کوچه‌شعرِ اهلِ‌دلان

تمامی این مجموعه شعر ها از آنِ اِیلوست، برای ایلوست و در لحظه لحظه و خط به خطِ آنها یاد و نام اِیلو نهفته شده و جاریست؛ اِیلویی که مژده عشق میدهد.

“اِیلو” یک رمزنامِ ساختگی است و از “I Love You” یا “ILU” آمده. “اِیلو” همان دلبرده و معشوق است.

مکرر و بطُرقِ مختلف در بارهِ ایلو سوال می‌پرسند؛ و من مجبورم به دروغ بگویم که ایلویِ من مجازی است، که ایلو وجودِ خارجی ندارد و زادهِ ذهنِ خیالپردازِ من است. هیچکس جز خودِ ایلو نمیداند، حتی من!

گزیده شعرهایی از شاعران منتخب:

آ-ا:   علی رضا آذرابوسعید ابوالخیرمهدی اخوان ثالثپروین اعتصامیرها اعتمادیهوشنگ ابتهاج (سایه)امیر ارجینینادر ابراهیمیقیصر امین پورعلی اشتریاهورا ایماناقبال لاهوری

ب: بابا طاهرسیمین بهبهانیروزبه بمانیعلی رضا بدیعمحمدعلی بهمنیپژمان بختیاری – بهار

پ-ت: جهانبخش پازوکیامیرفرّخ تجلّیبیژن ترقیتباح فرمهسا تیموری – سلیم تهرانی

ج-چ: ایرج جنتی عطائیمینا جلالیمحسن چاوشیپویا ‌جمشیدی

ح-خ: حافظ 1 حافظ 2 حزین لاهیجیخیامخواجوی کرمانیناظم حکمت

د-ر: امیرخسرو دهلویرونیایرج رزمجو بابک روزبهبيدل دهلوی

ز: زویا زاکاریانپاکسیما زکی پورحسین زحمتکش – ایرج زبردست –  

س: سلمان ساوجیسهراب سپهریاردلان سرفرازمهدی سهیلیآرش سزاوارتقی سیدیمجتبی ‌سپیدسجاد سامانی

ش: شیخ بهاییشفایی اصفهانیاحمد شاملوشفیعی کدکنیحسین شریفی

ص: صائب تبریزیبابک صحراییفریبا صفری نژادحسین صفا – امید صباغ نوصغیر اصفهانیسعید صاحب علم

ط: طبیب اصفهانی

ع: عراقی – عطارعماد خراسانیعُرفی شیرازیگروس عبدالملکیانفرامرز عرب عامری

ف: فروغی بسطامی – فیض کاشانیکریم فکور – مهدی فرجیفرخی یزدی

ق:  قاآنی یزدانبخش قهرمانشهیار قنبری

ک-گ: مجتبی کاشانی لیلا کسرییغما گلروییکلیم کاشانی

ل: لاادری (ناشناس)

م: افشین مقدمحسین منزویفریدون مشیریرهی معیریهما مير افشار معینی کرمانشاهیبتول مبشریمحتشم کاشانی

ن: تورج نگهبانفاضل نظریشهرام نصیریشهریار نراقی

و: وحشی بافقیپرویز وکیلی

ه: هاتفهلالی جغتاییصادق هدایتهلاکی همدانیهُمای مستان

ی: افشین یداللهیبهادر يگانهرسول یونان

.

.

 نفرین نامه 


عشق و شعر

انواع شخصیت‌ها و انواع فرهنگ‌ها، انواع عشق‌ها را تولید می‌کند.

ما به آدمی که عاشق می‌شود و به‌خاطر آن رابطه عاشقانه قتل انجام می‌دهد، نمی‌توانیم بگوییم که به‌واسطه عشق سلامت روان پیدا کرده است.

اما آن عشقی که عاشق در تجربه‌ عاشقی شعر می‌سراید یا نقاشی می‌کند، این عشق یک وجه هنرمندانهٔ انسانی‌ای را در او شکفته است. همان طور که هیچ شامپانزه‌ای، هیچ اوران اوتانی و هیچ گوریلی آن بذر و آن میوهٔ هنر و ادبیات را ندارد.

این آدم تا عاشق نبوده نه شعر می‌فهمیده و نه می‌سروده است.

اما حال که عاشق شده شعر می‌فهمد و شعر می‌سراید.

این‌جا در واقع یک پدیده انسانی و یک پدیده هنری به این آدم افزوده شده است، پس عشق در این آدم سلامت روان ایجاد می‌کند.

دکتر محمّدرضا سرگلزایی (روانپزشک)