ساندور فرنزی

Sándor Ferenczi  1873 –  1933 

FerencziSándor

شاندور فِرِنتزی  یک روانکاو مجارستانی، نظریه‌پرداز اصلیِ روانکاوی و از همکاران نزدیکِ زیگموند فروید بود.

ارنست جونززندگینامه‌نویسِ فروید- فرنتزی را به‌عنوانِ یک بیمار روانی در پایانِ زندگیِ خود نامید. فرنتزی در زندگیِ خویش با بیماریِ کم‌خونی پرنیشیوز دست و پنجه نرم می‌کرد که سرانجام نیز منجر به مرگِ وی در اثرِ همین بیماری در سال ۱۹۳۳ شد.

گرچه وی به شدت بیمار و مبتلا به این بیماری – که در آن زمان غیرقابل درمان بود- شد، اما موفق به ارائهٔ مقالهٔ مشهورش سردرگمیِ زبانی در دوازدهمین کنگره بین‌المللی روانکاوی در ویسبادن آلمان در ۴ سپتامبر ۱۹۳۲ گردید.

ساندور فرنزی در سال 1873 در مجارستان به دنیا آمد ،  او هشتمین فرزند در میان دوازده خواهر و برادر خود بود. والدین فرنزی بخاطر دادن آزادی و همراهی که به بچه هایشان داده بودند
خانوداه ای سرشار از خوشحالی و به همراه لذت از تحصیل ، موسیقی ، نمایشنامه ، شعر و زبان ، و افرادی روشنفکر بودند .
• آنها ثروتمند و دارای بزرگترین کتابفروشی در مسکوک بودند. ساندور فرنزی پس از فارغ التحصیلی چندی در کشور خود به امر طبابت پرداخت. وی ابتدا روی روسپی ها کار کرد . بعداً تخصصش را در آسیب شناسی اعصاب گرفت . علاقه اولیه دانشجویی او پدیده فیزیک و هیپنوتیزم بود .

• اولین ملاقات او با فروید در 1908 وی را به سمت روانکاوی کشاند و برای سالها از نزدیک ترین و مورد اعتماد ترین باران او بود.
• تکیه بر نگرش درمانگر و میزان در گیر شدن او در فضای درمانی اهمیتی تاریخی پیدا می کند .
• راهی که فرنزی گشود در سالهای بعد توسط نو فرویدیها و روان شناسان انسان گرا دنبال شد.
• بسیاری فرنزی را عاطفی شاعرانه می دانستند و نه خود ستایانه
• علاقه زیادی به مردم داشت و همیشه برای کمک به آنها مشتاق بود
• مهربان و با محبت و دارای تخیل قوی و خلاق بود.

• یکی از مهمترین دستاوردهای ساندور فرنزی در روانشناسی بالینی نظریه اولیه او درباره (خود افشا گری روانکاو) است . این نظریه که اولین بار در مقاله مشهورش با عنوان (انعطاف روش روانکاوی ) در سال 1928 مطرح شد، هویت رابطه بین بیمار و روانکاو را دچار تغییر کرد به گونه ای مدل روانکاوی فروید را با شیوه مسئولیت پذیر یک مادر دلسوز تبدیل کرد.

• کارهای کلینیکی فرنزی با مواد یک که آنها را (موارد مشکل ) می نامد (مثل خود شیفتگی ، اختلالات مرکزی و روان پریشی) سبب شد او اصول کاری ابداع کند که برپایه (همدردی) باشد.

• خود افشاگری روانکاو یکی از روشهای مسئولانه ایست که او برای مواجه با کمبودهایی که در ارتباط بین فردی در بیمارانی که ضربات روحی ای را پشت سر گذاشته اند، ابداع کرد.
• تامسون که یکی از موسسان دانشکده آمریکایی روان شناختی بین فردی و از افراد مورد اعتماد فرنزی در سالهای واپسین عمرش بود گفته است که فرزنی دو گام مهم برداشت :
o اولاً فرایند روان شناختی در یک محیط انسانی اتفاق می افتد که طی آن دو انسان سعی می کنند. ارتباطی برپایه صداقت با یکدیگر برقرار کنند .
o ثانیاً روانکاو بایستی به بیمار که نیازمند علاقه است ابراز علاقه نماید.

• معنا و مفهوم ابراز احساسات مرکزی عبارتند از دو انسان که می خواهند ارتباط صادقانه ای با یکدیگر آغاز کنند.
پیگیری روابط صادقانه انسانی، بدون دغدغه کسب منافع شخصی و با هدف ایجاد و تفاهم و پاسخ به تحربیات فردی یکدیگر، می تواند نقش پر رنگی در فرایند در مان داشته باشد.
• البته هنگامی که عملکرد فرنزی مورد بررسی قرار می گیرد . باید توجه کرد که فرنزی به روشنی مقصودش را از علاقه و عشق ، علاقه پدرانه است نه علایق و تمایل جنسی تمایزی که حتماً باید حین بررسی عملکرد پزشکی فرنزی قائل شویم و به رسمیت بشناسیم
• فرنزی هرگز رفتار جنسی از خود بروز نداد . اگرچه در اوایل کارش در یک مورد از نظر عاطفی وابستگی پیدا کرد.

فرنزی و تجربه دو نفره صداقت

بی پرده گویی – تقابل- خود شناسی

• چندین جنبه زیر بنایی در روانشناسی دو نفره فرنزی وجود دارد که در روانکاوی افراد پرورش یافته بود، و منجر به ارائه نظریه خود الگویی روانکاو شد.

1. ایجاد فضایی مملو از احساسات
به عنوان پیش شرطی برای انجام تحلیل روان شناسی . به طوریکه آسیب های روحی دوران کودکی به شکل زنده و دراماتیک دوباره تجربه گردند.

2. آنالیز انتقال متقابل هسته مرکزی آنالیز واکنشهای احساسی روان کاو به روند درمان کمک می کند.

3. همکاری مشترک و متقابل روانکاو در امر روان درمانی ضروریست به گونه ای که او شریکی مسئول و پایبند به آزادی در مسیر فرآیند دو نفره است.

4. همدلی به عنوان قانون زیر بنایی روان شناسی مورد توجه قرار گیرد بطوریکه شناخت و درک تجربه و عواطف فردی مشخص مورد ارزیابی هدف اصلی باشد . همچنین پاسخگویی در مانی جایگزین خنثی بودن شود.

5. مقداری آزمایش گری عملی جایگزین عملگری سرسختانه طبق اصول و دستور العمل ها.

6. انعطاف پذیری موقعیت روان درمانی زمانی امکان پذیر می شود که اقداماتی جهت آرامش فرد جهت ایجاد محیطی سرشار از حس همدلی و تلاش برای حل مشکل اصلی.

7. رویه فرد درمانگر وجود عهدی برای اختلال روانی از طریق نرمی ،پاسخ گوئی پدرانه.

8. پنج عنصری که آنالیز روان شناختی فرد بیمار را در بر می گیرند عبارتند از:

الف- آنالیزی قاعده ضد و غیر تعلیمی . فرد مورد روانکاوی باید یک تجربه روانی را پشت سر بگذارد تا طی آن آسیب روانی دوران کودکی شناسایی شود، و دوباره تا پایین ترین لایه ها مورد تجربه قرار گیرد.

ب-آنالیز روانی فرد معالجه کننده که همان تجربه روان درمانی متقابل است.

ج-آنالیز توسط خود شخص مورد معالجه موشکافی و بررسی بی پایان واکنش های روانی فرد بطوریکه در امر روانکاوی نقش مثبت ایفا کند.

د-روانکاوی مشترک و متقابل به همراه یک همکار . ظرفیت رشد شخصی و حرفه ای روان درمانی را به همراه یک همکار و از راه آزادی فکر حقیقی و صداقت نشان داد

ه- آرمان و رویای فرنزی برای ایجاد جامعه ای روانکاوان که تجاربشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند
جامعه ای که روانکاوان بتوانند به شکلی واقعی و صادقانه با یکدیگر کار کنند بطوریکه او دیگر دچار سوء تفاهمات زبانی با فروید و……  یا جامعه روان پزشکان نشود.

خود افشاگری روان درمانگر:

• فرنزی در سال 1928 در مقاله شیوه انعطاف پذیری روان درمانی خود افشا گری روانکاو را مطرح کرد ، موضوع چگونگی ایجاد حس همدلی را نیز مطرح کرد.
او به عبارتی این موضوع را شروع کرد که شاید عملکرد روان درمانی را تغییر دهد:
هیچ چیز برای یک روانکاو و مخرب تر از خلق و خوی استاد گونه ، یا حتی رفتاری عامرانه در مقام پزشک نسیت
هرانچه ما به بیمار می گوییم باید در قالب نصیحتی غیر مسلم و غیر قطعی بیان شود و نه به شکل یک نظر مسلم و قطعی .
نه تنها به این دلیل که ممکن است بیمار را عصبانی کند بلکه به این خاطرکه امکان دارد پیشنهاد ما اشتباه باشد.
• فرنزی درحال تغییر نقش روان کاو به عنوان یک مفسر ایجاد تعادل تبدیل یا مقاوت بود به کمک ترکیب حس همدلی و تفاهم .
• او هم چنین محیطی همراه با آزادی را مطرح کرد که به سب می شد فضای روان درمانی به شکلی غیرخطی مبدل گردد.
او دررابطه با قابلیت تغغیر و انعطاف فضای روان درمانی چنین می گوید: یکی از بیمارانم در مورد تکنیک انطاف پذیری عبارتی گفت که من کاملاً ان را می پذیرم: روان کاو باید همانند یک لاستیک (قابل ارتجاء) تسلیم اراده بیمار باشد.

• هنگامی فرنزی ایجاد فضایی توام با حس همدلی را برای روانکاوی آغاز کرد، برای ایجاد و افزایش این تکنیک از خود گویی را ابداع نمود:
o هر فرد هرگز نباید از اینکه به اشتباهات خود بی برد و اعتراف کند احساس شرمساری داشته باشد
o هرگز نباید از یاد بد که روانکاوی فرآیندی نیست که به امر خاصی اشاره کند و به شهرت و خطا ناپذیری پزشک (روانکاو) استوار باشد
o روانکاوی به تنها چیزی که نیاز دارد اطمینان خاطر نزد روانکاو است که صادق و رک است و از اعتراف صادقانه اشتباهات هراسی ندارد.
o روش فرنزی هنگامی تکمیل شد که او دریافت صداقت ناب و حس همدلی خاص از موارد ضروری برای دریافت و درک علت اصلی مشکل شخص آسیب دیده است.
o او در اخرین مقاله خود با عنوان (سوء تفاهم زبانی) مفهوم خود گوئی روانکاو را در قالب( وانمود سازی حرفه ای) توضیح می دهد: باید یادآوری کنم که بیماران نه به عبارتهای نمایشی
بلکه به دلسوزی حقیقی واکنش نشان می دهند .
بیماران چه حقیقت را درتن و اهنگ سخنان روانکاو چه در کلمناتی که ادیبان می دارد بیابند در هر صورت آنها از قدرت درونی قابل توجهی برخوردار هستند و می توانند افکار و احسسات روانکاوشان را درک کنند . فریب دادن بیمار از این نقطه نظر به سختی امکان پذیر است.
o برای ایجاد و حفظ رابطه همدلانه باید از ارتباط حسی صادقانه و ابراز ان بهره بود: شاید در طی جلسه روانکاوی ما بخاطر موارد شخصی یا حرفه ای احساس ناراحتی ناخوشایندی داشته باشیم – تنها را حلی که دراین مواقع پیش روی ماست ،در میان گذاشتن علت این ناراحتی با بیمار و ابراز آن نه لزوماً بصورت یک احتمال بلکه به شکل یک واقعیت است.
o فرنزی براین عقیده بود که ابراز احساسات توسط روان درمانگر نه تنها به پروسه روان کاوی ضربه نمیزند بلکه آن را ارتقا می دهد:
نکته قابل توجه این که متوقف ساختن این ریا کاری پیشه ورانه که پیش از این برای خود داری از صدمه در بیمار امری غیر قابل اجتناب تصور می شد، سبب گشت و ضعیت بیمار بتدریج بهتر و بهتر شود.

• هفت سال پس از انتشار سوء تفاهم زبانی فرنزی ،مایکل و الیس یا لینت یا بحث بر حدود مبحث روانکاو بعنوان یک ناظر خنثی و منفعل به زنده نگهداشتن موضوع خود افشا گری روان درمان کمک نمودند . انها ابراز نمودند که هر روانکاو با نوع فضا سازی که در مطب خود انجام می دهد به شکلی شخصیت خود را نشان می دهد (مثل شکل اثاثیه –نور پردازی –نقاشی روی دیوار حتی-بالش که روی مبل قرار میدهد) (شاید تصور شود که با لینت خیلی در رابطه با جزئیات وسواس به خرج داده باشند . اما گزارشی ،شاید قوی غیر واقعی، در رابطه با بالش مبل مطب روان درمانی (تئو دوریک) وجود دارد .
ظاهراً یک بیمار هنگامی که ریک حین جلسه روان درمانی برای چند لحظه از مطب خارج می شود بالش مبل اتاق را کنار می گذارد و یک شلوار پیژامه تا شده و تمیز می سابد-
ما دقیقاً نمی دانیم که ایا ریک روش خود ابراز گری را انجام داده است یا خیر
یا چیزی در رابطه با عادات مربوط به خوابیدنش به بیمارش حرفی زده یا خیر
اما شلوار پیژامه و یک شکلی از خود ابراز گری است شاید به شکلی آشکارا که گویای جزئی از خصائص شخصیتی بود و می توانست موضوعی را دربیمار تحریک کند به این خاطر ،پاره ای مباحثات که بر موضو عاتی غیر از مقاومت یا تغییر بیمار تاکید می کرد می باید جریان بگیرد.

• خود ابراز گری منطقی

موضوع خود ابراز گری روان کاو به سطحی ارتقاء یافت که تلاش می نمود شرایطی را که تحت انها خود ابراز گری در امز درمان اثر مفید داشته باشد مشخص و تعیین کرد.
• برای دستیابی به این هدف،پیشنهاد می شود که بین خود و ابراز گری عقلانی و فراطی تمایز قائل شویم
خط مرزی عبارت است از اینکه خود ابراز گری عقلانی توسط روان در مانگر بطور خاص بر حفظ تعانلی به اساس حس همدلی با بیمار محدود می گردد
بیماریکه به دلیل آسیب هایی در گذشته در برقرار ارتباط شکست خورده است که از ان با نام عدم صمیمیت پدر فرزندی یاد می شود
چنین تجربیات شکست پی درپی در دستیابی به حس همدلی موجب می گردد فرد دچار حس گیجی ، ناتوانی در اعنماد به واکنش های احساسی یا روحی –روانی در رویارویی های بین فردی ، حساسیت بارز به واکنش های دیگران، حس شرمساری و گناه و تقلا و خواهش شدید برای کسب تجارت صادقانه با دیگران گردد.
افزون براین فرد در ابراز این مشکلات و احساساتش به دیگران ناتوان می شود – بطور خلاصه ،مجوعه ای از علائم و احساسات که نشان دهنده سوء استفاده احساسی واقع شدن در روابط است. معمولاً این افراد از قربانیان سوء استفاده های جنسی و آزار فیزیکی هستند.

• خود ابراز گری عاقلانه چندمین خصوصیت اصلی دارد:

1-خود ابراز گری برای ارضای نیاز بیمار برای برقراری ارتباطی بر پایه اعتماد است.
2-خود ابراز گری پاسخگویی همدلانه است.
3-تنها موضوعاتی که به امر درمان کمک می کند باید مطرح شوند.
4-به اشتراک گذاردن موضوعات نباید به شکل نمایشی و مصنوعی باشد.
5- باید از بخشی از شخصیت روان درمان به اشتراک گذاشته شود که هیچ تضادی در ان نباشد.
6-از موضوعاتی که مطرح می شود باید نیازهای بیمار را در مواردیکه خود او ابراز داشته ارضا کند  و نیازی نیست که از آن موارد پارا فراتر بگذاریم ، تمامی جزئیات موضوع مورد بحث لازم نیست بیان گردد.
7-در بیان کلمات و میزان شدت احساسات خود ابراز گری باید جانب احتیاط را رعایت کرد. مخصوصاً زبان رُک ،واکنشهای احساسی و رفتارهای حسی پیچیده و پخته باید با نیاز بیمار برای ارتباط گیری مورد اعتماد دارای تناسب باشد.
8-خود ابراز گری بهتر است حین برقراری رابطه ای مثبت بین بیمار و پزشک انجام شود.
9-تحلیل و بررسی آثار خود ابراز گری روان درمان باید بعد از عمل خود ابراز گری انجام شود- روانکاو باید به تفاوتهای اشخاص حین خود ابرازگری حساس باشد.
10-روانکاو در صورتی که اقدام به ابراز خود می کند باید متوجه باشد پاسخش طوری بیان شود که حس طرد کردن ، آزردگی ها و خشم را منتقل نسازد.
روان درمان باید از لحاظ روانی و شخصی از انچه می خواهد در مورد خود باز گو کند احساس راحتی کند که این امر در میان طبیبان مختلف متغیر است.

• خود ابرازی اشکارا

همان طور که خود براز گری عاقلانه سبب درمان بهتر و رشد می گردد، خود ابراز گری آشکارا آسیب زننده و برای پروسه درمان مضر است- این امر بیشتر از اینکه نیازهای بیمار را براورد سازد، خواهش های خودشیفتگی روان کاو را ارضا می کند- بعضی از خصوصیات خود ابراز گری اشکارا عبارتند از:
1- روانکاو در امر انتقال به شکلی نمایشی عمل می کند
2- موجب بروز یک واکنش ضد انتقالی می شود
3-خود ابراز گری از میزان از میزان مورد نیاز شخص مورد روان درمانی فراتر ناراحت شود
4- این پاسخ موجب اختلال احساسی در بیمار شده که به پیشرفت زیان اور او منجر می شود
5-روان کاو و بیمار ارتباط احساسی نابی برقرار نکرده اند
6- خود ابراز گری نشانه ای از کنترل و دخالت است
7-نوعی نیاز بی پاسخ روانکاو در حین خود ابراز گری بیان می شود
8-روانکاو از تجربه خود ابراز گری برای حل مشکلات شخصی خود بهره می گیرد.
9-ابراز گری نوعی تهاجم و تجاوز به نظر می رسد  در حالی که باید دعوتی باشد برای ایجاد مبادله ای برپایه اطمینان
10-بیان احساسات بازتاب دهنده بی ملاحضگی برای شخصیت فرد است.

• نکته مهمی که در رابطه یا خود ابراز گری روانکاو و باید مورد تاکید قرار بگیرد عبارت است از اینکه استفاده از این روش تنها هنگامی مفید است که همراه با حس همدلی باشد حس همدلی باید پیش از خود افشاگری روانکاو انجام گیرد.
هنگامی که روانکاو تصمیم به خود افشاگری می گیرد نباید همانند یک اسیب روحی تجربه گردد.
در واقع این امر یک پاسخ همدلانه است که با تلاشهایی برای درک تجربه فردی بیمار است همراه شده است.
اگر خود افشا گری روانکاو هماننند یک اسیب روحی تجربه گردد
ممکن است نشان دهنده پاسخی نامناسب همانند خود افشاگری آشکارا باشد.

• یکی از مشهورترین خود افشاگری های فرنزی ،افشاگری آلت جنسی کوچک فرنزی است:
رویای (بیمار) او در رابطه با مرد نسبتاً قوی هیکلی بود که الت تناسلی کوچکی داشت- جزئیات ظاهر با من همخوانی داشت .
من توانستم حس کنجکاوی او را برطرف کنم و در رابطه با موضوعاتی نظیر حس شرمگینی، و خجالت عقده کوچکی الت تناسلی ام با او صحبت کنم.
هنگامی که او فهمید من هیچکدام از نقاط ضعف خود را پنهان نمی کنم و او قادر نخواهد بود مرا با گریز زدن به این نقاط ضعف آزرده کند، تصمیم گرفت دست از انجام این کار بردارد
و متوجه شد آسیبی که در مورد خود او به او وارده شده نه بر اثر واپس زدگی عشقی بلکه تجاوز بوده است.
مساله فاش گویی عقده آلت تناسلی کوچک ظاهراً مرز بین تجربه واقعی و رویا پردازی با محور می کند امریکه خود فرنزی بیان میدارد ممکن است اغوا کننده و برای بیمار آسیب آفرین باشد.
فروید هم در این زمینه به مشکل برخورد کرده بود در نقد نظریه اغواگری فروید در درمان دخترش آنا، گونه ای از اغواگری را نشان داد، زمانی که اورا در موقعیتی قرار داد تا عقده ادیپش را در رابطه با پدرش به روانکاوش ابزاز کند که روانکاوش پدرش بود.
• فرنزی گزارش کرده که در نتیجه بی پرده گویی اش در رابطه با آلت تناسلی کوچک و مجموعه ای از تفسیرهایی که در رابطه با تصورات بیمارش در مورد مردها ، آلت تناسلی و توانایی ان ها داشته است، سبب شده که بیمارش تصورش در رابطه آلت تناسلی کوچک مردان متمدن بصورت وسیله ای محتمل برای عشق مبدل گردد-
• فرنزی هم چنین تصور می کند که بیمارش پس از درمان، احتمال زیاد دست از تمایل و تظاهر به همجنس گرائی برای تمسخر مردان دست بردارد.
• تئوری جنسی یسیار ارزشمند فرنزی
اولین دیدگاه بود که تحریک و تهییج واقعی برای رابطه جنسی معنای نهایی درستی برای هردو جنسیت دارد- او در مورد امیال تا بازگشت به رحم مادر جستجو کرد
وظیفه مادری چیست؟
آگاهی خوشایندی از تحمیل زندگی جدید با کسی (فرزند)
از نظر بیو لوژیکی زنانی که وظیفه مادری و ظرفیت مادر دارند کاملاً و مسلماً از نظر بیو لوژیکی برتری دارند.
او از روانکاوان خواست که برای تعادل از ذهنیت نسبت به چهره زن تلاش کنند که بیشتر در مورد حقایق ماهیت او بود – با کفیت های خاص و افاوت او نسبت به مرد- نسبت به انچه کسب کرده است.

• علت تضاد های بین فروید و فرنزی:
عوامل اصلی و زیر ساختی وجود داشت
اولین مشکل هم اگرچه فرنزی همانند دیگر شاگردان فروید با استعداد بود
علاقه زیاد او به کارش در زمینه تکنیک درمانی قرار گرفت –
فرنزی مایل به تجربه کارها و پیشرفت از طریق تکنیک روانکاوی کلاسیکک بود-
تغییرات او در زمینه و راستای حالت های کشمکشی و ارتجاعی و آرمیدگی در مانی بر توصیه ها و نظریه های ،سخت و تلخ فروید بود.
جایی که فروید اغلب در آن متعصب بود واپس روی و برگشت در درمان بیمار بود
فرنزی قادر بود که یک بیمار را حداقل نیمه راه و نصفه راه ملاقات کند
تا ارتباط درمانی ایجاد نماید که یک رویایی فردی و یک نوع نبوغ بود.

آثار فرنزی:

کمکهای اولیه با تجزیه و تحلیل روحی(1914-1908)
-روابط جنسی در روانکاوی (1950-1912) جلد 1رابطه جنسی در روانکاوی
-کمکهای بیشتر به تئوری و روش تجزیه و تحلیل روحی
(شامل مجموعه برخی از مهمتریت کمکهای فرنزی به روانکاوی(1925-1908)
-کمکهای نهایی به مسائل و روشهای روانکاوی (1933-1908)
-تئوری تولید مثل جنسی(تالاسا)(49-1924)
-فرنزی-سندو رو فذانگ اتو-رشد روانکاوی

بر گرفته از: صوفیا قناد بغدادی
(کارشناس ارشد روانشناسی بالینی)