ازدواج و طلاق

برگرفته از سخنان دکتر هلاکویی

• انسان یک موجود اجتماعی است. یعنی اگر انسان با سایر انسانها نباشه اصلا انسان نمیشه.

• انسان باید انسان شدن رو یاد بگیرد که از طریق ارتباط این امر ممکن است. یعنی شما یک بچه رو به دنیا بیارید و از مردم دورش کنید. وقتی به 8 یا 18 رسید به حیوانات شباهت بیشتری داره تا انسانها.

• دلایل ازدواج در طول تاریخ:

ازدواج دلیل اولش مساله تولید مثل بوده.  رابطه جنسی بوده. بعدا عامل اقتصادی بهش اضافه شده. اون هم وقتیکه یک اضافه تولید پیدا شده است. به تدریج بعد از اینکه اضافه درامدی بوجود آمد، تو ازدواج عامل قدرت هم وارد شد.

بعد از اون مساله حیثیت و آبرو، بطوریکه آدم با کی ازدواج بکنه هم مهم شد. و ای بسا شما با کسی ازدواج میکنید که باهاش خوب و خوش و خوشبختید ولی این در حد و سطح خانواده شما نیست .

ولی طی ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال گذشته در مقابل بدن فیزیکی ما یک بدن روانی هم بوجود آمده است. یعنی اگر شما با کسی هستید که علاوه بر مسائل فیزیکی و جسمی در زمینه های روانی نیز تناسبی نداشته باشید، دیر یا زود همه چیز بهم میخوره. لذا اون بدن روانیتون هست که باید در ازدواج ارضا بشه.

امروزه موضوعی مطرح شده که در گذشته اصلا نبوده. یعنی امروزه ما باید با کسی ازدواج کنیم که عاشقش باشیم. خودمون باید هنر عشق ورزی رو بدونیم. هنوز ۶۰ درصد مردم دنیا هنوز نمیدونند عشق چیه. توصیه در ازدواج این است که اگر کسی رو دوست نداری و عاشقش نیستی، باهاش ازدواج نکن.

• روزی که شما از همسرتون جدا می شوید چهار حالت داره :

1. جدا 

حالت فردی رو پیدا میکنید که جدا شده . جدایی یعنی بی او بودن.  یعنی تو خوبی اما من تو رو ندارم.

2. تنها

بیشتر مردم وقتی از همسرشون جدا میشوند تنها میشوند. تنهایی شون چهره خودشو نشون میده. این افراد در واقع قبل و بعد ازدواج هم تنها بودند. فقط با ازدواج تنهائی رو پنهان کردند.

آدم تنها یعنی آدم بی کس. بی کسی یعنی تنهایی. شما اگر تنها هستید با هر کس ازدواج میکردید تنها بودید. با بچه هاتون هم که هستید تنهایید. این بر میگرده به این باور عمیق و سنگین که در وجود ما نشسته مبنی بر اینکه: من بدم…تو بدی…همه چیز بده…

3. رها

برخی از شما با جدایی رها میشید. البته نه به این معنی که کار بدی میکنیم. حتی ممکنه ۱۰ سال هم رابطه جنسی نداشته باشیم. اما موضوع اینه که شما دیگه یک جا بند نیستید یعنی من از زمین کنده شدم.

4. مستقل و آزاد و خودکفا

درست ترین حالت اینه که وقتی ما از همسرمون جدا میشیم جدا و رها و تنها نشیم. بتونیم مستقل و آزاد و خودکفا بمونیم. یعنی من نیازهای فیزیکی روانی و اجتماعی خودم رو خودم میتونم براورده کنم. به هیچ کس احتیاجی ندارم. درست مثل کسیکه پول داره و هرجا دلش بخواد میتونه بره شام بخوره. معنایش این نیست که این آدم به شام محتاج نیست. بلکه این آدم به شام کسی محتاج نیست.

برخی اوقات که بیشتر این مساله در زنها خودشو نشون میده به خودشون میگند خوب ما یک چیزی داریم به اسم زن بودن. و خوب این زنانگی مون رو میدیم یکی بیاد زندگی ما رو اداره کنه و همه کارو اون بکنه. البته یک روزی بوده که همینطور بوده. ولی امروزه دوره اش تموم شده یعنی ما تو دنیای هستیم که برای اولین بار باید با پاهای خودمون راه بریم.

با زبون خودمون حرف بزنیم و با مغز خودمون فکر کنیم. بچه ها را کمکشون کنید به مرحله خودکفایی برسند چون روزی که من محتاجم حتما حتما حتما انتخابم غلطه یا اگر درست باشه خرابش میکنم.

• چگونگی شرایط قبل و بعد از طلاق:

1. جدایی ممکنه به تدریج صورت گرفته یعنی شما ممکنه ۵ سال این جدایی و کشمکش رو داشتید و بالاخره تمومش کردید.

2. برخی اوقات بخاطر بیماری و خیانت شما به یکباره جدا میشید که هرکدام از این موارد تاثیر متفاوت خواهد داشت.

