اصل علیت

اصل علیت

Causality, Causation, Cause and Effect

• علیت رابطهٔ بین یک رویداد (علت) cause و رویدادی دوم (اثر یا معلول) effect است
   که در آن رویداد دوم نتیجهٔ رویداد نخست است.
• به طور کلی، یک فرایند process ، «علت ها»ی بسیاری دارد،
o به این «علت ها»، «عوامل سببی» causal factors گفته می شود،
o «عوامل سببی»، همه، در گذشته نهفته اند.
o اما یک «اثر یا معلول» effect، به نوبه خود می تواند «علت» بسیاری از عوارض و «اثر های» دیگر باشد،
o این «اثر های» دیگر، همه در آینده نهفته اند.

تعریف علت و معلول

• اگر وجود «الف» و «ب» را با یکدیگر مقایسه کنیم،
o ببینیم که «الف» موجودی است که تحقق موجود دیگر یعنی «ب» موقوف بر آن است،
o وجود «الف» را علت و وجود «ب» را معلول می‌گوییم.

انواع علت

• علت‌ها بر سه قسم‌اند:
o علت‌ لازم (ناقصه/مجبره) ، Necessary causes
o علت کافی (تامه/مختاره/حقیقیه) ، Sufficient causes
o علت مشارکت‌کننده (دخیل، سهیم) ، Contributory causes

o علت لازم: وجود x برای تحقق وجود y لازم است .

o علت کافی: وجود x برای تحقق و وجود y کافی است.
یعنی با وجود x، وجود y ضرورت می‌یابد.
ولی ممکن است y به علت وجود «علت» یا عامل دیگری مثل Z هم تحقق یابد.

o علت مشارکت‌کننده: برای تحقق y ، وجود x به همراه عوامل دیگر لازم یا کافی است.

ارسطو علت را به اقسام دیگری نیز تقسیم کرده‌، بنام علل اربعه یا علت‌های چهارگانه : Four causes

• علت صوری: Formal cause
آنچه شکل و صورت معلول را باعث می‌شود.
• علت مادی: Material cause
آنچه زمینهٔ پیدایی معلول است و در ضمن آن باقی می‌ماند.
• علت غایی: Final cause
انگیزهٔ فاعل برای انجام کار است.
• علت فاعلی: Efficient cause
علتی که معلول از آن پدید می‌آید.

علت فاعلی دو اصطلاح دارد:
یکی علت فاعلی طبیعی و دیگری علت فاعلی الهی که منظور از آن موجودی است که موجود را پدید می‌آورد و به آن از عدم، هستی می‌بخشد.

• یکی از پرسش‌های اساسی در باب علیت چگونگی پیوند معلول و علت فاعلی است.
o به عبارت دیگر اینکه گفته می‌شود علت به معلول وجود می‌دهد، به چه معناست؟
o آیا علت وجود را از جایی برداشته و به معلول ارائه می‌کند،
o همان‌طور که کسی هدیه‌ای به دوست خود تقدیم می‌کند؟
o چنین تصوری تناقض‌آمیز است.
o برای روشن شدن مطلب ابتدا باید دید در داد و ستدهای رایج چه مؤلفه‌هایی وجود دارد؛
o آنگاه چگونگی افاضه وجود به معلول از سوی علت را سنجیده و ارزیابی کرد.
o در داد و ستدهای معمولی ۴ یا ۵ مؤلفه قابل شناسایی است.
o به عنوان مثال اگر «تیرداد» کتاب « فیزیک» را به «افراسیاب» تقدیم کند
o و افراسیاب آن را بپذیرد، در این فرایند ساختار‌های زیر وجود خواهد داشت:

1. دهنده: تیرداد
2. گیرنده: افراسیاب
3. شیئی داده شده: کتاب فیزیک
4. دادن: کار یا حرکتی که از تیرداد سرزده است.
5. گرفتن: کار و حرکتی که افراسیاب انجام داده است.

o موارد ۱ تا ۳ذوات و اشیایی مستقل از یکدیگرند و هر یک بدون دیگری وجود دارند.
o اما مورد ۴ و ۵ هیچ هویت مستقلی ندارند،
o زیرا حقیقت آنها چیزی جز فعل و کار نیست
o و هر کاری قائم به فاعل و کننده کار است
o و بدون آن امکان وجود نخواهد داشت.
o اکنون باید دید که آیا علت و معلول نیز چنین رابطه‌ای دارند،
o یعنی در آن مؤلفه‌های فوق به شرح زیر وجود دارند؟

1. وجود دهنده: علت
2. وجود گیرنده: معلول
3. شیئی داده شده: وجود، واقعیت
4. وجود دادن: ایجاد
5. وجود گرفتن: موجود شدن

o بدون شک چنین تصوری از رابطه علیت نادرست است؛
o برای روشن‌تر شدن مطلب هریک از مؤلفه‌های بالا را بررسی می‌کنیم:

۱- وجود دهنده یا علت هستی بخش وجودی مستقل و ناوابسته به دیگر مؤلفه‌های فوق دارد،
بنابراین وجود آن نه تنها دارای هیچ مشکلی نیست،
بلکه امری ضروری و لازم است و بدون آن هیچ حادثه‌ای رخ نخواهد داد.

۲- دومین مؤلفه (معلول) هرگز نمی‌تواند وجودی جدا از شیئی داده شده (وجود، واقعیت) داشته باشد.
زیرا اگر معلول گسسته از وجودی که از علت دریافت می‌دارد، دارای وجود و واقعیت باشد،
خلف فرض و تناقض لازم می‌آید.
زیرا فرض این است که معلول وجود خود را از علت دریافت می‌کند،
در حالی که اگر معلول واقعیتی غیر از آنچه از علت دریافت می‌کند دارا باشد،
پس بدون دریافت وجود از علت موجود است
و این دقیقاً به معنای آن است که معلول آن نیست و چنین چیزی تناقض است و محال؛
بنابراین وجود گیرنده (معلول) عیناً همان شیئی داده شده (وجود، واقعیت) است
و دوگانگی آنها ناشی از اعتبار و تحلیل ذهنی است، نه تفاوت واقعی و عینی.

۳- مؤلفه سوم (شیئی داده شده؛ وجود، واقعیت معلول) هرگز نمی‌تواند مستقل از عنصر چهارم (وجود دادن؛ ایجاد) باشد؛
زیرا اگر واقعیت داده شده هویتی جدا از عمل دادن (ایجاد) داشته باشد،
لازمه‌اش آن است که علت با آن واقعیت مستقل، اضافه و ارتباط برقرار کند و آن را بر دارد و به معلول بدهد.
چنین فرضی مستلزم این است که برای گیرنده (معلول) نیز واقعیتی مستقل فرض کنیم،
در حالی که قبلاً محال بودن این فرض روشن شد؛ بنابراین با کنار هم نهادن این مقدمات به خوبی روشن می‌شود
که واقعیت معلول چیزی جز ایجاد نیست و در رابطه علت و معلول،
گیرنده و شیئی داده شده و عمل دادن، یکی بیش نیست که بر اساس اختلاف زاویه نگرش و اعتبارات ذهنی،
با تعابیر گوناگون از آن یاد می‌شود.

۴- مؤلفه چهارم (ایجاد) نیز هیچ استقلالی ندارد،
زیرا ایجاد فعل و کار فاعل است
و هر فعلی قائم به فاعل،
بلکه عین ربط و تعلق به آن است و بدون آن هیچ حقیقتی ندارد؛
بنابراین تا اینجا آنچه هست علت است و فعل او و دیگر هیچ.

۵- عمل گرفتن نیز به لحاظ آن که فعل است هیچ گونه استقلال وجودی ندارد
و قوام آن به وجود و کنش فاعل است.
از طرف دیگر، چنان‌که گذشت، وجود گیرنده (معلول) نیز هیچ گونه استقلال وجود نداشت؛
بنابراین وجود گرفتن به معنای صدور نوعی فعل از معلول نیز بی‌معنا است،
زیرا لازمه آن وجود معلول در مرحله پیش از اخذ وجود است؛
بنابراین وجود گرفتن معلول معنایی جز تحقق عینی آن که همان افاضه و ایجاد علت است نبست.

• نتیجه آنکه در رابطه علت هستی بخش و معلول تنها دو واقعیت در کار است:

o علت: که واقعیتی مستقل است و مفیض وجود معلول و ایجاد کننده آن است.
o معلول: که هیچ استقلالی ندارد و کار و فعل فاعل است و از این رو هویتی جز جعل و تعلق ندارد؛
و وجود آن همان ایجاد و کار علت است.

استدلال سببی

رشد مرحله‌ای

استدلال سببی

استدلال سببی

Causal Reasoning

• «استدلال سببی» فرآیند شناسایی علیت است:
o رابطه بین «علت» و «معلول» است.
o مطالعه «علیت»، از فلسفه باستان ancient philosophy تا زمان معاصر با عنوان نوروسایکولوژی
یا روان‌شناسی عصبی neuropsychology ادامه داشته و گسترش یافته است.

• در استدلال سببی، فرضیات مربوط به ماهیت «علیت» بحث میشود.
o نشان داده می شود که یک رویداد، تابع رویداد قبلی و مسبب رویداد بعدی است.
o طبق مطالعات «ریشه ای تاریخ علم» protoscientific ، ابتدا «علت و معلول» در فیزیک ارسطو Aristotle’s Physics شناخته شد.

• روابط علیت را میتوان به صورت انتقال نیرو بیان نمود.
o اگر A باعث B شود، پس A باید یک نیرو (یا قدرت علت) به B انتقال دهد تا موجب معلول یا B گردد.
o روابط علیت تغییر در طول زمان را موثر میداند ؛
o علت و معلول زمانی به هم مرتبط هستند، که علت مقدم بر نتیجه یا معلول باشد.
o علیت را میتوان در غیاب نیرو هم تعریف و استنباط نمود.
o علت می تواند حذف یا توقف هم باشد،
o مانند برداشتن پایه و تکیه گاه از یک ساختار که باعث سقوط آن میشود.
o یا عدم بارش و آبیاری که باعث پژمردگی گیاهان میشود.

• انسان می تواند بسیاری از موضوعات را با کمک درک «استدلال سببی» بفهمد.
(به عنوان مثال، در موقعیت های اجتماعی و اختلافات اجتماعی و ریاضیات و …)

• پس درک ما بستگی به توانایی درک «علت و معلول» و اصل علیت دارد.
o انسان باید بتواند علل رفتار دیگران را بفهمد،
o انسان باید بتواند اهداف دیگران را درک کند و مناسب آن عمل کند،
o انسان همچنین باید بتواند دلیل و اثرات احتمالی درک اعمال خود را درک کند.

• استدلال میتواند در موارد اتفاق نیافتده و غیر واقع Counterfactual هم باشد.
o انسان میتواند در مورد احتمال هم فکر کند « که اگر می شد» چه می شد.
o حتی زمانی که می داند، که این استدلال، هیچ تأثیری بر وضعیت فعلی ندارد.

• اگر چه «اصل علیت» به ساز و کار و مکانیسم کار مرتبط است، ولی دلالت بر درک درست «علیت» ندارد.
o با روابط «علت و معلولی» میتوانیم ویژگی های موضوعات و موارد را دسته بندی و تعریف کنیم.
o بال یکی از ویژگی های رده “پرندگان” است؛
o این ویژگی «علیت» یا یکی از دسته ویژگی های به هم پیوسته ای است، که توانایی پرواز به پرندگان میدهد.

استنتاج و پی بردن به علت و معلول

• انسان استعداد و توانایی درک «علت و معلول» را دارد،
o این استنتاج دوسویه است.
o ترتیب زمانی نشانگر علیت است.
o هنگام مشاهده یک رویداد،:
مردم تصور میکنند که همه وقایع قبل از آن رویداد، علت وقوع رویداد است،
و همچنین همه وقایع بعد از آن رویداد جزو اثرات رویداد می باشد.

• همزمانی اتفاقی روابط جنبشی و فاصله ای نیز، راه دیگری برای پی بردن به علت و معلول است.
o اگر اجسامی با هم حرکت کنند
o و یا یک شی، به نظر برسد شی دیگری را حرکت دهد،
o رابطه علیت را میتوان از آن مشاهدات استنباط نمود.
 Animacy یا پدیده جانداری نیز ممکن است از چنین روابطی استنباط شود.

توضیح پدیده جانداری animacy در زبان فارسی
منظور از جانداری پدیده ای است برون زبانی، که بر اساس پـردازشِ شـناختی از جـهانِ خارج در الگوها و ساختهایِ زبانی متبلور می شود.
در واقع، پیدایش چنین الگوهایی در ساخت زبان انعکاسِ طی شدنِ یک فرایـندِ شـناختی و ذهـنی است
کـه در آن عـاملِ ذی روح بودن، به عنوان یک مؤلفه، در روندِ پردازش دخالت دارد

• استدلال سببی تقریبا به طور خودکار فعال می شود.
o با این حال، پی بردن به علت و معلول، لزوماً همیشه با درک مکانیسم های زیر بنایی علیت نتایج همراه نیست.
o «اصل علیت» به عنوان «توهم شناختی» هم توصیف شده است
o بسیاری از درک های علت و معلولی بر اساس وابستگی ها و پیوستگی ها تداعی معانی می شود،
بدون آنکه درک درستی از چگونگی ارتباط وقایع با یک دیگر در میان باشد؛
o به همین سبب است که «اصل علیت» بعنوان “توهم توضیحی عمق ” illusion of explanatory depth هم شناخته شده است
o مطالعه های روان‌شناسی عصبی سال 2013 نشان می دهد که: انسان اطلاعات جدید را با اطلاعات قدیمی خود مطابقت میدهد.
o این امر نشان دهنده یک عمل علیتی معکوسی در کار است:
o علت باید به اثر پسینی نسبت داده شود تا بتوان ارتباط علت و معلولی بین عامل و عمل را درک نمود.
o فردریش نیچه Friedrich Nietzsche برخلاف «علیت ارسطویی» که «علت مقدم بر اثر است»، استدلال نمود.

• انسان علت و معلول را درک میکند.
o تحقیقات نشان می دهد که حیوانات دیگر، مانند موش و میمون، ممکن است علت و معلول را درک کنند.
o حیوانات ممکن است اطلاعات در مورد علت و معلول را به منظور بهبود تصمیم گیری
و استنباط شان در مورد حوادث گذشته و آینده استفاده کنند.
o ثابتی که استدلال انسانی را هدایت میکند و انسان از حوادث یاد میگیرد «اصل علیت» است.
o ملاحظات و توجهات انسانی، بخش جدایی ناپذیر درک علیت در انسان است.
o ملاحظات و توجهات انسانی در استدلال انسان به چگونگی و دلایل موارد محیط اطراف خود مؤثرند.
o انسان ها از نشانه های علیت و اثرات مربوط به آنها برای تصمیم گیری و پیش بینی آینده استفاده میکنند.
o انسان ها از نشانه های علیت برای درک ساز و کارها و مکانیزم ها استفاده میکنند.
o انسان ها با استفاده از موارد فوق میتوانند مواردی را تغییر دهند و یا خود تغییر کنند.

انواع روابط علیتی و سببی

• روابط مشترک علت common-cause relationships
o در روابط مشترک علت، یک علت واحد، چند اثر به همراه دارد.
o به عنوان مثال، یک ویروس میتواند علت چند اثر باشد. نتیجه ویروس: تب، سردرد و حالت تهوع.

• روابط مشترک اثر common-effect relationships
o در روابط مشترک اثر، چند علت به یک اثر منجر همگرا میشوند.
o مثال، افزایش هزینه های دولت یک اثر است با علت های متعدد. علت ها: نرخ بالای بیکاری، ارزش ارز، ناآرامی های مدنی و …

• زنجیره علل causal chains
o در زنجیره علت و معلولی، یک علت باعث یک اثر، آن اثر باعث اثری دیگر و …..میشود.
o مثال، خواب بد منجر به خستگی، خستگی منجر به هماهنگی ضعیف، ناهماهنگی منجر به …. میشود

• علت چرخه ای و هموستازی causal homeostasis
o در علت هموستازی و چرخه ای، روابط علیت به صورت یک چرخه پایدار یا مکانیزم تقویت کننده است.
o هموستاز یعنی: گرایش به سمت یک تعادل نسبتا پایدار بین عناصر وابسته، به خصوص توسط فرایندهای فیزیولوژیکی.
o مثال، در پرندگان، پرها، استخوان های توخالی، سوخت و ساز بالا، و پرواز، همدیگر را تقویت میکنند،
انطباق کلی است و نه از شروع یک نمونه از یک رابطه علت و معلولی.

انواع استدلال های علیتی و سببی

• هرچند درک علیت می تواند به صورت خودکار انجام گیرد، ولی در شرایط پیچیده، استدلال پیشرفته سببی ضروری است.
انواع استدلال علیتی و سببی عبارتند از:

1. استنتاجی استقرایی یا قیاسی Deduction

o استدلال استقرایی یا قیاسی به معنی یک قاعده کلی است.
o نتیجه گیری تضمین شده یک رویداد است.
o نتیجه ممکن است بر اساس استدلال دیگری صورت گیرد،
o از این استدلال میتوان به یک رابطه علت و معلولی رسید.

2. استنتاج القایی و قیاسی Induction

o استدلال القایی استنتاج همراه با عدم قطعیت است.
o این نتیجه به احتمال زیاد واقع میشود، اما تضمین شده نیست.
o استنتاج القایی علیت حدس و گمانی است.

3. استنتاج ربایشی Abduction

o در استدلال ربایش، نتیجه گیری تضمینی نیست.
o ربایش یک فرضیه بدون ارتباط لازم بین علت و معلول است.

مدل های استدلال های علیتی و سببی

• انسانها از چند مدل برای استدلال و چگونگی دلیل علیت استفاده میکنند.

1. وابستگی Dependency
o مدل وابستگی ادعا می کند که اثرات مشروط به علل هستند.
o علت و معلول یک رابطه احتمالی دارند.

2. نظم و ترتیب Covariation
o مدل نظم و ترتیب ، یک نوع وابستگی است،
o یعنی انسان روابط بین علت و معلول را با درک تصادفی و اتفاقی خود، استنباط میکند.
o نتیجه میگیرد که تغییر در علت، موجب تغییر در اثر می گردد.

3. مکانیزم Mechanism
o این مدل نشان می دهد که علت و معلول دارای ساز و کار و مکانیزمی مرتبط می باشند.
o در این وضعیت، یک فرایند اساسی، مبنای وجود علت و معلول هستند.

4. دینامیک Dynamics
o این مدل نشان می دهد که علت توسط یک الگوی نیرو ارائه میشود.
o نظریه نیرو، یک فرمت مدل دینامیکی در مورد استدلال علیت است
o به عنوان مثال، نقاشی استنباطی است از ترکیب متعدد روابط علیتی.

رشد استدلال های علیتی و سببی در انسان

• رشد و توسعه توانایی «علیت» و «استنباط بر اساس علت و معلول» در سنین پایین کودکان آغاز میشود؛
o برخی تحقیقات نشان می دنهد که کودکان هشت ماهه می توانند «علت و معلول» را درک کنند.
o درک درستی از «مکانیسم» و «علیت» دست در دست هم میدهند.
o کودکان نیاز به درک «علت و معلول» دارند تا بتوانند عملکرد مکانیزم را درک کنند،
o این دو به کودکان اجازه می دهند تا آنها «روابط علیت» را درک کنند.
o کودکان در سال های اولیه می پرسند “چرا؟”
o می پرسند تا «مکانیسم» را درک کنند و سپس به نوبه خود، «علیت» را بفهمند.
o اولین درخواست “چرا”ی یک کودک، در اولین سال حرف زدن، اغلب با اولین تلاشش برای درک توضیح چیزی منطبق و همراه است.
o کودکان می پرسند “چرا؟” می پرسند تا «ساز و کار و مکانیسم» و «علیت» را درک کنند.

• توانایی درک و استدلال «علیت» در سننین کودکی و نوجوانی،
به آنها اجازه می دهد تا تئوری های ساده بسیاری از موضوعات را بفهمند.
o «استدلال علیتی و سببی» به کودکان کمک می کند تا موارد فیزیک، زبان، مفاهیم، و رفتار دیگران را بفهمند.
o رشد درک «استدلال سببی» کودکان، دارای یک الگو است.

• نوزادان قدرت علیت را درک می کنند.
o نوزادان می دانند که علت های خاصی، اثرات خاصی دارند.

• کودکان خردسال، از اواخر نوزادی تا اوایل دوران کودکی، روابط کارکردی را می فهمند:
o می فهمند که یک ویژگی خاص (یا جزئی از یک مکانیسم) دارای کارکردی خاص است.
o آنها بار و اهمیت علیت را می فهمند.
o می فهمند که علل مختلف می توانند بصورت پیچیده ای با هم تداخل کنند.

• کودکان بزرکتر و بزرگسالان همچنان به رشد درک اجزای مکانیسم ادامه میدهند.
o آنها می فهمند که تک تک اجزای یک سیستم به تنهایی کار میکنند،
o درک کامل و توام جزئیات مکانیسم های یک سیستم تا زمان بلوغ پدیدار نمی شود.

ژان پیاژه ( Jean Piaget (1896 –1980 مراحل عملیاتی رشد را در سه مرحله تعریف نمود:
o مرحله پیش عملیاتی preoperational
o مرحله سیمانی concrete
o مرحله رسمی formal .

نظریه رشد مرحله‌ای پیاژه

اصل علیت

نظریه رشد مرحله‌ای

رشد مرحله‌ای

نظریه رشد مرحله‌ای پیاژه

Piaget’s theory of cognitive development

ژان پیاژه (۱۸۸۶ – ۱۹۸۰) روان‌شناس، زیست‌شناس و شناخت‌شناس سوئیسی بود که به خاطر کارهایش در روان‌شناسی رشد و شناخت‌شناسی شهرت یافته‌است.
پیاژه جایگاه ویژه‌ای برای آموزش کودکان قایل بود. او در سال ۱۹۳۴ در کسوت رئیس دفتر بین‌المللی آموزش سازمان ملل متحد اعلام کرد: تنها آموزش است که می‌تواند جوامع ما را در مقابل فروپاشی تدریجی یا خشونت‌بار حفظ کند.
پیاژه در سال ۱۹۵۵، مرکز بین‌المللی شناخت‌شناسیِ ژنتیک را راه‌اندازی کرد . از همان سال تا پایان عمر ریاست آن را بر عهده داشت. پیاژه پیش‌گام گران‌قدر نظریهٔ ساخت و ساز گرایانهٔ معرفت است.
از کارهای اولیهٔ خود در زمینهٔ زیست‌شناسی، پیاژه به این باور رسید، که اعمال زیست ‌شناسانه عبارتند از گام‌هایی که در مسیر سازش‌یابی با محیط فیزیکی اطراف، و به منظور کمک به سازمان‌یافتگیآن برداشته می‌شود.

• نظریه رشد مرحله‌ای پیاژه، نظریه‌ای است دربارهٔ رشد.
• پیاژه به مطالعهٔ تواناییهای کودکان، که به طور طبیعی رشد می‌کنند، و تعاملات آنان با محیط، علاقه‌مند شد.  علت این علاقه تا حد زیادی، مشاهدهٔ رشد و رفتارهای فرزندان خودش بود.
• پیاژه بر این باور بود که در فرایند رشد، خود کودک شرکت کننده‌ای فعال است و دست روی دست نمی‌گذارد تا رشد بیولوژیک یا محرک‌های خارجی، کار خودشان را بکنند.  او کودکان را دانشمندانی کنجکاو می‌دانست که به تحقیق و آزمایش دربارهٔ اشیای درون محیط دست می‌زنند تا ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد.  مثلاً، اگر گوش عروسک خود را بمکم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟  و یا اگر بشقابم را به سمت لبهٔ میز هل دهم، چه خواهد شد. نتیجهٔ این آزمایش‌ها، برای ساختن طرحواره‌ها به کار می‌رود.

• طرحواره عبارت است از نظریه یا مدلی دربارهٔ این که اشیا و رویدادهای اجتماعی و فیزیکی چگونه عمل می‌کنند. همچنین کودکی که با رویداد و یا شیء تازه مواجهه پیدا می‌کند، تلاش می‌کند تا آن را جذب نماید. جذب به معنی درک اشیا و رویدادهای تازه، بر اساس طرحواره‌های از پیش موجود می‌باشد. به باور پیاژه اگر تجربهٔ تازه در طرحوارهٔ موجود جا نشود، کودک مانند همهٔ دانشمندان خوب، اقدام به انطباق خواهد کرد.

• انطباق یعنی دگرگون کردن طرحواره برای آنکه اطلاعات تازه در آن جا شوند.  به این ترتیب جهان بینی کودک گسترش می‌یابد.

• پیاژه در طول کار، به این موضوع علاقه‌مند شد که چرا همهٔ کودکان اشتباهات مشابهی را انجام می‌دهند.  نحوهٔ استدلال آنان با اشخاص بزرگسال چه تفاوتی دارد؟  او به مشاهدهٔ فرزندان خود پرداخت. به بازی کردن‌های آنان دقت کرد، به آنان سوالات و مسائل علمی و اخلاقی ساده داد و از آنها خواست که دلیل پاسخ‌های خود را بگویند.  مشاهده‌های پیاژه او را متقاعد کرد که توانایی کودکان در تفکر و استدلال از یک سری مراحل عبور می‌کند،  مراحلی که از لحاظ کیفی با یکدیگر تفاوت دارند.  او رشد ذهنی را به چهار مرحله کلی تقسیم نمود.  هر یک از این مراحل از مراحلی کوچک‌تر تشکیل شده‌است.

• این چهار مرحله عبارت اند از:
o مرحلهٔ حسی-حرکتی،
o پیش عملیاتی،
o عملیات عینی
o عملیات صوری

مرحلهٔ حسی حرکتی (از بدو تولد تا ۲ سالگی)

• پیاژه دو سال نخست زندگی را مرحلهٔ حسی-حرکتی میداند.
• مرحلهٔ حسی حرکتی زمانی است که نوزادان مشغول کشف روابط بین اعمال و پیامدهای اعمال خویش هستند.
• آنها متوجه می‌شوند که برای دست یافتن به یک شیء تا چه اندازه باید دست خود را دراز کنند،
• وقتی بشقاب را به سمت لبهٔ میز هل می‌دهند، چه روی می‌دهد؛  به این ترتیب آنها کم‌کم، متوجه می‌شوند که وجودی مستقل دارند و بخشی از اشیای دیگر نیستند.
• کشف مهم در این مرحله، مفهوم پایداری و یا ماندگاری اشیا است.
• پایداری اشیا به این واقعیت اشاره می‌کند که یک شیء حتی اگر از جلوی چشمان کودک برداشته شود، به وجودیت خود ادامه خواهد داد.
• هنگامی که یک کودک هشت‌ماهه می‌خواهد اسباب بازی خاصی را بردارد، اگر بر روی آن پارچه‌ای بیندازیم، او بلافاصله دست از تلاش بر خواهد داشت، انگار که علاقهٔ خود را به آن از دست داده‌است و مطمئن است که هر چیزی که به چشم نیاید وجود ندارد.  او نه متعجب می‌شود و نه ناراحت.
• اما یک کودک ده‌ماهه، باز هم به دنبال اسباب بازی پنهان شده در زیر پارچه خواهد گشت. بچه‌های بزرگ‌تر که به مفهوم پایداری اشیا دست یا فته‌اند، می‌دانند که آن شیء هنوز وجود دارد هر چند که دیده نمی‌شود. البته در این سن نیز کودک در جستجوی اشیای پنهان شده مهارت زیادی ندارد.
• کودکی که توانسته‌است چندین بار شیئ را در جای خاصی پیدا کند، باز هم به جستجو در همان محل ادامه می‌دهد. حتی اگر یک بزرگ‌تر آن شیء را جلوی چشم کودک در جای دیگری پنهان کرده باشد.
• تنها حدود یک سالگی است که کودک در جایی به دنبال شیء خواهد گشت که آخرین بار آن را در آنجا دیده‌است برایش مهم نیست که در دفعات پیش از بار آخر، آن‌ها را در کجا دیده‌است.

مرحلهٔ پیش عملیاتی (از ۲ سالگی تا ۷ سالگی)

• از حدود ۱۸ ماهگی تا دو سالگی، کودکان استفاده از سمبل‌ها را اغاز می‌کنند.  کلمات سمبل هستند و می‌توانند معرف اشیا و یا گروه‌هایی از اشیا باشند.  یک شیء می‌تواند معرف شیء دیگری باشد.
• کودک سه ساله سوار یک تکه چوب می‌شود و گمان می‌کند که اسب است و با آن دور اتاق اسب سواری می‌کند.  کودکان سه و چهار ساله می‌توانند از کلمات استفاده کنند،  اما کلمات و تصاویر ذهنی انها به شیوهٔ منطقی مرتب نشده‌است.
• در مرحلهٔ پیش عملیاتی، کودک هنوز برخی قوانین یا عملیات‌های ذهنی را بلد نیست.  عملیات یعنی، روشی ذهنی برای تجزیه، ترکیب، و یا تبدیل اطلاعات به شیوه‌ای منطقی. مثلاً اگر اب یک لیوان بلند و باریک را به داخل یک لیوان کوتاه و پهن بریزیم، اشخاص بالغ خواهند گفت که لیوان اب تغییری نکرده‌است. زیرا می‌توانند این مراحل را در ذهنشان معکوس کنند، یعنی می‌توانند در ذهن خودشان اب را دوباره در لیوان بلند و باریک بریزند و در نتیجه به حالت نخست در بیاورند.
• در مرحلهٔ پیش عملیاتی کودک نمی تواند عملیات ذهنی را در ذهن خود معکوس کند و یا این کار را بسیار ضعیف انجام می‌دهد.  در نتیجه به باور پیاژه، کودکان پیش عملیاتی هنوز به نگهداری ذهنی دست نیافته‌اند.
• نگهداری ذهنی، یعنی درک این واقعیت که مقدار یک ماده، حتی پس از عوض شدن شکل آن ثابت می‌ماند. این کودکان متوجه نمی‌شوند که مقدار اب، حتی پس از آن که از لیوان بلند و باریک به لیوان کوتاه و پهن ریخته می‌شود، یکسان باقی می‌ماند و ثابت است.

عملیات عینی (۷ تا ۱۱ سالگی)

• کودک تنها بر اساس آنچه که مشاهده می‌کند و می‌تواند موضوعات را لمس کند پاسخ صحیحی می‌دهد . اما در خصوص موضوعاتی که عینیت ندارند و ملموس نمی‌باشند، یعنی موضوعات مجرد و انتزاعی، توانایی ارائه پاسخ صحیح را ندارد.
• استدلال قیاسی که در آن از دو مقدمه، نتیجه‌ای منطقی گرفته می‌شود، در این مرحله پیدا می‌شود.  کودک می‌توانند عمل برگشت ‌پذیری و انعطاف‌ پذیری را به خوبی انجام دهند
• به انواع مفاهیم نگهداری از جمله نگهداری وزن، طول، حجم، عدد دست پیدا کرده.  طبقه‌بندی اشیاء و موضوعات گوناگون به خوبی صورت می‌پذیرد . درک رابطه جزء و کل نزد کودکان شناخته می‌شود.
• مطلوب‌ترین پیامد در این مرحله آن است که کودک به گونه‌ای سالم به قواعد احترام بگذارد  البته این را هم بداند که هر قاعده ممکن است استثنایی موجه داشته باشد.

عملیات انتزاعی یا صوری (سن ۱۱ سالگی به بعد)

• بالاترین کیفیت شناختی نزد نوجوانان است.
• توانایی تفکر انتزاعی، استدلال قیاسی را می‌یابد.
• می‌توانند مفهوم احتمالات را دریابند.
• مواردی چون تغییر و تفسیر ضرب المثل، فرضیه سازی، استدلال کردن بسیار، کاربرد فراوان دارد.
• نوجوانان می‌توانند پیرامون سئوالات گوناگون که حتی عینیت ندارد به تفکر بپردازند.
• همهٔ نوجوانان در زمانی واحد و به میزان یکسان به مرحلهٔ عملیات صوری نمی‌رسند .
• برخی، ممکن است اصلاً به مرحلهٔ تفکر عملیاتی صوری نرسند.

( Jean Piaget (1896 –1980   
was a clinical psychologist known for his pioneering work in child development

نابهنجاری

بهنجاری و نابهنجاری

نا بهنجاری Abnormality

 

نا بهنجاری یا نا بهنجاری رفتاری به هرگونه واگرایی از حد معمول و متوسط اشاره دارد.
این اصطلاح به صور گوناگون در ارتباط با انحراف های کاملاً کمی در تحلیل های آماری و نیز الگوهای رفتاری نامتعارف یا منحرف از نظر اجتماعی بکار برده می شود.

با تکیه بر مفاهیم آماری به مشکلات جدی در تحلیل نا بهنجاری برمی خوریم .

مثلا ً با چنین مفهومی مثلا انیشتین نابهنجار در خواهد آمد،  همانطور که یک عقب مانده ذهنی نابهنجار است.

این واژه در زمینه های گوناگون به معانی مختلفی بکار می رود:

• نا بهنجاری به منزله‌ عمل یا رفتاری که از نظر تعداد در اقلیت است.  برای این معنی شاید واژه‌ی نامتعارف گویاتر باشد.  مثلاً اینکه کسی چندین عینک را همزمان به چشم بزند نامتعارف است.
• نا بهنجاری به منزله‌ی آنچه در تقابل با هنجار است.  مثلا ً نپوشیدن شلوار و برهنه به خیابان آمدن در بسیاری کشورها نا بهنجاری قلمداد می شود.

تعریف نا بهنجاری

علل نا بهنجاری

تحقیق نا بهنجاری

تعریف نابهنجاری

بهنجاری و نابهنجاری

تعریف نابهنجاری

تعریف قاطعی از نابهنجاری وجود ندارد، ولی عناصر زیر هرچه بیشتر باشند،

و واضح تر بتوان آنها را دید، اطمینان بیشتری میابیم که رفتار یا شخص نابهنجار است.

1. رنج :

• نابهنجاری دردآور است، ولی رنج شرط کافی نیست، زیرا در جریان زندگی طبیعی امری عادی است. پس رنج نه ضروری است و نه کافی .

2. ناسازگاری :

• ملاک علمی اساسی برای سازگاری در سه سوال مطرح میشود:
o آیا سازگاری به بقای گونه ها کمک میکند؟
o سازگاری به بهزیستی فرد کمک میکند؟
o رفتار فرد تا چه اندازه به بهروزی جامعه کمک میکند؟

• رواشناسان قویا به دو سوال آخر گرایش دارند. منظور از بهزیستی فرد، توانایی کارکردن و برقرار کردن روابط رضایت بخش با دیگران است.
• اضطراب و افسردگی همیشه در احساس بهزیستی فرد اختلال ایجاد میکنند. تداخل زیاد با بهروزی جامعه نابهنجار است . جانیان و آتش افروزان را اغلب جامعه ستیز مینامند.

3. نامعقولی و غیرقابل درک بودن :

• افرادی که تا خرخره میخورند و بعد استفراغ میکنند را نابهنجار میگوییم.

4. پیش بینی ناپذیری و فقدان کنترل :

• مدیر متینی که ناگهان بدون پیش بینی مدیر فروش خود را از پنجره به بیرون پرت میکند نابهنجار است. با اینحال تمام موارد فقدان کنترل نابهنجار نیستند. مثلا ناتوانی و رها کردن کنترل هنگام آمیزش جنسی مشکل ساز است.

5. مشهود و نامتعارف بودن

• مردم عموما اعمالی را پذیرفتنی و متعارف میدانند که خودشان دوست دارند آنها را آنجام بدهند و رفتارهایی که نادر و ناخوشایند هستند، به احتمال زیاد مشهود به نظر میرسند و از اینرو نابهنجارند. مثلا انواع زیادی از خیال پردازیهای جنسی و پرخاشگرانه کاملا رایج ولی نادرند لذا نابهنجارند.
• نادر بودن شرط ضروری نابهنجاری نیست. مثلا افسردگی و اضطراب با اینکه رایج هستند ولی نابهنجارند. رفتار نادر ناپسند را رفتار نابهنجار و رفتار نادر پسندیده از نظر اجتماعی را استعداد میگوییم.

6. ناراحتی مشاهده گر

• قواعد پس مانده قواعدی هستند که هیچ کس تا کنون آنها را تعلیم نداده است. ما آنها را بصورت شهودی میدانیم و برای هدایت رفتارمان بکار میبریم. تخلف از آنها موجب ناراحتی و در نتیجه نابهنجاری می شود. برای مثال در برخی فرهنگها قاعده نانوشته ای وجود دارد که بجز مواقع خشم و آمیزش جنسی صورت فرد باید حداقل  ۲۵ سانتیمتر از صورت همسرش فاصله داشته باشد و اگر به این مرز نامرئی تجاوز شود همسر احساس ناراحتی میکند. درباره پوشاندن نواحی تناسلی نیز چنین قاعده ای وجود دارد

7. تخلف از معیارهای آرمانی و اخلاقی

• از آنجایی که قضاوت نابهنجاری قضاوت اجتماعی است، گاهی درباره اینکه چه کسی یا چه رفتاری نابهنجار است، اختلاف نظر وجود دارد. گاهی مشاهده گر و عمل کننده با هم اختلاف دارند و گاهی مشاهده گران توافق ندارند . لذا گاهی جامعه یا مشاهده گر یا حتی متخصصین نیز اشتباه میکنند.
• در رابطه با نگرانی ما از بهنجاریمان پدیده ای به نام نشانگان انترن وجود دارد. دانشجوی پزشکی بی تجربه در جریان آموزش مقدماتی نشانه های تقریبا هر بیماری که مطالعه میکند را در خودش میبیند.
• بهنجاری صرفا فقدان نابهنجاری است نه چیز بیشتر. لذا به معنی خوب یا شاد زیستن نیست.
• زندگی بهینه بیشتر یک درجه است تا نوع، و هیچ کس همیشه بصورت بهینه زندگی نمیکند.

• در شش زمینه میتوان به وجود بهینگی پی برد :
o نگرشهای مثبت به خود
o رشد و رویش
o خودمختاری
o ادراک دقیق واقعیت
o شایستگی محیط
o روابط میان فردی مثبت

علل نابهنجاری

بهنجاری و نابهنجاری

علل نابهنجاری در طول زمان و مکان

رفتارهایی که در یک زمان یا مکان مقدس شمرده میشوند، ممکن است در زمانها و مکانهای دیگر به عنوان نشانه های بارز جنون شناخته شوند. برداشتهای بهنجاری و نابهنجاری در یک فرهنگ تحت تاثیر ارزشهای غالب یک فرهنگ قرار میگیرند.

علتهای تصور شده رفتار نابهنجار:

1. علتهای روح باورانه :

• در این علتها گفته میشود ارواح خبیسه یا ابلیس فرد را تسخیر کرده اند
• وقتی که دنیا بصورت روح باورانه درک میشود، احتمالا نابهنجاری پدیده ای فوق طبیعی انگاشته میشود
• مردم پیش از تاریخ نابهنجاری را به تسخیر ارواحی که در سر گیر افتادند نسبت میدادند و سوراخهایی را در جمجمه ایجاد میکردند تا این ارواح خارج شوند.
• جادوگران نیز عمدتا زن بودند و به گفته دستورنامه چکش جادوگران که در سال 1486 نوشته شد جادوگری از شهوت نفسانی سیری ناپذیر زنان سرچشمه میگیرد.

2. علتهای جسمانی :

• یونانیان باور داشتند رحم اندام زنده ای است که در بدن گردش میکند و اگر به کبد بچسبد فرد صدای خود را از دست خواهد داد و یا اگر در حفره سینه جای بگیرد تشنج ایجاد میکند و این سرگردانی رحم را مسوول این اختلالات میدانستند و آن را هیستری نامیدند. بعدها با این نظریه به چالش پرداخته شد و علت هیستری را کژکاری اندام جنسی معرفی کردند.
• مسهل ها و خون گیری و استفراغ اجباری درمانهای قرون هفدهم و هجدهم بودند و اینها را برای درمان افراد ضعیف یا دیوانه بکار میبردند.

3. علتهای روان زاد

• مسمر Franz Mesmer معتقد بود بسیاری از بیماریها از صرع تا تشنج در اثر ممانعت از جریان نوعی جوهر نادیدنی بوجود می آید که آن را مغناطیش حیوانی نامید، که بعدها مسمریسم نامیده شد، و فرایند مسمریسم بعدها به هیپنوتیزم مشهور شد
• چهره برجسته در مطالعه علمی هیپنوتیزم ژان مارتین شارکو بود. Jean-Martin Charcot
• شارکو برای آنکه هیستری را از اختلالهای عصب شناختی تفکیک کند از هیپنوتیزم استفاده کرد
برای مثال بیماری که به فلج دست مبتلا بود میتوانست تحت هیپنوتیزم دستش را حرکت دهد . لذا او میتوانست بیماری او را هیستری تشخیص دهد. شارکو به تعداد زیادی از روان پزشکان از جمله فروید آموزش داد. فروید Sigmund Freud علت های روان زاد را منشا دیوانگی میدانست.

• ژوزف بروئر Josef Breuer هیپنوتیزم را برای درمان بیماران بکار برد و بیماران اغلب در شرایط هیپنوتیزم هیجانی میشدند و تخلیه هیجانی عمیقی را تجربه میکردند و با احساس بسیار بهتری از خلسه هیپنوتیزمی بیرون می آمدند
• بعدها فروید Sigmund Freud کشف کرد که بدون هیپنوتیزم هم میتوان آثار درمانی مشابهی را بدست آورد  و او را به نظریه و شیوه درمانی معروف به روانکاوی هدایت کرد.
• در پایان قرن 18 درمانهای جدید و انسانی تری برای دیوانگان تدارک دیده شد و بهترین بیمارستانها بر نیاز به درمان اخلاقی و رعایت شان بیمار تاکید کردند.
• در پایان قرن نوزدهم با این عقیده که باید با دیوانگان مانند حیوانات رفتار کرد حمله شد
• اولین بیمارستانی که زنجیرها را از بیماران روانی برداشت سنت بونی فیس واقع در فلورانس ایتالیا بود.

4. الگوهای نابهنجاری :

o الگوی زیست پزشکی
o الگوی روان پویشی
o الگوی یادگیری شامل رویکرد رفتاری و رویکرد شناختی
• در پیروی کردن از هر الگوی ویژه، یک خطر ذاتی وجود دارد و انواع نابهنجاری آنقدر زیاد است که ما باور نداریم یک الگوی ویژه نابهنجاری بتواند تمامی اختلالهای روانی را تبیین کند.

تحقیق نابهنجاری

بهنجاری و نابهنجاری

تحقیق نابهنجاری

۴ روش وجود دارد که ما بوسیله آنها درباره نابهنجاری ها تحقیق میکنیم :

1. شرح حال بالینی :

• با کمک روان درمانگر، بیمار از رویدادهای گذشته و تاثیرات آنها بر مشکلات فعلی خود آگاه میشود و بر آنها تسلط میابد.
• درمانگر بر اساس سابقه بیمار درباره علت های احتمالی فرضیه هایی میسازد و بعد به او کمک میکند تا بر گذشته خود چیره شود.

• ارزیابی شرح حال بالینی ۴ مزیت دارد :

o روش مصنوعی نیست و شامل شخص واقعی با مشکل واقعی است
o پدیده نادری بصورت مستند ارائه میدهد که احتمالا توسط شیوه های دیگر تحقیق نمیتوان آن را مورد کاوش قرار داد.
o منبع اصلی فرضیه ها درباره سبب شناسی و مداوای نابهنجاری است
o شواهدی در جهت عدم تایید فرضیه دیگر فراهم می اورد.

• ارزیابی شرح حال بالینی ۴ نقطه ضعف دارد :

o گزینشی بودن :
بیمار درباره گذشته اش تبیین خودش را دارد و اغلب رویدادهای گذشته دور را باز نگری میکند
و با توجه به ذهنیتی که دارد شواهدی را بخاطر می آورد که با تبیین خودش سازگار باشد
o فقدان قابلیت تکرار :
اگر ما امکان این را داشتیم که یک مشاهده گذشته را تکرار کنیم شانس بیشتری داشتیم که علت آن را بیابیم
o فقدان عمومیت :
حتی یک شرح حال متقاعد کننده مخصوص یک فرد است
o شواهدناکافی برای علیت :
معمولا علت در شرح حالها مبهم است و این روش معمولا افراد دارای اختلال را بررسی میکند
نه آنهایی را که بدون اختلال هستند و به همین خاطر معمولا نمیتواند علت را مجزا سازد.

• شرح حالهای بالینی غنی ترین منبع فرضیه ها را درباره علت و درمان نابهنجاری تامین میکند
• معمولا شرح حالها چندین علت احتمالی را تولید میکنند که حتی با افزودن موارد مشابه بیشتر نمیتوان آنها را روشن کرد.

2. آزمایشگری علمی :

• درباره علت یک رویداد حدس میزنید (فرضیه میسازید)
• علت را حذف میکنید و میبینید که آیا رویداد باز هم اتفاق می افتد یا نه 3
• علت را بر میگردانید و میبینید که رویداد بازهم اتفاق می افتد.

• علت آنکه آزمایشگر آن را دستکاری میکند متغیر مستقل و اثری که آزمایشگر آن را اندازه میگیرد متغیر وابسته نام دارد.
• زمانیکه دستکاری متغیر مستقل تغییراتی را در متغیر وابسته ایجاد میکند اثر آزمایشی بدست می آید.
• عوامل دیگری غیر از متغیر مستقل که ممکن است اثر آزمایشی را را تولید کنند و همراه با متغیر مستقل واقع شوند عوامل آمیخته
نامیده میشوند. برای حذف این عوامل آمیخته آزمایشگران از گروه گواه استفاده میکنند. گروه گواه فقط عوامل آمیخته را تجربه میکند
اما علت فرض شده را تجربه نمیکند . مثلا در یک آزمایش متوجه شدند محرومیت از رویا دیدن در خواب افسردگی درون زاد را کاهش
میدهد. میدانیم وقتی ما خواب میبینیم چشمانمان در پشت پلکهای بسته مان به سرعت جابجا میشوند عضلات گردن به پایین
کشیدگی خود را از دست میدهند و در مردان آلت تناسلی به حالت نعوظ در می آید. میتوانیم هربار که این علائم آشکار میشوند با بیدار
کردن فرد او را از خواب دیدن محروم کنیم. در این آزمایش محرومیت از خواب دیدن متغیر مستقل بوده و افسردگی متغیر وابسته و اثر
آزمایشی افسردگی کمتر میباشد و برای اینکه مشخص شود که افسردگی کمتر به دلائل دیگری نبوده، گروه گواه که مشابه همه
شرایط گروه آزمایشی را دارد بدون علت محرومیت از خواب دیدن در شرایط آزمایش قرار میگیرد.

نکته 1 – متا آنالیز : در آزمایش فوق میدانیم که اگر آزمایش برای دانشجویان جوان به شدت افسرده موثر واقع میشود نمیتوان مطمئن بود که
برای افراد میانسال نیز موثر است و یا اگر درمانگر کم تجربه باشد آیا باز هم همان تاثیر را دارد ؟ برای حل این مشکل از شیوه متا آنالیز استفاده
میکنند و تعداد زیادی از بررسیهای پیامد درمان را در نظر میگیرند که ممکن است از نظر جزییات با هم فرق داشته باشند و میکوشد بصورت آماری
آنها را در هم ادغام کند و نتیجه بگیرد که آیا درمان کارساز بوده و وسعت آن چقدر است.

نکته 2 – عوامل آمیخته : برخی از عوامل آمیخته آزمایشی عبارتند از
o گمارش غیر تصادفی : گمارش تصادفی به معنی آن است که هر آزمودنی باید شانس برابری برای گمارده شدن در هر گروه داشته باشد
و اگر این گمارش تصادفی نباشد، برداشتهای اشتباه فاجعه آمیزی رخ میدهد.
o جهت گیری آزمایشگر و آزمودنی : اگر آزمایشگر نتیجه خاصی را بخواهد میتواند بصورت ظریف و نا آگاه برای تولید این نتیجه بر آزمودنیهایش
تاثیر بگذارد و در مورد آزمودنی مانند انسان میدانیم اگر کسی معتقد باشد دارویی را که ما میدانیم عملا بی فایده است به او کمک خواهد
کرد ممکن است گاهی اوقات بعد از مصرف آن بهتر شود. مورفین حتی با مقدار مصرف زیاد آن فقط ۷۵ درصد از مواقع درد را تسکین میدهد.
داروی بی حاصل را پلاسیبو مینامند . وقتی به گروه آزمایشی داروی اصلی و به گروه گواه پلاسیبو داده میشود در حالیکه نه آزمودنی و نه
آزمایشگر هیچکدام نمیدانند که کدامیک از آنها پلاسیبو را دریافت کرده اند. آزمایش بی خبری دو سره نام دارد و اگر فقط آزمودنی نمیداند که
پلاسیبو را دریافت کرده، آزمایش بی خبری یک سره نامیده میشود و اگر فقط آزمایشگر بی خبر باشد طرح بی خبری آزمایشگر نام دارد که
در بررسی پیامد روان درمانی امکان پذیر است
o ویژگیهای خواسته demand characteristics: اغلب آزمودنیها دوست دارند آزمودنیهای خوبی باشند و فرضیه آزمایشگر را تایید کنند و برخی
دیگر دوست دارند آزمودنی های بدی باشند. مثلا وقتی آزمایشی را میخواهند روی دانشجویان انجام دهند شایعات داخل دانشگاه و تبلیغ
جلب کردن آزمودنی ها و شخصیت آزمایشگر و اظهارات صریح دستورالعمل ها و محیط آزمایشگاه ویژگی های خواسته را تشکیل میدهند.

نکته 3- استنباط آماری
برای اینکه معلوم کنیم نمونه یا مشاهدات خاصی که آنجام دادیم واقعا بیانگر جامعه است از شیوه های استنباط آماری استفاده میکنیم.
فرض کنید داروی جدیدی را روی بیماری اسکیزوفرنی امتحان میکنیم و از ۱۰ نفر ۶ نفر بهبود میابند و گروه گواه که به آنها پلاسیبو داده شده
است بطور متوسط از هر ۱۰ نفر ۳ نفر درمان شده اند. حال ممکن است دو گونه استنباط کنیم اول اینکه فرض کنیم که این دارو موثر نیست
درحالیکه واقعا دارو موثر است که در اینجا خطا رخ داده است و دوم اینکه فرض کنیم دارو موثر بوده در حالیکه واقعا تاثیری نداشته است و در
اینجا اشتباه علائم کاذب رخ داده است. این دو نوع اشتباه همواره رخ میدهد لذا انتخاب سطح اطمینان همواره تصمیمی دشوار است.

نکته 4 : آزمایشهای سودمندی را میتوان با یک آزمودنی اجرا کرد و اگر خوب ترتیب یافته باشد میتواند به هدف اثبات تجربی از طریق
تکرار تحقق بخشد و شرایط گواه را در آزمودنی واحد ایجاد کرد.

• ارزیابی روش آزمایشی ۳ قوت دارد :
o بهترین روش برای مجزا کردن عناصر علی است
o در آزمایشهای گروهی نتایج را میتوان به جامعه ای که از آن نمونه گرفته شده تعمیم داد
o تکرار پذیر است

• ضعفهای آن عبارتند از :
o آزمایش معمولا مصنوعی است
o استنباط ها بصورت احتمالی صورت میگیرند نه بصورت یقین.
o اجرای برخی از آزمایش ها گاهی میتواند غیر اخلاقی یا غیر عملی باشد.
• وقتی امکان آنجام یک آزمایش از نظر عملی یا اخلاقی نباشد از روشهای همبستگی آزمایشهای طبیعت و روشهای
آزمایشگاهی استفاده میکنند.

همبستگی .correlation.

• وقتی آزمایشگر متغیر مستقل را روی آزمودنیهای گروه آزمایشی بکار میبرد و گروه آزمایشی اثر را نشان دهد
و گروه گواه نشان ندهد آزمایشگر پی به علیت میبرد. همبستگی مشاهده صرف بدون دستکاری است.

۱-همبستگی مثبت : وقتی یک رویداد افزایش میابد دیگری نیز افزایش میابد مثلا هرچه قد بیشتر شود وزن افزایش میابد
۲-همبستگی منفی : وقتی یک رویداد افزایش میابد دیگری کاهش میابد
۳-ناهمبسته : وقتی رویدادی تغییر میکند دیگری به شیوه منظم تغییر نمیکند. بلندی مو با رد شدن در امتحان فیزیک نا همبسته است.

• ضریب همبستگی : نیرومندی رابطه بین دو طبقه از رویدادها را میتوان بصورت ضریب همبستگی بیان کرد که نماد آن r است که بین
-۱تا ۱+ متغیر میباشد و در حالت r=0 نشان دهنده این است که اصلا رابطه ای وجود ندارد.
مثلا در یک رابطه همبسته نشان داده شد که هرچه افسردگی ما بیشتر باشد فعالیتهای خوشایندی که انجام میدهیم کمتر است
و r برای نمره افسردگی و فعالیتهای خوشایند 0.85- است .

همبستگی و علیت

• با توجه به مثال فوق آیا میتوانیم نتیجه بگیریم که زندگی کم پاداش (با فعالیتهای خوشایند کمتر) موجب افسردگی است؟؟
• پاسخ منفی است و اینجا مهمترین نقطه ضعف همبستگی در مقایسه با روش آزمایشی مشخص میشود.
• در واقع ۳ احتمال وجود دارد
o پرداختن فقط به چند فعالیت خوشایند ممکن است موجب افسردگی شود
o افسردگی به تنهایی ممکن است باعث شود افراد به فعالیتهای خوشایند کمتری بپردازند.
o هم افسردگی و هم فعالیت کمتر میتوانند نتیجه متغیر سوم مشاهده نشده ای باشند مثل عدم توازن شیمیایی.

• بنا بر این همبستگی همیشه ما را به کشف علیت هدایت نمیکند.
• حتی در یک آزمایش وقتی دانشجویان افسرده را ترغیب کردند که فعالیتهای خوشایند را افزایش دهند آنها افسرده تر شدند
• پس بین افسردگی و فعالیت رابطه همبستگی منفی وجود دارد ولی رابطه علت و معلولی وجود ندارد.
همه گیر شناسی epidemiology

• از زمان پیدایش ملاکهای تشخیص عملیاتی، تلاش هماهنگی در آمریکا برای اینکه چند نوع بیماری روانی وجود دارد صورت گرفت .
• بطور مثال مطالعات نشان داد :
o یک سوم مردم آمریکا حداقل به یک اختلال اساسی در دوره ای از عمر خود دچار بوده اند.
o زن بودن بطور برجسته ای خطر اضطراب و افسردگی را افزایش داد و آشکارا خطر مصرف مواد را کاهش داد.
o فقیر بودن خطر ابتلا به تمام اختلالها را افزایش داد و زندگی در شهر خطر افسردگی و سوء مصرف مواد را افزایش داد.
o زنان همچنین به اختلالهای خوردن و بیماری جوع و بی اشتهایی بسیار بیشتری مبتلا هستند
o وزن ۹۵ درصد رژیم گیرنده ها به حال سابق باز میگردد.

ارزیابی روش همبستگی

• این روش چند امتیاز و یک نقطه ضعف مهم دارد.
• همبستگی امکان مشاهده کمی و دقیق رابطه بین متغیر ها را فراهم می آورد و مانند مطالعات آزمایشگاهی مصنوعی نیستند
ولی نقطه ضعف مهم آن اینست که با همبستگی علت یک پدیده خاص را نمیتوان مجزا کرد. بلکه شخص میتواند به علت نزدیکتر
شود و برای تعیین مشخص تر علیت روشهای دیگری چون آزمون تجربی لازم هستند.

3. آزمایشهای طبیعت

• گاهی اوقات یک رویداد چشمگیر مانند سیل، زلزله، آتش سوزی یا فوران آتشفشان زندگی افراد را تغییر میدهد
• آزمایشهای طبیعت مطالعه ای است که آزمایشگر، آثار یک رویداد طبیعی غیر عادی را مشاهده میکند.
• آزمایشهای طبیعت معمولا واپس نگرانه هستند. یعنی بعد از رویداد آغاز میشود. اما برخی اوقات آینده نگرانه نیز هستند.
مانند مطالعه ای که روی ۲۰۷ کودک که مادر اسکیزوفرنی داشتند و ۱۰۴ کودک گواه آنجام شد که از سال 1962 تا زمان حال پیگیری شدند
در این مطالعه طولی نشان داده شد که آن کودکانیکه در خطر زایمانهای آسیب زاد قرار داشتند به اسکیزوفرنی تمایل داشتند
و نیز کودکانی که در معرض خطر تربیت خانوادگی ناپایدار قرار داشتند نیز به اسکیزوفرنی شدن گرایش داشتند.

ارزیابی آزمایشهای طبیعت

• سه قوت این روش عبارتند از :
o این روش رویداد واقعی را ثبت کرده و مصنوعی نیست
o عمل غیر اخلاقی توسط پژوهشگر صورت نمیگیرد
o علت اصلی را بصورت یک آزمایش طبیعت میتوان تعریف کرد.

• سه نقطه ضعف این روش عبارتند از :
o نمیتوانیم عناصر فعال را از عناصر نافعال در علت مجزا کنیم. مثلا نمیدانیم اختلال پس از حادثه به علت کدامیک از جنبه ها مانند سیل
یا دیدن افراد مرده یا ناگهانی بودن فاجعه بوده است
o رویدادهای نادر طبیعت تکرار پذیر نیستند
o مانند شرح حالها این روش نیز توسط قربانی در معرض سوگیری واپس نگرانه قرار دارد.

4. الگوی آزمایشگاهی

• آخرین روش برای غلبه برعدم امکان آزمایشگری مستقیم الگوی آزمایشگاهی است که عبارتست از تولید پدیده های مشابه با اختلالهای
روانی که بصورت طبیعی رخ میدهند، تحت شرایط کنترل شده که در این الگوها هم انسان و هم حیوان بکار گرفته میشوند.
• مثلا دانشمندان الگوی حیوانی افسردگی یک قطبی را بوجود آوردند و متوجه شدند حیواناتی که شوک غیر قابل کنترل دریافت میکنند
بعد از یک مدتی که احساس درماندگی را آموختند حتی نمیتوانستند از شوک بگریزند و عملا آن را دریافت میکردند و برای آنکه ببینند آیا
درماندگی آموخته شده الگوی موجه افسردگی است آن را بصورت منظم ارزیابی کردند و مشاهده کردند حیوانات ۶ نشانه اول نشانه های
افسردگی را داشتند و انسانها وقتی در معرض صدای کنترل ناپذیر قرار میگرفتند ۸ نشانه اول را داشتند و نشانه نهم که فکر به خودکشی
بود را نمیتوانستند در آزمایشگاه تولید کنند. که احتمالا به این علت بوده که شدت رویدادهای کنترل ناپذیر در آزمایشگاه بسیار ملایم است.
این نشانه ها باعث شد تا درمانهای دارویی که درماندگی آموخته شده در حیوانات را مداوا میکنند کشف بشود و بعد از آن داروی افسردگی
در انسانها را نیز کشف کنند.

ارزیابی الگوهای آزمایشگاهی دارای سه قوت هستند :
o میتوانند علت اختلال را مجزا کنند
o دستکاری غیر اخلاقی را به حداقل میرسانند
o تکرار پذیرند
ارزیابی الگوهای آزمایشگاهی ۲ نقطه ضعف دارند:
o شبیه اختلال واقعی هستند ولی عینا همان نیستند
o چون اغلب از آزمودنی های حیوان استفاده میشود باید استنباط کنند که انسانها بطور مشابه نسبت به اختلال مورد نظر
o آسیب پذیر هستند.

ترکیب چندین روش :

• هیچ روشی به تنهایی شناخت کامل آسیب شناسی روانی را تامین نمیکند و هر روش به شناخت جنبه های گوناگون نابهنجاری می آنجامد
• زمانیکه تمام این روشها در جهت تایید یک نظریه با هم ترکیب شوند میتوانیم بگوییم تار و پود شناخت بافته شده است.