارد.

بازی و اسباب بازی

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

بازی و اسباب بازی

• رشد كودك در سه سال اول كاملاً مرتبط به نوع بازی و امكانات بازی اوست
• و به هیچ طریق دیگری ( حتی ۱۰ درصد) آموزش لازم رو پیدا نمیكنه جز از طریق بازی.
• و معلوم هست كه اسباب بازی در اینجا مطرح هست.

• كودك در حدود ۳ تا ۴ ماهگی با دستهای خودش بازی میكنه.
• بعداً با پای خودش
• و با بدن خودش
• به گونه ای درگیر میشه
• و از حدود ۴ ماهگی آمادگی اینو پیدا میكنه كه با برخی از اسباب بازی های ساده در ارتباط باشه.

• این اسباب بازی ها معمولاً از نظر رنگ و از نظر صدا و برخی از اوقات اگر حركت آهسته ای دارند مورد توجه قرار بگیرند .
• زیرا در آغاز بچه به رنگ و صدا بیش از هرچیز دیگری اهمیت میده.
• اما اسباب بازی باید به نوعی باشه كه كودك را تماماً درگیر كنه و به او فرصت یادگیری بده.

• در هر زمان یك اسباب بازی بیشتر نباید در اختیار شیرخواره و یا نونهال قرار بگیره.
• زیرا تعداد زیاد اسباب بازی او را با نوعی سردرگمی همراه خواهد كرد
• و این احساس غالب اوقات او را با نوعی شتاب و یا رفتار كمی خشم آلود همراه خواهد ساخت.
• و زمانی كه حوصله اش از یك اسباب بازی سر رفت میشه اونو كنار گذاشت و اسباب بازی دیگری رو داد.

• معلوم هست كه كودك انسانی از حدود یك سال و نیم وقتی كه راه میوفته اسباب بازی رو مورد استفاده قرار میده
• اما مهمترین مسئله برای او گشتن، كشف و كنجكاوی جهان هست
• و در این زمان به آنچه كه در خانه هست علاقه ی ویژه ای پیدا میكنه
• و باید او را كاملاً در جهت داشتن اونها به عنوان اسباب بازی راحت و آسوده گذاشت.
• فقط با این شرط كه این اسباب بازی یا وسیله ی خانه برای او ضرر و خطری نداشته باشه.

• كودك از حدود یك سالگی به بعد نوعی اسباب بازی عمومی و جمعی رو دوست داره.
• رفتن به وان حمام و رفتن به پارك و یا خیابان رو دوست داره.
• به محیط های خرید و به خانه ی دوستان میتونه با اشتیاق فراوان بره.
• و به خانه دوستان مایله كه سر بزنه.
• این نوع فعالیتها نوعی از بازی و آموزش او هست كه میتونه به فرزند شما كمك كنه.

• از حدود ۲۰ ماهگی به بعد وقتی بچه ها به هم میرسند
• كمی وقت صرف هم میكنند
• كه معمولاً از دقیقه نمیگذره
• ولی معمولاً به كار خودشون و به بازی خودشون میرن.
• تنها توجهی كه ممكنه به دیگری بكنند به اسباب بازی اوست
• كه مایلند اونو داشته باشن.
• اگر شبیه و مانندش در اختیارشون باشه احتمالاً به بازی خودشون مشغول میشن.

• به همین جهت بچه های ۲۰ ماهه تا ۲۶ ماهه این موضوع دیده میشه
• كه خیلی از اوقات كنار هم،
• درحالیكه ممكنه با یكدیگر حرف بزنن
• با دو اسباب بازی مختلف مشغول دوگونه بازی هستند
• اما با هم بازی نمیكنند.
• بچه ها تا دو سالگی آمادگی بازی كردن با دیگران را به مقدار كمی دارند.
• مگر اینكه از قبل آموزش لازم به اونها داده شده باشه
• و در این زمینه دخالت بزرگسالان به نوعی بازی رو براشون جالب و جاذب كرده باشه.
• اما قبل از ۱۸ یا ۲۰ ماهگی انتظار اینكه دو بچه با هم بازی گنند بدون تردید انتظاریست كه به واقعیت نخواهد پیوست.

• مطلب دیگر اینست كه فرزندان را باید در استفاده از اسباب بازی و نوع بازی كاملاً آزاد بذاریم.
• مگر زمانیكه خطری یا رفتار نامناسبی دارد.

• اینكه به او بگوییم :
چند دقیقه ایست با این وسیله بازی میكنی و حالا رهاش كن
یا اینكه بگیم
از این ماشین اینگونه استفاده نكن و از چرخش استفاده كن برای كار دیگه.
یا اینكه اسباب بازی رو از دستش بگیریم
و بازی دیگه ای باهاش بكنیم به كلی اشتباه هست.

• آزادی كامل مطلق رو در جهت استفاده از اسباب بازی باید به بچه ها داد
• و به هیچ وجه با وقت و زمان اون نباید كار داشت.

• بسیاری از اوقات بچه ها بازی با اسباب بازیشون رو به عنوان مهمترین و لازمترین كار خودشون میگیرن
• و زمانیكه من و شما در اون دخل و تصرف میكنیم بعد از مدتی میتونیم كاملاً اونها رو از هم بپاشیم.

• و اگر مایل هستید از خانه خارج شوید از قبل به او هشدار بدهید
• و كمكش كنید كه بازی رو به آخر برسونه
• و اسباب بازی رو سرجای خودش بذاره
• و سپس به بیرون بروید،
• تا اینكه یكباره فرمانی رو صادر كنید
• و دست او را بگیرید و بگید كه وقت رفتن هست.
• گرچه ممكنه به رفتن اونجا اشتیاق داشته باشه،
• اما شكستن بازی او درست نیست.

• بسیاری از بچه ها به دلیل این دخالتهاست كه آهسته آهسته در زندگی یاد میگیرن
كه نه تداومی باید در كارشون باشه و نه پایانی.
و این رو به عنوان الگو و مدل زندگی خودشون میتونن انتخاب كنن.

• برخی بچه ها بازی رو قهرآلود و خشم آلود میكنن كه نباید كاری به كارشون داشت.
• گرچه نشان دهنده حال درونی آنهاست
• اما بسیاری از اوقات بچه ها از طریق این كارهاست كه تا حدود زیادی خودشون رو آزاد و تخلیه میكنن.

• اما هرگز نباید برای بچه ها وسایل جنگ و جدال را خرید.
• یكبار چنین اشتباهی میتونه در ذهن اونها جنگ رو موجه نشون بده.
• مطالعات در این زمینه نشون میده حتی اسباب بازیهای كوچك غالبا تاثیر بزرگی در روحیات كودك داره.
• و امید این هست كه هیچ اسباب بازی ای كه بوی تجاوز و یا جنگ و كشتن دیگری رو میده در هیچ كدام از سنین كودك نباشه.
• درسته كه عامل تخلیه برخی از اوقات توجیه این اسباب بازیها رو میكنه.
• اما نقش اونها بسیار كم و ناچیز و تاثیرات اونها بسیار بد و فراوان هست.
• به هرحال بچه ها برخی اوقات اهمیتی رو كه به بازی میدن از هركاری و هر رفتاری مهمتر و باارزشتر میدونن.

• بچه هایی هستند كه بسیار در جهت نوع بازی و اسباب بازی سخت گیر هستن.
• بچه هایی هستن كه برای خودشون آداب و مراسم و ترتیبی رو در جهت استفاده
از وسایلشون دارن كه باید اونها رو آسوده گذاشت.

• بچه هایی هستن كه سخت درگیر بازی میشن و محیط اطراف رو فراموش میكنن.
• بچه هایی هستند كه تكرار رو دوست دارند.
• و كودكان دیگری مایل به تغییر و تنوع هستند
• و همه اینها باید محترم شمره بشه.
• بچه ها در برخی از اوقات بازی تا مرحله وسواس میرسه
• و كوچكترین دخالت یا تغییری اونها رو سخت برآشفته میكنه.
• درسته كه این حال ممكنه خوب نباشه
• و احتمالاً علامت و نشانه گرفتاری یا بیماری باشه.
• اما هرنوع برهم ریختن اون میتونه مشكلاتی به وجود بیاره.
• كودكانی هستند كه با نظم و ترتیب و رعایت اصول نظافت كار میكنن
• و كودكانی هستند كه متاسفانه به هم میریزند و كثیف میكنند.
• اینها رو باید راهنمایی كرد
• و یا توصیه هایی كرد
• ولی اگر اعتنایی نمیكنند باید از اون گذشت.
• در پایان كار نظم و ترتیب و نظافت رو برای اونها و به كمك اونها انجام داد.

• متاسفانه بچه هایی هستند كه نسبت به اسباب بازی بیخیال و بی اعتنا هستند.
• غالب اوقات آسیب درونی علت اصلی مساله است كه باید بهش توجه كرد.

• تا چهار سالگی مالكیت برای بچه بسیار با ارزش هست
• رعایت اصل مالكیت اهمیت فوق العاده داره.
• بنابراین هرگز نمیشه اسباب بازی فرزند تا ۴ ساله رو با موافقت یا بدون موافقت او به كس دیگری بدهید.
• گرچه برخی از اوقات بچه ها خوشحال و راضی از این كار هستن
• ولی بسیاری از اوقات بچه ها در خلوت و تنهایی خود در شب احساس از دست دادن چیزی رو میكنن
• و رنج این از دست دادن برخی از اوقات برای انها بسیار جانگداز هست.
• این است كه رعایت و احترام به مالكیت بچه ها تا چهار سالگی بسیار جدی است.
• اگر چند فرزند دارید، با وجود آنكه احتمالاً اسباب بازی یكی به درد دیگری نمیخوره،
• حتماً برای او هم بخرید
• یا به او اجازه و امكان انتخاب رو بدید
• و اگر تمایلی در او دیدید در اینباره از او نپرسید.
• حتماً باید آنچه رو متعلق به فرزندمون هست به دیگران ندیم
• حتی اگر خواهر و برادر هستن.
• زیرا بچه در این زمان بیش از آنگه پدر و مادر خودش رو با خواهر و برادرش شریك و سهیم شده،
• توانایی شریك و سهیم شدن هیچ وسیله و اسباب بازی خودش رو نخواهد داشت.

• اسباب بازی هاییكه در اون ساختن و به وجود آوردن و ایجاد چیزی تازه و جدید هست
كه احتمالاً مصرفی داره
و یا برهم زدنش كه دو مرتبه میتونه كار رو از سر شروع كنه بسیار با اهمیت هست.
ولی بسیاری از بچه ها بعد از اینكه اسباب بازی رو ساختن مایل به برهم زدنش نیستن.
زیرا ترس و وحشت اون رو دارن كه دوباره نتونن اونو مانند گذشته بسازن.

• در این زمینه با اعتماد و اطمینانی كه به شما باید داشته باشن و پیدا كنن،
باید حتمن كمكشون كرد كه خودشون به دست خودشون اسباب بازی رو از هم بپاشن
و جدا كنن و بعدن همون زمان (و نه حتماً زمان دیگر) از اونها بخواهیم كه اونو سر هم كنن
و برای یك شب نگه دارن تا به این نتیحه برسند كه آنچه را تازه از دست داده اند و یا ساخته اند
و ویران كرده اند امكان ساختن و به وجود آوردن مجددش رو دارند.

• بچه ها خوشحال خواهند شد كه در وقت بازی اونها رو تماشا كنید
• و از ابتكاراتی كه میكنند و یا نوع بازیشون تعریف و تمجید كنید.
• خیلی از اوقات بچه ها خوشحال خواهند شد كه باهاشون همكاری داشته باشید
• اما باید به میل و خواسته اونها بازی كنید.
• از خودتون ابتكاری و یا نظریه تازه ای ارائه ندید.
• برخی اوقات به بچه های بعد از ۲ سال و نیم پیشنهاداتی میشه داد.
• اما پیشنهاداتی كه از آغاز تا پایان این كلام رو با خودش داره كه
“اگر دوست داری و دلت میخواد میتونیم با این اسباب بازی چنین كنیم.

 سه اصل اساسی در گرفتن اسباب بازی :

1. هرچه اسباب بازی واقعی تر، برای بچه بهتر.
زمانی كه تلفن خانه یا تلفن كوچكی رو برای او میگیریم
بیش از هر اسباب بازی دیگه به او فرصت و امكان اینو میده كه با اون بازی كنه
بیاموزه و خودشو جزئی از این كل و طبیعتی بدونه كه در اطراف او وجود داره.

2. وسایلی كه او میتونه تقلید شمارو در بیاره
و یا احتمالاً نقشهای مختلف رو ایفا كنه.
وقتی كه كفش یا پیرهن شما رو میپوشه.
از آنچه كه جنبه نمایشی و یا تقلید بزرگسال رو داره بسیار لذت میبرن.

3. مواد خامی كه میتونن ازش استفاده كنن
و بعد اونها رو از بین ببرن.
جای ظرف تخم مرغ،
خمیر
یا جعبه و قوطی های مختلف
غالب اوقات برای بچه ها بسیار جالب و جاذب هست.
حتی كاغذ و رنگ اونها میتونه توجهشون رو جلب كنه.
و در وقت بازی ازش استفاده كنند

مهد کودک

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

مهد کودک

• چند نکته راجع رفتن بچه ها به مهد کودک

۱- اول اینکه فرزند ما زبون اون محیط اموزشی رو به اندازه همسالان خودش فرا گرفته باشه
• بتونه جدایی از پدر و مادر رو به راحتی تحمل کنه .

۲- بین ۶ تا ۱۸ ماهگی مرحله اضطراب جدایی برای کودک انسانی است
• تو این مدت مادر تقریبا از فرزندش نمیتونه دور باشه
• باید در شرایط خاصش گذاشت تا بچه که حدود ۱۸ ماهگی به مرحله object permanent میرسه
• ثباتی در ذهنش بوجود میاره که تصویر مادر یا پدر رو میزاره تو ذهنش و هر زمان که اونها نبودند چون اون تصویر رو داره فکر میکنه کنارشند.
• این اتفاق فوق العاده مهم حدود ۱۸ ماهگی میوفته.
• بعد از اون پدر مادر برای اینکه تجربه جدایی و دوری از پدر و مادر برای بچه سخت و تلخ نباشه مواظب باشند
که بچه از این دوریها اسیب نبینه و یک بازی که مهمترین بازی جهان است بنام بازی قائم موشک رو هزاران بار
با فرزندشون انجام بدهند تا به اون وضعیت ثبات ذهنی فرزندشون کمک کنه
و بچه به این نتیجه برسه که پدر مادرم رو نمیبینم ولی اونها هستند .

۳-برای بچه ها خیلی اهمیت داره که اگر یکی از دوستان یا خویشاوندان نزدیکش رو در اون محیط داشته باشه
• غالب اوقات بخاطر این دوست بچه ها اشتیاقی باورنکردنی به محیطهای آموزشی پیدا میکنند.
• لذا اگر دوست یا فامیل و آشنایی دارید چه بهتر که شرایطی رو فراهم کنید که فرزندان هر دوی شما بتونند با هم اونجا بروند
• حتی ساعاتی هم خارج از ساعت اون محیط در کنار هم باشند.

۴-میدانیم بچه ها تا ۴ سالگی با مفهوم شریک و سهیم شدن آشنا نیستند
• پس این محیط اگر ۱۰ فرزند دارد برای همه اونها باید ۱۰ اسباب بازی یکنواخت داشته باشد

۵-برای یک بچه ۳۰ ماهه همینکه تعداد بچه ها از ۱۰ یا ۱۵ نفر بیشتر بشه برای او جمعیتی غیرقابل قبول و تحمل است
• اگرچه ممکن است محل های بازی از هم فاصله داشته باشند
• بچه ها در محیط های شلوغ مخصوصاً اون زمانیکه پدر و مادر کنارشون نیستند احساس راحتی نمیکنند.

۶-در این محیط ها میدانیم بعد از ۱ سالگی فاصله بیش از ۱ سال برای بچه ها مفید نیست
• اگر فرزند ۲ ساله ما کنار بچه ۴ ساله باشد، گرچه برای ۴ ساله میتونه مفید باشه اما برای فرزند دو ساله جای خوبی نیست.

۷-فلسفه و دانش و بینش و معلمان و مربیان و نظافت ان محل اهمیت زیادی دارد
• سیاست کلی انها چگونه است
• یعنی آیا بخاطر وضعیت ساعت و درامد خود فرزند ما را با هر مشکلی در اونجا نگه میدارند
• یا اینکه سریعا ما را از مشکل یا بیماری فرزندمان آگاه میکنند

۸-در این محیط فرزند ما باید به نوعی احساس مالکیت و تعلق داشته باشد
• داشتن کمدی کوچک و جائی مشخص که بتونه وسائل شخصیش رو در اونجا بزاره
به او احساسی از ارتباط با محیط رو میده

۹-اما اگر فرزند شما امادگی کامل برای رفتن به این محیط ها رو ندارد
• بهتر است محیطی رو انتخاب کنید که به شما اجازه میدهند تا زمانیکه ضرورت داره کنار فرزندتون بایستید
• این سخن که او را رها کن و برو بعد از مدتی که گریه کرد حالش خوب میشه مخصوصا در روزهای اول خوب نیست .
• برخی اوقات فرزندان ما میتونند در این محیط ها بسیار سخت آسیب ببینند و از پا دربیایند
• لذا دقت کافی در انتخاب این محل باید به عمل اورده شود
• حتی گذاشتن یک روز کامل برای دیدن انچه که در این محل میگذرد بسیار ضروری است

10-هرچه بچه های ما بیشتر به مهد کودک رفتن علاقه نشان بدهند
نشان از سلامتی روانی آنها و سالم بودن محیط مهد کودک دارد.

مشکلات بچه ها در ارتباط با نرفتن به مهد کودک

• برخی از ریشه های اصلی و اساسی مشکلات بچه ها در ارتباط با نرفتن به مهد کودک

• سه دلیل اصلی و اساسی وجود داره که فرزندمون ممکنه با رفتن به محیط آموزشی
بعد از دو سال مشکل داشته باشه :

۱-ممکنه او اضطراب جدایی داشته باشه
• که اگر فرزند ما این اسیب رو دیده رها کردن و تنها گذاشتن او در محیط آموزشی بسیار ویرانگر است
• باید کمکش کنیم تا این آسیب درمان شود
• بعد او را به محیط اموزشی ببریم

۲-ممکنه بچه مشکل هراس از مدرسه school phobia داشته باشه
• برای اینکه اون محیط رو بد میدونه…
• همانطور که منو شما میتونیم بریم جایی که اون محیط رو دوست نداشته باشیم
• وقتی بریم اونجا بترسیم
• پس باید دلائل اون رو پیدا کرد و مشکل بچه رو حل کرد

۳-اگر دو مورد بالا نیست باید ریشه اضطراب و نگرانی و وسواس رو در خانواده چک کرد
ممکنه فرزند ما مشکل اضطراب و بیماری روانی داره.

۴-اگر هیچکدام از موارد بالا نیست ممکن است فرزند ما یک بد آموزی پیدا کرده و داره با پدر و مادر بازی میکنه.

آمدن فرزند دوم

نکاتی مهم برای فرزند اول در ارتباط با آمدن فرزند دوم

1- اولا فرزند تک آسیب های جدی دارد
o و بهتر است تعداد فرزندان دو یا حداکر سه تا باشد
o اما به دلائل بسیار که هم برای فرزندان خیلی بهتر است و هم برای پدر و مادر
o توصیه اینست که فاصله سنی فرزندان بین ۲۰ تا ۳۵ ماه باشد
o چون فاصله سنی بیشتر در بلند مدت هزینه و مسائل و مشکلات و اسیبهای
بیشتری برای فرزندان و پدر و مادر خواهد داشت.

2- مادران توهمی دارند که اگر در حال شیر دادن به فرزندشون هستند
احتمالا حامله نخواهند شد
o که به هیچ وجه درست نیست.

3- در هر حالت فرزند اول ما با اومدن نوزاد جدید حتما اسیب شدیدی میبینه
o حتما اومدن نوزاد جدید رو به عنوان تهدید و خطری برای کم شدن محبت و توجه نسبت به خودش تلقی میکنه
o زیرا اولا وقتی مادر نوزاد رو شیر میده ارتباط ویژه ای با او خواهد داشت
o که فرزند اول از اون محروم است
o و دیگر اینکه بسیاری از گفتگوها به ناچار مربوط به نوزاد جدیدتون است
o و پسر یا دختر شما که تا بحال مرکز و محور توجه در خانواده بوده
o و خودشو به عنوان تنها موجود منحصر بفرد در خونه میدیده
o حالا به یکباره متوجه میشه که یک موجود حقیر و ناچیز دیگه اومده
o و حق و سهم اونو در توجه و محبت همه و همه در اختیار گرفته…
o لذا احساس حسادت و رقابت شدیدی بصورت پنهان و آشکار با او پیدا میکنه .
o فقط وظیفه ما اینه که سعی کنیم این اسیب رو به حداقل ممکن خودش برسونیم
o و بتونیم بر روی زخم فرزند اول در این تغییر شرایط مرهمی بگذاریم.

4- وقتی درباره امدن خواهر یا برادر از فرزند اولتون سوال میکنید
o باید بدونید که نه باید اشتیاقشون رو اونقدر جدی گرفت
o و نه عدم رضایتشون رو….
o به هر حال از او پرسش هایی بکنید
o و حالات فرزند اولتون رو قبل از اومدن فرزند دوم ارزیابی کنید

5- درباره اومدن فرزند دوم هرگز به فرزند اولتون قولی ندهید
o زیرا اگر نتونید اونو براورده کنید میتونه برای فرزندتون آسیب زننده باشه
o و به هر حال اگر بچه دوم در راه بود و فرزند اولتون مایل بود میتونید اینجا و اونجا دربارش حرفی بزنید
o ولی اگر او تمایل نداشت در اینباره کمترین حرف رو با او داشته باشید.
o یادتون باشه ۹ ماه انتظار برای فرزند اولتون وقتی سن کمی داره شاید به اندازه ۵ سال باشه
o زیرا زمان در کودکی خیلی خیلی اهسته میگذرد.

6- خودتونو نگران این موضوع نکنید که مانند فرزند اول به او علاقه خواهید داشت یا نه
o و یا عشق و محبت فرزند اول رو به دومی هم خواهید داد یا نه…
o زیرا در واقعیت هیچکدام از این موضوع های اهمیتی اینچنین که هم اکنون
در ذهن شما هست رو در واقعیت نخواهد داشت .

7- فرزند اول ما بسیار علاقمند خواهد بود که فرزند دوم رو داشته باشه
o زیرا به او هم به عنوان همبازی و هم اسباب بازی نگاه میکنه
o و باید سخن ما به فرزند بزرگتر این باشه که او تو را دوست خواهد داشت
o و بعدا با تو بازی میکنه
o و در زندگی یار و یاور تو خواهد بود
o و نیز میتونید از برادر خواهر های دیگه براش مثال بزنید
o که چقدر با هم خوبند و خوشند.

8- در ماه های اخر به فرزند بزرگترتون میگید که او بسیار ضعیفه
o و نمیتونه حرف بزنه
o و من به کمک تو احتیاج دارم
o ولی یادتون باشه در عمل هرگز هرگز هرگز مسوولیت بچه کوچکتر رو به بزرگتر ندین
o و هرگز او این پیامو نگیره که اگر کاری رو انجام نده مسوول یا مقصر یا اشتباه کاره….
o به هر حال هرگز نباید بچه ها رو در هر سن و سالی که هستند
مسوول مواظبت و مراقبت از برادر یا خواهرشون دانست .

9- توصیه اینست که حتی قبل از اینکه موضوع بچه دوم مطرح بشه او را به بیمارستان ببرید
o و بزارید نوزادان دیگه رو ببینه
o و حتما در خریدن وسائل نوزاد جدید او را هم با خودتون همراه کنید
o و در هر خریدی حتما برای او هم خرید کنید
o و میتونید بهش بگین که برادر یا خواهر کوچیک تو به من گفته که اینو برای تو بخرم.

10- در روزهای آخر بارداری اجازه بدین به بدن شما دست بزنه
o حتما وقتی در بیمارستان هستین یکی دو تا از عکس های خودتون با فرزند بزرگتون رو
با خودتون ببرید و کنار خودتون داشته باشید
که او خاطرش آسوده بشه شما به یاد او هستین

11- بهتر است به فرزندتون نگید که برادر یا خواهر تو در شکم من است
o چون بچه به دلیل تصورات و تخیلات عجیب و غریبی که داره
o تصور میکنه اون بچه خورده شده
o یا ممکنه به گونه ای دفع بشه
o لذا بهتر است گفته بشه در قسمتی از بدن من است
o و در اونجا کمی بزرگ میشه و بعد به این دنیا میاد….
o بهتر است عکسهای زمانی که او را حامله بودین به او نشان دهید
o و عکسهای اول تولدشو که در اغوش شما یا دیگران ببینه.

12- برخورد شما یا خویشاوندان در هفته یا ماه اول تاثیر بسیار مهمی در روابط فرزندتون با خانوادش داره
o و توصیه اینست که امدن فرزند را به خانه عنوان ملاقات دوست تازه ای که به دیدن فرزند بزرگتر شما اومده انجام بدهید
o و اول او را به اتاق فرزند بزرگترتون ببریدش
o و از فرزند بزرگترتون بخواید در حالیکه او متوجه نیست بهش توضیح بده که در اتاقش چه چیزهایی داره
o لذا فرزند بزرگترین حس میکنه من مهمترین عضو این خانواده هستم که او اول به دیدن من امده است.

13- سعی کنید از وسائل فرزند اولتون به هیچ عنوان برای فرزند دوم استفاده نکنید
o و اگر وسیله ای است که او ازش خبری نداره ضرورتی نداره شما اشاره کنید
o که این وسیله قبلا برای تو بوده …
o زیرا بچه ها به لباسها و وسائلشون احساس مالکیت ویژه ای دارند
o که اصلا توان شریک شدنش رو با کس دیگه ای ندارند.

14- وقتی ملاقات کننده ای به منزل شما میاد از اونها بخواهید هدیه ای که میاوردند برای فرزند بزرگتر شما باشه
o و قبل از ورود اونها فرزند کوچکتر رو به اتاقی ببرید
o و به مهمانانتان این پیامو بدهید که در اول همچنان محبت و توجهشون رو به فرزند اولتون بدهند …
o بعد از چند دقیقه ای که نشستند از فرزند اولتون بخواید که مهمانها را برای دیدن فرزند دوم به اتاق خواب هدایت کنه
o و در ضمن این دیدار از مهمانها بخواهید که هیچ نظر و عقیده ای در ارتباط با شباهت یا هوش یا هر مقایسه
دیگری بین فرزند کوچکتر با پدر و مادر یا دیگری نداشته باشند
o تا حسادتی رو برای فرزند اول موجب نشوند…
o زیرا میدانیم این گفتگو ها که برای ما بسیار بی اهمیت و بی اساس است
o برای فرزندان ما میتونه عامل بسیار مهمی در تعیین احساس و نظرشون درباره خودشون باشه..
o به هر حال اگه هدیه ای برای فرزند کوچکتون اوردند
o از فرزند اولتون بخواید که هدیه رو باز کنه
o و اگه دلش خواست به اتاق نوزاد یا خودش ببره.

15- خریدن کتاب درباره برادر و خواهر و خوندن اون برای فرزند اولتون از قبل از به دنیا
اومدن مخصوصا اگر جنس فرزند دومتون و میدونید بسیار موثر است.

16- بعد از اومدن بچه دوم فرزند اول شما که برای مدتی زیادی است که از شیشه شیر نمیخورده
o یا دایپر نداشته
o حالا میخواد که از شیشه شیر بخوره
o و یا میگه به پای منم دایپر ببندین
o چون میخواد این پیامو بده که من هم کوچک هستم
o پس به من هم مثل او توجه کنید.

17- به هر حال یادمون باشه که هرگز هرگز هرگز به فرزند بزرگتر این پیامو ندین که تو بزرگ شدی
o و یا تو خواهر و برادر بزرگتر هستی و چنین و چنان….
o چون یادمون باشه یکی از اشتیاقات بچه ها بین ۳ تا ۶ سالگی این است که
o هر چه زودتر بزرگ شوند و خودشونو از این کوچکی و حقارت نجات بدن
o ولی وقتی ببینن که بزرگ شدن
o و خواهر و برادر بزرگتر بودن یعنی پدر و مادر رو نداشتن
o و از توجه اونها محروم شدن
o و این بزرگی برای اونها مسوولیت و دردسر داره ..
o احتمالا نه هم اکنون احساس خوبی پیدا میکنه
o و نه بعدا حالی رو که موجب میل به کمال و رشد میشه رو به درستی پیدا میکنند….
o لذا هرگز هرگز هرگز در هیچ سنی از بچه ها نخواهید که به دلیل کوچکی یا بزرگی کاری برای اونها بکنید
و یا نکنید بلکه مهم اینست که اگر کاری درست است باید انجام شود و اگر کاری درست نیست انجام نشود
o و باید خطی بر این ماجرای بزرگ و کوچک بودن که سابقه در فرهنگ و تاریخ جوامع وابسته داشته
o و اصولا از نوعی سلسله مراتبی و قدرت در خانواده خبر میده کشیده شود
o و حتما حتما حتما باید از این موضوع پرهیز کرد..
o به هر حال زمانیکه میگه من هم میخوام شیر بخورم
o باید به او توضیح بدین که چه تفاوتی پیدا شده
o و دیگه امکانش نیست
o و به نوعی درخواست اونو به گونه دیگری جبران کنیم.

18- معمولا ۲ تا ۴ ماه رفتار درست پدر و مادر باعث میشود بچه ها این تازه وارد رو بپذیرند
o و به هر حال بچه ها مایلند در وقت شیر دادن یا عوض کردن لباس کودک اون اطراف باشند
o و بویژه اگر جنس او مختلف است کنجکاوی بیشتری دارند
o و حتما این اجازه رو باید به اونها داد.

19- به هر حال فرزند اول ما حتما تغییر میکنه
o و گرچه برخی اوقات وانمود میکنه که بچه کوچیکو دوست داره
o اما هر زمان که اسیبی از ناحیه شما ببینه فرزند کوچیک و علت و سبب گرفتاری خودش میدونه
o و سعی میکنه به کوچیکه آسیب و آزاری برسونه
o و میدانیم تخیلات بچه ها در این زمینه بسیار مخرب و ویرانگر است
o و هیچ کودکی نیست که در کودکی فکر بدی در ارتباط با خواهر و برادر خودش نکرده باشه
o حالا از کشتن اونها گرفته تا چیزهای دیگه…

20- به هر حال بچه ها بعد از اومدن نوزاد توقعات بیشتری
و حالات غیر عادی بیشتری پیدا میکنند
و باید اونها رو فهمید و پذیرفت.

ترس در کودک

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

ترس در کودک

• کودک با سه تا ترس طبیعی به این دنیا میاد:
1- ترس از صدای بلند و ناگهانی
2- ترس از زیرپاخالی شدن
3- ترس از هر چیز تازه

• یکی از بزرگترین مسوولیتهای پدر و مادر دادن امنیت و اطمینان به فرزندشون هست
• ترس یکی از بدترین احساسهای انسانی است
• لذا همیشه و همه جا ما مواظب فرزندمون هستیم که احساس ترس رو تجربه نکنه
• اونو از هر چیزی که میترسونه دور میکنیم ….
• هیچ چیزی ارزش این رو نداره که ما امنیت و آرامش رو از فرزندمون سلب کنیم…
• تا جایی که در توانمونه به فرزندمون امنیت و امنیت و امنیت و آرامش رو میدهیم

شاهد جنایت قربانی

• برای کودک انسانی شاهد جنایت قربانی جنایت است.
• بخاطر همینم برخی اوقات بچه ای که کتک خوردن برادر یا خواهر یا مادرشو دیده
دقیقا به اندازه کتک خوردن خودش آسیب دیده است.

گریه بچه

• وقتی برای سرگرم کردن کودک و قطع کردن گریه اش بچه را بالا و پائین می اندازید
بدیهی است که گریه کودک قطع میشود
چون به سختی میتواند نفس بکشد.
پس قربونتون این بالا پائین انداختن بچه کار درستی نیست.

اضطراب غریبه بین ۷ تا ۱۰ ماهگی

• بین ۷ تا ۱۰ ماهگی بچه ها اضطراب غریبه دارند
• به هیچ عنوان تکرار میکنم به هیچ عنوان نباید اونا رو بغل غریبه ها داد که احساس ناراحتی کنند…
• چون اگه یکبار با گریه بغل یک غریبه برن تا اخر عمرشون هر وقت یک غریبه ببینند احساس بدی میکنند…..
• صد در صد در این زمینه مطابق میل او عمل کنید
• به هیچ عنوان بغل کسی که دوست نداره نزارید بره

سوزن و واکسن

• یعنی به نظرتون تو ذهن این طفل نوزاد چی میگذره وقتی میبینه یک مرد با بی رحمی تمام
سوزنی رو به عنوان واکسن وارد بدنش میکنه…
• یادتون باشه اون نوزاد نه میدونه سلامتی چیه نه واکسن چیه نه دکتر چیه نه فایده چیه….
اون فقط درد و لذت رو متوجه میشه….
• خودتونو جای اون بزارید بعد فکر کنید الان تو ذهنش چی میگذره؟
• و بدتر از اون هم اینکه میگه مادرمم کنارم بود ولی نتونست منو نجات بده و کمکم کنه
• اگه مادرش کنارش نباشه که فکرهای بدتری هم میکنه….
• همین واکسن آسیب زیادی به اطمینان و امنیت اون بچه نسبت به دنیا و آدمهای اطرافش وارد میکنه…..
• بخاطر همین موضوعات هست که ما میگیم هیچ کودکی نمیشه بدون هیچ آسیبی تا ۸ سالگی رسوند
• فقط پدر و مادر خوب کسی هستند که تا میتونند شدت این آسیب رو کم کنند.

تشییع جنازه

• بچه ها را تا سن ۱۶ سالگی به مراسم تشییع جنازه دیگران نبرید
• زیرا برخی اوقات بردن فرزندان به این مراسم باعث از هم پاشیده شدن آنها میشود
• ولی اگر مراسم بصورت یادبودی باشد که کارهای عجیب و غریبی در آن نمیکنند
و بازماندگان رفتاری نسبتا آرام دارند ایرادی ندارد.

جایی که ترس ، قدرت یا کنترل هست ؛
عشق و محبت سالم وجود نداره

• ما میدونیم که هیچ انسان یا پدر و مادری کامل نیست ؛
• ولی همه چیز بحث درصدهاست ،
• یک ادم میتونه یک عیب کوچکی داشته باشه ،
• ولی همچنان بشه باهاش ازدواج کرد ؛
• ولی همون فرد اگر یک دونه ایراد اساسی مثل شکاک بودن
یا عصبانیتهای شدید یا برخی موارد دیگه رو داشته باشه ،
دیگه کالای ازدواج نیست ؛
• چون این هرکدوم از اشکالات جدی و خطرناکند.

• ما میدونیم ریشه و علت اصلی و اساسی عصبیت در فرد یک چیزه :
• ریختن دو جنبه مهر و کین
1-مهر و محبت
2- کینه و تنفر و خشم و دشمنی
توسط پدر و مادر و شرایط در وجود فرد در دوران رشد

• حالا اگر یک پدر و مادر در کار پرورش و تربیتشون به اندازه ۱ درصد تنفر و خشم و کینه در وجود فرزندشون بریزند ،
قابل پذیرش و کنار اومدن است.
• ولی اگر این خشم و کینه ای که در کار تربیتی در وجود فرزندشون ریختند ،۲۰ درصد یا ۳۰ درصد بود ،
دیگه نباید ادعای پدری و مادری کنند.
• در ضمن کار پدر مادری یک کار تمام وقته و مثل رانندگی میمونه و مرخصی نداره ،
• یعنی شما نمیتونید بگید من اگه یک ساعت رانندگی میکنم همیشه حواسم جمع هستش ،
ولی فقط میخوام یک دقیقه تو حین رانندگی چشمامو ببندم.
• پس پدر و مادرها اجازه برخی اشتباهات رو اصلا حتی برای یکبا ر هم ندارند.
• پس بطور مثال وقتی پدر و مادری کنترل کننده یا تنبیه کننده یا قدرت مدار بودند
و یا ما در دوران کودکی ازشون میترسیدیم ،
حتی اگر اینجا و اونجا و گهگداری محبتهایی هم کردند
به هیج عنوان اونها دیگه نمیتونن ادعا کنند که نسبت به ما محبتی داشتند ،
• چون میدونیم اگر در یک ظرف شیر یک قطره سم بریزید اون شیر دیگه قابل خوردن نیست
• و معلومه که وجود ما رو با همین تشکیل عصبیت در شخصیت ما نابود کردند.

جیغ زدن کودکان

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

جیغ زدن کودکان

• موضوع کمی پیچیده هست …

• اگر پدر و مادر بین یک تا سه سالگی ندونن با فرزندشون چه باید بکنن و برخوردهایی داشته باشن و
ازادی بچه رو محدود کنن و بهش بکن و نکن و باید و نبایدهای زیاد بگن ، …
بچه رو می برن در مسیری که جنگ قدرته ،
یعنی بچه حالا به این نتیجه می رسه که جهان ، جهان فرمانبرداری و فرماندهیه و جهان قلدری و زوره …
یکی باید زور بگه ، یکی باید فرمان بده ، یکی دیگه باید اطاعت کنه …

• لذا بچه می بینه در بسیاری از موراد ناتوانه ،
o از بیان اون چیزی که میخواد ،
o یا وقتی پدر و مادر میگن نه،
o باید بری بخوابی …نمی دونه چی باید جواب بده …
o به حربه ی دیگری که از کودکی با او بوده و طبیعیست ، متوسل می شه که ماجرای گریه یا فریاده …
o یعنی اونجاست که بچه میره وارد مسیر جیغ کشیدن ، …
o چون ادما وقتی جیغ می کشن که فکر میکنن گوشی نیست …
o فرصتی برای حرف زدن نیست ،
o نمی دونن چیکار باید بکنن …
o و توی بچه بسیار عادیست …

• نتیجتا برخورد نامناسب شماها بوده که به او نه احساس توجه و محبت و امنیت رو داده
o و نه کوشش کردید با اون کنار بیاید …
o به او نشون دادید هر کی زورش برسه می تونه برنده باشه …
o و اون هم فکر میکنه تنها زوری که داره این جیغ زدنه …
o این جیغ زدن توجه شما رو می گیره ،
o جلوی یه جمعی باشه باعث شرمندگی شما می شه …
o یه مقدار به هر حال باهاش کنار میاید …
o و بعد هم بتدریج از خودش بدش می یاد …
o اخرش اینه که با خودش میگه من با این جیغ کشیدن کتک می خورم ، خب بخورم ..
o چون گرفتاری با خودش پیدا می کنه …
o یعنی خودش رو موجود بدی می دونه …

• یک کمی کوشش کنید موضوع رو متوجه بشید چون اینجوری به جایی نمی رسیم …

• من و شما وقتی بخواهیم از مردم یه چیزی بخواهیم ، به چه زبونی صحبت می کنیم ؟
فارسی ، برای اینکه فارسی بلدیم ، اگر ژاپنی بلد بودیم ژاپنی حرف می زدیم با کسی که ژاپنیه …

• فررزند شما غیر از جیغ زدن برای دادن پیامش راهی نداره ،
o شما براش راهی نذاشتین ،
o هیچ ارتباطی هم به ماجرای لوس کردنش نداره ،
o البته وقتی بچه جلوی یه جمعی و یا یه جایی جیغ زد ما بهش یه چیزی می دیم …
o ما با این کارمون چه کردیم ؟
o جیغ زدنش رو تقویت کردیم و تشویق کردیم ..

• به همین جهت تا انجایی که ممکنه به بچه ها نه نگید ،
o صلاح بچه ها بویژه بین یک تا ۶ سالگیست ،
o هر چیزی که کمی بده ،
o کمی اشتباهه ،
o کمی دوست ندارید ،
o بگذارید بچه ازادانه بکنه ،
o ازاد بگذارید بچه رو که انتخاب رو اون بکنه ،
o تا اونجایی که ممکنه به بچه نه نگید ، …

• اما روزی که گفتید «نه» ، باید بدونید که وقتی می تونید بگید “نه” که پای اونه «نه» تون محکم بایستید ، تا اخر …

• یعنی اگر من بدونم وقتی به بچم میگم «نه» ،
o اون شروع میکنه به جیغ زدن میکنه
o و چون مهمون دارم
o و یا وسط خیابونه ،
o من تسلیم می شم ،…
o همون اول بهتره کار بد رو براش بکنم و خودمو خلاص کنم
o تا اینکه بذارم اون جیغشو بزنه بعد تسلیمش بشم .
o چون در اینگونه موارد اون چیزی که تشویق میشه ، تقویت میشه ، تو بدنش جا می افته ، …
o اینه که هر وقت با مساله و مشکلی روبرو شدی ،
o یا در ارتباط با پدر و مادر ، چون برخی اوقات بچه ها این کارو فقط با پدر و مادر می کنند …
o جیغ بزن …
o داد بزن …
o یعنی من حربه ای که در اختیارم قرار می گیره اینه ..
o یعنی بداموزی از اینجاست …

• پدر و مادر متاسفانه به دلیل کم دانی اخلاق و رفتار بد رو در بچه می کارند ….
اونا رو تو وجودشون می گذارن …

• قاعده مشخصه …
o من تا اونجایی که ممکنه به بچم نه نمی گم .
o من هزاران هزار موردی رو که دوست نداشتم ،
o درست نمیدونستم رو ،
o گذاشتم بچه هام انجام بدن …
o پس اولا من نه نمی گم تا اونجایی که می تونم …
o اونجایی که باید نه بگم مثلا در موارد کار غیر اخلاقی
o یا جایی که بچم میخواد به حریم و حقوق دیگران تجاوز کنه
o البته با ملاکهای علمی و اخلاقی
o نه فرهنگی یا مذهبی یا شخصی و سلیقه ای،
o بچه خون هم گریه کنه من پاش می ایستم ،
o بنابراین ماجرای لوس کردن مطرح نیست …
o من پاش می ایستم ،
o ولی باید پیش بینی من درست باشه …
o اگر تو یه مهمونیه جیغ زدنه اون توجه بقیه رو جلب میکنه ،
o من ناچار باید باهاش کنار بیام و نزارم موضوع به جیغ کشیدن برسه …
o من قرار نیست اونجا بخام باهاش مخالف کنم ،
o من هر چی گفت میگم باشه ،
o من خودم داوطلبانه بهش میدم برای اینکه جنگی راه نیفته برای اینکه بازنده من و اون نباشیم …

• برخی از بچه ها هستند دیر زبون باز می کنن ،
o مشکل برای بیان خودشون دارند ،
o ما هی براشون حرف می زنیم ،
o بچه به این نتیجه می رسه که زبون رو بلد نیست
o بنابراین از حربه ای استفاده میکنه که جیغه ..
o همونطوری که بسیاری از ادما وقتی بحث می کنن کم میارن …
o فحش میدن …
o کتک می زنن …

• فرقش چیه ؟
o در این حقیقت من می بینم از این راه به هدفم نمی رسم ،
o میرم سراغ حربه ی دیگری که در اختیارمه …
o یا بعضی ادما وقتی بحث می کنی که به جایی می رسه که ناجوره ،
o گریه می کنن ،
o می زنن زیر گریه ، ..
o پس بنابراین مشکلی که اونا پیدا می کنن مساله برخورد با شماست
o و حالا رفتن سراغ راهی که براشون مونده …
o بنابراین عادیه …

• چه جوری می شه جیغ بچه رو برخورد کرد ؟

o می شه باهاش صحبت کرد که عزیزم اگه چیزی میخای به ما بگو …
o و از این به بعد بهت می گیم …
o اگر جیغ زدی هیچ اعتنایی بهت نمی کنیم …
o یکی از بهترین کارها بی اعتنایی هست …
o ولی باید مطمئن باشید بیخودی هی نه نه نمی گید ……
o شما اگر یک ماه بی اعتنا نسبت به جیغش باشید ،
o بی اعتنا یعنی اینکه اصلا نمی فهمم ،
o نه اینکه بهش بگید جیغ برای چی می زنی ؟
o بزن … یعنی اصلا براتون مهم نیست ..
o جیغ بزنه یعنی انگار نزده …
o روزی که بی اعتنا باشید همه ی مطالعات نشون میده در مواردی که انجام یه کار ضرر و خطر خاصی رو موجب نمی شه ..
o بی اعتنایی کامل ..کامل …
o نه اینکه ده دفعه بی اعتنا باشید یه دفعه اعتنا کنید ..
o بی اعتنایی کامل …
o مثه اینکه اصلا چیزی نمی شنویم …
o همیشه موجب خاموشی و فراموشیه …
o یعنی این تنها کاریه که میشه اخلاق و رفتار بد کودک رو در این گونه موارد ازش گرفت …
o بی اعتنایی کامل …
o یعنی هر چی جیغ میزنه مثه اینکه اصلا نمی زنه ..
o اصلا می تونید بهش نگاه کنید که اصلا من نمی فهمم ،
o یعنی من کرم … کر کر …
o تو هم اصلا چیغ نمی زنی ..
o به هیج وجه ..
o هیچ باهاش بحث نمی کنید …
o حرف نمی زنید …
o حتی بدنتون نشون نمیده که شما مثلاً این جیغ داره زده می شه
o …هیچ …هیچ …
o هر وقت به اینجا رسیدید می تونید از سرش بندازید ..
o و بعدم وقتی می بینید با دیگران وقتی بازی می کنه …
o مساله افرینه در ایامی که میخاید درستش بکنید ،
o پهلوی این و اون نبردیش …
o نگذارید یه جایی بره که با جیغ زدنش پاداششو از دیگران بگیره
o و فکر کنه خب این تنها راهیه که من بعضی از اوقات می تونم به هدفم برسم …

• هر ادمی که فکر کنه از یه راهی ، ….
o گریه هست ،
o جیغه ،
o فحشه ،
o تهدیده ،
o تنبیهه ،
o قهره …
o میتونه به هدفاش برسه
o خب معلومه از این استفاده می کنه ..
o کیه که در دنیا نکنه …
o شما از انسان ها بگیرید تا کشورها رو ..
o از این سیستم استفاده می کنند تا به هدف هاشون برسند ….

• با فرزندان خود وارد بازی جنگ قدرت نشوید

• دیوید شکتر David E. Schecter در بحث تکامل کودک Infant Development میگوید
o وقتی مبارزه قدرت بین والدین و فرزندان در میگیرد
o فرزند از طریق نپذیرفتن اصول نظافت و یا خوردن و یا نخوردن زیاد و یا تجاوز کاری و سادیسم ،
o سرکشی و تمرد خود را نشان میدهند
o همچنین قطع علاقه فرزند به جهان از طریق تنبلی و بی ارادگی و تباه کردن تدریجی خود ،
o مثلا از طریق استعمال مواد مخدر ،
o از اثرات این جنگ قدرت بین والدین و فرزندان است .

قدرت در خانواده

• بزرگترین مساله ی کودک انسانی نابرابری و تبعیض است….
• متاسفانه به مجردیکه قدرت یا power وارد سیستم شد شرایطی رو جهت نابرابری و تبعیض
چه در واقعیت و چه در خیال کودک به وجود میاره….
• بنابراین هرگز تصور نکیند که توی خونه بالاخره یکی باید رئیس باشه.
• این پرت و پلاها هیچ ارتباطی به یه زندگی سالمی که مساله خوشبختی اساس کارشه نداره….
• هیچ کس قرار نیست قدرتی داشته باشه

• آنچه که وجود داره و اهمیت داره این هست که:
o محبت است
o حرمت است
o مشورت است
که اساس روابط انسانی است …
• به همین جهت است که قدرت رو باید بگذارید کنار…..
• یادتون باشه ما در دنیایی هستیم که فرمانبرداری و اطاعت جایی نداره ….
o اساس باید بر همکاری باشه …..
o بنابراین جای فرمانبرداری همکاری نشسته .
o در نتیجه این موضوع قدرت رو رها کنید ….
• شما قرار نیست به کسی دستور بدید.
• بچه ها قرار نیست از کسی فرمان ببرند ….

توجه منفی نوزاد

• نوزاد یا کودک به هر وسیله ای ببینه میتونه توجه یا واکنش پدر یا مادرشو به خودش جلب کنه ،
• در این کار کوتاهی نمیکنه ،
• چه توجه منفی مثل دعوا یا اخم کردن باشه
• چه توجه مثبت مثل خنده یا تشویق.

• پس سر موضوعات اصلی و اساسی مثل
o حموم رفتن ،
o عوض کردن پوشک ،
o غذا خوردن
o و غیره
• اگر واکنشی نشون داد و نگذاشت شما کارتونو انجام بدین ، کاملا بی تفاوت باشید ،
• یعنی نه ناراحتی و عصبی شدن شما رو ببینه و نه خوشحال شدنتونو ،
• چون وقتی شما کاملا خنثی هستین و کاملا بی تفاوت ،
• بعد از چند بار اون متوجه میشه
• مثلا هنگام عوض کردن دایپر ، اصلا چیزی به نام بازی معنا نداره
• این کار بازی نیست و بازی کردن رو به جاهای دیگه زندگیش ربط میده.

• و از طرف دیگه چون میبینه نمیتونه خشم شما رو موجب بشه ،
• و شما چیزیو بهش تحمیل نمیکنید ،
• وارد مساله لجبازی و جنگ قدرت که میخواد ثابت کنه قدرت من بیشتره نمیشه.
• ضمنا یادمون باشه نوزاد اگر از مادرش خشمگین باشه
• و وارد بازی جنگ قدرت شده باشه
• و ببینه میتونه مادر رو هنگام مساله غذا دادن یا عوض کردن دایپر یا حمام کردن ،
عصبی کنه و اذیتش کنه ، حتما دق دلیشو اونجا سر مادرش خالی میکنه.

ترس کودک از مرگ

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

اهمیت موضوع ترس کودک از مرگ

• در برخی مطالعات نشان داده شده مرگ میتواند برای یک کودک خردسال هم سرچشمه نگرانی و اندوه باشد.

• ترس از مردن در سه سالگی به صراحت به زبان می آید
• ولی در مورد اینکه چنین اطلاعاتی چند وقت قبل از ۳ سالگی کسب میشوند گمانه زنی های ضعیفی وجود دارد..
• کودکان طی دومین سال زندگی خود به درک بنیادینی از مرگ دست میابند.

• “رفت” یا “نیست” یکی از نخستین واژگان مورد استفاده کودک و یکی از بن مایه های رایج ترس های اوست .
• کودک به ناپدید شدن جوجه بر سر میز ناهار دقت میکند
• و متوجه رفتن یا ناپدید شدن آب وان یا مدفوع ،
• وقتی درپوش راه آب برداشته میشود هست
• و بعید است که کودک از فرو رفتن آب به داخل فاضلاب نترسد.
• پرخاشگری و ویرانگری کودک ،تناسب مستقیم دارد با اینکه تا چه حد بقای خویش را در معرض خطر ببیند.

• یکی بودن خواب و مرگ از دید کودکان ، برایمان بسیار آشناست .
• بسیاری از درمانگران بالینی ترس از مرگ را عامل مهم بی خوابی در کودکان و بزرگسالان دانسته اند.

• مرگ کودکان برای خردسالان بسیار ترسناکتر از مرگ پیرترهاست.
• زیرا خردسال تصور میکند که انسان فقط وقتی میمیرد که پیر شده باشد

• احساس گناه در هم کوبنده ای که حاصل از خصومت میان خواهر برادرها و احساسات مرتبط با زنا با محارم است ،
عامل مهمی در ایجاد رفتارهای اسکیزوفرنیک است.
بیش از ۶۰ درصد بیماران اسکیزوفرنیک یک فقدان زودرس یعنی مرگ زودرس یک عزیز را تجربه کرده اند.

• مرگ یکی از والدین برای کودک فاجعه است.
• واکنش او و شدت آسیب وارده بر او بستگی به عوامل متعددی دارد مانند :
o چگونگی مرگ والد ،
o رابطه کودک با والد از دست رفته ،
o برخورد والد در طول بیماری اخر عمر
o برخورد اطرافیان با کودک ،

• همبستگی معنی داری میان سن بیمار روانپزشکی در هنگام بستری شدن با سن والد از دست رفته وجود دارد.
• مثلا اگر بیماری ، مادر خود را در سن ۶ سالگی از دست داده باشد
وقتی دختر بزرگش ۶ ساله میشود او در معرض خطر بستری شدن قرار میگیرد.

• شدت ضربه روانی به در هنگام مرگ یکی از والدین تا حدود زیادی به شدت اضطراب مرگ در خانواده وابسته است.
• یعنی برخورد و واکنش بازمانده ها با مرگ عزیز ، تاثیر مهمی بر آسیب وارد بر کودک دارد.

• جاندار پنداری در کودکان به چهار مرحله تقسیم میگردد :

o -تا قبل از هفت سالگی خردسال اشیای بی جان را زنده و دارای میل و اراده تصور میکند
o -با آغاز سال هفتم زندگی ، صفت زنده تنها به چیزهایی اطلاق میشود که حرکت میکنند.
لذا اتش و دود را هم زنده میپندارند
o -بین ۸ تا ۱۲ سالگی کودک فقط چیزهایی را زنده تصور میکند که خودبخود حرکت میکنند
o -در مرحله اخر دیدگاه کودک به دیدگاه بالغین نزدیک میشود.

آموزش موضوع مرگ به کودکان

• تعبیرهایی مانند:
o خوابیده
o به بهشت رفته
o پیش فرشته هاست
• که در پاسخ سوالات کودکان درباره مرگ بکار میبریم ،
• در برابر ترس از مرگ در کودکان ،
• سنگرهایی به سستی کاغذند که فقط کودک را سردرگم میکنند ؛
• کودکان موضوع را نادیده نمیگیرند
• و همانطور که در مورد سوالات مربوط به مسائل جنسی هم صدق میکند ،
• به منابع اطلاعاتی دیگری روی می اورند
• که اغلب غیر قابل اطمینان و حتی وحشتناکتر از واقعیت است.

• بطور خلاصه شواهد قانع کننده ای وجود دارد که ثابت میکند کودکان مرگ را در سنین پائین کشف میکنند ،
• درمیابند زندگی در نهایت رو به نابودی است
• و این یافته را به خود نسبت میدهند
• و به اضطرابی شدید دچار میشوند.
• یکی از وظایف اساسی مراحل رشد در کودک کنار امدن با این اضطراب است

• که کودک از دو راه اساسی به ان میپردازد :

الف- واقعیت مرگ و تجربه ذهنی و درونی خویش
و همچنین درماندگی و ناتوانی خودش را در برابر مرگ انکار میکند
لذا به دلیل خودشیفتگی و خودمداریش تصور استثنایی از خود پیدا کرده
که آسیب پذیر نخواهد بود و هیچگاه نمیمیرد.

ب- به آفرینش اسطوره های جاوید دست میزند
یا با کمال خرسندی افسانه هایی را که بزرگسالان به او پیشکش میکنند میپذیرد و باور میکند
که نیرو یا موجود خارجی وجود دارد ،
که او را از سرنوشتی که در انتظار دیگران است ، نجات میدهد.

• در فرهنگ مذهبی با افسانه هایی راجع به بهشت یا بازگشت مردگان ، تخم انکار ،
در همان کودکی در کودک کاشته میشود ، تا بعدها که کودک امادگی درک ان را پیدا کرد ،
به تریج میزان واقعیت را افزایش دهند.
• البته حتی والدینی که مخالف خودفریبی بوده اند ،
ان هنگام که با کودکی وحشت زده و مضطرب روبرو شدند ،
نتوانستند از تسلا دادن به کودک حتی بصورت خلاف واقع سر باز زنند
و کسی که به شدت با شیوه های سنتی مذهبی در تعلیم افسانه هایی درباره بهشت ،
خدا و فرشتگان به کودکان مخالف بود ،
وقتی کارش را به کودکانی که دلواپس مرگ خود یا والدینشان بودند شرح میدهد ،
او نیز تسلایی مبنی بر انکار به کودک پیش کش میکند
و به انها میگوید در هنگام مرگ انسان ها مانند پروانه ای تغییر شکل میدهند
و به آینده ای سرشار از آسایش پا میگذارند،
که در این حالت هم مشاهده میشود که آموزه های او تفاوت معنی داری
با اموزه های مبتنی بر ایمان مذهبی سنتی ندارد.

• به هر حال میان رده های اموزگاران متخصص ،
اختلاف شدیدی در موضوع اموزش مرگ به کودکان وجود دارد.
• یکی توصیه میکند والدین درباره موضوع مرگ نزد کودکان منکر واقعیت شوند
و در انکار موضوع مرگ همدست کودک شوند.
این کار وظیفه والدین را سبکتر میکند
و البته بعدها ممکن است والدین در معرض اتهام دروغگویی و غیر قابل اطمینان بودن قرار بگیرند
و آشکارا سرزنش شوند
ولی چاره ای نیست جز این پاسخ که :
ان موقع قادر به درکش نبودی.

• یکی میگوید : نکته جالب این نیست که کودکان به دیدگاه بزرگسالان درباره پایان زندگی میرسند ،
بلکه نکته جالب این است که چگونه بزرگسالان ،
اعتقادات کودکی را برای همه عمر حفظ میکنند
و چطور به راحتی به انها باز میگردند.

رابطه برادر خواهر ها

رابطه برادر خواهر ها با هم

• میدانیم بین ۳ تا ۶ سالگی باید موضوع همکاری و یاری رو به بچه ها اموزش داد
• و چقدر خوب است که برادر و خواهر ها تو خونه باهم دوست و همبازی خوبی باشن
• سازگاری داشته و یار و یاور هم باشن
• اصولا رابطه خوبی با هم داشته باشند ،
• اما اگر چنین نیستند و رابطه خوبی با هم ندارند ،
• پدر و مادر باید شرایطی رو فراهم کنند که بچه هاشون رو از هم جدا کنند
• و نگذارند اینها کنار همدیگه تو خونه قرار بگیرند تا به هم آسیب بزنند….
• باید بدونیم این تصور که ما چون برادر یا خواهر هستیم ،
• چه در کودکی و چه در بزرگسالی ،
• پس به هر قیمتی باید کنار هم باشیم
• و خون همدیگه رو بریزیم
• و با هم همش در حال جنگ باشیم
• با واقعیتهای دنیای امروز همخوانی نداره ،
• بلکه این ناشی از تصوات دنیای قدیمی هستش که میگه :

غریبه بد است و دشمن و فامیل خوب است و دوست …

• در حالیکه میدونیم در دنیای امروز
• خیلی از غریبه ها بیشتر دوست و یاور هستند
• و خیلی از فامیلها از هزار دشمن هم بدتر هستند .

• در ضمن یادتون باشه
• هیچوقت قرار نیست برادر یا خواهر بزرگتر مسوولیت برادر یا خواهر کوچکتر خودشو بر عهده بگیره
• و همیشه مسوولیت پدر و مادر فقط و فقط باید برعهده خودشون باشه….
• یعنی هیچ بچه ای قرار نیست برای برادر یا خواهر کوچکتر خودش پدری یا مادری کنه
• چون میدونیم اگر این کارو بکنه هر دوشون آسیب شدیدی میبینند.

خدمتکار گرفتن

خدمتکار گرفتن

• دو تا نکته در مساله خدمتکار گرفتن در خونه برای بچه ها هست :

o -خدمتکار به هیچ عنوان نمیتونه نقش پدر و مادر رو بازی کنه.

o -بچه ها با یک واقعیتی روبرو میشوند که انسانها دو گونه اند :
o انسانهای برتر و انسانهای کهتر ؛

• که متاسفانه در حرمت نفس بچه ها بسیار تاثیر میگذاره…
• یعنی خانواده هایی که خدمتکار داشتند ، بچه هاشون از حرمت نفس خیلی خیلی کمتری برخوردار بودند

• و غالب اوقات بچه ها خودشون رو با خدمتکار یا موجود ضعیف و درجه دوم همانند میکنند….
• لذا اگر بچه ها به محیطی بروند که جنبه عمومی داره که ازشون مواظبت و مراقبت بکنند
اون جنبه منفی رو نداره ،

• اما داشتن یک آدمی در خانه که تمام حق و حقوق شما رو نداره یک پیام آزاردهنده به بچه ها میده

مخالفت پرخاشگری وسرکوب

پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان

مخالفت و پرخاشگری و سرکوب در کودک

 دو نکته مهم درباره مخالفت و پرخاشگری در کودک :

1- جشن بچه تون رو روزی بیگیرید که بهتون بگه : ” نه ” ،چون نشون میده که داره مسیر رشد به سمت استقلال روانی رو به درستی طی میکنه.

 میدونیم از یک طرف یکی از بزرگترین مسوولیتهای پدری و مادری کمک به رشد روانی فرندانشون است، تا اونها رو به مرحله استقلال روانی برسونند،  و از طرف دیگه ، روزی که بچه من ، بخاطر ترس یا هر دلیل دیگه به من “نه” نمیگه  و بچه “حرف گوش کنی” هست ،  یک فاجعه رخ داده  و خوب من فقط یک بچه برده و بنده و مطیع و فرمانبردار و بره درست کردم  که هم سلامت روانی و خوشبختی اونو از بین بردم  و هم در واقع کمک میکنم تا او بعدها در محیط اجتماعی و حتی ازدواج ، گرفتار برده دار و گرگ و دیکتاتور بشه و یا برعکس خودش هم مثل برده دار و گرگ یا دیکتاتور عمل کنه….

پس بچه حرف گوش کن و مطیع و فرمانبردار یک فاجعه است نه یک افتخار…  بچه ما نباید اهل اطاعت و فرمانبرداری باشه ،  بلکه باید اهل همکاری و یاری باشه؛  نباید طرفدار قدرت باشه ،  بلکه باید طرفدار مدیریت و مسوولیت باشه

2- درست است که پرخاشگری و اعتراض و دهن کجی کودک نسبت به یک رفتار، برای رشد سالم کودک مضر است ،  ولی بدبختی بزرگ و مضرتر آن زمانی است که کودک به دلیل خشونت بیش از حد پدر و مادر و ترس از انها ، نتواند خشم خود را بروز دهد و مجبور به سرکوب نمودن آن گردد و در نتیجه بخاطر سرکوب خشم ، کودک انسانی ۲ اشکال و آسیب اصلی و اساسی و بسیار خطرناک میبیند :

اولا : از آن به بعد در مورد هر مسئله دیگری چشم بسته خود را مقصر تصور میکند.  احساس تقصیر و گناه شدید و میل به سرزنش خود ، جزء همیشگی وجود او خواهد شد .

دوما :  کودک با خود داری از ابراز خشم و نفرت ، باعث شده که این کیفیات روانی نامطلوب در او باقی بماند  و تشکیل بزرگترین منبع اضطراب خصوصا اضطراب عصبی را در بزرگسالی در او بدهد.

• پس اگه فرزندتون مشکل پرخاشگری و خشم و عصبانیت داره سعی کنید ،  ریشه مشکلو حل کنید ؛  نه اینکه با ترس و تنبیه مانع پرخاشگری او بشوین.

علل و عوامل سرکوب کردن خشم کودک

1- کودک خشم و نفرتشو نسبت به پدر و مادر ابراز نمیکنه، چون میبینه به اونها نیاز داره،  چه روانی و چه جسمی،  و بخاطر همینه که پدر و مادر تمام تلاش خودشون رو باید بکنند تا بچه هاشون هرچه زودتر، البته متناسب با سنشون، به مرحله استقلال فکری و احساسی و عملی و خودکفایی برسونند.

هر پدر و مادری که بخوان فرزندشونو محتاج و وابسته به خودشون بار بیاوردند بزرگترین خیانت رو در حق فرزندشون کردند.

2- کودک خشم و نفرتش رو نسبت به پدر و مادر ابراز نمیکنه چون میبینه از اونها میترسه.
وقتی پدر و مادر بچه رو با غول و بچه دزد و گرگ و خدا و چیزهای دیگه میترسونند  یا بچه شاهد دعوای پدر و مادر با هم یا با خواهر و برادرش میشه ،  دچار ترس و وحشتی میشه که نتونه خشمش رو ابراز کنه .

3- وقتی کودک بخاطر ترس از دست دادن محبت پدر و مادر خشمشو ابراز نمیکنه، یعنی وقتی پدر و مادر به کودک محبت میکنند ولی محبتی که به او میکنند شرطی است ،  یعنی بهش مستقیم و غیر مستقیم این پیامو میدهند که اگه تو دختر یا پسر خوبی باشی ما تو رو دوست داریم،  و اگه مطیع نباشی و حرف گوش نکنی ما تو رو دوست نداریم .  اونوقته که چون محبت برای کودک یک نیاز مبرم و حیاتیه،  بخاطر از دست دادن این محبت دچار ترسی میشه و خشم و نفرتشو نسبت به پدر و مادر ابراز نمیکنه،  و همینجاست که ما این نوع محبت را خالص و سازنده و مفید نمیدونیم  و بارها بر محبت و عشق بی قید و شرط پدر و مادر تاکید کردیم.

4- برخی اوقات کودک بخاطر ترس از احساس گناه خشمش رو سرکوب میکنه.
وقتی اطرافیان و پدر و مادر مرتب کودک را در معرض این فشار روانی میگذارند  که خشونت با پدر و مادر کار بدیه  و هربچه ای که این کار رو کنه گناهکار یا پسر و دختر بدی هستش،  کودک مجبور میشه خشم خودش رو بخوره.

• حالا اگه کودک علی رغم خشم و تنفر نسبت به والدین،  با یک مادر بزرگ مهربان یا یک معلم دانا و مهربان ،  یا دوستان مهربان دیگه در ارتباط باشه ،  امکانش هست که خشم و تنفرش تنها نسبت به همون افرادی که باهاش بد کردند باقی بمونه .  ولی در غیر اینصورت این خشم و تنفر توسعه پیدا کرده  و بعد از مدتی در رابطه با همه کس و همه چیز احساس تنفر از اون افراد رو پیدا میکنه.

از شیر و پستونک گرفتن

از شیر و پستونک گرفتن کودک

• میدانیم کودک باید بین ۲ تا سه ساعت میک زدن رو در شبانه روز

داشته باشه تا بتونه نیاز روانی و حتی جنسی خودشو ارضا کنه.

• از شیر گرفتن کودک بین ۸ تا ۱۴ ماهگی باید انجام شود
• این کار هرگز کمتر از ۲ هفته یا بیشتر از ۶ هفته نباید طول بکشد
• این کار باید به آهستگی صورت بگیرد
• یعنی ابتدا شیر مادر را با غذاهای دیگر مخلوط کنیم
• شیر خشک رو آهسته به غذاهای او اضافه کنیم
• یعنی مادر آهسته اهسته یک یا دو وعده از غذای شیر فرزندشو کم کنه و به اون شیر خشک یا غذاهای دیگه بده
• یا زمانیکه شیر او به نصفه رسید کودکشو از شیر خوردن بازبداره و بهش غذای دیگه یا شیر خشک بده
• اضافه شیر خودشو بدوشه تا اینکه برای بعد اماده بشه..

• پس کودک باید بتونه بدون هیچ خشم و قهری آهسته آهسته شیر را کم کنه.
• البته اگر اگر کودکش شیر خشک مصرف میکرده بهتر است که زمان از شیر گرفتن احتمالا ۱۰ تا ۱۴ ماهگی باشه.
• میتوان آهسته آهسته مقداری آب به شیر اضافه کرد
• بطوریکه ظرف ۲۰ روز و یا اگر کودکی مقاومت میکند ظرف ۴۰ روز میزان شیر رو به حداقل برسونه
• ضمنا آهسته آهسته سوراخ شیشه شیر را گشادتر میکنه
• در نهایت کودک نوعی شیر رو میخوره که دیگه نیازی به میک زدن نداره
• ظرف ۱ تا ۲ دقیقه شیر داخل شیشه تموم میشه.
• ضمنا بچه ها از ۱۰ ماهگی آمادگی اینو دارند که از لیوان آب شیر بخورند
• باید لیوانی که کودک میخواد ازش استفاده کنه شکل جالبی داشته باشه
• از قبل در اختیارش گذاشت
• دیگران هم از اون استفاده کنند تا کودک به اهستگی بهش علاقمند بشه.

• البته توصیه اینست که تا ۱۸ ماهگی میشه برخی اوقات به بچه ها در شب شیر داد
• ولی بعد از ۱۸ ماهگی به دلیل نگرانی برای تثبیت دهانی باید اونو کنار بگذاریم
• ولی همچنان باید تمام تلاشها رو کرد که کودک بعد از ۱۴ ماهگی دیگر از سینه مادر یا شیشه شیر ، شیر نخوره
• یا احتمالا اگر از شیشه شیر هم شیر میخوره زمانش بیشتر از ۱ دقیقه طول نکشد
• در نتیجه موضوع میک زدن منتفی میشه.

• البته اگر بچه هایی هستند که در هنگام آغاز خواب به پستونک نیاز دارند میشه اینکار رو کرد
• در وسط شب اونو از دهانش بیرون اورد ولی باید گذاشت خوابشون عمیق بشه
• چون اگر سریع پستونک رو بیرون بیاریم موجب بیدار شدنشون میشه.

چسبیدن فرزند به پدر یا مادر

چسبیدن فرزند به پدر یا مادر

• وقتی بچه ای به پدر یا مادر خودش میچسبه دو حالت داره:

• یا این کارش از روی محبت و عشق هستش
• یا از روی ترس و وحشت…

پس اگه دیدین فرزندی به پدر یا مادر عصبانی و خشمگین و تنبیه کننده و ظالم خودش میچسبه و بهشون ابراز علاقه میکنه، بدونید که این چسبیدن بخاطر ترس و وحشت اون فرزند است،
نه بخاطر عشق و علاقه واقعی.

بچه لوس

بچه لوس

• خیلی ها به اشتباه تصور میکنند بچه لوس بچه ای است که زیادی بهش محبت شده
• زیادی به انتظارات و توقعاتش پاسخ داده شده است

• در حالیکه میدانیم اتفاقا از نظر واقعی و علمی درست برعکس است
• یعنی بچه لوس فرزندی است که بهش محبت همیشگی و دائم داده نمیشه

• در واقع او تشنه و گرسنه محبت است
• لذا اگر اون محبت و توجه کافی بهش داده بشه اون بچه دیگه لوس نمیشه.

خواب کودکان و کابوسها

خواب کودکان

• از حدود 3 ماهگی باید همه فعالیتهای کودک سر ساعت معینی انجام بشه
• یعنی حمام و تغذیه و خواب او در یک زمان مشخص آهسته اهسته انجام بشه
• در شب چراغها خاموش بشه
• رادیو تلویزیون خاموش شده و صدایی به کودک نرسد
• تا اهسته آهسته او متوجه شود که شب هنگام خواب است.

• قاعده چنین است وقتی کودک به ۷ تا ۸ کیلوگرم رسید که حدود ۴ تا ۵ ماهگی است
• باید یکی از وعده های غذایی کودک حذف بشه که مطمئنا در شب خواهد بود
• به او کمک کنند که ۴ یا ۵ ساعتی بخوابه
• به مرور یک وعده دیگر را حذف کنند که او بتونه ۶ یا ۷ ساعت بخوابه
• چون هم مادر و هم بقیه به این خواب احتیاج دارند.
• تنها زمانیکه پدر و مادر باید گریه کودک را احتمالا تا ۳ شب به میزان حداکثر ۱۵ دقیقه تحمل کنند همین زمان است
• یعنی حدود ۴ تا ۵ ماهگی زمانیکه یک وعده غذای کودک در شب حذف میشه
• از جانب دیگه خواب او به ۵ تا ۷ ساعت افزایش پیدا کنه
• اگر از حدود ۳ ماهگی کمی آب به شیر اضافه کنیم فرصتی فراهم میشه که بتونه این تصمیم رو بپذیره.

• مهم است که در حدود همین زمانها، یعنی بعد از یکی دو هفته،
که توانستید یکی از وعده های غذایی اونو در شب حذف کنید
که او تا ۵ تا ۷ ساعت خوابید بهتره از اتاق خواب شما بیرون بره
• فرزند منو شما دیگه به رختخواب پدر و مادر راه پیدا نکنه
• البته تو این دوران در آغوش شما میتونه به خواب بره
• ولی بعد از اینکه خوابش نسبتا عمیق شد بهتر است اونو به جای خودش منتقل کنیم.

• بچه ها اگر بعد از ۶ ماهگی در رختخواب پدر و مادر باشند تقریبا بیرون کردن آنها غیر ممکن خواهد بود
• میدانیم بعد از ۸ و حتما ۹ ماهگی تا ۱۲ ماهگی همه بچه ها به دلیل دگرگونیهای روانی و مخصوصا غریبه ها
با مسائل تازه ای در جهت خواب روبرو میشوند
• لذا در این دوران باید پدر و مادر در هنگام مشکل فرزند سریعا خودشونو به اتاق خواب کودک برسونند
• اما نه در رختخواب او بخوابند و نه هیچ قسمت از دست یا مویشان یا گوششون رو به بچه بدهند
• میتونیم آهسته او را نوازش کنیم اونم نه مداوم بلکه بصورت آهسته زدن به پشتش تا فرزند بخوابه
• به هیچ عنوان چراغ رو روشن نکنیم و با کسی حرف نزنیم
• تا او به نتیجه ای برسه که باید بخوابه.

• بسیاری از اوقات این مشکل میتونه سالها ادامه پیدا کنه و خواب کودک رو دچار اشکال کنه .
• این احتمال وجود داره با توجه به اینکه کودک بعد از ۱۲ یا ۱۴ ماهگی توانایی راه رفتن داره خودشو به اتاق خواب شما برسونه
• بخواد پیش شما بخوابه
• باید با وجود خستگی بلند شید و کمکش کنید
• اونو به اتاقش برگردونید
• لازم بود کنارش بمونید تا بخوابه
• با مهربانی و مصمم و استوار روی تصمیمتون بایستید
• به اون این پیامو بدین که الان وقته خوابه و وقت بیداری یا بازی نیست
• اگر در این زمینه به او کمک کنید عادت به خواب رو پیدا میکنه
• یکسره میخوابه و به شما هم فرصت میده که راحت بخوابید.

• کودک ۳ تا ۵ ساله حدود دوازده ساعت میخوابه
• برخی بچه ها حتی تا ۵/۳ سالگی ممکنه در روز یک خواب کوتاه نیم ساعته تا یک ساعته هم داشته باشند
• ولی بعد از ۵/۳ سالگی بچه ها تمایلی به خواب روز نخواهند داشت
• بچه های ۵ تا ۷ ساله حدود ۱۱ ساعت خواب احتیاج دارند …
• بچه ها بین ۳ تا ۷ سال ممکن است از خواب بترسند
• به دلیل اینکه اولا در خواب رویا میبینند
• ثانیا فکر میکنند ممکنه در خواب اتفاقاتی بیفته که اونها ازش بی خبر باشند.
• حدود ۱ ساعت قبل از خواب باید مراسم رفتن به خواب شروع شود
• مثل مسواک و کتاب خوندن و لباس عوض کردن و …
• نباید یکدفعه بچه ها رو وادار به خوابیدن کرد
• اصولا محیط خانه باید ارام بگیره تا کودک فکر نکنه در حالیکه اون خوابه زندگی و بیداری ادامه داره
و همه مشغول بازی و سرگرمی هستند و فقط او هست که باید بخوابه.

موضوع راه افتادن در خواب :

• وقتی فرزند شما در خواب راه میفته بدون اینکه سعی کنید بیدارش کنید
مواظبش هستین و اونو به رختخواب برمیگردونید
• معمولا فردا صبح بچه ها خبری از این اتفاقات نخواهند داشت .
• این حالت معمولا در سه ساعت اول خواب بچه ها اتفاق میفته
• که اگر در خواب فقط کمی ناله و گریه میکنند کاری به کارشون نداشته باشین
• ولی اگر وحشت زده شدند و فریاد میزنند احتمالا بیدار کردن اونها کمک میکنه.
• البته غذای هضم نشده در معده اونها یا گرسنگی میتونه دلیل این بیداری و گرفتاری باشه
• ولی معمولا تغذیه در این سن و سال نقشی نداره .

کابوسها به دو صورت خودشو نشون میده

1 – کابوس یا nightmare :
• وقتی بچه بیدار میشه و دقیقا خاطرش هست که توی خواب چی دیده
• میتونه اونو با شما بازگو کنه این حالتو به عنوان کابوس میشناسیم.

2- هراس شبانه یا Night Terrors :
• ولی وقتی کودک از خواب بیدار میشه و وحشت زده است و به هیچ وجه از خواب خودش خبر نداره
• این موضوع رو به عنوان وحشت خواب شناخته که زمینه بیولوژیکی داره و اصلا روانی نیست
• دلائل بدنی داره که یکی از اونها مساله ایست تنفسی است
• یعنی وقتی به دلیلی اکسیژن به مغز نمیرسه فعالیت مغز غیر عادی میشه
• زیرا به چنین اکسیزنی احتیاج داره…
• لذا وقتی فرزند شما دچار یکی از این دو حالت شد یکی از پدر و مادر به سراغش میره
بهش ارامش میده و میفهمونه بهش که این فقط یک رویا بوده و واقعیت نداره و
تا وقتی فرزندشون بخوابه و خوابش سنگین بشه کنارش میمونن و کمکش میکنند بخوابه

• هراس شبانه عبارت است از هراس شدید و ناتوانی موقت در به دست آوردن هوشیاری.
• در این اختلال فرد به صورت ناگهانی از مرحله خواب امواج آهسته، بیدار می‌شود،
• این بیدار شدن معمولا همراه نفس نفس زدن، ناله و فریاد زدن است.
• معمولا وقتی فردی دچار این حالت می‌شود، بیدار کردنش غیرممکن است
• و غالباً شخص بدون اینکه بیدار شود، مجددا به خواب می‌رود.
• به علاوه «هراس‌های شبانه» به ندرت توسط شخص به یاد آورده می‌شوند.

• یکی دیگر از تفاوتهای هراس شب با کابوس این است که شخص دچار هراس شبانه کاملا بیدار نمی‌شود
• تلاش برای بیدار کردنش هم به جایی نمی‌رسد.
• به علاوه هراس شبانه می‌تواند برای بیمار، خطرناک هم باشد،
• چرا که ممکن در طی آن به خود یا اطرافیانش صدمه بزند.

اهمیت شیر دادن

اهمیت شیر دادن کودک توسط مادر

• امار نشون میده بیشتر مادرانی که مایل به شیر دادن فرزندشون نیستند
• اولا از زندگی زناشوییشون راضی نیستند
• ثانیا یا اصلا و یا فعلا بچه نمیخواسته اند
• معمولا خودشون کودکانی هستند که شیر نخوردند
• لذا به دنبال فرصت و بهانه ای هستند که فرزندشونو از این نعمت محروم کنند
• این کار رو زحمت میدونند و نه رحمت
• مشقت میدونند نه شفقت
• حتی اگر به این کار دست بزنند این کار رو از روی ترس و نگرانی

به جهت سلامتی فرزند و از روی وظیفه انجام میدهند – نه مسوولیت

• این کار را بصورتی انجام میدهند که هرچه زودتر تمام بشه – به آخر برسه
• معلوم نیست نتیجه چنین کاری چه خواهد بود
• لذا مادر گرفتار اضطراب یا افسردگی شده که با خودش خشم و عصبانیت رو به همراه می آورد
• ترکیب شیر خودش رو بهم میزنه
• معمولا با تمام کردن هرچه زودتر شیر خودش سبب خواهد شد فرزندش گرسنه بمونه
• اونو به گریه وامیداره
• لذا جهاز هاضمه کودک بهم خورده زیرا مواد لازم رو نداره
• زمینه ای فراهم میشه که بار بعدی تمایل کمتری به استفاده از شیر داشته باشه
• در نتیجه اهسته اهسته چشمه شیر کمتر و کمتر و در نهایت خشک میشه
• تا اونجا که مادر میگه شیر منو نمیخواد و سینه منو نمیگیره یا سیر نمیشه
• زمینه ای رو فراهم میکنه که کودکی که گرسنه مونده به سمت شیر خشک
که برخی هاشون از شیر مادر خوشمزه تر هستند گرایش پیدا کنه
• لذا وقتی مادر حوصله صبر کردن و بازی با کودک رو نداره
• فرصت لازم به جهت تخلیه هوای معده کودک رو نمیده
• در نهایت از دادن شیر سرباز میزنه.
• البته دلائل دیگه ای هم داره
• مانند اینکه برخی این کار رو در محیطهای عمومی درست نمیدونند
• همین زمینه دیگری رو برای اینکار فراهم میکنه.

• اما مطالعات دو چیز رو نشون داده :

1-نزدیک به ۹۰ درصد مادرانی که فرزند خودشونو شیر نمیدهند قبل از تولد فرزندشون چنین تصمیمی رو گرفتند
بنابراین موضوع های مربوط به کودک غالب اوقات بجای دلیل ، بهانه است.
2-اگر پدر با شیر دادن همسرش مخالف باشه تقریبا مادران آماده به یکباره کنار میروند
تا اونجا که گفته شده اگر پدر مخالف باشه کمتر از ۵ درصد مادران شیر میدهند.

• شیر اول بسیار مهم است

• توصیه شده حتی اگر مادری مایل به شیر دادن نیست دو هفته یا شش هفته اول رو حتما به فرزندش شیر بدهد
• زیرا شیر اول یا آغوز حاوی همه نیازهای کودک از نظر یافتن مصونیت در مقابل بیماری است
• و وقتی کودک این شیر رو میخوره مثل بدن مادرش در مقابل همه بیماریهایی که بدن مادر در مقابل آنها مقاوم است مقاومت پیدا میکنه
• چون میدانیم کودک در ۶ ماه اول توانایی مقاومت در مقابل بیماریها رو نداره
• با خوردن این شیر چنین توانایی رو پیدا میکنه.
• برخی اوقات وقتی بچه ها شیر مادر رو دوست ندارند
• علتش میتونه این باشه که بوی شیر مادر اونها رو اذیت میکنه
• حالا ممکنه این بو بخاطر غذاهای ادویه دار زیادی باشه که مادر میخوره
• و یا سیر یا هر چیز دیگه که مادر باید رژیم غذاییشو عوض کنه

• امروز میدونیم مادری که به فرزندش شیر میده سبب میشه که هورمون اصلی و اساسی لذت و رضایت و حظ و کیف
یعنی آکسی توسین به مقدار زیادی ترشح پیدا میکنه،
• این ماده ایست که وقتی ۲ نفر همدیگه رو عمیقا دوست دارند درشون بوجود میاد
• این ماده ایست که در وقتی فرد وارد مرحله بالای لذت و رضایت میشه براش فراهم میشه
• ماده ایست که در تمام موارد خوشحالی و شادی انسان بیش از هر عامل دیگری منشاء چنین احساس
بسیار با ارزش ولی در عین حال لذتبخش و رضایت آفرینی در انسان هست
• نه تنها ترشح این ماده باعث میشه که مادر به لذت و رضایت و حال خوبی برسه
• برتر و بالاتر اون به اون کمک میکنه که قسمتهای مربوط به تولید مثل و حتی رحم اون جمع بشه
• و بتونه حالت عادی و طبیعی خودش رو زودتر پیدا کنه،
• این رابطه رابطه ی ۲ بدن با هم، ۲ احساس و عاطفه با هم، ۲ روان با هم هست.
• با خودش باعث میشه که امواج مغزی به مرحله ای از آرامش برسه به مرحله ای پایین بیاد که احساس لذتی رو موجب بشه
• از طرف دیگه تغییرات شیمیائی و ترشح غدد و هورمون هائی رو موجب بشه
• که همه و همه در مسیر سلامت روانی کودک و حتی سلامت روانی و فیزیکی مادر خواهد بود.

• ارتباط مادر و کودک در شرایط عادی اون زمان که مادر از سلامت روانی برخورداره
ازعمیق ترین وسیعترین و همه جانبه ترین روابطی است که انسان میتونه اونو داشته باشه
بطوریکه جنبه فیزیکی، حسی، لمسی و روانی و جنسی اون امروزه کاملا شناخته شده است
به این معنی که منبع اصلی و اساسی محبت ،لذت ،رضایت و امنیت در ارتباط بین مادر و فرزند در
ماه اول و چند ماه بعد از اون هست.
تا اونجائی که اگر چنین آغوش گرم و مهربانی وجود داشته باشه
و اگر فرصتی جهت ارتباط دائمی همیشگی به این معنی که مادر تنها مواظب و مراقب فرزند هست فراهم بشه
کودک انسانی اولین قدم و اساسی ترین قدم رو برای روابط سالم انسانی بوجود آورده

فهم خوب و بد

کودک تا ۴ سالگی خوب و بد رو نمیفهمه

فهم خوب و بد:

• شما میدونید اگر یک بچه ۲۴ یا ۳۰ ماهه اسباب بازی خودشو از دست بچه دیگری بگیره
• بعدا اون بچه رو در حال گریه ببینه
• احتمالا هیچ ارتباطی بین کار خودش و گریه اون بچه نمیبینه
• فقط تعجب میکنه که چرا اون داره گریه میکنه

• اگه شما بهش بگید گریه اون بچه بخاطر اینه که تو اسباب بازی رو از دستش گرفتی
• متوجه ارتباط این موضوع ها با هم نمیشه

• لذا به بچه های تا ۴ سال شاید بتواند درست و غلط را تا حدودی آموخت
• اما مساله خوب و بد بودن در زندگی اونها معنایی نداره
• قابل آموختن نیست

• لذا وظیفه پدر و مادر مواظبت و مراقبت از فرزندشون تا ۴ سالگی در جهت تجاوز به حریم و حقوق دیگران است
• زیرا اگر کودک را به حال خود بگذارید و یا اگر رفتار بدی رو آموخته باشه به راحتی میتونه به دیگران آسیب بزنه.

گریه کودک

گریه کودک

• در یکماه اول بچه ها تقریبا به گریه دست میزنند
و بلافاصله و بلاواسطه باید گریه او را مورد توجه قرار داد.

• در سه ماهگی کودک ۵ نوع گریه خواهد داشت
1-گرسنگی
2- خستگی
3- خواب
4- درد
5- گرما و سرما

• در شش ماهگی احتمال داره ۲ تا گریه متفاوت دیگر نیز در او ببینید
6- حوصله سر رفتن
7- خشم

• این گریه ها با هم متفاوتند و بسیاری از پدر مادرها میتونند اینها رو از هم تفکیک کنند
• مطمئنا بعد از گریه باید او را مورد محبت و توجه قرار داد و در اغوش گرفت.
• بسیاری از پدران و مادران در هنگام گریه بچه به فرزند خود شیشه شیر یا سینه مادر را میدهند
• اگر برای گرسنگی بوده اشکالی نیست
• ولی اگر کودک ما به دلیل خستگی یا هر عامل دیگه گریه میکنه و در اون زمان شما به کودک شیر میدین
آهسته آهسته این عمل کاملا فیزیکی و مکانیکی جنبه روانی پیدا میکنه
و بیخود نیست که به دلیل همین عمل پدر و مادر ، درصد بسیاری از مردم دنیا اون زمانیکه با مسائلی روبرو میشوند
مثلا خشمگین میشوند سراغ خوراک و خوراکی میروند و از اون طریق کوشش میکنند آرامشی رو برای خودشون بوجود بیاورند.

• مورد دیگر گذاشتن پستونک در دهان کودک است.
• پستونک نیز دقیقا همون کارو میکنه فقط با این تفاوت که مساله میک زدن به اون آرامشی میده
• ولی کار تغذیه او را هم به نوعی دچار اشکال میکنه.
• اما حرکت دادن و جنباندن و بازی کردن و صحبت کردن با او سبب خواهد شد که گریه خود را کناربگذارد و با شما راحت باشد.
• متاسفانه بچه هایی هستند که تا ۳ یا ۴ ماهگی حالت شدید گریه را بصورت جیغ که برخی از اوقات موجب از حال رفتنشون میشه دارند .
• ما دلائل چنین گریه ای را نمیدانیم اما این بچه ها با صورتی گرفته و اخمو در حالیکه پاهاشونو به شکمشون فشار میدهند
و عضلاتشون بسیار سفت و محکم است ای بسا ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پشت سر هم گریه میکنند
و با وجودیکه ممکن است مدتی گریه را قطع کنند دوباره شروع میکنند
و در نتیجه کار و زندگی رو برای پدر و مادر سخت میکنند.

• خوشبختانه این وضعیت حدود ۳ یا ۴ ماهگی متوقف میشه و میتونه آرامشو به خونه برگردونه .
• مهم اینه که پدر و مادر با دیدن این مدل گریه ها احساس درماندگی و بیچارگی یا غم و ناراحتی نکنند
• و بدونند این مدل گریه ها علامت هیچ بیماری نیست و فقط نشان دهنده احتمال حساسیت و واکنشی
بودن کودک نسبت به محیط اطرافش است
• زیرا اگر پدر و مادر حال بدی بگیرند و کودک متوجه حال بد پدر و مادرش بشه ،
آسیب و مشکلات بیشتری رو بوجود می آره.
• وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش ش ما آرام می شود
• به این دلیل است که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند،
• در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد

در دهان گذاشتن

در دهان گذاشتن چیزهای نامناسب توسط کودک

• در باره موضوع در دهان گذاشتن چیزهایی که برای بچه خوب نیست
• از قبیل آشغال ،گل ،رنگ،خاک ، صابون
• باید بدانیم که اولا محیط را تا جایی که ممکن است از چنین چیزهایی خالی کنیم
• ثانیا ریشه اصلی چنین اقدامی کمبود کلسیم در بدن است
• و از طریق شیر دادن بیشتر و یا غذای مناسب حاوی کلسیم میشه اونو جبران کرد.
• به هر حال حدود ۳ سالگی چنین رفتاری در بچه دیده نمیشه
• اگر دیده شد باید به پزشک متخصص در اینباره مراجعه کرد.

گاز گرفتن نونهالان

گاز گرفتن نونهالان

• رشد انسان از سر به پا و از عضلات بزرگ به عضلات کوچک است .
• معلوم است که واکنش اولیه کودک در جهت خشم و عصبانیت و زدن اسیب گاز گرفتن است
• که نشانه بدی او نیست بلکه تنها وسیله دفاعی است که هم اکنون در اختیار اوست
• لذا بعد از مدتی از گاز گرفتن به مشت زدن میرسه
• بعد از مدتی به لگد زدن و این تغییر عادی است.

• البته باید موضوع گاز گرفتنی که بخاطر کنجکاوی است را از موضوع گاز گرفتن که نشانه خشم و عصبانیت است جدا کرد
• مثلا کودکی که سینه مادر را به هنگام شیر خوردن گاز میگیرد این موضوع ممکنه بخاطر کنجکاوی اوست
• چون میبینه سینه مادر نرم هست و دندان او سفت و دلش میخواد ببینه میتونه با دندونش تاثیری روی دنیای اطرافش از جمله سینه مادر بزاره
• که در این موارد اگر مادر واکنش تندی نشون بده حتما کودک اسیب میبینه.
• اما در گاز گرفتنی که نشانه خشم و عصبانیت است پدر و مادر باید محکم و استوار و همیشه و بدون هیچ گذشتی در مقابل او بایستند
• یعنی چنین فرصتی در مورد تجاوز به حریم و حقوق دیگری مثلا با گاز گرفتن هرگز به کودک داده نشود .

• نکته بسیار مهم این است که باید مانع این کار شد
• نه اینکه اجازه بدهیم اتفاق بیفتند بعد به دنبال راه حل یا حل مساله یا تنبیه او باشیم
• و اگر فرزند ما در ارتباط با دیگران ممکنه چنین کنه باید بچه ها رو از هم جدا کرد
• و او را در هیچ محیطی بدون مواظبت و مراقبت دائمی بدون وقفه نباید قرار داد
• تا خاطرمون آسوده بشه این مرحله و بحران پشت سر گذاشته بشه.

• در این ایام یک کلمه فقط و فقط ” نه ” مخصوصا تا دو سالگی به او میگیم
• و به مدت یک تا سه دقیقه خودمونو ناراحت و نگران نشون میدیم
• تا بتونه تاثیر خودشو به طریق درست روی فرزندمون بزاره .

• اما هرگز هرگز هرگز در این دوران اقدام متقابل مثلا ” اینکه منم تو رو گاز میگیرم تا ببینی چه دردی داره ”
بدون تردید بدترین راه حل یا بدترین اسیب خواهد بود
• زیرا الگویی به او میدهد که هر وقت بخواهد دیگری رو به درد بیاره حتی در بزرگسالی ازش استفاده میکنه
• لذا هیچ نوع تنبیهی به هیچ شکل و فرمی نباید صورت بگیره.

• در برخی فرهنگها دهان کودک رو وقتی گاز میگیره میشویند که حتما کار اشتباهی خواهد بود.
• تنها کار مفید اون زمانیکه کودک چند باری اونو تکرار میکنه این است که دستشو زیر چونه اش گذاشته
• و اون رو کمی به بالا و محکم یکی دوبار فشار دهیم تا سرش حرکت کنه و حرف دیگری نزنیم .
• برخی بچه ها ممکن است خودشونو گاز بگیرند در چنین شرایطی بی اعتنایی کامل میتونه این دوران رو به پایان برسونه.