3. برخی اوقات این رابطه با جنگ و جدال بوده و برخی اوقات نه تنها این جنگ در دوران زندگی زناشویی بوده بلکه بعد از طلاق هم ادامه داشته. برخی اوقات آسیبی که همسر و بچه ها خوردند بعد از طلاق بیشتر هست تا دوران قبل از طلاق.

4. شما چه اندازه توافق در این جدایی داشتید و چقدر میخواستین و یا نمیخواستین چون برخی از خانواده ها هستند که ۱۰ بار قهر و آشتی میکنند و تو هربار از این موارد آسیبی میبینند.

• به هر حال شما با ترک همسر یا مرگ اون یا طلاق سه چیز براتون مهمه :

1. اولا مهمه که شرایط و موقعیت ما چگونه است.

2. روابط شما چگونه است . روابط با بچه ها و دیگران و با همسر قبلیتون چه رابطه ای داشتید و دارید.

3. جابجایی محل زندگی مثلا اگه بعد از طلاق شهر یا کشور تون رو عوض کردید.

• بزرگترین خطر عشق و ازدواج :

o تو عشق شما به یک نفر دل میبندین. بعدا میتونه شما رو از پا دربیاره. هیچ کاری نتونید بکنید

o تو ازدواج عزیزترین موجودی که فرزندانتون هست رو با یک آدمی شریک میشید. که او میتونه بچتون رو نابود کنه و شما هیچ کاری نتونید بکنید.

• آسیبهای پس از جدایی

o آسیبها معمولا روانی است.

o مسائل مالی است.

o برای برخی مسائل فامیل هست که زندگی مارو بهم میریزه.

پس مساله اول تشخیص و بعد تفکیک و بعد مسوولیت است. بسیاری از اوقات ما میدونیم مسائل چی هست ولی چون تفکیک نمیکنیم و اون ها رو روی هم میریزیم نمیتونیم حلشون کنیم. اما در حالیکه مسوولیت و وظیفه شما سر جاشه.

لطفا و حتما ادعای رسالت نکنید که حالا من میخوام پیامبری کنم چون یک خطر اونجاست . ضمنا من میتونم کار خوبم رو با کوشش درست انجام بدم نتیجه و پیامد را میپذیرم. ببینید من تو زندگی تلاش میکنم کار خوبمو بکنم. جواب خوب در نمیاد که نمیاد. متاسفانه بسیاری از مردم تمام مدت دارند با جواب و نتیجه دعوا میکنند. درحالیکه جواب و نتیجه رو کاریش نمیشه کرد پس خودتون رو بخاطر نتیجه اذیت نکنید.

امروز مطالعات علمی نشون میده تاثیر پدر و مادر تو زندگی بچه ها رسیده به ۱۰ درصد. اون هم تازه اگر بچه من غذا بخواد من میتونم بهش غذا بدم. اگه دوا بخواد که من دیگه دکتر نیستم.

بنابراین یک تمنا از حضورتون دارم نخواید نجات دهنده باشید. نخواهید پیامبر و رسول باشید.

• طلاق همیشه یک جراحیه. جراحیه که همیشه تکه هایی از بدن افراد درگیر رو قطع میکنه. طلاق هیچ وقت خوب نیست. فقط مساله اینه که برخی اوقات ادامه زندگی از طلاق بدتره.

پس طلاق انتخاب بین بد و بدتره. لذا اگه شب عروسی فهمیدین به درد هم نمیخورید برگردید.

• بچه هیچوقت هیچوقت مشکل و مساله و مشکل زندگی زناشویی رو حل نمیکنه. من هنوز ندیدم کسی تو زندگی زناشویی مونده باشه بخاطر بچه ها….

• هر کس تو زندگی زناشویی که ازش ناراضی بوده مونده فقط و فقط بخاطر نادانی – ناتوانی – نیازمندی – نگرانی بوده است.

طلاق همیشه یک شکست یا خبر بد است. طلاق همیشه تجربه تلخی بوده است. فقط مهمش این است که از این تجربه میخواهیم بیاموزیم یا خودمونو بسوزونیم؟

باید بدونیم همیشه با طلاق جز در موارد استثنایی خیلی چیزها رو از دست دادیم. و خیلی محدودیتها و موانع سر راهمون است.

اولش اینه که ما مشکلی در ارتباط با بچه ها پیدا میکنیم. علتش این است سیستم ارتباطی با وجود همسر یک چیز دیگه است. وقتی همسر بیرون میره کلا سیستم بهم میخوره.

دوم اینکه روابط با ادمها بهم میخوره. با عده ای روابطتون کم و با برخی زیادتر میشه.

عامل سوم موضوع های مالی است. چون یکی از دلایلی که آدمها ازدواج میکنند این است که هزینه ها کمتر میشه و درامدها دو برابر میشه

برخی اوقات در حالیکه جدا میشیم متاسفانه روابط خودمون رو از نظر جغرافیایی به هم میریزیم.

• ببینید بچه ها میتونند هر دفعه با یک تغییر روبرو بشوند. اما اینکه پدر مادر من از هم جدا شدند و خونه من یا مدرسه من یا شهر من عوض شد براشون مساله سنگینی درست میکنه.

ادامه در: